عبادت علي عليه السلام

از نظر اسلام هركار خير و مفيدي كه با انگيزه پاك خدايي توأم باشد عبادت است،‌از اينرو درس خواندن، كار و كسب و فعاليت اجتماعي داشتن، اگر لله و في الله باشد عبادت است. با وجود اين پاره اي از تعاليم اسلام همچون، نماز، روزه، مناجات و دعا و ... هستند كه فقط به منظور عبادت وضع شده اند.

اما عبادت اميرالمؤمنين :

علي (ع) شخصيتي است كه ميدانهاي جنگ را مي آرايد، ميدانهاي سياست را مي آرايد، نزديك به پنج سال بر بزرگ ترين كشورهاي آنرزو دنيا حكومت مي كند، ولي با آن همه كار و مشغله كه همه وقت انسان را به خودش مشغول مي كند عبادتي در بالاترين حد ممكن دارد. در چنين مواردي انسانهاي يك بْعدي مي گويند: در راه خدا كار مي كنيم و كارمان براي خداست پس دعا و عبادت ما همين كار ماست ولي علي (ع) اين كارها را دارد و در بسياري از شبها هزار ركعت نماز هم مي خواند. زمان پيامبر (ص) او يك جوان انقلابي و همه كاره در ميدانهاي مختلف است. هميشه مشغول است و وقت خالي ندارد. اما همان روزها وقتي نشستند و گفتند در بين اصحاب، عبادت چه كسي از همه بيشتر است؟ ابودرداء گفت:‌علي (ع). گفتند: چطور؟ نمونه و مثال آورد و همه را قانع نمود. زمان خلافت هم باز بيشترين عبادت را دارد، بطوريكه امام چهارم كه خود زين العابدين و سيد الساجدين است در مورد عبادت ايشان فرمود:

و من يطيق هذا؟چه كسي طاقت چنين اعمالي را دارد؟در اين مجال اندك به ذكر چند نكته پيرامون عبادت از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) اكتفا مي كنيم:

1- توجه كامل به انجام واجبات توأم با تمركز و حضور قلب

در هنگاميكه جنگ صفين و در ليله الحرير، در بحبوحه جنگ، هنگام اداي نماز،‌ بين دو صف جايي براي حضرت علي (ع) مهيا شد تا نماز بخوانند، آن حضرت در حاليكه تيرها از طرفين وي عبور مي كرد و بر زمين فرود مي آمد، بدون هيچ تزلزلي به نماز مشغول شد. چرا كه از ديدگاه اميرالمؤمنين ، اهميت هيچ عبادتي مانند اداي واجبات نمي باشد. لذا مي فرمايد:

((لا عباده كاداء الفرائض))

و بواسطه همين تمركز و توجه كامل به اداي فرائض است كه بهترين زمان براي در آوردن تير از پاي حضرت را زمان مشغول بودن ايشان به نماز مي دانند. چرا كه در آنحال هيچ توجهي به غير خدا ندارد.

2- عبادتهاي بي حاصل

از ديدگاه اميرالمؤمنين بسياري عبادات بي حاصل است :چه بسيار انسان روزه داري كه بهره اي جز گرسنگي و تشنگي از روزه داري خود ندارد. و چه بسا شب زنده داري كه از شب زنده داري چيزي جز رنج و بي خوابي به دست نياورد! خوشا خواب زيركان و افطارشان.

از اين رو علاوه بر پرهيز از آفات عبادت همچون ريا و عجب و ... امام علي (ع) يكي از لوازم روي آوردن به مستحبات را نشاط روحي مي دانند و مي فرمايند :براي دلها، روي آوردن و نشاط، و پشت كردن و فراري است. پس آنگاه كه ((نشاط)) دارند، آن را بر انجام ((مستحبات)) واداريد و آنگاه كه پشت كرده ((بي نشاط)) است، به انجام ((واجبات)) قناعت كنيد.

3- اقسام عبادات

(( إن قوما عبدوالله رغبه فتلك عباده التجار وإن قوما عبدوالله رهبه فتلك عباده العبيد و إن قوما عبدوالله شكرا فتلك عباده الاحرار))

همانا گروهي خداي را به انگيزه پاداش مي پرستند ، اين عبادت تجار است و گروهي او را از ترس مي پرستند، اين عبادت بردگان است و گروهي او را از روي سپاسگزاري مي پرستند و اين پرستش آزادگان است.))

و از كلمات قصارشان است كه :

من تو را بخاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر طمع در بهشت عبادت و پرستش نكرده ام.من تو را بدان جهت پرستش كردم كه شايسته پرستش يافتم.

4- وجوه عبادات

نهج البلاغه و بيانات اميرالمؤمنين پر است از ترسيمها و مطالب مربوط به عبادت وعبادت پيشگان!گاهي سيماي عابدين و سالكين از نظر شب زنده داري ها خوف و خشيتها، شوق و لذتها، سوزو گدازها، آه و ناله ها و تلاوت قرآنها ترسيم شده و گاهي واردات قلبي و عنايات غيبي كه در پرتو عبادت و مراقبه و جهاد نفس نصيبشان مي گردد،‌بيان شده است، گاهي تأثير عبادت از نظر (گناه زدايي) و محو آثار تيره گناهان مورد بحث قرار گرفته است، گاهي به اثر عبادت از نظر درمان پاره اي بيماريهاي اخلاقي و عقده هاي رواني، اشاره شده است. گاهي هم از لذتها و بهجت هاي خالص و بي شائبه و بي رقبت عباد و زهاد و سالكان راه ذكري به ميان آمده است.الهي كفي به عزا ان اكون لك عبدا و كفي به فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب.

 

یا علی مددی کن

دانلود آهنگ های درباره آقا رسول الله (ص)

سلام دوستان . چندتا آهنگ برای دانلود گذاشتم و

انشاءالله که خوشتون بیاد و التماس دعا دارم از شما .یاعلی

 

 

سامی یوسف : اسلام علیک: دانلود

سامی یوسف : لا اله الا الله : دانلود

سامی یوسف : هسبی ربی : دانلود

سامی یوسف : حلالم کن مادر (ترکی): دانلود

پیام عزیزی : با قدسیان : دانلود

بنی فاطمه : دانلود

یا رسول الله : دانلود

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

التماس دعا دوستان

شعر زیبا درباره مولا علی

از علي آموز اخلاص عمل             شير حق را دان مطهر از دغل

 

مولوی

 

 

 

 اي دل سخن از شه نجف کن              مداحي غير برطرف کن

 

محتشم کاشانی

 

 

 

گزينم قران است و دين محمد            همين بود ازيرا گزين محمد

 

ناصر خسرو

 

 

السلام اي عالم اسرار رب‌العالمين              وارث علم پيمبر فارس ميدان دين

 

محتشم کاشاني

علي و ارتباط با زنان و دختران

 

- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

- اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود .

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

 پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده در اين ارتباط براي هر دو نفر است!ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.

منبع : http://www.emamali.net

دوستان عزیز ای کاش راه مولا رو بریم ،  آیا میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سخنان مولا علی (ع)

قالَ علیٌّ ( علیه السّلام ) :

  • هیچ دشمنی برای انسان٬ ستمگرتر از نفس او نیست.

منبع : غرر الحکم٬ ج ٢ / فصل ٨۶ (لا)٬حدیث٣٢۴ .

قالَ علیٌّ (ع) :

  • خوشا به حال آن که همیشه خدا را در نظر داشته و از گناه خویش بیمناک باشد .

منبع : غرر الحکم٬ ج ٢ / فصل ۴۶ (طوبی)٬ حدیث٣ .

 

قالَ علیٌّ (ع) :

  • هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

 

منبع : غرر الحکم٬ ج ٢ / فصل٧٧ ٬(مَن)٬حدیث۹-١۴۴٨.

 

قالَ علیٌّ (ع) :

  • زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.

 

منبع : نهج البلاغه فیض الاسلام٬ص١١٠۶ ٬کلمات قصار٬ شماره٣۹ .

ادامه نوشته

حضرت فاطمه زهرا در کلام امام خمینی

تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا، سلام الله علیها، جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است، یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان. او زن معمولی نیست، او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است. پس، امروز روز زن است. تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام در این زن است... زنی که تمام خاصه های انبیاء در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود. زنی که اگر مرد بود به جای رسول الله بود. پس، فردا روز زن است. تمام حیثیت زن و تمام شخصیت زن فردا موجود شد. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی وناسوتی هم از برای زن ابعاد مختلفه است. چنانچه برای مرد و برای انسان. این ورق صوری طبیعی نازلترین مرتبه انسان است و نازلترین مرتبه زن است و نازلترین مرتبه مرد است. لکن از همین مرتبه نازل حرکت به سوی کمال است. انسان موجود متحرک است، از مرتبه طبیعت تا مرتبه غیب ، تا فنا بر الوهیت. برای صدیقه طاهره این مسائل، این معانی حاصل است. از مرتبه طبیعت شروع کرده است. حرکت کرده است. حرکت معنوی، با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله مراحل را طی کرده ا ست تا رسیده است به مرتبه ای که دست همه از او کوتاه است؛ پس، فردا تمام جلوه زن تحقق پیدا کرده است. و زن به تمام معنا متحقق است. فردا روز زن است. [i]

این نمایه به اندیشه امام خمینی ره درباره فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها در ضمن می پردازد.

مردم از ديدگاه حضرت على(ع)(1)

لطف او عام بود،همه كس را چه هم كيش بود و چه غير آن،مورد عنايت قرار مى‏داد و براى ستمى كه به آنها مى‏رسيد، شديدا مى‏رنجيد،لذا مى‏فرمود:

«مردم دو دسته‏اند:يا برادر دينى تو هستند،يا انسانى مانند تو.» (1)

«بر اهل ذمه ستم روا مدار.» (2)

در پيمان مسيحيان نجران نوشت:«نبايد ستم ببينند و نه حقى از آنان پايمال گردد.» (3)

از اينكه يك سرباز دشمن توانسته بود خلخالى از پاى زنى يهودى،در شهر«انبار»كه محيط مسلمين بود، باز كند و به غارت ببرد،شديدا ناراحت‏شده مسلمانان آنجا را عتاب كرد و فرمود:

«اگر مسلمانى،پس از اين ماجرا به تاسف و اندوه بميرد،جا دارد،و او را سرزنش نبايد كرد.» (4)

پى‏نوشتها:

1.ترجمه الامام على (جرج جرداق) -ج 1 ص 117.

2.ماخذ قبل-ج 1 ص 280/281.

3.ماخذ قبل-ج 1 ص 280/281.

4.ماخذ قبل-ج 1/281.

على معيار كمال صفحه 180

دكتر رجبعلى مظلومى

مردم از ديدگاه حضرت على (ع)(2)

ايجاد زمينه‏هاى مشاركت مردم در عرصه‏هاى اجتماعى و سياسى فرهنگى، تأمين خواسته‏هاى مشروع مردم و دفاع از حقوق اساسى و عمومى مشروع، شاخص زير بنايى مردم گرايى را شكل مى دهند.يك فرد يا يك نهاد در صورتى مى تواند در ادعاى مردم گرايى خويش صادق باشد كه در رعايت محورهاى ياد شده متعهد بوده و تلاش پر بار در گشودن فضاهاى متناسب ابعاد ياد شده انجام دهد.

مردم گرايى يك ارزش اجتماعى در جوامع بشرى متبلور است و نهادهاى اجتماعى در تشكيل آن تلاش مى كنند و بلكه فراتر از ارزش اجتماعى يك آرمان، و ايده به شمار مى آيد و نهادهاى سياسى يكى از امتيازهاى خويش را مردم گرايى مى دانند.

ادامه نوشته

زن از ديدگاه على عليه السلام

بررسى ديدگاه حضرت على عليه‏السلام درباره زن نيازمند به آگاهى و شناخت موقعيت اجتماعى «زن‏» در قبل و بعد از اسلام است.

از نظر تاريخ روشن است كه زن قبل از اسلام در محروميت فراوان بوده و از جايگاه مناسب اجتماعى برخوردار نبوده است; چرا كه نگاه به زن نگاه ابزارى و كالائى بوده يعنى زن در رديف يكى از كالاهايى بوده است كه در اختيار مردان بوده، تا لذت بيشترى از زندگى ببرند. اسلام با نداى آسمانى خود تحول بزرگى ايجاد نمود; اولا از نظر شخصيتى زن را برابر مرد قرار داد، ايمان و عقايد و افكار او را محترم شمرد. ثانيا حقوق اجتماعى زيادى براى او قرار داد كه قبل از اسلام وجود نداشت البته اگر هم در بعضى موارد بين او و مرد فرق گذاشته باز بجهت اقتضائات روحى و جسمى زن بوده است و لذا در سايه اين تعليمات زن در ميان مسلمين موقعيت اجتماعى مناسبى پيدا كرد.

البته چه بسا در اين مسئله مانند بسيارى ازمسايل اجتماعى ديگر دورى از تعليمات وحى الهى موجب گرفتارى و انحراف و افراط و تفريط خواهد شد.

حضرت على عليه‏السلام با توجه به موقعيتى كه زن قبل از اسلام داشته، و موقعيت مناسبى كه بعد از اسلام پيدا كرده براى حفظ جامعه اسلامى از خطر انحراف در افراط و تفريط روزنه‏هاى ورود اين خطرها را مى‏بندد; لذا زن در نظر ايشان از يك جهت‏يكى از تلجليات حضرت حق و نشان دهنده جمال زيباى خداوند است.

ادامه نوشته

میلا آقا رسول الله (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر شیعیان مبارک باد

 

روزي در تقويم خواهند نوشت : تعطيل "  روز فرج مهدي فاطمه "

و بعد در مدينه ، کنار ساختمان نيمه کاره اي تابلوي زير را ميبينيم .

" پروژه حرم مطهر بي بي دو عالم حضرت زهرا (س)"

کار فرما : قائم آل محمد .

پيمانکار : ياران حضرت .

مساحت : وسعت دل تمام شيعيان . براي فرج مهدي فاطمه سه صلوات بفرست .

السلام عليک يا ابن رسول الله ... . عيد شما مبارک .

التماس دعا خيلي خيلي

چرا در قرآن از همسران خانم ها سخنی به میان نیامده است؟

در قرآن مجید در مورد زنهای بهشتی آیه‌هایی وجود دارد که گفته شده برای صاحبان ایمان و عمل صالح حوریه‌هایی است زیبا و پوشیده و ... که به همسری مردان در می‌آیند پس چرا برای زنها گفته نشده که مثلاً مردهایی است چنین و چنان‌.

در این باره باید گفت‌: اولاً دلیلی ندارد که ما بخواهیم ثابت کنیم که مرد برتر است یا زن‌. باید بدانیم که خدای متعال هیچ ناقصی را خلق نکرده و مخلوقات او همه کاملند و تساوی زن با مرد به مثابه ارزش دادن به زن نیست که این همه افراد در پی کسب حقوق مساوی می‌باشند و بعضی از موارد موجود را دلیل برتری مرد و یا حقارت زن می‌دانند. از قرآن استفاده می‌شود ارزش زن و مرد به انسانیت آنهاست نه جنسیت آنها. و مرد و زن بودن عوارض دنیایی بوده و ویژة این عالم است و برترین بندگان نزد خدای متعال با تقواترین آنهایند و زن و مرد بودن شرط تکامل نمی‌باشد. از این رو، در مورد نعمت‌های بهشتی که ظاهراً به مردان اختصاص دارد، به چند مقدمه باید اشاره شود: اول این که‌: قرآن از یک واقعیت عالی و بالایی برخوردار است و برای این که‌، برای بشر مادی قابل درک باشد، از مقام خود تنزل یافته و با زبان عموم مردم وعده‌های بهشتی را داده است‌. حال باید گفت اگر چه داشتن این همه امکانات برای اکثریت نشانة خوشبختی است‌; اما افرادی هم هستند که به این ظواهر از روی اختیار بی‌علاقه‌اند. به همین دلیل‌، خدای متعال در آیه‌ای که به توصیف نعم بهشتی می‌پردازد، می‌فرماید: و رضوان الله اکبر یعنی رضایت و رضوان الهی بالاتر است که به طور قطع مرد و زن از آن بهره می‌گیرند. دوم این که‌: برخی مفسرین معتقدند که چون روش قرآن رعایت عفت کلام است و بیان این نعمتها با این عبارت که «مردان زیبا روی برای پاداش زنان مؤمن‌» از عفت کلام بدور است‌. از این رو بیشتر با ضمایر مذکر نعمتها را بر صاحبان آن بر شمرده و چنین امری در فرهنگ ادبی عرب معمول است‌. علاوه بر این‌، مفسرین معتقدند که این استعمال از باب تغلیب بوده و عباراتی این گونه هم بر زن و هم بر مرد دلالت می‌کند و اگر قرینه‌ای در کلام نباشد که مشخص کند منظور فقط مرد است یا فقط زن‌، حکم شامل هر دو صنف می‌شود.

چرا حضرت علی (ع) می‌فرمایند: زن ناقص العقل و الایمان است‌؟

گاهی حادثه یا موضوعی در اثر یک سلسله عوامل تاریخی‌، زمان‌، مکان و... ستایش یا نکوهش می‌شود، اما نه به این معنی که اصل طبیعت آن شی‌ء قابل ستایش یا مستحق نکوهش باشد; بلکه احتمال دارد زمینه یا دلیل خاصی باعث این ستایش یا نکوهش شده باشد.

بخشی از نکوهش‌های نهج البلاغه راجع به زن‌، ظاهراً به جریان جنگ جمل بر می‌گردد; یعنی جنگی که به شهادت تاریخ‌، زمینة دو جنگ صفین و نهروان را فراهم آورد و در نهایت منجر به شهادت مظلومانة حضرت علی‌(ع) و پایان حکومت عادلانه‌اش گردید; بنابراین می‌توان گفت‌: انگیزة حضرت (ع) در بیان آن خطبه‌، انگشت گذاردن روی نقاط ضعفی است که در نوع زنان موجود بوده و می‌توانسته خطرساز باشد. آری اگر بنا باشد زنی رهبری سیاسی و زمام مسائل حکومتی را در دست گیرد، نباید چنان نقاط ضعفی را در وی نادیده گرفت‌، چنان که مردان هم بدون داشتن لیاقت و قابلیت‌های لازم‌، نمی‌توانند مسئولیت‌های رهبری و حکومتی را به عهده گیرند.

 در واقع حضرت (ع) خواسته‌اند با اشاره به نقاط ضعف موجود در نوع زنان‌، به انبوه مردمی که چشم و گوش بسته به دنبال یک زن راه افتاده و علیه امام عادل خویش فتنه‌ای برپا ساخته‌اند، هشدار داده و آنان را از ادامة حرکت در مسیر باطل و خطرساز باز دارند.

 البته حضرت علی (ع) در مواضعی دیگر از نهج البلاغه‌، آن جا که لازم بوده‌، از مردان نیز انتقاد نموده و معایب اخلاقی و عملی آنها را تذکر داده‌اند. یا در جای دیگر، ضمن بیانات کوبنده‌ای‌، مردم بصره و کوفه را با تعبیرات تندی همچون سبک عقلی و سفاهت مورد انتقاد قرار می‌دهند; یعنی درست همان خصلتی که به عنوان سومین صفت مذموم زنان در خطبة 79، بیان شده است‌. این مطلب رهنمودی است که نشان می‌دهد: تعبیر «هن نواقص العقول‌» همة زنان را در همة طبقات و همة اعصار و قرون در بر نمی‌گیرد; بلکه مشارالیه سخن حضرت‌(ع)در مرحلة اول‌، زنی است که طوفان جنگ را علیه حق و حقیقت بر انگیخت‌، و در مرحلة بعد متوجه زنانی است که در تمام اعصار و قرون در فکر و عمل‌، مشابه این زن هستند. البته این شیوه‌، شیوة قرآن کریم است که در بعضی مواقع‌، به انگیزة هدایت مردم‌، نقاط ضعف نوع انسان را تذکر می‌دهد. مثلاً وقتی انسان را موجودی «هلوع‌» معرفی می‌کند (که اگر گزندی به او برسد، بی‌تابی می‌کند و اگر چیزی به او رسد، بسیار منع کننده و باز دارنده از رسیدن خیرات به دیگران است‌)، انسان را وا می‌دارد تا با شناسایی نقاط ضعف‌، به اصلاح خود پرداخته و در زمرة نماز گزارانی درآید که قرآن کریم آنها را از خطر انحراف‌، خارج ساخته است‌. از سوی دیگر می‌دانیم که حضرت مفسر قرآن کریم و مبین احکام وحی بوده‌اند. حال اگر منطق قرآن را در مورد نوع زن بشناسیم‌، اندیشه‌های حضرت را نیز شناخته‌ایم‌. قرآن کریم‌، ارزش انسان‌ها را به تقوای آنها می‌داند و زن و مرد بودن را در رسیدن به کمال‌، دخیل نمی‌داند. مثلاً وقتی از حضرت مریم (س)، آسیه همسر فرعون‌، خواهر حضرت موسی (ع)، مادر حضرت مریم و بعضی زنان برجسته‌، چنان به نیکی یاد کرده و کمالاتشان را تصریحاً یا تلویحاً ذکر می‌نماید و به استعداد و لیاقت‌های آن‌ها در راه کسب کرامت‌های انسانی‌، اعتراف می‌نماید، آیا می‌توان پذیرفت حضرت علی (ع) که آشناترین انسان‌ها به منطق قرآن است‌، در صدد تحقیر زن برآمده و او را موجودی پست و خوار معرفی نماید؟

از سوی دیگر آن همه بزرگداشت و تعظیم حضرت (ع) نسبت به حضرت زهرا (س) یا دختر گرامیشان حضرت زینب (س) (که نام او را چون زینت پدر است زینب می‌نهد او که با نقش‌آفرینی در حادثة عاشورا، توانست نمونة بی‌بدیل و نسخه‌ای مجرد در تاریخ باقی بماند) هرگز با اعتقاد به نقصان ذاتی و فطری زن هماهنگ نیست‌. حال دلیل فرمایش حضرت (ع) را از ادامة کلام مبارک خودشان می‌توان بدست آورد. از آن جا که در عرصة قضاوت و داوری‌، گاه نیاز به شهادت شهود هست و شهادت دو زن (طبق فرمودة خدای تعالی‌) برابر است با شهادت یک مرد، از سوی دیگر یکی از شرایط شاهد، دارا بودن قوای عقلانی است و به شهادت سفیه‌، نادان‌، ساهی یا غافل اهمّـیّت داده نمی‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که مقصود حضرت از نقص عقل‌، سفاهت و کم عقلی نیست‌; زیرا شهادت شاهد سفیه اصلاً پذیرفته نیست و مرد و زن با تعداد بیشتر و کمتر تفاوتی ندارند. از طرفی علت کافی نبودن شهادت یک زن‌، نبودن مستمر و دائمی زنان در عرصة حوادث اجتماعی است‌. زنان به علت اشتغال شدید به امور خانه‌داری و تربیت اولاد که بزرگترین مسئولیت طبیعی و مطلوب آنهاست‌، غالباً در متن وقایع و امور جاری اشخاص و اصناف قرار نمی‌گیرند و کمتر اتفاق می‌افتد که احاطة لازم را که صحت شهادت مبتنی بر آن است‌، بدست آورند و گاه ممکن است مطلبی را فراموش نمایند.

افزون بر این‌، غلیان عواطف و احساسات که با تدبیر خالق حکیم در وجود زن سرشته شده‌، محتمل بلکه متیقّن است که در پاره‌ای اوقات از کارآیی قوة تفکر او بکاهد; که البته این مطلب هم در جای خود نوعی ارزش تلقی می‌شود.

موسیقی حرام در قرآن

شکوری

در پاسخ به این سوال که آیا آیات و روایات منصوص و معتبر در حرمت غنا و موسیقی وجود دارد؟
باید گفت:آن‌چه از مجموع كلمات فقها و سخنان دانشمندان اسلامی در این زمینه می‌توان استفاده كرد، این است كه غناء، آهنگ‌های طرب‌انگیز و لهو باطل است و به عبارت دیگر: غنا آهنگ‌هایی است كه متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد می‌باشد كه قوای شهوانی را در انسان تحریك می‌كند و گاه یك آهنگ هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم محتوای آن، به این ترتیب كه اشعار عشقی و فساد‌انگیز را با آهنگ‌های مطرب بخوانند. و گاه تنها آهنگ، غنا است، به این ترتیب كه اشعار پرمحتوا یا آیات قرآن و دعا و مناجات را به آهنگی بخوانند كه مناسب مجالس لهو لعب است، و در هر دو صورت حرام می‌باشد.در خصوص «غنا» و موسیقی حرام، قرآن كریم در برخی آیات به آن پرداخته و مخالفت خود را با غنا و این نوع موسیقی اعلام فرموده است . 
و در یك بررسی كوتاه، برخی از مفاسد غنا عبارتند از:
الف ـ تشویق به فساد اخلاق: مجالس غنا معمولاً مركز انواع مفاسد است و آن‌چه به این مفاسد دامن می‌زند همان غنا است.
ب ـ غافل شدن از یاد خدا: تعبیر به «لهو» كه در تفسیر «غنا» در برخی از روایات اسلامی آمده، اشاره به همین حقیقت است كه غنا انسان را آن چنان مست شهوات می‌كند كه از یاد خدا غافل می سازد.
ج ـ غنا آثار زیانباری را بر اعصاب و روان می گذارد؛ غنا و موسیقی لهو در حقیقت یكی از عوامل مهمّ تخدیر اعصاب و روان است و آثار زیانبار غنا و این گونه موسیقی بر اعصاب تا سرحدّ تولید جنون و بر قلب و فشار خون، و تحریكات نامطلوب پیش می‌رود.[1]

ادامه نوشته

سالروز به امامت رسیدن امام زمان حضرت مهدی (عج)

 

زمانى که یازدهمین پیشواى معصوم اسلامیان به زهر جفاى

معتمد ،خلیفه ستمگر عبّاسیان، در سّن بیست و هشت

 سالگى به شهادت رسید، حضرت مهدى(عج) کودکى پنج 

ساله بود .آغاز امامت حضرت مهدى(عج) در خردسالى ،

با توجّه به اعجاز الهى و قدرت خدادادى اعجاب بر انگیزى

 که در وجود هر امام معصوم به ودیعت نهاده شده، امرى

 شگفت و قابل تردید نیست.به ویژه که در تاریخ نمونه هایى

 بارز از این قبیل تکرار شده و مورد قبول و تصدیق همه گان

 است. آن چنان که قرآن کریم درباره حضرت یحیى(علیه السلام)مى فرماید:

 

(وَ اتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً )

«ما در کودکى او را به نبوّت و حاکمیّت رساندیم»

و درباره حضرت عیسى(علیه السلام)حکایت سخن گفتن او را

در گهواره نقل مى فرماید:

 

(قالَ اِنّى عَبْدُاللّهِ آتانِىَ الْکِتابَ وَ  جَعَلَنى نَبِیّاً)

 

....................................................................

سه تا فایل صوتی درباره ی آقام (عج) است .

منم سرگشته ی حیرانت ای دوست ، کنم یکباره جان قربانت ای دوست ... 1.57 مگابایت دانلود
تو دلم یه دنیا حرفه ، که می خواهم بگم براتون آقا ... 4.97 مگابایت دانلود
بی تو ای صاحب الزمان ،‌ بی قرارم هر زمان ، از غم هجر تو من دل خسته ام... 1.94 مگابایت دانلود

 

برای سلامتی آقام دعا کنید

منبع : منتظران ظهور حضرت مهدی

آثار و پیامدهای لقمه حرام

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 56

1. لقمه حرام، تاریکی قلب و دل می آورد

علت اینکه انسان لازم است از خوردن مال حرام اجتناب کند، این است که حرام، قلب را تاریک می کند و بصیرتش را از بین می برد؛ ولی خوردن حلال سبب روشنایی و بیناییِ دل می شود و تاریکی یا روشنایی دل از اعتقاد قلبی پدید می آید نه از مالی که انسان به حرام یا حلال بودنش معتقد است.

2. لقمه حرام، باعث عدم استجابت دعا می شود

وقتی که پیامبر صلی الله علیه و آله از حریص بر دنیا یاد می کرد، می فرمود: چه بسیار آدم ژولیده موی، خاک آلوده و دورافتاده در سفرها که طعام و لباسش حرام و خوراکش حرام است و دست هایش را بلند می کند و یارب یارب می گوید. پس کجای آن دعا مستجاب می شود.

3. لقمه حرام، عدم قبولی نماز را در پی دارد

غزالی گوید: ...ابن عباس می گوید: خداوند نماز کسی را که در شکمش مال حرام باشد، قبول نمی کند.

چنین گویند که هر که یک لقمه حرام خورد، چهل روز، تیر دعای او بر نشانه اجابت نرسد.

4. لقمه حرام، آتش دوزخ را به همراه دارد

[پیامبر صلی الله علیه و آله ] فرمود: هر گوشتی که از حرام بروید، آتش او را سزاوارتر است.

5. لقمه حرام، مانع رسیدن به سعادت و توفیق می شود

(از صفات رذیله متعلقه به قوّه شهویه) مال حرام خوردن و از آن اجتناب نکردن است و آن از نتایج حبّ دنیا و حرص بر آن است و از اشدّ مهلکات و اعظم موانع وصول به سعادت است.

فرشتگان عبادت

فرشتگان نیز همچون انسان ها عبادت می کنند،اما عبادت آنها مانند

 انسانها ریاکارانه و فریب دهنده نیست بلکه از روی اخلاص است.

بعضی انسان هایمؤمن و صالح استثناء هستند،اما فرشتگان

هیچ گاه از عبادت کردن خالق خستهو سیر نمی شوند بلکه

یکسره مشغول تسبیح و تقدیس پروردگار متعال هستند.

«خداوند متعال» در «قرآن کریم» می فرماید:

«نزدیک است که آسمان ها از فراز شکافته شود و فرشتگان به

ستایش خدایخود تسبیح گویند و برای اهل زمین(از خدا) مغفرت

 و آمرزش طلبند و (ندا کنند که) الا ای بندگان!بدانید خدا است آن

 ذاتی که بسیار در حق بندگان آمرزنده و مهربان است.»سوره شوری،آیه 5

همچنین می فرماید:

«و اگر کافران از پرستش به خدا تکبر ورزند فرشتگان (و قوای

بی نهایت عالم بالا) نزد خدا شب و روز بی هیچ خستگی و ملال

به تسبیح و طاعت حضرت حق مشغولند.»سوره فصلت،آیه38

و نیز می فرماید:

«و روزی را که خداوند همه آنها چه عبادت کنندگان و چه عبادت

شوندگان را محشور می کند،سپس فرشتگان را مخاطب ساخته،

می گوید:آیا اینها شما را عبادت می کردند؟!»سوره سباء،آیه 40

همچنین می فرماید:

«فرشتگان زبان به تسبیح خدا گشوده،می گویند:بارالها! تو از هر

 شرک و نقض پاک و منزهی،تو خدا و یاور ما هستی نه ایشان،

اینان جن و شیاطین را می پرستیدند و اکثرشان به انها گرویده بودند.»

سوره سباء،آیه 41

«پیامبر اکرم(ص)» می فرماید:

«خداوند فرشتگانی دارد که از آغاز آفرینش آن ها تا روز قیامت برای خدا

سجده می کنند و در آن روز سر از سجده برمی دارند و می گویند:

«ما حق عبادت تو را انجام ندادیم.»

«پیامبر اکرم(ص)» می فرماید:

«برای خداوند تبارک و تعالی فرشتگانی است که تمام وجودشان خدای

عزوجل را تسبیح می گوید و از جانبی او را با آوازهای گوناگون می ستایند

و از اشک ریختن در مقابل خداوند سرهای خود را نه به سوی آسمان بلند

می کنند و نه به طرف پاهای خویش پایین می آورند.»تفسیر نمونه،ج11،ص256.

 

برگرفته از کتاب قصه های قرآنی فرشتگان.

 

منبع دوم از وبلاگ : چرا گناه می کنیم؟

نام های فرشتگان

اسامی 6 فرشته در قرآن کریم آمده است که در اینجا به آنها اشاره می کنیم:


1. جبریل؛ این کلمه در زبان عبری «گبریل» به معنای قهرمان و مرد خدا است. وی از فرشتگان

 

 بزرگ الهی است که نام او سه بار در قرآن کریم آمده است. (بقره، آیه98 و99 و تحریم، آیه4)

 البته در آیههایی هم بیآنکه به صراحت نام او را ذکر کند به او اشاره دارد؛ مانند: تکویر، آیه19؛

 مریم، آیه17. در فارسی جبرئیل نوشته میشود. وی فرشته وحی است که آیات قرآن را بر

پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله را میآورد.


2. میکال؛ این کلمه غیر عربی و غیر منصرف است. این کلمه یکبار در قرآن کریم (بقره، آیه99)

 آمده است و به صورت میکائیل و میکاییل نیز تلفظ میشود. و فرشته روزی است.


3. مالک؛ نام فرشتهای که گماشته بر جهنم است و به اذن خدای متعال داخل و خارج کردن

جهنمیان به دست اوست در سوره زخرف آیه77 در این باره می­فرماید:«وَنادَوْا یا مالِکُ لِیَقْضِ

عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ إِنَّکُمْ ماکِثُونَ»


4. روح؛ این کلمه 25 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مراد از آن،‌ فرشته و غیر فرشته است.

 مانند این آیهها: «یُنَزِّلُ الْمَلائِکَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِینُ»

«یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِکَةُ صَفًّا»


در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل کردهاند آن حضرت میفرماید: روح فرشتهای است

بزرگتر از جبرئیل و میکائیل. در روایتی از ابن عباس نقل کردهاند که منظور از روح فرشته

بزرگی از فرشتگان است.


5. هاروت؛


 6. ماروت؛ این دو کلمه در آیه102 سوره بقره آمده است (وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ

هارُوتَ وَمارُوتَ) اینها دو فرشتهای هستند که خدای متعال به شهر بابل فرستاد که به مردم

شهر مطالبی آموختند و مردم از آن آموختهها در راه ناصحصح استفاده کردند .


 برخی مفسران سه نام دیگر را ادعا کرده اند که فرشته اند که بعید به نظر می رسد و آن سه

مورد عبارتند از:



1. رَعْد؛ برخی گفتهاند کلمه رعد در آیه «وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِکَةُ مِنْ خِیفَتِهِ وَیُرْسِلُ

 الصَّواعِقَ فَیُصِیبُ بِها مَنْ یَشاءُ وَهُمْ یُجادِلُونَ فِی اللهِ وَهُوَ شَدِیدُ الْمِحالِ» نام فرشتهای است

که مأمور ابرهاست و ابرها را به مکانهایی که باید باران در آنجا ببارد هدایت میکند؛ ولی با توجه

به اینکه تسبیح خدای سبحان عمومی است و همه مخلوقات خدا را تسبیح میکنند کلمه رعد

در این آیه صدایی است که از برخورد ابرها تولید میشود.


2. قعید؛ این کلمه عربی است و یکبار در قرآن کریم آمده است. «إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ

 الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ» گفتهاند مراد از قعید در این آیه فرشته­ای است که گناهان

انسانها را مینویسد.

برخی دیگر گفتهاند کلمه قعید در این آیه صفت است نه اسم و وصف فرشتگانی است

که موکل انسانها هستند .


3. سکینه؛ چون در قرآن کریم آمده خدا سکینه را نازل کرد؛ برخی گفتهاند او از فرشتگان الهی است؛

ولی اینگونه نیست و به معنای لغوی آن است.




. رعد، آیه13 .



. ق، آیه17 .

نام های پیامبران درقرآن

1. آدم؛ اين كلمه عبري و غير منصرف است و به معناي خاك سرخ مي¬باشد. اصل آن

«آدام» بوده كه براي تعريب الف وسط آن حذف شده است. 25 بار در قرآن تكرار شده

است. وي نخستين انسان از نسل كنوني است؛‌ از اين روي او را ابوالبشر مي¬نامند و

نخستين پيغمبر است.


2. ادريس؛ اين كلمه غير عربي است؛ از اين روي غير منصرف مي¬باشد. دو بار در

قرآن آمده است. ميان شيث (جانشين آدم) و او چهار نسل فاصله است.


3. نوح؛ اين كلمه عربي است. چون بسيار گريه مي¬كرده به او نوح گفته¬اند. 43 بار

در قرآن تكرار شده است. عمرش از همه پيامبران بيش¬تر بوده و دوران نبوت او 950

سال بوده است؛ از اين روي به او شيخ الانبيا لقب داده¬اند.


4. هود؛ اين كلمه عربي است. وي پس از نوح – با چند واسطه – آمده است. وي در

سرزمين احقاف و ميان قوم عاد زندگي مي¬كرد. در تورات به نام «عابر» خوانده شده

است. اين كلمه ده بار در قرآن آمده كه سه مورد آن به معناي يهودي است.


5. صالح؛ اين كلمه عربي است و وي از پيامبران عرب مي¬باشد. وي در سرزمين حجر

(ميان شام و حجاز) مبعوث شد. معجزه او شتري بود كه از درون كوه بيرون آمد كه او را

پي¬كردند و دچار عذاب صيحه آسماني شدند. اين كلمه 43 بار در قرآن تكرار شده است

كه در7 مورد حضرت صالح مراد است.


6. ابراهيم؛‌ اين كلمه غير عربي و سرياني است و به معناي پدر مهربان مي¬باشد. وي از

پيامبران اواالوالعزم مي¬باشد كه داراي كتاب و شريعت است. وي در شهر بابل در عراق

 به دنيا آمد و به پيامبري رسيد و در دوره جواني بت¬ها را شكست و نمرود دستور داد او را

 در آتش افكنند كه خداي متعال آتش را بر او گلستان كرد. اين كلمه 68 بار در قرآن تكرار

 شده است.


7. اسماعيل؛ اين كلمه غير عربي است و در زبان عبري «اسما» و «ئيل» به معناي

بشنو، خدا بوده است. وي فرزند بزرگ ابراهيم است و مادرش هاجر مي¬باشد كه در

نوجواني ابراهيم او را به قربانگاه برد. اين كلمه 12بار در قرآن تكرار شده است كه در آيه

 54 سوره مريم اختلاف است كه منظور از اسماعيل كيست

ادامه نوشته

توبه کرده از گناه ... .

مژده رسیدن ماه ربیع الاول

 

بهار

این روزها که سپری می شود، حال و هوای دلم جور دیگری است. امسال هم محرم و صفر تمام شد و ربیع با مژده فرارسیدن بهار، تلنگری است که آیا دلت نیز بهاری شده است؟! ...

 


 

«این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»

این کلام پیر و مراد این انقلاب امام خمینی(ره) است که شاید بارها آن را شنیده باشیم. اما تا بحال به معنای واقعی این سخن اندیشیده اید؟! محرم و صفر دو ماه متوالی است که در آنها به عزاداری برای آل الله می پردازیم و در عزای ایشان به سوگ می نشینیم.

دو ماه که با آغاز آن داغدار مصیبت های کربلا می شویم و با پایان آن از فراق پیامبر و رحمت امّت ناله می زنیم که بار پروردگارا إنّا نشکوا إلیک فقد نبیّنا. این دل شکستن ها و این اشک ها و ناله ها گرچه دل را غمین می کند امّا آن را جلا نیز می دهد که سنگ تا سوزش آتش نبیند گوهر نمی گردد. ذکر و یادآوری مصائب اهل بیت در این ایّام بهترین وسیله ای است که مسلمانی خود را محکی بزنیم و دوباره آن را بیدار و زنده کنیم تا یادمان نرود در کجای تاریخ ایستاده ایم و چه وظایفی بر دوش داریم.

ادامه نوشته

ارزش واقعی انسان

این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است


علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ فرمودند

عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث

و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست»


برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار

 آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است.

 اما معیار ارزش انسان­ها در چیست .


هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند .


بعد  وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به

 چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد .


کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.

 کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است .


اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست .


علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت­های مرا

شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند .


وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود .

بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند:

«قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ ی چیزی است که دوست می­دارد»

 
وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی

 (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند .


حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50

میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟

 در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد

 ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است .


اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم می­شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است .

 خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری

 است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است .

شهادت آقا رسول الله و امام حسن (ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد

 

سلام دوستان عزیز امیدوارم که حالتون خوب باشه / امروز سه تا حدیث زیبا گذاشتم انشاءالله که

استفاده کرده باشین / دوستان عزیز ما رو هم در این ایام از دعای خیرتون محروم نفرمایید / التماس

دعا دارم از همه ی دوستان عزیز / موفق و سلامت باشین / یاعلی

....................................................................................................

پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:


حقّ الجار إن مرض عدته و إن مات شیعته و إن استقرضک أقرضته و إن أصابه خیر هنّأته

 و إن أصابته مصیبه عزّیته و لا ترفع بناءک فوق بنائه فتسدّ علیه الرّیح؛


حق همسایه آن است که اگر مریض شد، عیادتش کنى و اگر مرد همراه جنازه اش بروى

 و اگر از تو قرض خواست بدهى و اگر حادثه خوشى بر او رخ داد بدو تهنیت گویى و اگر

 مصیبتى رخ داد تعزیتش گویى و بناى خود را از بناى او فراتر نبرى و جریان باد را بر او

نبندى. نهج الفصاحه

 

قال الامام الحسن - عليه السّلام - : عليکم بالتَّفَكُّرِ فإنه حَياة قَلْبِ البَصيرِ و مفاتيح أبواب الحکمه.


امام حسن - عليه السّلام - فرمودند: بر شما باد انديشيدن پس به درستي که آن مايه زندگي

 دل (و حيات قلب) شخص بابينش و کليد درهاي حکمت است.


«بحارالانوار، ج 78، ص 115»

 

قال امام رضا (ع) :

رسول خدا (ص) فرمود : روز جمعه سرور روز هاست٬ در این روز خداوند حسنات را چند برابر

 می کند و درجات را بلا می برد .. هر که در روز یا شب جمعه بمیرد٬ شهید مرده و در امان بر

 انگیخته شود. و هر کس حرمت این روز را پاس ندارد و حق آن را فرو گذارد٬ بر خداوند عزّوجلّ

است که او را در آتش دوزخ افکند مگر آنکه توبه کند.

منبع : وسائل الشیعه 7/376