موعظه

مولا علی (ع) به یکی از یارانش می فرمایند :

مرا موعظه (نصیحت) کن!!!

عرض میکنه یا علی من کی باشم که بتونم شما رو موعظه کنم؟

مولا می فرمایند : در شنیدن اثری هست که در دانستن نیست .

(شهید مطهری ، ده گفتار ص ۲۲۴)

نور چشم

محمد(ص) پایه و بنیان دین است
محمد(ص) نور چشم مسلمین است

محمد(ص) ختم خوبان پیمبر
امین وحی رب العالمین است

کسی از او ندیدم مهربانتر
عزیز و دلربا و نازنین است

به حمد و ناس و به یاسین قسم که
دلیل سوره ی زیبای تین است

 

 

اگرچه دشمن از ما می هراسد
ولیکن قلب او لبریز کین است

زبان من برای دادخواهی
پر از گلواژه های اتشین است

به قران کریم و ناطقی که
تمام ایه هایش دلنشین است

همیشه دوستت دارم ای محمد(ص)
همیشه ورد لبهای من اینست

محمد(ص) پایه و بنیان دین است
محمد(ص) نور چشم مسلمین است

 

 

درد دل با مولا علی

آقای من ، مولای من سلام. می دونم که جواب سلاممون رو میدید ، چون که خیلی بزرگوارید و هیچ کسی رو نا امید بر نمی گردونید .

 این شعر رو تقدیم می کنم به شما و همه ی عاشقانه مولا علی :

 

                                             درد دل  

 

سلام من به آن مولای نازم                           گرفتم من جواب از این سلامم

 

کمی ازوقت مولایم بگیرم                              بگویم درد دل تا من بسوزم

 

بگویم عاشق رویت علی جان                  بگویم مست نامت من،علی جان

 

چرا که گفتن نامت به تکرار                           ببخشد این دلم را مهر پرواز

 

ولیکن من به لطفت ای علی جان             به آن شخصیت و مهرت علی جان

 

امیدم باشد از اول به لطفت                          که دادی بر دلم نور هدایت

 

علی جان عاشق نامت منم من                     بود نام تو مولا ، دلبر من

 

بگویم برخدایم شکر ، امشب                  که می گویم سخن با حیدر امشب

 

علی جان خواهم امشب عیدیانه                   چرا که آمده عیدت دوباره

 

شوی محرم برای ما ز دادار                           تو خواهی این بیان ما ز دادار

 

که تا سال دگر در عید تازه                           شناسم نهج تو با صد بلاغه

 

اگر پرسی سوال از انتظارم                           ز نام و مسلک صاحب زمانم

 

بگویم منتظر بودم به حجت                       که باشم رو سفید از این سوالت

 

بگویم نام مولا را من از دل                        که بخشیده صفا را او به این دل

 

و لیکن گرکه باشم بی لیاقت                        بگویم این سخن از روی دقت :

 

           که من بودم گدای خانه ات،مولاعلی جان     ندانستم چگونه کوبم این در،یا علی جان

 

که باشد این گدا دائم مقصر                         نباشد صاحب خانه مقصر

 

                                                                                           شعر از ( مهر پرواز) 

چرا خدا شیطان را آفرید؟؟؟!!!

سؤال:

 

چرا خدا شیطان را آفرید؟ اگر او را نیافریده بود ما هم این همه گناه نمی کردیم!!!!!!!!!!!!!!!

 

جواب:

اگر اندکى بیندیشیم خواهیم دانست که وجود این دشمن کمکى است به پیشرفت تکامل انسانها.

راه دور نرویم همیشه نیروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت جان مى گیرند، و سیر تکاملى خود را میپیمایند.

فرماندهان و سربازان ورزیده و نیرومند کسانى هستند که در جنگهاى بزرگ با دشمنان سرسخت درگیر بوده اند.

سیاستمداران با تجربه و پر قدرت آنها هستند که در کوره هاى سخت بحرانهاى سیاسى با دشمنان نیرومندى دست و پنجه نرم کرده اند.

قهرمانان بزرگ کشتى آنها هستند که با حریفهاى پرقدرت و سرسخت زورآزمائى کرده اند.

بنابراین چه جاى تعجب که بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گیر در برابر «شیطان» روز به روز قویتر و نیرومندتر شوند!

دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود میکربهاى مزاحم مى گویند: اگر آنها نبودند سلولهاى بدن انسان در یک حالت سستى و کرخى فرو مى رفتند، و احتمالاً نمو بدن انسانها از 80 سانتیمتر تجاوز نمى کرد، همگى به صورت آدمهاى کوتوله بودند، و به این ترتیب انسانهاى کنونى با مبارزه جسمانى با میکربهاى مزاحم نیرو و نمو بیشترى کسب کرده اند.

و چنین است روح انسان در مبارزه با شیطان و هواى نفس.

اما این بدان معنا نیست که شیطان وظیفه دارد بندگان خدا را اغوا کند، شیطان از روز اول خلقتى پاک داشت، مانند همه موجودات دیگر، انحراف و انحطاط و بدبختى و شیطنت با اراده و خواست خودش به سراغش آمد، بنابراین خداوند ابلیس را از روز اول شیطان نیافرید، او خودش خواست شیطان باشد ولى در عین حال شیطنت او نه تنها زیانى به بندگان حق طلب نمى رساند بلکه نردبان ترقى آنها است.

منتها این سؤال باقى مى ماند که چرا خداوند درخواست او را درباره ادامه حیاتش پذیرفت، و چرا فوراً نابودش نکرد؟!

پاسخ این سؤال همان است که در بالا گفته شد و به تعبیر دیگر:

عالم دنیا میدان آزمایش و امتحان است (آزمایشى که وسیله پرورش و تکامل انسانها است). و مى دانیم آزمایش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفانها و بحرانها امکان پذیر نیست.

البته اگر شیطان هم نبود هواى نفس و وسوسه هاى نفسانى انسان را در بوته آزمایش قرار مى داد، اما با وجود شیطان این تنور آزمایش داغ تر شد، چرا که شیطان عاملى است از برون و هواى نفس عاملى است از درون ! (1)

 

 

------------------------------------------

(1) تفسير نمونه، ج‏19، ص 346

سخن شيطان با خدا

سخن شيطان با خدا


پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: وقتى كه شيطان طرد و رانده شد و از آسمان به زمين فرستاده شد، به خدا عرض كرد: خدايا مرا به زمين فرستادى ، مرا از خود راندى ، پس خانه اى براى من قرار بده .
خداوند فرمود: حمام خانه ات باشد.
گفت : محلى براى نشستن من قرار بده .
فرمود بازارها و سر گذرها و چهار راهها.
گفت : غذايى برايم قرار بده .
فرمود: آنچه اسم خدا بر آن برده نشده .
گفت : نوشيدنى برايم قرار بده .
فرمود: هر مايعى كه مست كننده باشد.
گفت : موذنى برايم قرار بده .
فرمود: آلات موسيقى .
گفت : چه بخوانم ؟
فرمود: شعر.
گفت : كتابى برايم قرار بده .
فرمود: شر و عداوت .
گفت : سخنم چه باشد؟
فرمود: دروغ .
گفت : وسيله اى برايم مقرر كن .
فرمود: زنان .

چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

طرح شبهه:

علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!

نقد و بررسي:

يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي‌ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مى‌كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترين فرد زمان خود بود و...

عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنيم.

عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه اين فكر را حتى از مخيله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.

سليم بن قيس هلالى كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مى‌نويسد:

وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ عليه السلام وَصَاحَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّيْفَ وَهُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ يَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.

فَوَثَبَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.

عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌كنند»!

ادامه نوشته

یا مولا علی

در خانه مولا نیست، یک خاطر شاد امشب

آن قامت همچون سرو ، از پاى فتاد امشب

 

 

 

گر نگشایند در بهشت را به روی ما             گوییم یا علی و ز دیوار می رویم

یا علی

ليلايي شنيدم يا علي گفت - به مجنوني رسيدم يا علي گفت

مگر اين وادي دارالجنون است - که هر ديوانه ديدم يا علي گفت

نسيمي غنچه اي را باز ميکرد - به گوش غنچه آندم يا علي گفت

خمير خاک آدم چون سرشته - چو بر ميخاست آدم يا علي گفت

مسيحا هم دم از اعجاز ميزد - زبس بيچاره مريم يا علي گفت

مگر خيبر زجايش کنده ميشد - يقين آنجا علي هم يا علي گفت

علي را ضربتي کاري نميشد - گمانم ابن ملجم يا علي گفت

 

دلا بايد که هردم يا علي گفت - نه هر دم بل دمادم يا علي گفت

که در روز ازل قالوبلا را - هر آنچه بود عالم يا علي گفت

محمد در شب معراج بشنيد - ندايي آمد آنهم يا علي گفت

پيمبر در عروج از آسمانها - بقصد قرب اعظم يا علي گفت

به هنگام فرو رفتن به طوفان - نبي الله اکرم يا علي گفت

به هنگام فکندن داخل نار - خليل الله اعظم يا علي گفت

عصا در دست موسي اژدها شد - کليم آنجا مسلم يا علي گفت

کجا مرده به آدم زنده ميشد - يقين عيسي بن مريم يا علي گفت

علي در خم به دوش آن پيمبر - قدم بنهاد و آندم يا علي گفت

 

 

شاعر : ؟؟؟

مختصری از زندگي امام على عليه السلام

به نام خداي مولا علي

 

يا مولا علي 

وقتی که عبدالرحمان بن ملجم مرادی صبح روز ۱۹ ماه رمضان در محراب مسجد کوفه ضربت شمشیرش را بر فرق امیرمؤمنان علی(ع) در هنگام نماز فرود آورد و آنحضرت در خاک و خون غلطید و فرمود:
بسم‌الله وباالله و علی مله رسول‌الله فزت و رب‌الکعبه ( منتهی‌الامال ج۱ / ص ۱۷۴)
به خدای کعبه رستگار شدم, آنگاه از خاک محراب برمی‌داشت و بر فرق سرش می‌ریخت و می‌فرمود:

منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخرت ( طه / ۵۵)  
ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز بازمی‌گردیم و از آن نیز بار دیگر شما را بیرون می‌آوریم.

 

مردم کوفه به سر وصورت خود می‌زدند و فریاد و اعلیاه سر می‌دادند, جبرئیل هم در میان زمین و آسمان فریاد برآورد و می‌گفت:

تَهَدَّمَتْ وَاللهِ ارکانُ الْهُدی وَانْفَصَمَتْ العْرُوَهُ الْوُثقی, قُتِلَ ابْنُ عَمَّ الْمُصْطَفی, قُتِلَ علیٌّ الْمُرتَضی منتهی‌الامال ج۱ / ص ۱۷۴
به خدا پایه‌های هدایت فروریخت و دیواره‌ی عروه الوثقی (دژ پولادین آیین خدا) در هم شکست و پسرعموی محمد مصطفی به قتل رسید, علی مرتضی به شهادت رسید.  

زندگينامه امام علي (ع)

مقدمه

 


تمام انسانها در زندگی خويش از فراز و نشيب برخوردارند و با مشکلات مختلفی مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشکل دچار ضعف و ناتوانی مي گردند و سعی مي کنند با کمک و راهنمايی درد آشنايان خود را از مهلکه نجات دهند و با يافتن " الگوها " در هر زمينه ای ، و سپس تبعيت از آن ، وظايف خويشتن را بخوبی  انجام دهند و مشکلات و دردهای خويش را تسکين بخشند . يکی از اين اسوه ها پيامبراکرم ( ص ) است که قرآن مجيد هم اين حضرت را ( 1 ) به همين نام معرفی مي فرمايد . بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال " الگوی " ديگر و جانشين برای آن حضرت باشيم ، به پيشوای بزرگی  همچون مولای متقيان حضرت علی ( ع ) خواهيم رسيد ، و چه زيباست که برای پذيرش اخلاق و رفتار حسنه ايشان ، زندگی پر فراز و نشيب و سراسر شگفتی آن حضرت را مرور کنيم .
 

کيفيت ولادت


حضرت علی ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمی  است که پدر و مادر او هر دوفرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عاليه انسانی در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت وبسياری از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يک از اين فضيلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع )
موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و کتابهايی که از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که اين خانه را ساخت ، و به حق
( 2 ) " کودکی که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که ديوار جنوب شرقی کعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مکان گيتی مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه ( 3 ) را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شکاف ديوار که دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت : ( 4 )" پيامی از غيب شنيدم که نامش را " علی " بگذار . "

دوران کودکي


حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا که خداوند مي خواست ايشان به کمالات بيشتری نائل آيد ، پيامبر اکرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنکه ، خشکسالی  عجيبی در مکه واقع شد . ابوطالب عموی پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگی روبرو شد . رسول اکرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند که هر يک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشی  در کار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ، ( 5 ) علی ( ع ) را به خانه خود بردند .
به اين طريق حضرت علی ( ع ) به طور کامل در کنار پيامبر قرار گرفت . علی ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پيامبر از شهر ( 6 )خارج مي شد و به کوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد .
 

بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع )


شکی نيست که سبقت در کارهای خير نوعی امتياز و فضيلت است . و خداونددر آيات بسياری  بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يکديگر ( 7 )دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علی ( ع ) است که او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين باره مي گويد : بدان که در ميان اکابر و بزرگان و متکلمين گروه " معتزله " اختلافی 
نيست که علي بن ابيطالب نخستين فردی است که به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد کرده است .

حضرت علی ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )


پس از وحی خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبری و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيک وحی فرا رسيد و فرمان دعوت همگانی داده شد . در اين ميان تنها حضرتعلی ( ع ) مجری طرحهای پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتی بود که وی برای آشناکردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال کرد : چه کسی از شما مرا در اين راه کمک مي کند تا برادر و وصی و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پيامبر خدا ! من تو را در اين راه ياری مي کنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : ای خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد که علی ( ع ) برادر و وصی و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر حضرت علی ( ع ) اين است که با شجاعت کامل برای خنثی 
کردن توطئه مشرکان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت .

ادامه نوشته

آقا غریب است !!!

آقا غریب است،غریب! و علت غربت آقا

 

گناه من و توست!!!

 

كلام مولا علي

 

كلام مولا علي

 

  پروردگار از نادانان پيمان نگرفت كه دانا شوند ؛ مگر پس از اينكه از دانايان پيمان گرفت كه به نادانان ؛ دانش بياموزند .

چه بسيار باشند كساني كه به دليل گفتار نيك مردم ؛ در فتنه و فساد افتند .

هنگامي كه درباره ديگري سخن ميگويي ؛ از خداوند بترس .

محال است كه پروردگار در شكر را به دل كسي بگشايد ؛ و در وفور نعمت را به رويش ببندد ؛ و غير ممكن

 است كه خداوند در توبه را بگشايد ؛ و در آمرزش را فرو بندد .

ارزش بهره مندي از دنيا در اندك بودن آن است .

آنكس كه ميان خود و پروردگارش ؛ ايمان خويش را پاك گرداند ؛ خداوند مهربان ؛ ميان او و كار مردم ؛

سازش و سامان ايجاد مي فرمايد .

ساكنان دنيا به كاروانياني مانند هستند كه در نيمه راه ؛ براي رفع خستگي نشسته و كاروان سالار بانگ زند

كه : كوچ كنيد و منشينيد كه مهلت گذشته است .

دل ؛ دفتر ديده است .

از دنيا ؛ آنچه به سوي تو مي آيد بگير و از هرچه از تو دور مي شود ؛ روي بگردان .

از كار خويش غافل مباش ؛ كه كسي لحظه اي از تو غافل نيست .

جملات زیبای مولا علی

 

 ۱- امام علي ع فرمود : رياست ميدان آزمايش افراد است . امام علي ع فرمود : لجاجت به تدريج انديشه را نابود مي كند .

۲- امام علي ع فرمود : شادي مومن در چهره اش و اندوه او در قلبش است.
۳- امام علي ع فرمود : اختلاف فكر را ريشه كن مي سازد.
۴- امام علي ع فرمود : در دروغگو بودن كافي است كه شخص هر چه ميشنود نقل نمايد.
۵- امام علي ع فرمود : بد گويي پشت سر ديگران آخرين كوشش ناتوان است.
۶- امام علي ع فرمود : وقتي كارهاي استحبابي سبب ترك واجبات گردد مستحبات را ترك كن.
۷- امام علي ع فرمود : از هر چيزي تازه اش را انتخاب كن ولي از دوستان كهنه اش را .
۸- امام علي ع فرمود : چون ديدي خداوند پياپي بر تو نعمت ارزاني ميدارد از او بيشتر بترس.
۹- امام علي ع فرمود : دشمنان تو سه کس هستند: دشمن تو ، دشمن دوست تو و دوست دشمن تو
۱۰- امام علی ع فرمود : آن کس که از درون جان واعظی دارد خدا را بر او حافظی است
۱۱- امام علي ع فرمود : چنان برای آینده برنامه ریزی کن که گویی هرگز نمیمیری و چنان آماده مرگ باش که گویی لحظه های آخر عمر را سپری می کنی
۱۲- امام علي ع فرمود : روزیتان ضمانت شده و مامور به کردارید؛پس مبادا آنچه ضمانت شده،مهمتر ازچیزی باشد که به آن مامورید.
۱۳- امام علي ع فرمود : چنان برای آینده برنامه ریزی کن که گویی هرگز نمیمیری و چنان آماده مرگ باش که گویی لحظه های آخر عمر را سپری می کنی
۱۴- امام علي ع فرمود : هيچ چيز در دنيا ارزش آن ندارد كه به خاطرش به ماتم بنشيني و و هيچ چيز در دنيا لياقت آن ندارد كه به خاطرش مستانه فرياد شادي سر كني.
۱۵- امام علي ع فرمود : به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست
۱۶- امام علي ع فرمود : اگر بر دشمنت دست یافتی ، بخشیدن او را شکرانه پیروزی قرار ده
۱۷- امام علي ع فرمود : ناتوان ترین مردم کسی است که در دوست یابی ناتوان است و از او ناتوان تر آن که دوستان خود را از دست بدهد
۱۸- امام علي ع فرمود : چون نشانه های نعمت پروردگار آشکار شد ، با ناسپاسی نعمت ها را از خود دور نسازید
۱۹- امام علي ع فرمود : کسی را که نزدیکانش واگذارند ، بیگانه اورا پذیرا میگردد
۲۰- امام علي ع فرمود : كسي كه به تو گمان نيكي برد، گمانش را (عملاً) تصديق كن.
۲۱- امام علي ع فرمود : هرفریب خورده ای را نمی شود سرزنش کرد
۲۲- امام علي ع فرمود : به هر چیز دنیا که بیشتر انس داری بیشتر از ان به ترس
۲۳- امام علي ع فرمود : قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمعها است.
۲۴- امام علي ع فرمود : ترس با ناامیدی وشرم با محرومیت همراه است و فرصتها چون ابرها می گذرند پس فرصتهای نیک را غنیمت شمارید.
۲۵- امام علي ع فرمود : آن کس که در پی آرزوی خویش تازد ، مرگ او را از پای در آورد.

 

یا مولا علی !!! تو رو به فاطمه زهرا (س) قسم ات میدم ، دست منو بگیر تا کم شرمنده ی خدا بشم !!! 

 آمین یا رب العالمین

اللهم صلي على محمد و آل محمد

عید غدیر خم

 

عید غدیر خم مبارک

 

 

بچه ها شادی کنید، آمده عید غدیر

باز گوید مادرم، قصه های دلپذیر

بار دیگر شهر ما، نور باران می شود

بافروغ چلچراغ، شب چراغان می شود

باز هم امشب پدر، نقل و شیرینی خرید

باز بوی عطرِ و گُل، می دهد پیغام عید

بنده خوب خدا، یار پیغمبر علی (ع)

او امام اول است، بهترین رهبر علی (ع)

بانگ قرآن مجید، می رسد از کوچه ها

مژده عید غدیر، شادی ما بچه ها

 

ولادت امام هادي (ع)

میلاد با سعادت دهمین اختر تابناک امامت و ولایت امام هادی (علیه السلام) را به شما تبریک عرض می کنم .

زندگينامه حضرت محمد (ص)

مشخصات پيامبر اعظم (ص)

 

نام:    محمد،احمد(ص)

کنیه:  ابوالقاسم

پدر ومادر: عبدالله،آمنه

وقت ومحل تولد : طلوع فجر روز جمعه17ربیع الاو ل

سال571میلادی(چهل سال قبل از بعثت ) در مکه.

دوران نبوت:23  سال، ازچهل  سالگی تا 63 سالگی، 13 سالدر مکه و ده سال در مدینه

،آغاز ان،27 ماه رجب.

وقت ومحل رحلت ومرقد شریف: روز دوشنبه 28 ماه صفرسال11هجرت،در مدینه در

سن 63سالگی رحلت نمود مرقد شریفش، در مدینه، کنار مسجد النبی است.

دوران عمر :سه بخش؛

1-       قبل ازنبوت(چهل سال)

2-       بعد از نبوت در مکه(13 سال)

3-       بعد ازهجرت از مکه به مدینه،و تشکیل حکومت اسلامی(حدود ده سال)

 

پیامبر اسلام (ص )  کیست؟

 

مطابق روایت معروف ،خداوند برای هدایت بشر124هزارپیامبر فرستاد که اولین

آنها حضرت آدم( ع ) ، آخرین آ نها پیامبر اسلا م ، حضرت« محمّد بن عبد الله(ص) »

است.

پنج نفر از این پیامبران،از این رو که صاحب شریعت( کتاب و رسالت ) بودند،به عنوان

 « پیامبران اُلُولعزم » خوانده می شوند.

در آیه 35 سوره ی احقاف میخوانیم؛خدائند به پیامبر اسلام (ع) خطاب  کرده و می فرماید:

فَاصِبر کَما َصَبرَاُوُلوالَعزم مِنَ الرٌسلِ ........

 

«صبر واستقا مت کن ؛همان گو نه که پیامبران الوالعزم صبر کر دند.»

پیامبران الو العزم عبا رتند از :«نوح،ابراهیم،موسی،عیسی ومحمد (ص)»

نام این  پیامبران در ایه 7 احزاب،و13 شوری آمده است،در حدیثی آمده؛ امام سجاد (ع)

فرمودند:

  مِنهـُم خَمســةُ اُلولعَزمِ مِن المُر سَلین:نُوح وَاِبراهیِمَ  وَمُوسیَ وعیِسی وَمُحَمدٍ:

(پنج نفر ازپیامبران «اُلولعَزم»از رسولان هستند که عبارتند از : نوح ،ابراهیم ، موسی ، 

عیسی ومحمد(ص) ) .

 

چراآنها را «اُلولعَزم» گویند؟

 

« زیرا انها به سوی  شرق و غرب وبه سوی جن وانس، مبعوث شده اند».

وازه «عزم» به معنی صب و اراده استوارو خلل نا پذیر است ،و از انجا که برای برقراری

هر آیین جدید و وسیع نیاز شدید به مقاومت و استقامت  است، به پیامبران اولعزم به

عزم و استقامت  تاکید شده است. در میان  انسانها از آ غاز تا انجام، مقام هیچ انسانی  و

هیچ پیامبری ،به مقام پیامبر  اسلام (ص) نمی رسد .

پیامبر اسلام بعد از طلوع فجر روز جمعه 17ربیع الاول سال571میلادی درمکه در

شعب ابو طالب،دیده به جهان گشود،ودر40سالگی به پیامبری رسید وپس از پیامبری حدود

13سال درمکه بود و سپس به مدینه هجرت کرد و  حدود 10 سال در مدینه زیست ،تا آنکه  در روز دوشنبه 28صفر سال یازدهم هجرت در مدینه رحلت کرد ،مرقد مطهرش در مدینه کنار مسجــد ــ النبی قرار گر فته است .

 

خاندان پیامبراسلام(ص)و زادگاه او:

 

پیامبر اسلام در مکه در خا نه خود کنارکعبه کانون خدا پرستی دیده به جهان گشود هم اکنون محل این خانه در شعب ابیطالب ،مشخص است وجایگاه عبادت وزیارت می با شد .

پیامبر از یک خاندان شریف ،از شاخه دودمان قریش به دنیا آمد .

سلسله نسب پیامبر با 48واسطه به حضرت آدم میرسد ودر این سلسله پیامبرانی قراردارند،مانند :

اسماعیل[جد بیست وهشتم پیامبر]،وابراهیم ـ خلیل[جد بیست ونهم پیامبر ]،حضرت نوح

[جد سی و نهم پیامبر ]،ادریس[جد چهل ودوم پیامبر ]و حضرت آدم [جد چهل وهشتم ].

محمد (ص) پسر عبد الله،پسر عبد المطلب،پسر ها شم ،پسرعبد مناف ،پسر قصی،پسر

کلاب ،پسر مٌره،پسر کعب،پسر لٌوی،پسر غالب ،پسرفِهر،پسر مالک ،پسر نَضر،

پسر کنانه،پسر خزیمه،پسر مُدرکه ،پسر الیاس ،پسر مُضر ،پسر نِزار،پسر مَعد ، پسر

عد نان.

سلسله نسب پیامبر تا «عدنان»مورد اتفاق نسب شناسان است ،وپس از او تا آدم اختلاف بسیار دیده  می شود ،

طبق  روایتی پیامبر فرمود: اِذا بَلَغَ نَسَبِـــی اِلــــــــی عَد نا نٍ فا مسُکُــــوا:

« هنگامی که سلســـه نــــسب مـن بـــه عدنان رســــید ،در همانجا  توقــف کنیــــــد».

 

پــد ر و عـــمـــــوهـــای  پیــا مبــر (ص)

 

عبد المطلب (جد  اول پیامبر) با پنج زن ازدواج کرد ، و از آنها دوازد ه پسر و شــش دختر  بــه تر تیـــب زیرگردید:

1- حارث  2- زبــــــیـر  3-  ابو طالـــــــب 4- حمــــــزه 5- ابو لهـــب 6-غیـــداق

 7- ضــرار 8- مُقَــــــــــوم ۹عبــاس  - 10- قُثــــــــــَـم  11- حــــــَـــجــل

12- عبـــدالـلـــــــــه .      

دختران  عبدالمطلب  عبارتند از:

1- عا تکه 2- امیمـــه  3- بیــــضا  4- بَــــــرَه  5-  صـــفیـه 6-  اَروی .

 

عبـــد الـلـــــــــه  از  بر گزیده ترین پسران عبدالمطلب، پد بزرگوار پیامبر (ص) بود.

عبـــد الـلـــــــــه و سه برادرش به نامهای: - زبــــــیـر  وابو طالــــب و عبد الکعبه  و

 سه خواهرش به نامهای : امیمـــه وعا تکه وبَــــــرَه  ، از یک مادر به نام

« فاطمه دختر عمر بن عایذ بن مخزوم »بودند .

عبـــد الـلـــــــــه  پد ر پیــا مبــر اسلام  (ص)  در میان  برادران از امتیازات خاصـی

بر خوردار بود، چهره نورانی و قامت  رعنا و سیـــرت  زیـــبــا داشت ،و از نظر  معنوی

و اخلا قی ، یگانه و ممتــازبود.

 

 

نامها وچهره زیبای محمد (ص)

 

درقرآن ، چهار بار نام پیامبراسلام (ص) به اسم« محمد» آمده است و در یک مورد با

نام «احمد»

(سوره صف آیه 6 ) ذکر شده است .روایت شده : یکی از یهودیان از پیامبر (ص) پرسید :

« چرانام تو، محمد واحمد،و بشیرو نذیر است ؟» .پیامبر در پاسخ فرمود: « اما «محمد»

از این رو است که من در زمین محمود (ستوده شده )هستم ، اما «احمد» از این رو است

که من  در آسمان ستوده تر از زمین هستم ،

 اما«بشیر » از این رو است که پیروان خدا را به رحمت الهی مژده می دهم ، و اما

«نذیر» از این رو است که گنهکاران را از دوزخ می تر سانم ».

او را با لقب مرتضی می خواندند  یعنی برگزیده ،و نیز « خاتــَمِ النبییـن »می خواندند،

یعنی آخرین پیامبران.

چهره و قامت محمد (ص) به قدری زیبا بود که قابل توصیف نیست.

 

شیر خوارگی محمد (ص)

 

وقتی که محمد (ص) چشم به جهان گشود،پدرش را از دست داده بود،عبدالمطلب ،مهربانتر

از پدر ،از او سرپرستی کرد،آمنه مادر محمد(ص)سه روز یا هفت روز به او شیر داد ،

سپس ثُوَیبَه کنیز ابولهب،چند روز به او شیر داد.

درآن زمان رسم بود که بانوان اطراف ،به مکه می آمدند تا کسی پیدا شود وآنها را برای شیردادن به نوزاد خود اجیر کند،تا از این راه ،معاش زندگی خود را تامین نمایند.

حلیمه سعدیه یکی از بانوان پاک سرشت مکه،برای همین منظور به بازار مکه آمده بود،ودر انتظار کسی بود تا او را به عنوان شیردهی اجیر نماید،آن روز کسی پیدا نشد ،او در حالی

که نا امید شده بود به سوی خانه باز می گشت ،درراه،عبدالمطلب او را دید وبه او گفت:«فرزند نوزادی دارم به شیر بده »او پذیرفت، عبدالمطلب محمد را به او تحویل داد.

حلیمه به افتخار این سعادت رسید وآن نوزاد رابه طرف خاندانش که در بیابان

می زیستند وبادیه نشین بودند برد،همین که وجود پر برکت محمد(ص) به خانه خاندان

حلیمه راه یافت ،برکت ونعمت  ازهرسوبه آن خاندان سرازیرشد.

حلیمه چهار سال از این کودک نگهداری کرد ودراین مدت حوادث عجیبی از زندگی آن کودک ،مشاهده نمود ،ازاین رو صلاح ندانست آن کودک فوق العاده را پیش خود نگهدارد ،تصمیم گرفت هرچه زودترکودک رابه مکّه برده وبه عبدالمطلب تحویل دهد.

 

ازدواج پیامبربا خدیجه

 

خدیجه دخترخُویلِد،ازخاندان قریش،بانوی بسیارپاکدامن وارجمند بود،اودو شوهر کرد ،هر دو از دنیا رفتند،واموال بسیاری از آنها ازطریق ارث به او رسید ،ثروت اواز حد و مرز گذشت،همواره کاروانهای بازرگانی او در شام ویمن وطائف،در حرکت بودند.

عموی خدیجه به نام « وَرَقة بن نوفل »از دانشمندان وکشیکان مسیحی بود،وهمه

کتابهای آسمانی را خوانده بودوقبل از بعثت پیامبردرجستجوآئین حق به سر می برد ،او

نشانه های پیامبری را در وجود پیامبر اسلام(ص) دیده بود خدیجه توسط او به مقام پیامبر

آگاه شده بود، به علاوه خود روش پاک وارجمند محمد(ص) را دیده بود ،وامانت

داری وصداقت او را  مشاهده کرده بود ،از این رو مجذوب وشیفته پیامبر شد،وتصمیم

گرفت با پیامبر ازدواج کند ،در این وقت پیامبر 25سال داشت .

پیامبر با وساطت عمویش ابوطالب وسائل ازدواج با خدیجه را فراهم کرد واین ازدواج

مقدس انجام شد.

خدیجه نسبت به پیامبر بسیار فداکار بود اونخستین بانویی است که پس از بعثت مسلمان

شد ،وهمه ثروتش را در اختیار پیامبر گذاشت تا در راه اسلام به مصرف برسد،

خدیجه غمخوارپر مهر پیامبر،وایثارگری برای پیامبر بود .

خدیجه 25سال با پیامبرزندگی کرد (15سال قبل از بعثت و10سال بعد ازبعثت )،

پیامبر هرگز فداکاری های خدیجه را فراموش نکرد هرگاه به یاد او می افتاد،درود بر

او می فرستاد واز درگاه خدا برای اوطلب رحمت می کرد وفرمود :«خدیجه وقتی به

من پیوست،که همه ازمن دور میشدند ،اودرراه اسلام هرگز مرا تنها نگذاشت وهمواره از

من حمایت نمود،خدا او را رحمت کند که بانوی پربرکتی بود ومن از اودارای 6 فرزندشدم»

سرانجام این بانوی ارجمند ومخلص ،درسال دهم بعثت سه روز پس از وفات ابوطالب

عموی مهربان پیامبر (ص)، از دنیا رفت،پیامبرآنسال را « سال غم » نامید.

صد سخن از كلمات كوتاه حضرت رسول (ص)

1 . هر چه فرزند آدم پيرتر مى شود ، دو صفت در او جوانتر مى گردد : حرص و آرزو .

2 . دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند ، امت من صلاح مى يابد و اگر فاسد شوند ، امت من فاسد مى شود : علما و حكام .

3 . شما همه شبان و مسؤول نگاهبانى يكديگريد .

4 . نمى توان همه را به مال راضى كرد اما به حسن خلق ، مى توان .

5 . نادارى بلاست ، از آن بدتر ، بيمارى تن ، و از بيمارى تن دشوارتر ، بيمارى دل .

6 . مؤمن ، همواره در جستجوى حكمت است .

7 . از نشر دانش نمى توان جلو گرفت .

8 . دل انسانى همچو پرى است كه در بيابان به شاخه درختى آويزان باشد ، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زير و رو مى شود .

9 . مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسايش باشند .

10 . رهنماى به كار نيك ، خود كننده آن كار است .

11 . هر دل سوخته اى را عاقبت پاداشى است .

12 . بهشت زير قدمهاى مادران است .

13 . در رفتار با زنان ، از خدا بترسيد و آنچه درباره آنان شايد ، از نيكى دريغ ننمائيد .

14 . پروردگار همه يكى است و پدر همه يكى . همه فرزند آدميد و آدم از خاك است . گرامى ترين شما نزد خداوند ، پرهيزكارترين شماست .

15 . از لجاج بپرهيزيد كه انگيزه آن ، نادانى و حاصل آن ، پشيمانى است .

16 . بدترين مردم كسى است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد و باز از او بدتر كسى است كه مردم از گزند او در امان و به نيكى او اميدوار نباشند .

17 . خشم مگير و اگر گرفتى ، لختى در قدرت كردگار بينديش .

18 . چون تو را ستايش كنند ، بگو اى خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمى دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه مى گويند قرار مده .

19 . به صورت متملقين ، خاك بپاشيد .

20 . اگر خدا خير بنده اى را اراده كند ، نفس او را واعظ و رهبر او قرار مى دهد .

21 . صبح و شامى بر مؤمن نمى گذرد مگر آنكه بر خود گمان خطا ببرد .

22 . سخت ترين دشمن تو ، همانا نفس اماره است كه در ميان دو پهلوى تو جا دارد .

23 . دلاورترين مردم آن است كه بر هواى نفس ، غالب آيد .

24 . با هواى نفس خود نبرد كنيد تا مالك وجود خود گرديد .

25 . خوشا به حال كسى كه توجه به عيوب خود ، او را از توجه به عيوب ديگران باز دارد .

26 . راستى به دل آرامش مى بخشد و از دروغ ، شك و پريشانى مى زايد .

27 . مؤمن آسان انس مى گيرد و مأنوس ديگران مى شود .

28 . مؤمنين همچو اجزاء يك بنا ، همديگر را نگاه مى دارند .

29 . مثل مؤمنين در دوستى و علقه به يكديگر ، مثل پيكرى است كه چون عضوى از آن به درد بيايد ، باقى اعضا به تب و بى خوابى دچار مى شوند .

30 . مردم مانند دندانه هاى شانه ، با هم برابرند .

31 . دانش جوئى بر هر مسلمانى واجب است .

32 . فقرى سخت تر از نادانى و ثروتى بالاتر از خردمندى و عبادتى والاتر از تفكر نيست .

33 . از گهواره تا به گور ، دانشجو باشيد .

34 . دانش بجوئيد گرچه به چين باشد .

35 . شرافت مؤمن در شب زنده دارى و عزت او در بى نيازى از ديگران است .

36 . دانشمندان ، تشنه آموختن اند .

37 . دلباختگى ، كر و كور مى كند .

38 . دست خدا با جماعت است .

39 . پرهيزكارى ، جان و تن را آسايش مى بخشد .

40 . هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگى كند ، چشمه حكمت از دلش به زبان جارى خواهد شد .

41 . با خانواده خود بسر بردن ، از گوشه مسجد گرفتن ، نزد خداوند پسنديده تر است .

42 . بهترين دوست شما آن است كه معايب شما را به شما بنمايد .

43 . دانش را به بند نوشتن در آوريد .

44 . تا دل درست نشود ، ايمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود ، دل درست نخواهد بود .

45 . تا عقل كسى را نيازموده ايد ، به اسلام آوردن او واقعى نگذاريد .

46 . تنها به عقل مى توان به نيكيها رسيد . آنكه عقل ندارد از اين تهى است .

47 . زيان نادانان ، بيش از ضررى است كه تبهكاران به دين مى رسانند .

48 . هر صاحب خردى از امت مرا چهار چيز ضرورى است : گوش دادن به علم ، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن .

49 . مؤمن از يك سوراخ ، دوبار گزيده نمى شود .

50 . من براى امت خود ، از بى تدبيرى بيم دارم نه از فقر .

51 . خداوند زيباست و زيبائى را دوست مى دارد .

52 . خداوند ، مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد .

53 . تملق ، خوى مؤمن نيست .

54 . نيرومندى به زور بازو نيست ، نيرومند كسى است كه بر خشم خود غالب آيد .

55 . بهترين مردم ، سودمندترين آنان به حال ديگرانند .

56 . بهترين خانه شما آن است كه يتيمى در آن به عزت زندگى كند .

57 . چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نيك .

58 . رشته عمل ، از مرگ بريده مى شود مگر به سه وسيله : خيراتى كه مستمر باشد ، علمى كه همواره منفعت برساند ، فرزند صالحى كه براى والدين دعاى خير كند .

59 . پرستش كنندگان خدا سه گروهند : يكى آنان كه از ترس ، عبادت مى كنند و اين عبادت بردگان است ، ديگر آنان كه به طمع پاداش ، عبادت مى كنند و اين عبادت مزدوران است ، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت ، عبادت مى كنند و اين عبادت آزادگان است .

60 . سه چيز نشانه ايمان است : دستگيرى با وجود تنگدستى ، از حق خود به نفع ديگرى گذاشتن ، به دانشجو علم آموختن .

61 . دوستى خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكمتر شود .

62 . آفت دين سه چيز است : فقيه بدكار ، پيشواى ظالم ، مقدس نادان .

63 . مردم را از دوستانشان بشناسيد ، چه ، انسان همخوى خود را به دوستى مى گيرد .

64 . گناه پنهان ، به صاحب گناه زيان مى رساند ، گناه آشكار ، به جامعه .

65 . در بهبودى كار دنيا بكوشيد اما در كار آخرت چنان كنيد كه گوئى فردا رفتنى باشيد .

66 . روزى را در قعر زمين بجوئيد .

67 . چه بسا كه از خودستائى ، از قدر خود مى كاهند و از فروتنى ، بر مقام خود مى افزايند .

68 . خدايا ! فراخترين روزى مرا در پيرى و پايان زندگى كرامت فرما .

69 . از جمله حقوق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر او بگذارد و نوشتن به او بياموزد و چون بالغ شد ، او را همسر انتخاب كند .

70 . صاحب قدرت ، آن را به نفع خود به كار مى برد .

71 . سنگين ترين چيزى كه در ترازوى اعمال گذارده مى شود ، خوشخوئى است .

72 . سه امر ، شايسته توجه خردمند است : بهبودى زندگانى ، توشه آخرت ، عيش حلال .

73 . خوشا كسى كه زيادى مال را به ديگران ببخشد و زيادى سخن را براى خود نگاهدارد .

74 . مرگ ، ما را از هر ناصحى بى نياز مى كند .

75 . اينهمه حرص حكومت و رياست و اينهمه رنج و پشيمانى در عاقبت ! .

76 . عالم فاسد ، بدترين مردم است .

77 . هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامى بدارند ، بايد منتظر بلائى بود .

78 . نفرين باد بر كسى كه بار خود را به دوش ديگران بگذارد .

79 . زيبائى شخص ، در گفتار اوست .

80 . عبادت ، هفت گونه است كه از همه والاتر ، طلب روزى حلال است .

81 . نشانه خوشنودى خدا از مردمى ، ارزانى قيمتها و عدالت حكومت آنهاست .

82 . هر قومى شايسته حكومتى است كه دارد .

83 . از ناسزا گفتن ، بجز كينه مردم ، سودى نمى برى .

84 . پس از بت پرستيدن ، آنچه به من نهى كرده اند ، در افتادن با مردم است .

85 . كارى كه نسنجيده انجام شود ، بسا كه احتمال زيان دارد .

86 . آنكه از نعمت سازش با مردم محروم است ، از نيكيها يكسره محروم خواهد بود .

87 . از ديگران چيزى نخواهيد گرچه يك چوب مسواك باشد .

88 . خداوند دوست ندارد كه بنده اى را بين يارانش ، با امتياز مخصوص ببيند .

89 . مؤمن ، خنده رو و شوخ است ، و منافق ، عبوس و خشمناك .

90 . اگر فال بد زدى ، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردى ، فراموش كن و اگر حسود شدى ، خوددار باش .

91 . دست يكديگر را به دوستى بفشاريد كه كينه را از دل مى برد .

92 . هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد ، مسلمان نيست .

93 . خوشروئى كينه را از دل مى برد .

94 . مبادا كه ترس از مردم ، شما را از گفتن حقيقت باز دارد ! .

95 . خردمندترين مردم ، كسى است كه با ديگران بهتر بسازد .

96 . در يك سطح زندگى كنيد تا دلهاى شما در يك سطح قرار بگيرد . با يكديگر در تماس باشيد تا بهم مهربان شويد .

97 . هنگام مرگ ، مردمان مى پرسند از ثروت چه باقى گذاشته ؟ فرشتگان مى پرسند از عمل نيك چه پيش فرستاده ؟ .

98 . منفورترين حلالها نزد خداوند ، طلاق است .

99 . بهترين كار خير ، اصلاح بين مردم است .

100 . خدايا مرا به دانش ، توانگر ساز و به بردبارى ، زينت بخش و به پرهيزكاري ، گرامي بدار و به تندرستي ، زيبايي ده.

شكيات نماز

شكيات نماز

شكيات نماز 23 قسم است : هشت قسم آن شكهائي است كه نماز را باطل ميكند و به شش قسم آن نبايد اعتنا كرد ونه قسم ديگر آن صحيح است .
شكهاي مبطل
مسأله 1165
شكهائي كه نماز را باطل ميكند از اين قرار است : اول شك در شماره ركعتهاي نماز دو ركعتي مثل نماز صبح و نماز مسافر ، ولي شك در شماره ركعتهاي نماز مستحب دو ركعتي و بعضي از نمازهاي احتياط نماز را باطل نميكند . دوم شك در شماره ركعتهاي نماز سه ركعتي . سوم آن كه در نماز چهار ركعتي شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر . چهارم آن كه در نماز چهار ركعتي پيش از تمام شدن سجده دوم ، شك كند كه دو ركعت خوانده يا بيشتر ، در اين صورت نمازش باطل و بايد اعاده كند ، و بهتر آن است كه عمل به حكم شك نمايد نماز را اعاده كند . پنجم شك بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج . ششم شك بين سه وشش يا سه و بيشتر از شش . هفتم شك در ركعتهاي نماز كه نداند چند ركعت خوانده است . هشتم شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش چه پيش از تمام شدن سجده دوم باشد يا بعد از آن .
مسأله 1166
اگر يكي از شكهاي باطل كننده براي انسان پيش آيد ، نميتواند نماز را به هم بزند ، ولي اگر بقدري فكر كند كه شك پابرجا شود به هم زدن نماز مانعي ندارد.
شكهائيكه نبايد بآنها اعتنا كرد
مسأله 1167
شكهائي كه نبايد به آنها اعتنا كرد از اين قرار است : اول شك در چيزي كه محل بجا آوردن آن گذشته است ، مثل آن كه در ركوع شك كند كه حمد را خوانده يا نه . دوم شك بعد از سلام نماز . سوم شك بعد از گذشتن وقت نماز . چهارم شك كثير الشك يعني كسي كه زياد شك ميكند . پنجم شك امام در شماره ركعتهاي نماز در صورتي كه مأموم شماره آنها را بداند و همچنين شك مأموم در صورتي كه امام شماره ركعتهاي نماز را بداند . ششم شك در نماز مستحبي .
1 شك در چيزي كه محل آن گذشته است
مسأله 1168
اگر در بين نماز شك كند كه يكي از كارهاي واجب آن را انجام داده يا نه ، مثلا شك كند كه حمد خوانده يا نه ، چنانچه مشغول كاري كه بايد بعد از آن انجام دهد نشده ، بايد آنچه را كه در انجام آن شك كرده بجا آورد ، و اگر مشغول كاري كه بايد بعد از آن انجام دهد شده به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1169
اگر در بين خواندن آيه‌اي شك كند كه آيه پيش را خوانده يا نه يا وقتي آخر آيه را ميخواند شك كند كه اول آنرا خوانده يا نه ، بايد به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1170
اگر بعد از ركوع يا سجود شك كند كه كارهاي واجب آن مانند ذكر و آرام بودن بدن را انجام داده يا نه ، بايد به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1171
اگر در حالي كه به سجده ميرود شك كند كه ركوع كرده يا نه ، يا شك كند كه بعد از ركوع ايستاده يا نه ، به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1172
اگر در حال برخاستن شك كند كه تشهد را بجا آورده يا نه ، بايد اعتنا نكند ولي اگر شك كند كه سجده را بجا آورده يا نه بايد برگردد وبجا آورد .
مسأله 1173
كسي كه نشسته يا خوابيده نماز ميخواند ، اگر موقعي كه حمد يا تسبيحات ميخواند ، شك كند كه سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه ، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از آن كه مشغول حمد يا تسبيحات شود ، شك كند كه سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه ، بايد بجا آورد .
مسأله 1174
اگر شك كند كه يكي از ركنهاي نماز را بجا آورده يا نه ، چنانچه مشغول كاري كه بعد از آن است نشده ، بايد آن را بجا آورد مثلا اگر پيش از خواندن تشهد شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه بايد بجا آورد و چنانچه بعد يادش بيايد كه آن ركن را بجا آورده بوده ، چون ركن زياد شده نمازش باطل است .
مسأله 1175
اگر شك كند عملي را كه ركن نيست بجا آورده يا نه چنانچه مشغول كاري كه بعد از آن است نشده ، بايد آن را بجا آورد ، مثلا اگر پيش از خواندن سوره شك كند كه حمد را خوانده يا نه ، بايد حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن يادش بيايد كه آن را بجا آورده بوده چون ركن زياد نشده نماز صحيح است .
مسأله 1176
اگر شك كند كه ركني را بجا آورده يا نه ، چنانچه مشغول تشهد است اگر شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه ، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر يادش بيايد كه آن ركن را بجا نياورده ، در صورتي كه مشغول ركن بعد نشده ، بايد آن را بجا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است ، مثلا اگر پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد كه دو سجده را بجا نياورده ، بايد بجا آورد و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد نمازش باطل است .
مسأله 1177
اگر شك كند عملي را كه ركن نيست بجا آورده يا نه چنانچه مشغول كاري كه بعد از آنست شده ، بايد به شك خود اعتنا نكند ، مثلا موقعي كه مشغول خواندن سوره است ، اگر شك كند كه حمد را خوانده يا نه ، بايد به شك خود اعتنا نكند ، و اگر بعد يادش بيايد كه آنرا بجا نياورده در صورتي كه مشغول ركن بعد نشده ، بايد بجا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده ، نمازش صحيح است . بنابر اين اگر مثلا در قنوت يادش بيايد كه حمد را نخوانده ، بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد نماز او صحيح است .
مسأله 1178
اگر شك كند كه سلام نماز را گفته يا نه ، يا شك كند درست گفته يا نه ، چنانچه مشغول تعقيب نماز يا نماز ديگر شده ، يا به واسطه انجام كاري كه نماز را به هم ميزند ، از حال نمازگزار بيرون رفته ، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از اينها شك كند ، بايد سلام را بگويد . اما اگر در صحيح گفتن سلام شك كند در هر صورت بايد به شك خود اعتنا ننمايد چه مشغول كار ديگر شده باشد يا نه .
2 شك بعد از سلام
مسأله 1179
اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه ، مثلا شك كند ركوع كرده يا نه ، يا بعد از سلام نماز چهار ركعتي شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت به شك خود اعتنا نكند ، ولي اگر هر دو طرف شك او باطل باشد ، مثلا بعد از سلام نماز چهار ركعتي شك كند كه سه ركعت خوانده يا پنج ركعت ، نمازش باطل است .
3 شك بعد از وقت
مسأله 1180
اگر بعد از گذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده يا نه ، يا گمان كند كه نخوانده ، خواندن آن لازم نيست ، ولي اگر پيش از گذشتن وقت ، شك كند كه نماز خوانده يا نه ، يا گمان كند كه نخوانده ، بايد آن نماز را بخواند بلكه اگر گمان كند كه خوانده ، بايد آن را بجا آورد .
مسأله 1181
اگر بعد از گذشتن وقت شك كند كه نماز را درست خوانده يا نه به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1182
اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار ركعت نماز خوانده ولي نداند به نيت ظهر خوانده يا به نيت عصر بايد چهار ركعت نماز قضا به نيت نمازي كه بر او واجب است بخواند .
مسأله 1183
اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا ، بداند يك نماز خوانده ولي نداند سه ركعتي خوانده يا چهار ركعتي بايد قضاي نماز مغرب و عشا را بخواند .
4 كثير الشك ( كسي كه زياد شك ميكند )
مسأله 1184
اگر كسي در يك نماز سه مرتبه شك كند ، يا در سه نماز پشت سرهم مثلا در نماز صبح و ظهر و عصر شك كند ، كثير الشك است و چنانچه زياد شك كردن او از غضب يا ترس يا پريشاني حواس نباشد ، به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1185
كثير الشك اگر در بجا آوردن چيزي شك كند ، چنانچه بجا آوردن آن نماز را باطل نميكند ، بايد بنا بگذارد كه آن را بجا آورده ، مثلا اگر شك كند كه ركوع كرده يا نه ، بايد بنا بگذارد كه ركوع كرده است ، واگر بجا آوردن آن نماز را باطل ميكند بايد بنا بگذارد كه آن را انجام نداده مثلا اگر شك كند كه يك ركوع كرده يا بيشتر چون زياد شدن ركوع نماز را باطل ميكند بايد بنا بگذارد كه بيشتر از يك ركوع نكرده است .
مسأله 1186
كسي كه در يك چيز نماز زياد شك ميكند ، چنانچه در چيزهاي ديگر نماز شك كند بايد بدستور آن عمل نمايد ، مثلا كسي كه زياد شك ميكند سجده كرده يا نه اگر در بجا آوردن ركوع شك كند بايد به دستور آن رفتار نمايد يعني اگر ايستاده است ركوع را بجا آورد و اگر به سجده رفته اعتنا نكند .
مسأله 1187
كسي كه در نماز مخصوصي مثلا در نماز ظهر زياد شك ميكند اگر در نماز ديگر مثلا در نماز عصر شك كند ، بايد به دستور شك رفتار نمايد .
مسأله 1188
كسي كه وقتي در جاي مخصوصي نماز ميخواند زياد شك ميكند ، اگر در غير آنجا نماز بخواند وشكي براي او پيش آيد به دستور شك عمل نمايد .
مسأله 1189
اگر انسان شك كند كه كثير الشك شده يا نه ، بايد به دستور شك عمل نمايد . وكثير الشك تا وقتي يقين نكند كه به حال معمولي مردم برگشته بايد به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1190
كسي كه زياد شك ميكند ، اگر شك كند ركني را بجا آورده يا نه ، و اعتنا نكند بعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده ، چنانچه مشغول ركن بعد نشده ، بايد آن را بجا آورد ، و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است ، مثلا اگر شك كند ركوع كرده يا نه و اعتنا نكند ، چنانچه پيش از سجده يادش بيايد كه ركوع نكرده ، بايد ركوع كند و اگر در سجده يادش بيايد ، نمازش باطل است .
مسأله 1191
كسي كه زياد شك ميكند ، اگر شك كند چيزي را كه ركن نيست بجا آورده يا نه واعتنا نكند وبعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده ، چنانچه از محل بجا آوردن آن نگذشته بايد آنرا بجا آورد ، و اگر از محل آن گذشته نمازش صحيح است ، مثلا اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه و اعتنا نكند ، چنانچه در قنوت يادش بيايد كه حمد نخوانده ، بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد نماز او صحيح است . 5 شك امام ومأموم
مسأله 1192
اگر امام جماعت در شماره ركعتهاي نماز شك كند مثلا شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت ، چنانچه مأموم يقين يا گمان داشته باشد كه چهار ركعت خوانده و به امام بفهماند كه چهار ركعت خوانده است ، امام بايد نماز را تمام كند و خواندن نماز احتياط لازم نيست ونيز اگر امام يقين يا گمان داشته باشد كه چند ركعت خوانده است ومأموم در شماره ركعتهاي نماز شك كند ، بايد به شك خود اعتنا ننمايد .
6 شك در نماز مستحبي
مسأله 1193
اگر در شماره ركعتهاي نماز مستحبي شك كند ، چنانچه طرف بيشتر شك نماز را باطل ميكند ، بايد بنا را بر كمتر بگذارد مثلا اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت ، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت خوانده است و اگر طرف بيشتر شك نماز را باطل نميكند ، مثلا شك كند كه دو ركعت خوانده يا يك ركعت به هر طرف شك عمل كند ، نمازش صحيح است .
مسأله 1194
كم شدن ركن ، نافله را باطل ميكند بنابر احتياط واجب ، ولي زياد شدن ركن ، آن را باطل نميكند ، پس اگر يكي از كارهاي نافله را فراموش كند و موقعي يادش بيايد كه مشغول ركن بعد از آن شده بايد آن كار را انجام دهد و دوباره آن ركن را بجا آورد مثلا اگر در بين ركوع يادش بيايد كه سوره را نخوانده ، بايد برگردد و سوره را بخواند و دوباره به ركوع رود .
مسأله 1195
اگر در يكي از كارهاي نافله شك كند ، خواه ركن باشد يا غير ركن ، چنانچه محل آن نگذشته ، بايد بجا آورد و اگر محل آن گذشته ، به شك خود اعتنا نكند.
مسأله 1196
اگر در نماز مستحبي دو ركعتي گمانش به سه ركعت يا بيشتر برود يا گمانش به دو ركعت يا كمتر برود بايد به همان گمان عمل كند ، مثلا اگر گمانش به يك ركعت ميرود احتياطا بايد يك ركعت ديگر بخواند .
مسأله 1197
اگر در نماز نافله كاري كند كه براي آن سجده سهو واجب ميشود ، يا يك سجده يا تشهد را فراموش نمايد ، لازم نيست بعد از نماز ، سجده سهو يا قضاي سجده و تشهد را بجا آورد .
مسأله 1198
اگر شك كند كه نماز مستحبي را خوانده يا نه ، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طيار وقت معين نداشته باشد ، بنا بگذارد كه نخوانده است . و همچنين است اگر مثل نافله يوميه وقت معين داشته باشد و پيش از گذشتن وقت شك كند كه آن را بجا آورده يا نه ، ولي اگر بعد از گذشت وقت شك كند كه خوانده است يا نه ، به شك خود اعتنا نكند .
شكهاي صحيح
مسأله 1199
در نه صورت اگر در شماره ركعتهاي نماز چهار ركعتي شك كند ، بايد فورا فكر نمايد پس اگر يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا كرد ، همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند وگرنه به دستورهائي كه گفته ميشود عمل نمايد و آن نه صورت از اين قرار است : اول : آن كه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شك كند دو ركعت خوانده يا سه ركعت ، كه بايد بنا بگذارد سه ركعت خوانده و يك ركعت ديگر بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به دستوري كه بعدا گفته ميشود بجا آورد . دوم : شك بين دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنا بگذارد چهار ركعت خوانده و نماز را تمام كند وبعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند . سوم : شك بين دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنا بر چهار بگذارد و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده وبعد دو ركعت نشسته بجا آورد ، ولي اگر بعد از سجده اول يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم يكي از اين سه شك برايش پيش آيد بايد نماز را رها كند و دوباره بخواند . چهارم : شك بين چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام كند وبعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد ولي اگر بعد از سجده اول ، يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم ، اين شك ، براي او پيش آيد ، بنابر احتياط واجب بايد به دستوري كه گفته شد عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند . پنجم : شك بين سه و چهار ، كه در هر جاي نماز باشد ، بايد بنابر چهار بگذارد ونماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا آورد . ششم : شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد ويك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا آورد . هفتم : شك بين سه و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند ونماز را سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده بجا آورد . هشتم : شك بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده ، كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده وبعد دو ركعت نشسته بجا آورد . نهم : شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد .
مسأله 1200
اگر يكي از شكهاي صحيح براي انسان پيش آيد نبايد نماز را بشكند و چنانچه نماز را بشكند معصيت كرده است ، پس اگر پيش از انجام كاري كه نماز را باطل ميكند مثل رو گرداندن از قبله ، نماز را از سر گيرد نماز دومش هم باطل است . و اگر بعد از انجام كاري كه نماز را باطل ميكند ، مشغول نماز شود نماز دومش صحيح است .
مسأله 1201
اگر يكي از شكهائي كه نماز احتياط براي آنها واجب است در نماز پيش آيد ، چنانچه انسان نماز را تمام كند وبدون خواندن نماز احتياط نماز را از سر بگيرد معصيت كرده است . پس اگر پيش از انجام كاري كه نماز را باطل ميكند نماز را از سر گرفته ، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام كاري كه نماز را باطل ميكند ، مشغول نماز شده نماز دومش صحيح است .
مسأله 1202
وقتي يكي از شكهاي صحيح براي انسان پيش آيد چنانكه گفته شد ، بايد فورا فكر كند ولي اگر چيزهائي كه به واسطه آنها ممكن است يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا شود ، از بين نميرود ، چنانچه كمي بعد فكر كند اشكال ندارد ، مثلا اگر در سجده شك كند ميتواند تا بعد از سجده فكر كردن را تأخير بيندازد .
مسأله 1203
اگر اول گمانش به يك طرف بيشتر باشد ، بعد دو طرف در نظر او مساوي شود ، بايد به دستور شك عمل نمايد . واگر اول دو طرف در نظر او مساوي باشد وبه طرفي كه وظيفه او است بنا بگذارد ، بعد گمانش به طرف ديگر برود ، بايد همان طرف را بگيرد ونماز را تمام كند .
مسأله 1204
كسي كه نميداند گمانش به يك طرف بيشتر است يا هر دو طرف در نظر او مساوي است بايد احتياط كند ودر هر مورد احتياط ، بطور مخصوصي است كه در كتابهاي مفصل گفته شده است .
مسأله 1205
اگر بعد از نماز بداند كه در بين نماز حال ترديدي داشته كه مثلا دو ركعت خوانده يا سه ركعت و بنا را بر سه گذاشته ولي نداند كه گمانش به خواندن سه ركعت بوده يا هر دو طرف در نظر او مساوي بوده بايد نماز احتياط را بخواند .
مسأله 1206
اگر موقعي كه تشهد ميخواند ، يا بعد از ايستادن شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه و در همان موقع يكي از شكهائي كه اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بيفتد صحيح ميباشد ، براي او پيش آيد مثلا شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت ، بايد به دستور آن شك عمل كند وبنابر احتياط واجب نمازش را هم دوباره بخواند .
مسأله 1207
اگر پيش از آن كه مشغول تشهد شود ، يا در ركعتهائي كه تشهد ندارد پيش از ايستادن ، شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه ، و در همان موقع يكي از شكهائي كه بعد از تمام شدن دو سجده صحيح است ، برايش پيش آيد نمازش باطل است .
مسأله 1208
اگر موقعي كه ايستاده بين سه و چهار يا بين سه و چهار و پنج شك كند ويادش بيايد كه دو سجده از ركعت پيش بجا نياورده نمازش باطل است .
مسأله 1209
اگر شك او از بين برود و شك ديگري برايش پيش آيد ، مثلا اول شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت ، بعد شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت ، بايد به دستور شك دوم عمل نمايد .
مسأله 1210
اگر بعد از نماز شك كند كه در نماز مثلا بين دو و چهار شك كرده ، يا بين سه و چهار ، احتياط واجب آن است كه به دستور هر دو عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند .
مسأله 1211
اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز شكي براي او پيش آمده ولي نداند از شكهاي باطل بوده يا از شكهاي صحيح و اگر از شكهاي صحيح بوده كدام قسم آن بوده است بنابر احتياط واجب بايد به دستور شكهائي كه صحيح بوده و احتمال ميداده عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند .
مسأله 1212
كسي كه نشسته نماز ميخواند اگر شكي كند كه بايد براي آن يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بخواند ، بايد دو ركعت نشسته بجا آورد . بلكه اگر شكي كند كه بايد براي آن دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند ، بايد دو ركعت نشسته بجا آورد .
مسأله 1213
كسي كه ايستاده نماز ميخواند ، اگر موقع خواندن نماز احتياط از ايستادن عاجز شود ، بايد مثل كسي كه نماز را نشسته ميخواند و حكم آن در مسأله پيش گفته شده ، نماز احتياط را بجا آورد .
مسأله 1214
كسي كه نشسته نماز ميخواند ، اگر موقع خواندن نماز احتياط بتواند بايستد بايد به وظيفه كسي كه نماز را ايستاده ميخواند عمل كند.

همه چيز درباره گناه

به نام خدای آقای رسول الله

 

پـيـامـبـرخدا(ص ) : گناهان كبيره عبارتند از : شرك ورزيدن به خدا , آزردن پدر و مادر , قتل نفس (آدم كشى ) و سوگند دروغ عمدى (براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم ).
ـ امـام باقر(ع ) : در پاسخ به سؤال از كباير فرمود : هر گناهى كه خداوند براى آن وعده آتش داده است (كبيره مى باشد).

پيامبر خدا(ص ) : گناهان بزرگ نه تاست : بزرگترين آنها شرك ورزيدن به خداى عزوجل است و كشتن مؤمن و ربا خوارى و خوردن مال يتيم و تهمت زدن به زن پاكدامن و فرار ازميدان جهاد و رنـجـاندن پدر و مادر و در هم شكستن حرمت بيت الحرام و جادوگرى , هر كس پاك از اين نه گناه خداى عزوجل را ديدار كند با من در بهشتى خواهد بود كه درهاى آن ازطلاست .
ـ امـام عـلـى (ع ) : گـناهان كبيره عبارتنداز: شرك ورزيدن به خدا, آدم كشى , خوردن مال يتيم , تهمت زدن به زن پاكدامن فرار ازميدان جهاد, تعرب بعدازهجرت , جادوگرى ,آزردن پدر و مادر , رباخوارى , جدا شدن از جامعه مسلمانان و شكستن پيمان (بيعت يا معامله ).
ـ امـام صادق (ع ): قتل نفس (آدم كشى )از گناهان كبيره است , زيرا خداى عزوجل مى فرمايد :((و هر كه مؤمنى را از روى عمد بكشدسزايش جاودانه شدن دردوزخ ‌است )).
بزرگترين گناهان كبيره
ـ امام على (ع ) : در پاسخ به پرسش ازبزرگترين كباير , فرمود : ايمن و غافل بودن از مكر (عذاب و مهلت ) خدا , مايوس شدن ازيارى خدا و نوميدى از رحمت خدا.
اصرار بر گناه
قرآن
((و آن كسان كه چون مرتكب كارى زشت شوند يا به خودستمى كنند , خدا را ياد مى كنند و براى گـنـاهـان خـويش آمرزش مى خواهند و كيست جز خدا كه گناهان را بيامرزد؟
و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى كردند پاى نفشارند)).
امام باقر(ع ) : درباره آيه (( بر آنچه مى كردند پاى نفشارند )) , فرمود : اصرار بر گناه اين است
كه بنده گناه كند و آمرزش نطلبد و در فكر توبه هم نباشد اين است اصرار (بر گناه ).
امـام صـادق (ع ) : اصـرار بـر گـنـاه بـه مـعـناى ايمن دانستن خود از عذاب خداست و كسى
جززيانكاران , خود را از مكر (عذاب و مهلت ) خداوند ايمن نداند
ـ پيامبر خدا(ص ) : خشكيدگى چشم (نگريستن از خوف خدا) و سنگدلى و حرص زدن زياد براى
طلب روزى و اصرار بر گناه از نشانه هاى شقاوت است .
ـ چهار چيز دل را مى ميراند : گناه روى گناه .
ـ با استغفار كبيره نباشد و با اصرار صغيره معنا ندارد ((13)) .
ـ امام على (ع ) : بزرگترين گناه نزد خدا گناهى است كه مرتكبش بر آن اصرار ورزد.
ـ در شـگفتم از كسى كه سختى انتقام خداوند را از خود مى داند و همچنان بر گناه خويش اصرار مى ورزد.
شاد شدن به گناه
ـ امام سجاد(ع ) : از شاد شدن به گناه بپرهيز كه شاد شدن به گناه از ارتكاب آن بدتر است .
ـ امام على (ع ) : باليدن به گناهان ,زشت تر از ارتكاب آنهاست .
گناهى بزرگتر از باليدن به تبهكاريها نيست .
ـ رستگار نشود آن كه به رذايل خود ببالد.
ـ هر كه از معاصى خداوند لذت برد خداوند او را به خوارى افكند.
ـ شيرينى گناه را دردناكى كيفر از بين مى برد.
نقش گناهان در تباهى دل
قرآن
((حقا , كه كارهايى كه كرده بودند بر دلهايشان مسلطشد)).
ـ امـام صـادق (ع ) : پـدرم (ع ) مـى فرمود :هيچ چيز بيشتر از گناه دل را تباه نمى كند , همانا دل گناه مى كند و بر آن اصرار مى ورزد تا جايى كه سرانجام گناه بر آن چيره مى گردد و دل را زير و زبر مى كند.
ـ هـر گـاه آدمـى گـنـاهـى كند نقطه سياهى در دلش پديد مى آيد اگر توبه كرد آن نقطه پاك مى شود و اگر باز هم گناه كرد آن نقطه بزرگترمى شود , تا جايى كه همه دلش را فرا مى گيرد و زان پس هرگز روى رستگارى را نمى بيند.
ـ امـام بـاقـر(ع ) : هيچ بنده اى نيست مگرآن كه در دلش نقطه اى سفيد وجود دارد ,پس هر گاه گـناهى مرتكب شود , در آن نقطه , نقطه اى سياه پديد آيد كه اگر توبه كرد آن سياهى مى رود و اگـر در گناهان فرو رفت نقطه سياه افزايش مى يابد چندان كه همه سفيدى رافرو مى پوشاند و چـون سفيدى پوشانده شد گنهكار ديگر هرگز به خير و صلاح باز نمى آيد اين است سخن خداى عزوجل كه
((حقا , كه بر دلهايشان مسلط شد)).
ـ امام على (ع ) : اشكها نخشكيد مگر به سبب سختدلى و دلها سخت نشد مگر به سبب گناهان زياد .
نقش گناهان در زوال نعمتها
ـ امـام صـادق (ع ) : خـداونـد هـر نـعـمتى را كه به بنده اى داد از او نگرفت مگر به سبب گناهى كه
سزاوار سلب آن نعمت شد.
ـ امـام على (ع ) : هيچ نعمتى و هيچ خرمى از زندگى زايل نشد مگر به سبب گناهانى كه مرتكب
شدند , چه , خداوند به بندگان ستم نمى كند.
ـ امام صادق (ع ) : همانا بنده گناهى مى كند و به سبب آن از نماز شب محروم مى شود سرعت تاثير
كار بد در آدمى از سرعت تاثيركارد در گوشت بيشتر است .

ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ) : از گـنـاهـان دورى كـنـيد , زيرا گناهان خوبيها را محو مى كند , همانا بنده
(گاه ) گناه مى كند و به سبب آن دانشى را كه داشته است فراموش مى كند.
نقش گناهان در فرود آمدن بلاها
قرآن
((اگر شما را مصيبتى رسد , به خاطر كارهايى است كه مى كنيد و خدا از بسيارى در مى گذرد)).
ـ امام صادق (ع ) : هيچ رگى (بر اثر تب و بيمارى ) نزند و هيچ پايى به سنگ نخورد و هيچ سردرد يا مرضى رخ ندهد , مگر در اثر گناه اين فرموده خداى عزوجل در كتاب اوست كه : ((اگرشما را مـصـيـبـتـى رسـد بـه خـاطر كارهايى است كه مى كنيد و خدا بسيارى را مى بخشد)) گناهانى كه
خداوند مى بخشد بيشتر از گناهانى است كه از آنها باز خواست مى كند.
ـ امـام على (ع ) : از گناهان دورى كنيد , زيرا هيچ بليه اى رخ ندهد و از هيچ روزى كم نشودمگر بـه سـبـب گناهى , حتى خراش برداشتن و به سر در آمدن و مصيبت خداوند عزوجل مى فرمايد
((اگر شما را مصيبتى رسد )).
ـ گـاهـى اوقات خداوند به جسم يا مال يا فرزند و يا همسر مؤمن آسيبى وارد مى آورد و اين آيه را تلاوت كرد :((اگر شما را مصيبتى رسد )) و سه بار دستانش را به هم چسباند و هر بارفرمود :((و بسيارى از گناهان را نيز مى بخشد)).
ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ) : هيچ رگى (بر اثر بيمارى ) نزند و هيچ پايى نلغزد مگر به سبب گناهانى كه مى كنيد و آنچه كه مى بخشد بيشتر است .

ـ امام صادق (ع ) : همانا مؤمن گناه مى كند و به سبب آن از روزى محروم مى شود.
ـ امام باقر(ع ) : همانا بنده گناه مى كند و به سبب آن روزى از او گرفته مى شود.
ـ امام على (ع ) : از گناهان دورى كنيد , زيرا جلو روزى بنده به سبب گناه گرفته مى شود.
ـ امـام رضـا(ع ) : هـر گـاه بـنـدگـان مـرتـكـب گـنـاهـانى شوند كه قبلا انجام نمى داده اند ,
خداوندبلاهايى را بر ايشان پديد آورد كه سابقه نداشته است .
ـ امـام صـادق (ع ) : كـسـانـى كـه بـر اثـر گناهان مى ميرند بيشترند از كسانى كه بر اثر رسيدن اجل مى ميرند.
آثار گناهان در خشكى و دريا
قرآن
((بـه سـبب اعمال مردم , فساد در خشكى و دريا آشكار شدتا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشاند , باشد كه باز گردند)).
ـ امـام بـاقر(ع ) : هيچ سالى كم بارش تر از سال ديگر نيست , بلكه خداوند باران را هر جا كه خواهد مـى باراند (اما) هر گاه مردمى مرتكب گناهان شوند , خداى عزوجل بارانى را كه براى آنان مقدر كرده بود از ايشان باز دارد.
آثار گناهان بر روى غير گنهكاران
ـ پيامبر خدا(ص ) : گناه براى غير گنهكار (نيز) شوم است , (زيرا) اگر با گنهكار مخالفت كند, گرفتار شود , اگر از او غيبت كند گنهكار شود و اگر به گناه رضايت دهد در آن شريك گردد .
گناهانى كه آثار خاصى دارند
ـ امام رضا(ع ) : هر گاه حكمرانان دروغ بگويند باران بند مى آيد و هر گاه سلطان ستم كنددولت
سست و بى اعتبار شود و هر گاه زكات داده نشود چارپايان بميرند.
ـ امـام صـادق (ع ) : گـنـاهـانـى كـه نعمتها را دگرگون مى كند , زورگويى و سركشى است و گناهانى كه پشيمانى به بار مى آورد آدم كشى است و گناهانى كه انتقام و كيفرها رافرود مى آورد سـتـم اسـت و گـنـاهـانى كه پرده ها را مى درد (وآبرو و حيثيت ها را مى برد) شرابخوارى است و گـناهانى كه جلوى روزى را مى گيرد زناست و گناهانى كه مرگ و نيستى را شتاب مى بخشد , بريدن پيوند خويشاوندى است و گناهانى كه مانع استجابت دعا مى شود و فضا را تيره و تار مى كند , آزردن پدر و مادراست .
ـ امـام سـجـاد(ع ) : گناهانى كه از استجابت دعا جلوگيرى مى كنند عبارتند از : بد نيتى , خبث بـاطن , دورويى با برادران , باور نداشتن به اجابت دعا , به تاخير انداختن نمازهاى واجب تا آن كه وقتشان بگذرد , تقرب نجستن به خداى عزوجل با نيكوكارى و صدقه , بد زبانى و زشتگويى .
ـ گـناهانى كه بارش آسمان را بازمى دارند عبارتند از : قضاوت ظالمانه قاضيان , شهادت دروغ و كتمان شهادت .
گناهان زود كيفر
ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ) : سه گناه است كه كيفرشان در همين دنيا مى رسد و به آخرت نمى افتد :
آزردن پدر و مادر , زورگويى و ستم به مردم و ناسپاسى نسبت به خوبيهاى ديگران .
ـ امام باقر(ع ) : چهار چيز است كه كيفرشان از هر گناهى زودتر به انسان مى رسد : كسى كه تو به او خوبى كنى و او پاداش آن را به بدى دهد , كسى كه تو به او ستم نكنى و او به تو ستم كند , كسى كه در كارى با او پيمان بندى و توبه پيمانت وفادار مانى و او خيانت و پيمان شكنى كند و كسى كه تو با او پيوند برقرار كنى و اوپيوند ببرد.
در كـتـاب امـير المؤمنين (ع ) آمده است : سه گناه است كه صاحب آنها در همين دنيا كيفرش را ببيند ستم , بريدن پيوند خويشاوندى و سوگند دروغ .
ـ امـام عـلى (ع ) , در يكى از خطبه هاى خود مى فرمايد : پناه مى برم به خدا از گناهانى كه مرگ و نـيـسـتـى را شتاب مى بخشد عبداللّه بن كوا يشكرى برخاست و عرض كرد : اى امير المؤمنين ! آيا گناهانى هم هست كه مرگ راشتاب مى بخشد؟
فرمود : واى بر تو! آرى , قطع رحم .
ـ در پاسخ به اين سؤال كه : كيفر كدام گناه زودتر دامنگير گنهكار مى شود؟
فرمود : ستم كردن به كسى كه ياورى جز خدا ندارد وكوتاهى در شكر نعمت و دراز كردن دست ستم برفقير.
ـ كيفر دست درازى به كسى كه به تو دست درازى نمى كند , از كيفر هر گناه ديگر زودتردامنگير آدمى مى شود.

شرطهاي بجا آوردن نماز

نماز شرطهايي دارد که قبل از بجا آوردن آن بايد بدانيم تا به آن عمل نماييم زيرا تا زمانيکه آن شرطها بجا نياوريم نمازمان قبول نمي باشد و آن شرطها عبارتند از:

کسيکه نماز ميخواند بايد بايد مسلمان باشد زيرا نماز از غير مسلمان قبول نمي شود 1-

 2-طهارت جسم از جنابت، (کسی که جنب شده يعني آب مني از او خارج شده يا با همسر خود جماع کرده گر چه آب مني خارج   نشود يا همه بدن او پليد شده، يا زنيکه قاعده ماهيانه او به آخر رسيده وخون حيض قطع شده يا وقتيکه خون بعد از زايمان  

يا خون بعد از ولادت قطع شود اين پنج گروه واجب است نمايند واگر هم آب براي غسل نباشد تيمم می کنند)

چگونگي غسل کامل چنين است

 

قبل از هر چيز بدن را از هر پليدي پاک ميکنيم و وضو ميگيريم در اين وضو  پاهايمان نميشويم تا اينکه بدن کامل بشوئيم بعد از وضوآب بر سر و سپس بر طرف راست و سپس بر طرف چپ مي ريزيم و با ريختن آب بر سر نيت ميکنيم که غسل فرض به جا مي آوريم در موقع ريختن آب بر بدن ودست کشيدن به بدن دقت مي کنيم آب به تمامي جسم مانند زير موها و زير بغل و ناف و بين انگشتان برسد و براي اينکه وضويمان باقي بماند از کف دست زدن به شرمگاه پس وپيش خوداري مي کنيم بعد از آنکه آب به همه بدن رسانديم دو پا را مي شوئيم و بدن را خشک کرده دعاي بعد از وضو مي خوانيم(و با فرو رفتن در دريا يا رودخانه يا حوض غسل بجامي آيد   

به شرط اينکه نيت غسل کرده باشيم.)

 3-شرط سوم نماز : پوشيدن عورت به لباس پاک مي باشد (آنچه پوشاندن آن لازم و نگاه کردن به آن حرام است عورت مي نامند عورت مرد از ناف تا زانو که زانو هم بايد پوشيده شود و عورت زن در نماز همه بدن او غير از چهره و دو کف دست مي باشد اما خارج از نماز همه بدن او       وخصوصاً رو و دو کف دست عورت مي باشد که نبايد نمايان شود)

4-شرط چهارم دانائي به داخل شدن وقت نماز که هيچ نمازي قبل از داخل شدن وقت آن درست نمي باشد

شرط پنجم :پاک بودن لباس وبدن نماز گذار و جاي نماز خواندن از پليدي5-

شرط ششم :وضو گرفتن براي کسي که بي وضو است  6-

 (کسي که چيزي مانند ادرار سرگين خون يا باد از او بيرون رفته يا خواب رفته يا به سبب مستي يا بيهوشي يا ديوانگي عقل خود را از دست داده يا مرديکه به همسرش يا زن نامحرم بدون وجود مانع مانند پارچه يا پلاستيک دست زده يا اينکه زن به بدن شوهر خود يا مرد نا محرم دست زده يا کف دست به شرمگاه پيش و پس خورد لازم است براي خواندن نماز يا طواف يا برداشتن مصحف وضو بگيرد ).                              

 

چگونگي وضوي کامل چنين است

بسم الله الرحمن الرحيم گفته ودو دست تا مچ خوب مي شوئيم و نيت وضو مي کنيم 1-

مسواک زده وآب در دهان مي گردانيم 2-

3-

با دست راست آب بيني برده وبا دست چپ آب از بيني بيرون آورده و بيني راکاملا پاک مي کنيم

 

 4-وقت شستن رو بايد نيت وجود داشته باشد که وضوي  فرض بجا مي آ وريم ورو را سه مرتبه مي شوييم.

 5-اول دست راست از سر انگشتان تا آرنج وسپس دست چپ هر کدام سه مرتبه مي شوييم.

 6-با دو دست تر تمام سر مسح ميکنيم  و اگر قسمتي از سر مسح کنيم کفايت مي کنيم.

 7-دو دست را دو باره تر کرده و دو گوش از داخل و بيرون آن مسح مي کنيم.

 8-اول پاي راست و سپس پاي چپ را تا کعب مي شوييم و بين انگشتان دو پا نيز خلال مي کنيم.

 9-بعد از  وضو اين دعا را مي خوانيم:

أشهدُ أن لا اله الا الله وحده لا شريک له .و أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ . اَللَّهُمَّ اجعَلنِي مِنََّ التَّوابِين وَ اجعَلنِي مِنَ المُتَطَّهِرِين. اَللَّهُمَّ اغفِرلِي ذَنبِي وَِِوَِِِِِِسِّع لِي فِي دَارِي وَِِ بَارِِِک لِي فِي رِزقِي سُبحَانَکَ اللَّهُمّ و بِحَمدِکَ أشهَدُ أن لا اِلَهِ اِلا أنتَ . أستَغفِرُکَ وَ أتُوبُ اِلَيکَ

يعني : گواهي ميدهم که معبود بر حقي نيست مگر خداي يکتا که هيچ شريکي ندارد و گواهي ميدهم که محمد بنده وفرستاده اوست.

خداوندا مرا از توبه کنندگان قرارده که هميشه رويشان به درگاه تو است و مرا از پاکيزه گان قرار بده خداوندا گناهانم را بيامرز و در خانه ومسکن من گشايش و فراخي و در روزي من برکت قرار ده پاک و بي عيبي تو اي خدا و ستايش مخصوص توست گواهي مي دهم که معبودي بر حق نيست مگر تو از  تو طلب مغفرت مي نمايم و بسوي تو باز مي گردم.

 

 10-بعد از وضو سنت است در هر وقت که باشد دو رکعت نماز سنت وضو خواند.                         

 7-شرط هفتم: رو به قببله نماز خواندن است(مگر براي مجاهدين في سبيل الله در جبهه و براي مسافر در نماز سنت فقط )

 8-شرط هشتم: پرهيز کردن ازسه حرکت پياپي در نماز.

 9-شرط نهم: دوري کردن از خوردن و آشاميدن و صحبت کردن با کسي در نماز.

 

 10-شرط دهم: دانا بودن به چگونگي نماز که چه نمازي فرض و چه نمازي سنت است و چه چيزهايي در نماز رکن و چه چيزهايي در نماز سنت است که يک انسان عاقل بايد تمام اين شروط را بداند

ملاحظه: اگر کسي غسل يا وضو بر او واجب شد و آب نبود با خاک پاک يا هر چيزي پاک مانند بالش يا حصير که غبار داشته باشد تيمم مي کند و اگر خاک هم نبود به خاطر احترام وقت نماز . نماز مي خواند و بعد از آنکه آب يا خاک يافت وضو و تيمم بجا مي آورد و نماز مي خواند و همچنين کسي که براي عورت  پوشيدن لباس نداشت

چگونگي تیمم این چنین است:

بسم الله گفته و نيت مي نمائيم که براي روا ساختن نماز يا تلاوت قرآن تيمم مي کنيم

 2-دو کف دست و انگشتان به خاک پاکي که غبار داشته باشد  مي زنيم و سپس اندکي فوت مي کنيم تا خاکهائي که بدستمان چسپيده بريزند و دو کف را يک مرتبه به رو مي کشيم

3-دو دست خود را به خاک مي زنيم و کف دست چپ را از سر انگشتان تا آرنج بدست راست مي کشيم و کف دست راست را به دست چپ کشيده و دقت مي کنيم همه جاي دست خاکي که غبار داشته باشد بکشيم و اگر که انگشتري نيز در انگشت داشتيم بايد بيرون بياوريم

با يک تيمم فقط يک نماز فرض مي توان خواند و آن هم تيمم بايد در وقت نماز باشد که تيمم قبل از دخول وقت نماز اکتفا نمي کند و مي توان با يک تيمم نمازهاي سنت بسيار خواند و اگر کسي تيمم کرد و سپس نماز خواند و در نماز بود که آب پيدا شد حق ندارد از نماز بيرون آيد زيرا تيمم و نماز او باطل نمي شود و چنين مسائل و فوائدي بسيار است که در اين کتابچه جاي ندارد و فقط با پرسيدن از فقهاء و يا مراجعه به کتب فقهي معتبر مي توان اين مسائل را ياد گرفت

 

مقدمات نماز

قبل از هر نماز فرضي (صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء )سنت است اذان گفتن و دعاي بعد از اذان خواندن و  نماز

 سنت قبليه خواندن، و اقامه نماز گفتن، بخاري و مسلم از ابوهريره رضي الله عنه روايت مي کند که پيغمبر صلي الله عليه و سلم فرمود:اگر مردم بدانند که در اذان وصف اول چه مزيتي است پس نيابند آن را مگر به اينکه بر آن قرعه اندازند و اگر مي دانستند که در ابتدا رفتن به نماز چه مزيتي است حتماًبه سوي آن مسابقه مي گرفتند و اگر بدانند که چه مزيتي در نماز عشاء و صبح است همانا اگر به خزيدن هم بود در آن حاضر مي شدند و در بين اذان واقامه نماز وقت قبول شدن دعا است و فرشتگان براي کسانيکه بعد از اقامه در مسجد مي نشينند و انتظار آمدن مردم و اقامه نماز هستند دعاي مغفرت  ورحمت ميکنند

 

چگونه نماز بجا مي آوريم ؟؟

 -1بعد از انجام دادن مقدمات نماز در صورتي که رو به طرف قبله است با دلي آرام و خيالي راحت عظمت و بزرگي خداي تعالي بخاطر مي آوريم و دل را براي اطاعت خدا آماده ميکنيم زيرا هر طاعت که دل در آن حاضر نباشد ارزشي ندارد.

    

 2-نيت مي کنيم که براي اطاعت و فرمانبري از خدا اين نماز(اگر با امام است با امام و اگر به تنهائي است به تنهائي بجا مي آوريم)

 3-با دلي پر از خشوع و خضوع و فروتني نظر به سجده گاه مي کنيم و با بالا بردن دو دست تا دو برابر دو گوش الله اکبر اول نماز که تکبيره الاحرام مي نامند مي گوئيم و اين حقيقت در دل حاضر مي سازيم، که خدا بزرگتر از اين است که نکوکاران را خوار سازد و ريا کاران را نشناسد و کارهاي خير بندگان را ضايع سازد خدا بزرگتر از همه چيز  و همه کس است و هيچ چيز و هيچ کس در مقابل خدا و مناجات او ارزشي ندارند. پس نبايد فکر و خيالمان مشغول چيز ديگري باشد (کسي که پشت سر امام نماز مي خواند حتماًبايد نيت نماز با امام کند و الله اکبر او بعد از الله اکبر امام باشد.)

 4-با  دست راست  مچ  دست  چپ  گرفته زير سينه  بالاي ناف قرارمي دهيم و در ايستادن وقوف خود را در مقابل  خداوند در روز قيامت  در زمين  محشر به  خاطر مي آوريم،  (کسي   که توانائي ايستادن ندارد در حال  نشستن  نماز مي خواند  و کسي که نشستن هم نمي تواند به پهلو و پشت  مي تواند نماز بخواند خلاصه تا وقتي که  شخص عقل و شعور دارد  نماز از او  ساقط   نمي شود و بايد به هر صورتي که هست در وقت خود بخواند و مريض مي تواند نماز جمع بخواند به اين صورت که چهار رکعت ظهر با چهار رکعت عصر در وقت ظهر يا عصر و سه رکعت مغرب با چهار رکعت عشاء در وقت مغرب و يا عشاء بخواند و اگر بخواهد در وقت بعدي بخواند بايد در اول وقت اولي نيت کند که در وقت بعدي نماز جمعاًخواهد خواند.))

 5-دعاي استفتاح که همان وجهت است ميخوانيم لفظ دعا چنين است    .اللهُ اَکبَرُ کَبِيراًوَ الحَمدُللهِ کَثِيراً وَ سُبحَانَ اللهِ بُکرَةً وَ أصيلاَ وَجََََّهتُ وَجهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السََّموَاتِ وَ الاَرضَ حَنيفاً مُسلِماً وَمَا أنَا مِنَ المُشرِکِينِ اِنَّ  صَلاتِي  وَ  نُسُکِي  وَ  مَحيَايَ وَ  مُمَاتِي  لِلَّهِ  رَبِّّ العَالَمِين لاَ شَرِيکَ لَهُ وَ بِذَلِکَ أُمِرتُ وَ أنَا مِنَ المُسلِمين.

يعني :خداي بزرگ را بزرگ مي دانم و ستايش فراوان مخصوص اوست و او را هر صبح و شام پاک ومنزه مي دانم روي دل خود را بر کسي فرا دادم که آسمانها وزمين آفريد و من مسلمان و پاکدينم و از مشرکان نيستم همانا که نماز وعبادت و زندگي و مرگم براي خدا پروردگار جهانيان است او را شريکي نيست و من بر اين عقيده مامور شدم و از مسلمانانم. 

با خواندن اين و تفکر به معاني اين دل از همه چيز مي گردانيم و به سوي الله مي رويم و خود را بجا آوردن اين عبادت آماده تر مي کنيم (اين دعا در اول هر نمازبجز نماز جنازه سنت است ) .- بعد از اين دعا:

 7-اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ميگوئيم :يعني پناه مي برم به خدا از شيطان رانده شده از رحمت و لطف خداوند (اين تعوذ در همه رکعات نماز قبل از بسم الله سنت است )

 

8-  بسم الله الرحمن الرحيم گفته سوره الحمدلله مي خوانيم (سوره الحمد در همه رکعتهاي نماز بر نمازگذار چه امام و چه ماموم و چه ماموم و چه کسي که به  تنهائي نماز مي خواند لازم  است درست خواندن فاتحه ودرک معاني آن و تفکر در مضمون آن  ا ز مهمترين  مقاصد نماز است  و بهتر است آخر هر آيه وقف کردن امام مسلم از ابو هريره رضي الله تعالي عنه روايت ميکند که شنيدم از پيغمبر صلي علي و عليه وسلم که خداي عزوجل فرمود :قراءت فاتحه در نماز بين خودم و بنده ام را  به دو قسمت تقسيم کردم و براي بنده امآنچه بخواهد پس هر گاه بنده گفت اَلحَمدُلِلَّهِ رَبِّ العَالَمِين خداوند مي فرمايد :بنده من شکر وسپاس من به جا آورد و هر گاه که گفت اَلرَّحمَنِ الرَّحِيم خداوند مي فرمايد :بنده ام ثناي من گفت ومرا ستود وهر گاه گفت مَالِکَ يَومِ الدَّينِ خداوند مي فرمايد بنده ام مرا بزرگ دانست و خود را به من سپرد و هر گاه گفت إِيَّاکَ َنعبُدُ و إِيَّاکَ نَستَعِين خداوند مي فرمايد اينست بين من و بنده ام و براي اوست هر چه بخواهد و هر گاه گفت: إِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِيم . صِراطَ الَّذِينَ أنعَمتَ عَلَيهِم غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِم وَ لاَ الضَّالِين.خدا مي فرمايد :اين براي اوست آنچه مي خواهد.

 9-سوره الحمد که تمام شد اندکي سکته مي کنيم و مي گوييم آمين يعني : خدايا قبول بفرما 

 

 10-بعد از خواندن سوره الحمد و آمين گفتن در  رکعتهاي  اولي  ودومي  نماز چه  فرض و چه   سنت يک سوره يا چند آيه از قرآن مي خوانيم کسيکه پشت سر امام نماز مي خواند سوره الحمد که  خواند به قرائت امام گوش مي دهد يک مسلمان که ميخواهد نماز خود را بصورت کامل بخواند وبهتر بخواند بايد کوشش کند تا ترجمه و تفسير سوره الحمد و از آنچه در نماز از سوره ها و آيه ها مي خواند بداند تا فکر و خيال او در نماز مشغول آنچه باشد که مي گويد و مي خواند والا چه معني دارد که زبان مشغول خواندن باشد وفکر خارج از نماز؟

 

 11-بعد از خواندن سوره يا چند آيه دو دست تا برابر دو گوش بالا برده الله اکبر مي گوييم و به رکوع مي رويم در رکوع دو کف دست خود را بر دو زانو نهاده و انگشتان دست خود را از هم باز نگه ميداريم و کمر وگردن نيز يکسان  داشته و نظر به پشت دو پا نموده و در همين صورت آرام مي گريم عظمت و بزرگي خدا را به خاطر مي آوريم و مي گوييم سُبحَانَ رَبِّيَ العَظِيمَ وَ بِحَمدِه (سه مرتبه ) و معناي آن نيز بخاطر مي آوريم که اي پروردگار بزرگ من تو را از هر عيب و نقصي پاک مي دانم و تو را مي ستايم. و بهتر است تکرار کردن اين تسبيح بيشتر از سه مرتبه براي کسي که به تنهايي نماز مي خواند و يا اماميکه جماعت مسجد از طولاني دادن رکوع راضي هستند  و با خواندن دعاي رکوع  مي توان خشوع و خضوع بهتري بدست آورد و آن دعا چنين است: اَللَّهُمَّ  لَکَ رَکَعتُ وَبِکَ آمَنتَ وَ لَکَ أسلَمتُ. خَشَعَ لَکَ سَمعِي وَ بَصَرِي وَمُخِّي وَعَظمِي وَ عَصَبِي وَ مَا إِستَقَلَّت بِهِ قَدَمِي لِلَّهِ رَبَّ العَالَمِين

. يعني: خدايا براي تو رکوع کردم و به تو ايمان آوردم و خود را تسليم تو کردم گوش و چشم ودماغ و استخوان وسلسله رشتهاي اعصاب در بدنم  و آنچه پاهايم حمل کرده براي براي تو اي پروردگار جهانيان فرو تن شده است

   از رکوع بالا مي آييم و در حال بالا آمدن مي گوييم سَمِعَ الله لِمَن حَمِدَه يعني :خدا حمد   11-

  وستايش ستايشگر خويش را شنيد و دو دست خود را تا برابر دو گوش بالا مي آوريم و مي گوييم : رَبَّنا وَ لَکَ الحَمدُ. حَمداً کَثِيراً کَبِيراً .مُبَارَکاً فِيهِ. مِل ءُ السَّمواتِ وَ مِلءَالاَرضِ وَ مِلءَ مَا بَينَهُمَا وَ مِل ءَ مَاشِئتَ مِن شَي ءٍ بَعدُ. ُيعني: پروردگار براي تو است حمد و ستايش بسيار و بزرگ و پاک و با برکت به پي.آن چيز که بخواهي و اگر بر آن اين بيفزاييم بهتر استَ اهلَ الثَّناءِ وَ المَجدِ. أَحَقُّ مَا قَالَ العَبدُ . وَکُلّنا لَکَ عَبدٌ. اَللَّهُمَّ لاَ مَانِعَ لِمَا أعطَيتَ. وَ لاَ مُعطِي لِمَا مَنَعتَ. وَ لاَ يَنفَعُ ذَالجَدِّ مِنکَ   الجَدّ.

 12-الله اکبر  گو يان به سجود مي رويم ابتدا در صورت توانايي دو زانو قبل از دو دست بر زمين نهاده سپس دو کف دست که سر انگشتان به هم چسبيده اند به طرف قبله کرده و پيشاني و بيني هم خوب روي زمين قرار ميدهيم و نظر به دو طرف بيني مي اندازيم و آرام مي گيريم و بندگي و کوچکي خود در مقابل آن خدی یکتا و بزرگي که زندگي و مرگ همه در دست اوست ثابت مي کنيم و مي گوييم سُبحَانَ رَبِّيَ الاَعلي وَ بِحَمدِه يعني : اي پروردگار بزرگ من تو را از هر عيبي منزه مي دانم و ستايشها براي تو است (سه مرتبه ) و بهتر است تکرار کردن آن بيشتر از سه مرتبه براي کسيکه به تنهايي نماز مي خواند ويا اماميکه جماعت مسجد از طول دادن رکوع و سجود راضي باشند و اگر بعد از تسبيحات دعاهاي سجود بخوانيم بهتر است زيرا سجود محل توبت و انابت و جاي دعا و قبول شدن آن و اظهار عبادت است و بهتر است خواندن دعاهائيکه پيغمبر-صلي الله عليه و سلم - در سجود خود مي خواندن و به آن امر مي فرمودند و آن چنين است: اَللَّهُمَّ لَکَ سَجَدتُ وَبِکَ آمَنتَ وَ لَکَ أسلَمتُ سَجَدَ وَجهِيَ لِلَّذِي خَلَقَهُ فَصَوَّرَهُ وَ شَقَّ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ بِحَولِهِ وَ قُوَّتِهِ فَتَبَارَکَ اللهُ أحسَنُ الخَالِقينَ. يعني براي تو سر به سجود نهادم و به تو ايمان آوردم و خود را تسليم تو کردم به سجده آمد روي من براي خدائيکه آن را آفريد و صورتبندي فرمود و بينايي و شنوائي به او داد پر شد برکت و خير خدائي که بهترين آفرينندگان است

َللَّهُمَّ  اغفِرلِي ذَنبي کُلَهُ دِقَُّه وَ جِلَّهُ وَاَوَّلَهُ وَ آخِرَهُ وَعَلاَ نِيَّتَهُ وَسِرَّهُ يعني : خدايا بيامرز همه گناهانم کوچک و بزرگ آن گناهاي اول و آخر آشکارا و پنهاني آنللَّهُمَّ أعُوذُ بِرِضاکَ مِن سَخَطِکَ وَ ِبمُعَافَا تِکَ مِن عُقُوبَتِکَ وَ أعُوذُبِکَ مِنکَ .لاَ أَحصِي ثَناءً عَلَيکَ أنتَ کَمَا أثنَيتَ عَلَي نَفسِک . يعني : خدايا من از خشم تو به رضايت و از عذاب و شکنجه ات به عافيت و بخشودگي هاي تو و از خشمت به خودت پناه مي برم و وثنايت را چنانچه ثنا گفته اي شمارش نتوانم و درست است ديگر دعاهاي وارد در سجود خواندن مانند رَبَّنَا آتِنا فِي الدُّنيَا حَسَنَهً وَفِي الآخِرَةَوَ قِنَا عَذَابَ النَّاريعني پروردگارا ما از در دنيا و آخرت نيکي بده و از آتش دوزخ نجات ده

 

 13-بعد از سجود پاي راست مستقيم مي گذاريم و سر انگشتان پاي راست به طرف قبله کرده و روي پاي چپ مي نشينيم، دو کف دست روي دوران قرار مي دهيم، و نظر به آغوش کرده، ودر همين صورت آرام مي گيريم، و مي گويم(رَبِّ اغفِرلِي وَارحَمنِي وَ اجبُرنِي وَ ارفَعنِي وَارزُقنِي وَ اهدِنِي وَ عَافِنِي) يعني: پروردگارا مرا بيامرزو بر من رحم کن و مرا به راه راست هدايت فرما وبه من عافيت و سلامتي و تندرستي عطا فرما.

 14-دو بار به سجود دوم مي رويم. سجود دوم نيز همانند سجود اول انجام مي دهيم ( در حديث وارد شده که پيغمبر صلي الله عليه و سلم فرمود: نزديکترين حالتي که بنده به پروردگار ش است در سجده است پس در آن بسيار دعا نمائيد) .

 15-بعد از سجود دوم ک الله اکبر مي گوييم و اندکي مي نشينيم تا اينکه بدن کاملا آرام گيرد و اين نشستن را جلسه استراحت مي نامند و ذکر و دعائي در اين نشستن نيست.

 16-بعد از آن بدون اينکه الله اکبر بگوييم مي ايستم وا فعال  رکعت دوم انجام مي دهيم و رکعت دوم همانند رکعت اول است ( ازاعوذ بالله گفتن و بسم الله و سوره الحمد و يک سوره يا چند آيه از قرآن بعداز سوره الحمد خواندن و به رکوع وسجود رفتن) و فقط در رکعت دوم وسوم و چهارم دعاي استفتاح يعني وجهت خوانده نمي شود

ملاحظه:فا صله انداختن ميان ساقهاي پا به حد معقول در قيام و دور داشتن شکم از دوران درسجود و رکوع براي مرد سنت است و چسباندن پاها به هم و دو بازو به دو ران در سجود براي زن سنت است

 17-اگر نماز دو رکعتي است مانند نماز صبح جمعه و عيد ونمازهاي سنت قبل وبعد از فرضها بعد از اتمام رکعت دوم يعني رکعت آخري به تشهد مي نشينيم و در اين نشستن پاي چپ از زير پاي راست بيرون آورده و پاي راست مستقيم گذاشته و سر انگشتان پا به طرف قبله قرار مي دهيم و دو کف دست بر دوران خود مي نهيم ا نگشتان دست چپ نيز باز گذاشته همه را به هم مي چسبانيم رو به قبله قرار مي دهيم و تشهد مي خوانيم لفظ تشهد کامل چنين است :.

اَلتَّحِيَّاتُ المُبارَکَاتُ. الصَّلَواتُ. الطَّيِّباتُ لِلَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيکَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحمَتهُ الله وَ بَرَکاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَينَا وَ عَلَي عِبَادِالله الصَّالِحِينَ. أَشهَدُأَنَ لاَ اِلهَ اِلَّا اللهُ وَحدَهُ لاَ شَرِيکَ لَهُ. وَ أَشهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا"عَبدُهُ وَ رَسوُلُهُ. اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدَ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدِ کَمَا صَلَّيتَ عَلَي اِبرَاهِيمَ وَ عَلَي آلِ اِبرَاهِيمَ وَ بَارَک عَلَي مُحَمَّدِ وَ عَلَي آلِ آل مُحَمَّدِ کَمَا بَارَکتَ عَلَي اِبرَاهِيمَ وَ عَلَي آلِ اِبرَاهِيمَ فِي العَالَمِينَ اِنَّکَ حَِميدٌ مَجِيدَ.

یعنی تحيتها و بزرگداشتهاي با برکت و دعاهاي خالصانه براي خداست  سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد اي پيغمبر بر حق خدا سلام بر ما و بر تمامي بندگان شايسته خداوند باد گواهي مي دهم آنکه نيست معبودي بر حق مگر خداي يکتا که شريک و همتائي ندارد و گواهي ميدهم که محمد بنده وفرستاده بر حق اوست خدايا درود بفرست بر محمد و خويشان او چنان که درود فرستادي بر ابراهيم و خويشان و اولاد او و بر محمد و نزديکان او از مومنان برکت و خيرات عطا فرما چنانکه بر ابراهیم و خويشان مومن او عطا فرمودي تا وقتي که دنيا است مزيد رحمت و درود و برکات و خيرات خود برسيدنا محمد وآل و خويشان وبا ايمان او اعطا فرما حقا که صاحب و مالک سپاس و ستايش و صا حب محمد و بزرگمنشي.

ملاحظه: در موقع خواندن تشهد نگاه به انگشت شهاده دست راست مي کنيم و همراه باإلاَّ الله در کلمه اِلَهَ الا اللهبوسيله انگشت شهاده اشاره مي دهيم و قصد توحيد و يکتاپرستي مي نمائيم و آن را در موقع بالا آوردن خميده بالا مي اوريم چنان که در حديث به روايت ابوداود آمده است و قصد از خميدن آن اظهار تواضع است فقهاءمذهب تکان دادن يا حرکت دادن انگشت درحال تشهد مکروه دانتسته اند

18-اگر نماز سه رکعتي يا چهار رکعتي است بعد از اتمام رکعت دوم روي پاي چپ خود مي نشينيم و تشهد را تااللهم صل علي محمد و علي آل محمد خوانده و بعد از آن به سوي رکعت سوم مي رويم

در رکعت سوم اعوذبالله من الشيطان االرجيم بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين تا آخر مي خوانيم و دوباره مانند رکعتهاي قبل به رکوع و سجود مي رويم.

 (اگر نماز سه رکعتي است (نماز مغرب

بعد از سجود دوم رکعت سوم مي نشينيم (کيفيت اين نشستن در رقم 17يادشده( وتشهد مي خوانيم و سلام مي دهيم.

اما اگر نماز چهار رکعتي است (نمازهاي عشاء و ظهر وعصر )بعداز سجود دوم رکعت سومي در جلسه استراحت مي نشينيم و به رکعت چهارم ميرويم و رکعت چهارم را مانند رکعت سوم انجام مي دهيم و سپس به تشهد نشسته و تشهد کامل همراه با دعاي بعد از تشهد را خوانده سلام مي دهيم.

ملاحظه مهم

:سنت است بعد از خواندن تشهد آخري نماز و قبل از سلام گفتن اين دعا را مي خوانيم

َللَّهُمَّ اِنِّي أَعُوذُبِکَ مِن عَذَابِ القَبر،وَ مِن عَذَابِ النَّار، وَ مِن فِتنَةِ المَحيَا وَالمَمَاتِ ،وَ مِن فِتنَةِ المَسِيحِ الدَّجَالِ ،اَللَّهُمَّ اِنِّي أَعُوذُبِکَ مِن المَأ ثَمِ وَالمَغرَمِ.يعني : خدايا پناه مي برم به تو از فتنه قبر و از عذاب آتش دوزخ و از فتنه ها و مصا ئب مرگ و از فتنه هاي دجال دروغگو ي يک چشم که بسيار بر روي زمين براي دجل سياحت مي کند . خدايا به تو پناه مي برم از اينکه مرتکب گناهي شوم يا ضرري ببينم

و اگر بر دعاي فوق دعايي که حضرت رسول صلي الله عليه و سلم به حضرت ابو بکر صديق رضي الله عنه آموختند بيفزاييم خيلي بهتر است و آن دعا چنين است:ه

اَللَّهُمَّ  اِنِّي ظَلَمتُ نَفسِي ظُلمَاً کَثِيراً کَبيِراً وَ لاَ يَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ أنتَ . فََا غفِر لِي مَغفِرةً مِن عِندِکَ وَ ارحَمنِي إِنَّکَ اَنتَ الغَفُوُرُ الرَّحِيم يعني: خدايا من بر نفس خود بخاطر مرتکب شدن گناها ستمهاي بسيار و بزرگ کردهام و کسي گناها ستمهاي بسيار و بزرگ کردهام و کسي گناها را نمي بخشد مگر تو که آمرزندهاي پس مرا بيامرز و بر من رحم کن همانا که تو آمرزنده مهرباني

19-وقت سلام :اول رو به طرف راست ميکنيم بدون اينکه سينه از طرف قبله حرکت کند و در حال رو به طرف راست کردن در دل نيت خروج از نماز مي کنيم که نمازمان تمام شده و مي گوئيم :اَلسَّلاَمُ عَلَيکُم وَرَحمَةُ اللهُ وقصد سلام برکسانيکه از دست راست اند چه فرشتگان وچه جنيان و انسانها از مسلمانان مي نمائيم و سلام دوم رو به طرف چپ مي کنيم و مي گوئيماَلسَّلاَمُ عَلَيکُم وَرَحمَةُ اللهُو همچنين قصد سلام بر آن کسانيکه از دست چپ اند مي کنيم

 20-بعد از اتمام نماز سنت است اذکار و ادعيه بعد از نماز خواندن و به معاني هر يک از آن اذکار و ادعيه انديشيدن همانطور که سنت است قبل از نماز اذان واقامه گفتن اذکار بعد از نماز هر چه پيغمبر صلي الله و سلم خوانده اند و به خواندن آن امر فرمودند مي خوانيم که اجر و پاداش زيادي دارد و در آن فوايد دنيوي و اخروي و حکمتها و اسرار زيادي نهفته است و با تفکر و با تفکر در معاني هر يک از آنها قلب راحت تر و روح نوراني تر مي گردد و آ ن اذکار و ادعيه وارد از اين قرار است

 1-

أستَغفِرُ اللهِ العَظيم .أستَغفِرُاللهِ العَظيم.أستَغفِرُاللهِ العَظيم  اَلَّذِي لاَ اِلهَ اِلاَّ هُوَ الحَيُّ القَيَّوم وَ أتُوبُ اِلَيهِ: يعني طلب آمرزش ميکنم از خداي بزرگ طلب آمرزش مي کنم از خداي بزرگ. خواهان آمرزشم ازخدای بزرگی که نیست معبودی بحق به جز او که زنده پایدار وجهان هستی را نگهدار است.

2-الاَاِلهَ  اللهُ وَحدَ هُ لاَََشَریکَ له الملکُُ ولَهُ الحَمدُ وَهُوعَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر.ِ

 

بعد از نماز صبح و شام ده مرتبه

يعني :نيست کسي که سزاوار پرستش باشد مگر خداي يکتائي شريکي ندارد تمام هستي ها از او و براي اوست همه ستايش ها مخصوص اوست و او بر همه چيز توانا است  

3-ا َللّهُمَّ أنتَ السَّلاَم وَ مِنکَ السَّلاَم تَبَارَکتَ وَ تَعَالَيتَ يَا ذَالجَلاَلِ وَ الِاکرَام یعنی خدا یا توئي که نامت السلام است و نعمت و تندرستي از توست پر شد برکت تو و برتري از آنچه به خاطر آيد. اي صاحب شکوه و بزرگواري

4-اَللَّهُمَّ لا مَانِعَ لِمَا أَعطَيتَ وَلَاَ مُعطِيَ لِمَا مَنَعتَ وَ لاَرَادَّ لِمَا قَضَيتَ وَ لاَ يَنفَعُ ذَالجَدَّ مِنکَ الجَدَّ. يعني :خدايا دهش تو جلو گيرنده اي ندارد و صاحب هستي هستيش او را از عذاب تو نمي رهاند

5-اَللَّهُمَّ أَعِنَّي عَلَي ذِکرِکَ وَ شُکرِکَ وَ حُسنِ عِبَادَتِکَ. يعني :خدايا مرا ياري ده بر اينکه هميشه از تو ياد کنم و ستايشت را بجا آورم و به وجه احسن تو را عبادت کنم

 

 6-اَللهُ لا َاِلَهَ اِلَّا هُوَ الحَيُّ القَيُّومِ لاَ تَاخُذُهُ سِنَهُ وَ لاََ نَومُ لَهُ مَا فِي السَّموَاتِ وَ مَا فِي الاَرضِ مَن ذَالَّذِي يَشفَعُ عِندَهُ اِلاَّ بِاِذنِهِ يَعلَمُ مَا بَينِ أَيدِيهِم وَ مَا خَلفَهُم وَ لاَ يُحِيطُونَ بِشِي ءِمِن عِلمِهِ اِلاَّ بِمَا شَاءَ وَ سَعَ کُرسِيُّهُ السَّموَاتِ وَالَارضَ وَ لاَ يَوُدُهُ حِفظَهُمَا وَ هُوَ العَلِيِّ العَظِيم (البقره 255)يعني :خدائي به جز الله وجود ندارد و او زنده پايدار و جهان هستي را نگهدار است او را نه چرتي و نه خوابي فرا مي گيرد از آن اوست آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است کيست آنکه در پيشگاه او ميانجيگري کند مگر بااجازه او مي داند آنچه در پيش روي مردمان است و آنجه را که در پشت سر انان است و مردمان چيزي از علم او را فرا چنگ نمي آورند جز آن مقداري که وي بخواهد فرماندهي و فرمانروائي او آسمان و زمينرا در بر گرفته است و نگاهداري آن دو وي را درمانده و ناتوان نمي سازد و او بلند مرتبه و سترگ است

  7- 33 مرتبه سبحانالله33 مرتبه الحمدلله 34مرتبه الله اکبر و يک مرتبه لا اله الا الله وحده لا

لاَ اِلَّهَ اِلَّا اللهُ وَحدَهُ لاَ شَرِيکَ لَهُ. لَهُ المُلکُ وَ لَهُ الحَمدُ وَ هُوَ عَلَي کُلِّ شَيءِ قَدِير.  

  8- اَللَّهُمَّ اِنِّي أَعُوذُبِکَ مِن الجُبنِ وَ البُخلِ وَ اعوذبک مِن أَن أَردَّ إلَي أرذَلِ العُمرِ و أعُوذُبِِکَ مِن فِتنَةِ الدُّنيَا وَ أعُوذُبِکَ مِن فِتنَةِ القَبرِ. یعنی کبار خدايا من از ترس و بخل و از اينکه به پست ترين عمر بازگردانده شوم واز فتنه دنيا و عذاب قبر به تو پناه مي برم.

خواندن سوره قل هو الله احد و قل اعوذ برب الفلق  وقل اعوذ برب الناس  9-

10دعا خواندن براي طلب خيرات دنيا و آخرت و الدين و تمام مسلمانان (چون در روايت آمده دعا  در نيمه و آخر شب به دنبال نمازهاي فرض بيشتر از همه قابل شنيدن و اجابت است )خصوصاً  بعد از نماز مغرب و صبح هفت مرتبه (اَللَّهُمَّ أجِرنِي مِنَ النّارِ )و سه مرتبه (اَللَّهُمَّ اِنِّي أسألّکَ الجَنَّةَ )و بعد ازنماز صبح خواندن (اَللَّهُمَّ اِنِّي أسألّکَ علما ًنَافِعَا ًَوَ رِزقَاً طَيِّبَاً َو عَمَلاً مُتَقَبِّلاَ ).يعني :خدايا از تو مي خواهم علم و دانشي که فائده داشته باشد و رزق و توشه اي پاک و حلال و کرداري که در درگاهت قبول گردد و سنت است قبل و بعد از هر دعائي حمد و ثناي پروردگار و درود و سلام بر حضرت رسول صلي الله عليه و سلام گفتن 

روح نماز و آثار آن

آنچه ياد شد از الله اکبر گفتن و خواندن سوره فاتحه و سوره يا آياتي بعد از آن و بجا آوردن رکوع و سجود و غيره همه از جمله صورت هاي ظاهري نماز هستند اما خشوع وخضوع و فروتني و حضور قلب و فهم معاني آنچه در نماز خوانده مي شود و تعظيم خداي بزرگ و دوري از افکار و خيالهائي که انسان در نماز به آنها مي انديشد حقيقت باطني نماز است و آن را روح نماز مي نامند که دانستن چگونگي ظاهر نماز و خواندن آن و غفلت و بي خبري از حقيقت آن هيچ ارزشي ندارد و در نتيجه هيچ اثر مثبتي در اخلاق و کردار و گفتار نخواهد داشت از اينجاست که خيلي ها نماز مي خوانند و انجام دادن کارهاي حرام و ناشايسته و حرفهائي بيهوده و اخلاق و سلوک بد برايشان عادي است چنين کساني لازم است که بدانند چون نمازشان نتيجه اي نمي دهد بايد براي تصحيح نماز خود و چگونه انجام دادن به وجه بهتر واکمل بکوشند تا نمازشان نمازي باشد که خداوند مي خواهد و آن نمازي است که نماز گذار را از زشتيها و بديها باز مي دارد  چنانکه خداوند مي فرمايد :(ان الصلاه تنهي عن الفحشاء والمنکر )(العنکبوت 45)يعني :مسلماً نماز انسان را از گناهان بزرگ و کارهاي ناپسند در نظر شرع باز مي دارد و در حديث آمده که هر کس نمازش او را از منکرات و زشتيها باز ندارد او از درگاه خداوند دورتر ميگردد و در اثر از امام حسن بصري رحمه الله آمده که فرمود :اي بني آدم همانا نماز حقيقي نمازي است که تو را از آنچه بر خلاف رضاي خداوند است و از همه بديها و زشتيها باز ميدارد و اگر چنين نباشد تو نماز حقيقي را نخوانده اي و نمازي از بزرگترين اسباب رستگاري و سعادت ابدي است که همراه با خشوع و خضوع و حضور قلب و فروتني کامل باشد چنانکه خداوند مي فرمايد (قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهم خاشعون )يعني :محققاً مومنان پيروز و رستگارند آنها کسانيند که در نمازشان خشوع و خضوع دارند پس با چنين نمازي نمازگذار به درگاه خدا ميرسد در آن با خداي خود راز و نياز مي کند و چنين نمازي کفاره گناهان مي گردد و عبوديت و بندگي انسان را در برابر خداي بزرگ مدلّل مي دارد تا نماز گزار موقعيکه سر به سجود ميگذارد آنچه مي خواهد از خدا بخواهد و انچه از ناملايمات دارد رفع آن را از خدا خواهد و در رسيدن به آرزو هاي خير و خوشي از خداي توانا مدد بگيرد همين نماز در حقيقت براي دنياي آدمي پيش از آخرت او لازم است زيرا گذشت و پايداري در برا بر شدائد و پيروزيها به آدمي مي آموزد چقدر بيچاره اند مردمي که چنين نمازي را ترک گويند و دوستي خود را با خداي زنده پايدار و صاحب شکوه و بزرگواري و نگهدارنده جهان هستي قطع نمايند

چگونه در نماز خشوع و خضوع حاصل مي يابد

با تذکر اجر و پاداش گذاردن نماز و عقوبت و کيفر کسانيکه از نماز غافلند   1-

2 -با ياد گرفتن مسائل فقهي نماز و آشنا شدن با شرطها و ارکان و سنتها و آداب و مبطلات و مکروهات نماز و عمل کردن به آن احکام در نماز

اذان و اقامه گفتن يا به آن گوش دادن و جواب دادن آن و خواندن دعاي وارد بعد از هر اذان  3-

طهارت و وضوي کامل انجام دادن.  4-

گذاردن نمازهاي سنت قبل و بعد از هر نماز فرض.  5-

 5-با جماعت در مسجد نماز خواندن که دراين غير از حضور قلب و ايمني از تشويش و دوري از وسواس استفاده از دعاي صالحان و با خبر شدن از احوال برادران ديني و کامل کردن نماز و دوري از زياد و کم آن و زيادي اجر و ثواب از جمله مطالبي است که مايه امتياز نماز جماعت است.

شتاب نخواندن آنچه از اذکار و آيات و ادعيه که در نماز خوانده مي شوند.  7-

8-دانستن و فهم معاني آنچه در نماز مي خوانندمانند: تفسير سوره يا آيه هاي بعد از آن و معناي اذکار و دعاهايي که در نماز خوانده ميشوند.

طول دادن رکوعها وسجودها و بسيار کردن اذکار و تسبيحات در آنها.  9-

10پايبندي به اذکار و دعاهاي وارد از حضرت رسول صلي الله عليه و سلم بعد از نماز ها با تدبر و تفکر در معاني آنها.

11-انجام دادن هر کاري قبل از نماز که در نماز سبب مشغول شدن فکر ميشود به شرط اينکه وقت نماز از بين نرود يا سبب ترک جماعت نباشد.

نمازهاي سنت که قبل و بعد نمازهاي فرض خوانده ميشوند

نمازهاي سنت که قبل و بعد از نماز فرض خوانده مي شوند بر دو قسمند.

قسمت اول : سنت مؤکّده که حضرت رسول صلي الله عليه و سلم هيچ وقت و به هيچ وجه آن را ترک نمي فرموده اند.

قسمت دوم :سنت غير مؤکّده که حضرت رسول الله صلي الله عليه و سلم گاه گاهی

نمي خواندند نماز سنت قبليه بمنزلت حاضر ساختن فکر و صيقل نمودن دل براي مناجات پروردگار در نماز فرض مي باشد و آنها عبارتند از،

-دو رکعت قبل از نماز صبح که بسيار بر آن تأکيد شده است و در آنقل يا ايها الکافرون و قل هو الله خوانده مي شود

چهار رکعت قبل از نماز ظهر و جمعه که دو رکعت آنرمؤکّده و دو رکعت آن غير مؤکّده است در حديث صحيح آمده : کسيکه بر چهار رکعت قبل از ظهر و چهار رکعت بعد از آن پيوستگي کند خداوند او را بر دوزخ حرام مي سازد.

چهار رکعت قبل از عصر که غير مؤکّده مي باشد و در حديث آمده که پيغمبر صلي الله عليه و سلم فرمودند خداوند: رحمت کند کسي را که قبل از فرض عصر چهار رکعت نماز بگذارد.

دو رکعت قبل از نماز مغرب که غير مؤکّده است و در صحيح بخاري آمده که پيغمبر صلي الله و سلم امر فرمودند که پيش از نماز شام نماز  گذاريد و در بار سوم فرمودند براي آنکه بخواهد

دو رکعت قبل از فرض عشاء که غير مؤکّده است.

نماز سنت بعديه: از آنجائيکه بسا در نماز فرض هم خاطر آشفته و از حصول خشوع تمام و به جاي  آوردن نماز به هيئت کامل آن باز مي دارد شرع سنت بعديه را مقرر داشت تا جبران نقص از دست رفته در نماز فرض باشد و آنها عبارتند از.

چهار رکعت بعد از ظهر و جهعه که دو رکعت آن موکده و دو رکعت آن غير موکده است

-دو رکعت سنت موکده بعد از نماز فرض مغرب

دو رکعت سنت مؤکّده بعد از نماز فرض عشاء نماز وتر که سنت مؤکّده است و بعد از سنت   بعديه عشاء خوانده مي شود که کمترين آن يک رکعت و بیشترین آن يازده رکعت است و بيشتر عادت پيغمبرصلي الله عليه و سلم بود که سه رکعت مي خواند.

دو رکعت اول به يک سلام و بک رکعت آخر به يک سلام يا سه رکعت به يک تشهد و يک سلام که در اين صورت قنوت سيدنا عمر -رضي الله عنه - قبل از رکوع و بعد از سوره خوانده ميشود

و سنت است در رکعت اول بعد از سوره الحمد سوره سبح اسم ربک الأ علي و در رکعت دوم قل يا ايها الکافرون و در رکعت سوم قل هو الله احد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس خوانده شود و وقت آن ادامه دارد تا طلوع فجر.

و از نمازهاي سنت بسيار مؤکّده نماز شب و نماز چاشت و نماز تراويح در شبهاي رمضان و نماز دو عيد مي باشد. 

قنوت در نماز صبح

سنت است بعد از رکوع رکعت دوم نماز صبح قنوت خواندن چنانکه همه محققان مانند امام رافعي و امام نووي و علامه ابن حجر و غير هم -رحمهم الله - در مذهب ما شافعيها ياد فرموده اند و آن آيه به اين دليل حديث صحيحي که بخاري و مسلم و ابو داود و نسائي -رحمهم الله - روايت کرده اند از محمد بن سيرين - رحمهم الله - که گفت : پرسيدم از انس بن مالک - رضي الله عنه - که آيا حضرت رسول - صلي الله عليه و سلم -در نماز صبح قنوت ميخواند ؟ انس بن مالک رضي الله عنه فرمود : بلي بعد از رکوع

و حديث امام احمد و دار قطني و بيهقي و حاکم رحمهم الله که به اسنادي صحيح از انس روايت مي کنند که رسول الله - صلي الله عليه و سلم - هميشه در نماز صبح قنوت ميخواند تا وقتيکه از دنيا ر حلت فرمودند امام نووي در کتاب عظيم خود المجموع ميفرمايد ک جماعتي از علماي حديث اين حديث را روايت کرده و صحيح دانسته اند اهل حديث ميگويند: کسيکه اين حديث (مازال رسول الله صلي الله عليه و سلم يقنت في الفجر حتي فارق الدنيا )به خاطر ابي جعفر الرزي عيسي بن هامان که در سندش هست ضعيف دانسته اشتباه بزرگي کرده زيرا معلوم است که ابي جعفر در روايتش از مغيره فقط ضعيف دانسته اند و اين حديث ابي جعفر از ربيع بن انس روايت کرده نه از مغيرهو بسياري از علماي حديث مانند : يحيي بن معين و علي بن المديني و ابن حجر رحمهم الله ابي جعفر الرازي را عدل مي دانند پس حديث صحيح و حاجتي به اعتراض و شک نيست همچنين قنوت در نماز صبح از خلفاي راشدين و حضرتعائشه و ابو هريره و خيلي از بزرگان دين و مذهب مانند:سعيد

بن مسيب و عمر بن عبدالعزيز و امام شافعي و يارانش و اوزاعي و ابو اسحاق و مالک بن انس و بيشتر اهل شام ثابت شده شيخ ابو بکر جزائري واعظ در مسجد نبوي مدينه منوره ايده الله در کتاب گرانبهاي خود منهاج المسلم در صفحه 293 بعد از آنکه حکم و لفظ قنوت در نماز وتر در حديث (قنت صلي الله عليه و سلم شهر ايدعو علي احياء من العرب ثم ترکه) يعني : پيغمبر صلي الله عليه و سلم  يک ماه قنوت خوانده و بر گروهي ار عرب نفرين نمود سپس ترک فرمود مخالف آن دو حديث مذکور نيست چنانکه امام نووي رحمه الله در شرح صحيح مسام ميفرمايد زيرا پيغمبر صلي الله عليه و سلم فقط نفرين بر گروه معيني از عرب مدت يکماه در قنوت نموده و بعد ترک فرمودند و يا اينکه فقط قنوت در نمازهاي ظهر عصر و مغرب و عشاء ترک نمودند و قنوت در نماز صبح هميشه مي خوانده تا اينکه رحلت فرمودند چنانکه در شرح سن ابوداود آمده است

لفظ قنوت

 

اَللَّهُمَّ اهدِنِي فِيمَن هَدَيتَ .وَ عَافِنِي فِيمَن عَافَيتَ . وَ تَوَّلَنِي فِيمَن تَوَلَّيتَ  .وَ بَارِک لِي فِيمَا أَعطَيتَ . وَ قِنِي شَرَّ مَا قَضَيتَ . فَاِنَّکَ تَقضِي وَ لَا يِقضي عَلَيکَ . وَ اِنَّهُ لاَ يَذِلُّ مَن والَيتَ . وَ لاَيَعِزُّ مَن عَادَيتُ. تَبَارَکتَ رَّبَّنَا وَ تَعالَيتَ.فَلَکَ الحَمدُ عَلَي مَا قََضَيتَ. نَستَغفِرُکَ وَ نَتُوبُ اِلَيکَ . لاَ مَلجَا وَلاَ مَنجَا مِنکَ اِلاّ اِلَيکَ وَصَلَي اللهُ وَ سَلَّمَ وَ بَارَکَ عَلَي النَّبِيِ مُحَمَّدِ وَ آلِهِ وَ صَحبِِِهِ أَجمَعِين.

خدايا مرا در جمله کسانيکه آنها را به راه راست رساندي به راه راست برسان و مرا عافيت و تندرستي عطا فرما در جمله کسانيکه آنهارا عافيت و تندرستي بخشودي و مرا به خودت واگذار در جمله کسلنيکه آنها را به خودت وا گذاشتي و برکت بينداز در آنچه برايم عطا فرمودي و مرا نگهدار از آنچه قضا و قدر تو بر آن شده حقا که تو بر همه چيز حکمفرمائي و کسيکه تو سرپرست اوئي هيچگاه خوار نمي گردد و. کسيکه تو از آن قهر کردي عزت و خوبي نمي بيند صاحب مجد و داراي مقام توئي اي پروردگار پس براي تو است ستايشها بر آن چيز که خواست و اراده تو بود طلب مغفرت مي نمايم و به سوي تو بر ميگرديم نه پناهنده اي است و نه راه فراري مگر بسوي تو و صلي الله و سلم و بارک علي النبي محمد و آله و صحبه اجمعين.

و اگر قنوت سيدنا عمررضي الله عنه بر آن بيفزائيم بعتر است و لفظ آن چنين است.

 

اَللَّهُمَّ اِنا نَستَعِينُکَ وَ نَستَغفِرُکَ وَنَستَهدِيکَ وَ نَتوُبُ اِلَيکَ وَ نُومِنُ بِِکَ وَ  نَتَوَکَّلُ عَلَيکَ. وَ نُثنَي عَلَيکَ الخَيرَ

کُلَّهُ. نَشکُرُکَ وَ لاَ نَکفُرُکَ .وَ نَخلَعُ و نَترُکُ مَن يَفجُرُک.اَللَّهُمَّ اِيَّاکَ نَعبُدُ .وَ لَکَ نُصَلَّي وَ نَسجُد .وَ اِلَيکَ نَسعَي وَنَحفِد .نَرجُو رَحمَتَکَ وَ نَخُشَي عَذَابَکَ. اِنَّ عَذَابَکَ الجدََّ بِالکُفَّارِ مُلحَقِّ.اَللَّهُمَّ عَذِّبِ الکَفَرَهَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِکَ . وَ يُکَذِّبُونَ رُسُلَکَ . وَ يُقَاتِلُونَ أَولِيَاءَکَ . اَللَّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنينَ وَ المُومِنَاتِ وَالمُسلِمينَ وَ المُسلِمَاتِ . وَأَصلِح ذَاتَ بَينَهُم. وَأَلِّف بَينَ قُلُوبِهِم. وَاجعَل فِي قُلُوبِهِمُ الاِيمَانَ وَالحِکمَهَ. وَثَبِّتهُم عَلَي مِلَّتهِ رَسُولِکَ وَ اَوزِ عهُم أَن يُوفُوا بِعَهدِکَ الَّذِي عَاهَدتَهُم عَلَيهِ. وَانصُر هُم عَلَي عَدُوِّکَ وَ عَدُّوِهِم. اِلهَ الحَقَ وَاجعَلنَا مِنهُم. وَ صَلَّي اللهُ وَسَلِّم وَ بَارِک عَلَي النَّبِِي مُحَمَّد وَ آلِهِ وَ صَحبِهِ أجمَعِين

يعني :خداوندا از تو کمک مي جوئيم و از تو آمرزش مي خواهيم و از تو هدايت مي طلبيم و به سوي تو باز مي گرديم و به تو ايمان مي آوريم و بر تو اعتماد مي کنيم و با همه ستايش هاي نيک  تو را مي ستائيم سپاست ميگوئيم و کفران نعمت تو نمي کنيم و از کسيکه به تو کفر ورزد بيزاري جسته و او را به تو واگذار ميکنيم خداوندا تنها تو را مي پرستيم و به تو نماز و سجود مي گذاريم و به سوي تو ميشتابيم  و در انجام فرمانت مي کوشيم خواهان رحمت توئيم و از عذابت مي ترسيم حقا که عذاب حتمي تو به کفاران خواهد پيوست خدايا کافراني که جلو گيري از دعوت بسوي تو مي کنند وپيغمبران تو را تکذيب مي کنند و با دوستان تو دشمني دارند مونرد شکنجه قرار ده خدايا براي مردان و زنان مومن و مسلمان بيامرز و امر زندگيشان را اصلاح و به  آنها وحدت و همبستگي عطا فرما و در دلهايشان ايمان و تصديق به تو و حکمت قرار ده تا خوب را از بد تشخيص دهند و آنها را بر دين و آئين و عقيده پيغمبر خودت استوار کن و آنها را موفق فرما  تا بر عهد و ميثاقي که بين تو و ايشان است وفا کنند و آنها را بر دشمنانت و دشمنانشان پيروز فرما اي خدئاي بر حق ما را نيز از آنها قرار ده

                             

                           

  ***   والسلام ***

 

تهیه محمد سید عبدالله

مراجعه شیخ أبوبکر مدنی

اهل سنت جنوب

www.eslami.mihanblog.com

چهل حدیث درباره ی نماز

01نماز جلوگیری میکند از فحشاو منکر .

02نماز بهترین قرب الهی است .

03نماز حصاری در مقابل مکر شیطان است .

04نماز بهترین اعمال بعد از شناخت خداست .

05نماز بهتر از بیت حج است .

06نماز رضایت پروردگاراست .

07نماز چراغ قلب مومن است .

08نماز نزول رحمت است .

09نماز روزی را زیاد میکند .                 

10.نماز مهریه حورالعین است .

11.نماز در محشر تاج سر است .

12.نماز توشه ی مومن برای آخرت است .

13.نماز دور میکند از آتش .

14.نماز آرامش برای بدن است .

15.نماز معراج مومن است .

16. نماز ستون دین است .

17. نماز کلید بهشت است .

18. نماز بهترین اعمال بسوی خداست .

19.نماز سیره ی انبیا است .

20.نماز دعا را مستجاب میکند .

21.نماز نوری در صورت نماز گزار است .

22.نماز سلاح است در مقابل دشمن .

23.نماز جواز عبور از پل صراط است .

24.نماز در قبر چراغ است .

25.نماز تکیه گاهی در قبر است .

26.نماز جواب بر نیکرو منکر است .

27.نماز اولین سوال قیامت است .

28.نماز مایه تقرب هر متقی است .

29.نماز نور مومن است .

30.نماز بهایی برای بهشت است .

31.نماز نور چشم من است .

32. نماز گزار محبوب ملاءکه است .

33. نماز مناجات با پروردگار است .

34.نماز برکت است بر مال .

35.نماز از کفاره گناهان است .

36. نماز نور وسایه ای در محشر است .

37. نماز نجات میدهد بدن را از آتش .

38.نماز شفاعت میدهد بین او وملک الموت .

39. نماز گزار اعمالش قبول میشود .

40. نماز کفاره آنچه قبول نشده است .

پخش زنده زیارتگاه به صورت مستقیم

 پخش مستقیم صحن ها و حرم امام رضا (ع)

اینجا را کلیک کنید

----------------------------------------

پخش مستقیم حرم امام حسین (ع)

 اینجا را کلیک کنید

-----------------------------------------

پخش مستقیم ضریح حضرت عباس(ع)

اینجا را کلیک کنید

------------------------------------

پخش زنده از کاظمین حرم امام موسی کاظم

وامام محمد تقی(ع) اینجا را کلیک کنید.

------------------------------------------

پخش زنده از نجف حرم امام علی (ع)

اینجا را کلیک کنید.

------------------------------------

پخش زنده از شبکه تلویزیونی سلام

اینجا را کلیک کنید

دانلود نرم افزار گوشی با فرمت جاوا

   توضیح المسائل
نرم افزار کامل توضیح المسائل موبایل که به سفارش دفتر آیت الله مکارم شیرازی تهیه شده متن کامل کتاب توضیح المسایل را به نسخه موبایل تبدیل کرده است.
حجم: 493 کیلو بایت
تعداد دانلود: 324
فرمت : jar

 

  دانستنی های فاطمی
اسامی و القاب و کنیه های حضرت، دوران کودکی ، ازدواج و جلوه های رفتاری فاطمه زهرا (س)، نقش فاطمه زهرا(س) در ولایت امیرالمومنین(ع) و...
حجم: 882 کیلو بایت
تعداد دانلود: 12
فرمت : jar

 

زندگی حضرت محمد (ص)
زندگی نامه، احادیث و سخنان، داستان ها و حکایات و...
حجم: 197 کیلو بایت
تعداد دانلود: 139
فرمت : jar

 

احادیث همراه
برنامه کاربردی احادیث همراه برای موبایل با فرمت جاوا وقابل نصب برروی اکثر گوشیها نیز می باشد...
حجم: 220 کیلو بایت
تعداد دانلود: 150
فرمت : jar

 

صلوات شمار
برنامه ی جالبی که کار تسبیح را برای شما انجام می دهد کار این برنامه هم بدین صورت می باشد که برای شما صلوات ها را میشمارد.
حجم: 82 کیلو بایت
تعداد دانلود: 197
فرمت : jar

 

امام زمان(ع)
چقدر راجع به امام زمان خود می دانید؟ سایت صفر دانلود این نرم افزار معنوی را به شما پیشنهاد می کند.
حجم: 95 کیلو بایت
تعداد دانلود: 193
فرمت : jar

 

ندای محمد(ص)
قرآن به زبان عربي همراه با ترجمه فارسي آن که به زبان جاوا برنامه نويسي شده است .
حجم: 789 کیلو بایت
تعداد دانلود: 120
فرمت : jar

 

 

مهمان خدا
دعای آغاز ماه مبارک رمضان، دعای سحر، دعاهای افطار، دعای افتتاح، دعای یا علی و یا عظیم و.....
حجم: 895 کیلو بایت
تعداد دانلود123

فرمت : jar

 

لغتنامه عربی به فارسی و بالعکس

این نرم افزار فرهنگ لغت با بیش از 50000 لغت بمنظور ترجمه لغات عربی به فارسی و فارسی به عربی و بجهت کمک به محققین و علاقه مندان علوم قرآنی ، در نسخه مخصوص تلفن همراه ارائه شده است.
 قابلیت جستجوی پیشرفته و امکان اجرا بر روی کلیه تلفن های همراه از امکانات مناسب این نرم افزار است .

 

                                                                                        

جهت دریافت این نرم‌افزار می توانید از طریق زیر اقدام نمایید :


دریافت نسخه کامل نرم افزار لغتنامه عربی به فارسی با حجم 1.03 MB

برای استفاده از نرم افزار کافی است فایل دریافت شده را با استفاده از بلوتوث يا کابل و يا دستگاه کارت ريدر به تلفن همراه خود انتقال داده و آن را نصب نمایید .
 
 
تفسیر کامل 27 جلدی نمونه

تفسير نمونه از متداول ترين تفاسير فارسى عصر حاضر است كه با زبان ساده و گويا و قابل استفاده براى عموم ، توسط حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به نگارش درآمده و استقبال بسيار خوبى از آن شده است.
اين تفسير بارها چاپ شده و به زبانهاى انگليسى، اردو و عربى به نام الامثل في تفسير القرآن المنزل ترجمه شده است.
 ويژگى اين تفسير عصرى بودن آن است كه مناسب با نيازها و پرسشهاى عصر، پيام قرآن را به زبان روز تبيين مى كند و با روش ساده و به دور از بحثهاى كلاسيك ادبى، كلام وحى را تفسير مى نمايد. جلوه مهم اين تفسير، در گرايش به جنبه هاى هدايتى و تربيتى است كه مؤلف آن را تعقيب كرده است .ضمنا در روش ارائه مطالب، این تفسیر متأثر از تفاسير الميزان، مجمع البيان و تفسير مراغى بوده است.

 

شیوه مفسر در ارائه مطالب چنین است كه در آغاز، پس از بیان نكات كلى و عام در هر سوره به فضاى حاكم بر سوره، به سبك و سیاق و موضوعات مهم مطرح شده در سوره اشاره مى شود. آن گاه به مضمون آیه پرداخته، با شیوه بیانى و تحلیلى، مسائل زندگى و هدایت انسان با توجه به موضوع آیه تشریح مى شود.
این نرم افزار بصورت جلد به جلد و در قالب یک نرم افزار واحد عرضه شده است .همچنین اين برنامه به صورت جاوا بوده و بر روي اکثر گوشي ها قابل اجراست.

جهت دریافت این نرم‌افزار می توانید از طریق زیر اقدام نمایید :

دریافت نسخه کامل نرم افزار تفسیر 27 جلدی نمونه با حجم 7.63 MB


برای استفاده از نرم افزار کافی است فایل دریافت شده را با استفاده از بلوتوث يا کابل و يا دستگاه کارت ريدر به تلفن همراه خود انتقال داده و آن را نصب نمایید .
 
 
تفسیر 20 جلدی المیزان نسخه 2

کوتاه از تفسیر المیزان
یکی از ویژگی‌های مهمی ‌که باعث برتری کتاب تفسیرالمیزان بر دیگر کتب تفسیری شده است، شیوه و سیره تفسیری علامه طباطبایی در سرتاسر این کتاب ارزشمند است که از آن به تفسیر قرآن به قرآن یاد می‌شود و در نوع خود، کم‌نظیر یا حتی به تعبیر برخی بی‌نظیر است. شیوه‌ای که علامه در تفسیر شریف المیزان از آن بهره گرفته، شیوه تفسیر قرآن به قرآن است یا همان تفسیر آیات به آیات. بدین معنا که قرآن را با خود قرآن تفسیر می‌کند. این شیوه هر چند میان مفسران چنان که گفته شد، کم‌نظیر یا بی‌نظیر است.
سیدجواد میرخلیلی: یکی از آثار ماندگار و جاودانه علامه طباطبایی، کتاب شریف تفسیرالمیزان فی تفسیر القرآن است که آیت‌الله جوادی آملی درباره آن می‌فرماید: المیزان در میان تفاسیر چون کتاب قیم جواهر الکلام است در بین کتاب‌های فقه که هم کمبود گذشتگان را جبران نمود و هم زمینه تحقیق آیندگان را فراهم کرد.
شهید مطهری در مورد این تفسیر می گوید كه : « كتاب تفسیر المیزان، یكی از بهترین تفاسیری است كه برای قرآن مجید نوشته شده است . من می توانم ادعا كنم بهترین تفسیری است كه در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است.» شهید مطهری معتقد بود كه این تفسیر همه اش با فكر نوشته نشده است و بسیاری از مطالب آن از الهامات غیبی است و اضافه می كند: « كمتر مشكلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده كه كلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نكرده باشم.»

 


تفاوتهای نسخه 2 المیزان نسبت به نسخه قبلی :
1) در این نسخه قسمت جستجو بهبود محسوسی پیدا کرده و کاربر براحتی و بسرعت می تواند کلمه مورد جستجوی خود را پیدا کند . در ضمن قسمت جستجو در این نسخه بصورت فهرستی از کلمات است.
2) نسخه 2 برای گوشیهای تاچ اسکرین ( گوشیهای صفحه لمسی ) گزینه مناسبی بوده و بدین منظور گزینه های خاصی قرار داده شده است .
3) در این نسخه تمامی متن قرآن اعراب گذاری ( نشانه گذاری ) شده است .
4) در این نسخه می توانید برای بالا و پایین رفتن در متن از کلیدهای صفحه کلید گوشی استفاده کنید ( مثلا عدد 2 برای بالا رفتن در متن ، عدد 8 برای پایین رفتن و ... )
5) در این نسخه بر خلاف نسخه قبل ، تمامی 20 جلد تفسیر ، در قالب یک فایل قرار دارد .
6) توسط امکان جالب افزوده شده به این نسخه می توان بخشی از متن تفسیر را بصورت SMS برای دوستان خود ارسال کرد . به این صورت که پس از قرار گرفتن بر روی متن ، با فشردن کلید شماره 3 از صفحه کلید ، می توان مقداری از متن و یا کل متن در حال نمایش را بصورت SMS یا E-mail ارسال کرد .
7) در این نسخه امکان مرور اتوماتیک و خط به خط متن ، افزوده شده است .

اين نرم افزار به صورت جاوا بوده و بر روي اکثر گوشي ها قابل اجراست.

جهت دریافت این نرم‌افزار می توانید از طریق زیر اقدام نمایید :

دریافت نسخه کامل نرم افزار تفسیر المیزان با حجم 14.5 MB

برای استفاده از نرم افزار کافی است فایل دریافت شده را با استفاده از بلوتوث يا کابل و يا دستگاه کارت ريدر به تلفن همراه خود انتقال داده و آن را نصب نمایید .

 
 
نرم افزار احكام همراه

داشتن یک نسخه از کتاب رساله ی مراجع تقلید در گوشی های همراه، کمک شایانی به درک بهتر و شناخت مفید تر از احکام اسلامی می کند . برنامه احكام همراه (تهیه شده توسط موسسه فرهنگی تبیان) شامل احکام شرعی و رساله توضیح المسائل 9 تن از مراجع عظام تقلید بشرح زیر مي باشد :
• امام خمینی (ره)
• آیت الله خامنه ای دامت برکاته
• آیت الله فاضل لنکرانی(ره)
• آیت الله مکارم شیرازی
• آیت الله صافی گلپایگانی
• آیت الله سیستانی 
• آیت الله تبریزی 
• آیت الله اردبیلی 
• آیت الله صانعی 


سایر امکانات این برنامه عبارتند از :

• نمایش فهرست درختی احکام شرعی
• امکان جستجو
• قابلیت اجرا بر روی اکثر گوشیهای تلفن همراه
نکته : بعد از نصب برنامه به دلیل حجم بالای برنامه نصب شده وقتی که بر روی آیکون برنامه کلیک میکنید باید چند لحظه صبر نمایید تا برنامه بطور کامل فراخوانی شود . ذکر این نکته ضروری است که به دلیل حجم بالای فایلهای نصب شده ، سرعت لود یا فراخوانی این برنامه تا حد زیادی به سرعت پردازش گوشی شما بستگی خواهد داشت .
اين نرم افزار به صورت جاوا بوده و بر روي اکثر گوشي ها قابل اجراست.

جهت دریافت این نرم‌افزار می توانید از طریق زیر اقدام نمایید :

دریافت نسخه کامل نرم افزار احکام همراه با حجم 2.66 MB

برای استفاده از نرم افزار کافی است فایل دریافت شده را با استفاده از بلوتوث يا کابل و يا دستگاه کارت ريدر به تلفن همراه خود انتقال داده و آن را نصب نمایید .
 
 
 
نرم افزار مهمان خدا
نرم افزار مهمان خدا براي استفاده‌ آسان روزه ‌داران از متون ديني و مشاوره‌ هاي تغذيه و تندرستي در ماه رمضان و استفاده از زنگ‌ هاي يادآور براي بيدار شدن و آگاهي از اوقات شرعي طراحي شده است.
همچنين با توجه به اينكه اين نرم افزار جاوا مي باشد ، لذا در اكثر گوشيهاي تلفن همراه قابل اجراست .

 

امکانات ویژه این نرم‌افزار عبارت است از:
• احکام روزه شامل:احکام و استفتائات مراجع مختلف آيات عظام (امام خمینی (ره) ، مقام معظم رهبری ، فاضل لنکرانی ، مکارم شیرازی ، نوری همدانی ، بهجت و جواد تبریزی) در مورد روزه و ماه مبارک رمضان
• ادعیه ماه مبارک رمضان به همراه ترجمه شامل :
1. دعای آغاز ماه مبارک رمضان
2. دعای سحر
3. دعاهای افطار
4. دعای افتتاح
5. دعای هر شب
6. دعای یا علی و یا عظیم
7. نماز روزهای ماه مبارک رمضان
8. نمازشب های ماه مبارک رمضان
9. اعمال مشترک شبهای قدر
10. نماز عید فطر
• بخش مشاوره تندرستی :این بخش شامل دلایل علمی و گفتگو با متخصصان مختلف ، برای فواید روزه درتندرستی می باشد.
• بخش مشاوره تغذیه : در این بخش راهنمایی های لازم جهت استفاده کردن یا عدم استفاده از برخی غذاها و خوراکی ها براي فرد روزه دارارائه شده است .
• بخش زنگ های یادآور : در این بخش قادرید تا با انتخاب شهر مورد نظر خود (یا نزدیک ترین شهر به محل سکونت خود) از ساعات مختلف اوقات شرعی با خبر شويد. نرم افزار با پخش اذان ، شما را از فرا رسيدن زمان ملكوتي اذان مطلع مي سازد. همچنين قادر خواهيد بود برنامه را به گونه اي تنظيم نمائيد كه شما را قبل از فرار رسيدن اذان صبح براي صرف سحري از خواب بيدار نمايد. تنظيم اين كه چند دقيقه يا چند ساعت قبل از اذان شما را آگاه سازد به راحتي قابل تنظيم است (حداكثر تا ۹۰ دقيقه قبل از اذان) .

 راهنمای استفاده از نرم افزار :
استفاده از بخش‌های متنی این نرم‌افزار بسیار ساده است. كافی است در منوهای مختلف آیتم دلخواه انتخاب شود تا متن آن نمایش داده شود. برای استفاده از زنگ‌های یادآور هم به روش زیر عمل كنید.
1- در بخش تنظیمات اوقاتی که مایلید صدای اذان پخش شود را انتخاب و ثبت کنید.
2- شهر محل سکونت یا نزدیک‌ترین شهر به آن را انتخاب کنید تا اوقات شرعی آن محل به صورت خودکار محاسبه شود.
3- در بخش ساعت بیداری مشخص کنید که مایلید چند دقیقه قبل از اذان صبح بیدار شوید. حداکثر فاصله‌ی پخش زنگ بیداری تا اذان صبح نود دقیقه است.
4- برای استفاده از امکانات زنگ‌های یادآور نباید از نرم‌افزار خارج شوید. برای پنهان شدن صفحات نرم‌افزار از دکمه‌ی (مخفی کردن) در منوی اصلی استفاده کنید.
5- اگر از نرم‌افزار خارج شوید، زنگ‌های یادآور پخش نمی‌شوند و با اجرای دوباره‌ی آن نیازی به تنظیم مجدد ندارید.
6- حتما ساعت و تاریخ میلادی گوشی تلفن خود را تنظیم کنید تا اوقات شرعی و زمان پخش زنگ‌های یادآور درست محاسبه شوند. دقت كنید زمانی كه ساعت و تاریخ را تنظیم می‌كنید باید از نرم‌افزار خارج شده‌ باشید و پس از تغییر ساعت و تاریخ دوباره نرم‌افزار را اجرا كنید .

دریافت و نصب نرم افزار:
چون گوشی‌های موجود در بازار از تنوع زیادی برخوردارند نسخه‌های مختلفی از این نرم‌افزار تهیه‌ شده است که باید نسخه‌ی سازگار با گوشی خود را انتخاب کنید ، همچنین با توجه به اینكه این نرم افزار جاوا می باشد ، لذا در اكثر گوشیهای تلفن همراه قابل اجراست .

نسخه 1.1 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند.
دریافت نسخه 1.1 (LCD معمولی + قابلیت پردازش توابع) با حجم 870 KB

نسخه 1.2 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها بالا است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند. بنابراین اگر متن و منوهای نرم‌افزار روی LCD شما کوچک دیده می‌شد از این نسخه استفاده کنید.
دریافت نسخه 1.2 (LCD با کیفیت بالا + قابلیت پردازش توابع) با حجم 880 KB

نسخه 1.3 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را ندارند. اگر هنگام نصب نرم‌افزار با پیغام Unable to install مواجه شدید از این نسخه استفاده کنید.
دریافت نسخه 1.3 (LCD با کیفیت معمولی + عدم قابلیت پردازش توابع) با حجم 853 KB

نسخه 1.4 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند. اگر هنگام نصب نرم‌افزار با پیغام Unable to install مواجه شدید و نسخه‌ی 1.3 روی LCD شما کوچک دیده می‌شد از این نسخه استفاده کنید.
دریافت نسخه 1.4 (LCD معمولی + پردازش توابع +اصلاح اندازه تصویر) با حجم 866 KB

برای استفاده از نرم افزار کافی است فایل متناسب با گوشی خود دریافت کرده و پس از انتقال آن به تلفن همراه خود ، آن را نصب نمایید .
ادامه نوشته

حدیث از امام زمان (عج)

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عجل الله تعالي فرجه الشريف):

 

 1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش

إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا:

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‌كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم، كه اگر جز اين بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى‌كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)

فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة:

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى‌سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى‌گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمى‌دهد.

3- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)

فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ:

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

4- تحقّق حتمى حقّ

أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ:

خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

5- خلقت هدفدار و هدايت پايدار

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ:

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى‌اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمى‌دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

6- ظهور حقّ

إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

7- تفتيش ناروا

مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَكَ:

حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده‌اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:

ظهورى نيست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

9- مدّعيان دروغگو

سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم:

آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است؛ حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

10- دنيا در سراشيبى زوال

إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ:

دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت مى‌كنم.

11- ذخيره بزرگ

أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ):

من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

12- حجّت خدا

زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ:

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى‌شد، هر آينه تمام شك‌ها را از بين مى‌برديم.

13- عطسه، نشانه سلامت

أَلا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَيّام:

نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

14- نماز، طردكننده شيطان

ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ:

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

15- اذن مالك

لا يَحِلُّ لاَِحَد أَنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ:

تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

16- استعاذه به خدا

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ:

پناه به خدا مى‌برم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه‌ها.

17- اسوه هاى حقيقت

إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إِلاّ كَذّابٌ مُفْتَر:

حقّ با ما و در ميان ماست، كسى جز ما چنين نگويد، مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.

18- ظهور فَرَج به اذن خدا

وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَيْنَ(عليه السلام) لَمْ يُقْتَلْ، فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ:

امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته‌اند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

19- شناخت خدا

إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فىجِسْم«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ:

همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست».

20- ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار

إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَيْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمى‌شود، ما دست پرورده‌هاى پروردگارمان، و مردمان، دست‌پرورده‌هاى ما هستند.

21- دانش حقيقى

أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَيْكُمْ مِنْ كُفْرِ مَنْ كَفَرَ:

دانش، دانشِ ماست، از كفرِ كافر، گزندى بر شما نيست.

22- اتّفاق و وفاى به عهد

لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

23- پيروان نادان

قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ:

حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده‌اند :نادانان و كم خردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

24- بيزارى از غاليان

أَنـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلىرَسُولِهِ مِمَّنْ يَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ نُشارِكُهُ فى مُلْكِهِ أَوْ يُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِيَهُ اللّهُ لَنا:

من از افرادى كه مى‌گويند: ما اهل بيت [مستقلاًّ از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب مى‌دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مى‌برند، نزد خدا و رسولش، بيزارى مى‌جويم.

25- سجده شكر

سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها:

سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

26- فضيلت تعقيبات نماز

إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ:

فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

27- سجده، مخصوص خداست

فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا يَجُوزُ:

سجده بر قبر جايز نيست.

28- راه اندازى كار مردم

أَرْخِصْ نَفْسَكَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَكَ فِىَ الدِّهْليزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ:

خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

29- امنيّت بخش زمين

إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ:

وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسمان‌اند.

30- رجوع به راويان حديث

وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إِلى رُواةِ حَديثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَيْهِمْ:

در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

31- مطاع، نه مطيع كسى

إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطاغِيَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حينَ أَخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى:

هريك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت‌هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

32- آفتاب پشت ابر

وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَيَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ:

كيفيّت بهره‌ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيّت بهره‌ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم‌ها پنهان سازد.

33- سبقت اراده خدا بر همه چيز

وَ لكِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفيقُهُ لايُسْبَقُبه:

راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد.

34- علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام)

وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَيْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤْكُمْ:

امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتّفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد».

35- آگاهى هاى امام(عليه السلام)

إِنّا يُحيطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِكُمْ:

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‌ماند.

36- دعاى فراوان

أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ:

براى تعجيل فَرَج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فَرَج و گشايش شماست.

37- سؤال نامطلوب

فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا يَعْنيكُمْ:

درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

38- آخرين اوصيا

أَنَا خاتَمُ الأَوْصِياءِ وَ بى يَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شيعَتى:

من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف مى‌گرداند.

39- حجّت خدا در زمين

إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا:

زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

40- علمدار هدايت در هر زمان

كُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ:

هرگاه عَلَم و نشانه‌اى پنهان شود، عَلَم ديگرى آشكار گردد، و هر زمان كه ستاره‌اى افول كند، ستاره اى ديگر طلوع نمايد.

حدیث از امام حسن عسکری (ع)

قالَ الاِْمامُ الْعَسْكَرى(عليه السلام):


1- پرهيز از جدال و شوخى
«لا تُمارِ فَيَذْهَبَ بَهاؤُكَ وَ لا تُمازِحْ فَيُجْتَرَأَ عَلَيْكَ.»:
جدال مكن كه ارزشت مىرود و شوخى مكن كه بر تو دلير شوند.

2- تواضع در نشستن
«مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتّى يَقُومَ.»:
هر كه به پايين نشستن در مجلس خشنود باشد، پيوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخيزد.

3- هلاكت در رياست و افشاگرى
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ يَمينًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِىَ يَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْى وَ إِيّاكَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّياسَةِ، فَإِنَّهُما يَدْعُوانِ إِلَى الْهَلَكَةِ.»:
آن كه را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به كمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكنى كنى و در پىرياست باشى، زيرا اين دو، آدمى را به هلاكت مىكشانند.

4- گناهى كه بخشوده نشود
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا تُغْفَرُ : لَيْتَنى لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراكُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبيبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّيْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:
از جمله گنـاهانى كـه آمرزيده نشود ايـن است كه [آدمى ] بگويد: اى كاش مرا به غير از اين گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهانتر است.

5- نزديكتر به اسم اعظم
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَيْنِ إِلى بَياضِها.»:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» به اسم اعظم خدا، از سياهى چشم به سفيدىاش نزديكتر است.

6- دوستى نيكان و دشمنى بدان
«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضيلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَيْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الْفُجّارِ.»:
دوستى نيكان به نيكان، ثوابست براى نيكان. و دوستى بدان به نيكان، فضيلت است براى نيكان. و دشمنى بدان با نيكان، زينت است براى نيكان. و دشمنى نيكان با بدان، رسوايى است براى بدان.

7- سلام نشانه تواضع
«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:
از جمله تواضع و فروتنى، سلام كردن بر هر كسى است كه بر او مىگذرى، و نشستن در پايين مجلس است.

8- خنده بيجا
«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْكُ مِنْ غَيْرِ عَجَب.»:
خنده بيجا از نادانى است.

9- همسايه بد
«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأى سَيِّئَةً أَفْشاها.»:
از بلاهاى كمرشكن، همسايه اى است كه اگر كردار خوبى را بيند نهانش سازد و اگر كردار بدى را بيند آشكارش نمايد.

10- پندى گويا و جامع
«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دينِهِ وَ صَدَقَ فى حَديثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِىٌ فَيَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا شَيْنًا، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:
لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يَدَّعيهِ أَحَدٌ غَيْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمْ السَّلامَ.»:
شما را به تقواى الهى و پارسايى در دينتان و تلاش براى خدا و راستگويى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگى سفارش مىكنم. محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)براى همين آمده است. در ميان جماعت هاى آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد. و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بكشانيد و همه زشتى را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ مىگويد. زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) سلام و تحيّت بفرستيد. زيرا صلوات بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا مىسپارم، و سلام بر شما.

11- انديشه در كار خدا
«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فى أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت كردن به زيادى روزه و نماز نيست، بلكه [حقيقتِ] عبادت، زياد در كار خدا انديشيدن است.

12- پليدى خشم
«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ.»:
خشم و غضب، كليد هر گونه شرّ و بدى است.

13- ويژگى هاى شيعيان
«شيعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِيَةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاكِيَةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَى الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَيَفْجُرُ لَهُمْ يَنابيعُ الْحَيَوانِ بَعْدَ لَظْىِ مُجْتَمَعِ النِّيرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»:
پيروان ما، گروه هاى نجات يابنده و فرقه هاى پاكى هستند كه حافظان [آيين] مايند، و ايشان در مقابل ستمكاران، سپر و كمككار ما [هستند]. به زودى چشمه هاى حيات [منجىِ بشريّت] بعد از گدازه توده هاى آتش! پيش از ظهور براى آنان خواهد جوشيد.

14- ناآرامى كينه توز
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»:
كينه توز ، ناآرامترينِ مردمان است.

15- پارساترين مردم
«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَى الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.»:
پارساترين مردم كسى است كه در هنگام شبهه توقّف كند. عابدترين مردم كسى است كه واجبات را انجام دهد. زاهدترين مردم كسى است كه حرام را ترك نمايد. كوشننده ترين مردم كسى است كه گناهان را رها سازد.

16- وجود مؤمن
«أَلْمُؤْمِنُ بَرَكَةٌ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَى الْكافِرِ.»:
مؤمن براى مؤمن ،بركت و بر كافر، اتمام حجّت است.

17- محصول اعمال
«إِنَّكُمْ فى آجال مَنْقُوصَة وَ أَيّام مَعْدُودَة وَ الْمَوْتُ يَأْتى بَغْتَةً، مَنْ يَزْرَعْ خَيْرًا يَحْصِدُ غِبْطَةً وَ مَنْ يَزْرَعْ شَرًّا يَحْصِدُ نِدامَةً، لِكُلِّ زارِع ما زَرَعَ لا يُسْبَقُ بَطىءٌ بِحَظِّهِ، وَ لا يُدْرِكُ حَريصٌ ما لَمْ يُقَدَّرُ لَهُ، مَنْ أُعْطِىَ خَيْرًا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِىَ شَرًّا فَاللّهُ وَقاهُ.»:
شما عمر كاهنده و روزهاى برشمرده اى داريد، و مرگ به ناگهان مىآيد، هر كس تخم خيرى بكارد به خوشى بِدْرَوَد، و هر كس تخم شرّى بكارد به پشيمانى بِدْرَوَد. هر كه هر چه بكارد همان براى اوست. كُندكار را بهره از دست نرود و آزمند آنچه را مقدرّش نيست در نيابد، هر كه به خيرى رسد خدايش داده، و هر كه از شرّى رهد خدايش رهانده.

18- شناخت احمق و حكيم
«قَلْبُ الأَحْمَقِ فى فَمِهِ وَ فَمُ الْحَكيمِ فى قَلْبِهِ.»:
قلب احمق در دهان او و دهان حكيم در قلب اوست.

19- تلاش براى رزق مقدّر
«لا يَشْغَلْكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»:
رزق و روزىِ ضمانت شده، تو را از كار واجب باز ندارد.

20- عزّتِ حقگرايى
«ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَليلٌ إِلاّ عَزَّ.»:
هيچ عزيزى حقّ را رها نكند، مگر آن كه ذليل گردد و هيچ ذليلى به حقّ نياويزد، مگر آن كه عزيز شود.

21- دوست نادان
«صَديقُ الْجاهِلِ تَعَبٌ.»:
دوست نادان، مايه رنج است.

22- بهترين خصلت
«خَصْلَتانِ لَيْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: أَلاِْيمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِْخْوانِ.»:
دو خصلت است كه بهتر و بالاتر از آنها چيزى نيست:ايمان به خدا و سود رساندن به برادران.

23- نتيجه جسارت بر پدر
«جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ فى صِغَرِهِ تَدْعُوا إِلَى الْعُقُوقِ فى كِبَرِهِ.»:
جرأت و دليرى فرزند بر پدرش در كوچكى، سبب عاقّ و نارضايتى پدر در بزرگى مىشود.

24- بهتر از حيات و بدتر از مرگ
«خَيْرٌ مِنَ الْحَياةِ ما إِذا فَقَدْتَهُ أَبْغَضْتَ الْحَياةَ وَ شَرُّ مِنَ الْمَوْتِ ما إِذا نَزَلَ بِكَ أَحْبَبْتَ الْمَوْتَ.»:
بهتر از زندگى چيزى است كه چون از دستش دهى، از زندگى بدت آيد، و بدتر از مرگ چيزى است كه چون به سرت آيد مرگ را دوست بدارى.

25- وابستگى و خوارى
«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.»:
چه زشت است براى مؤمن، دلبستگى به چيزى كه او را خوار دارد.

26- نعمت بلا
«ما مِنْ بَلِيَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها.»:
هيچ بلايى نيست، مگر اين كه در آن از طرف خدا نعمتى است.

27- اكرام بدون افراط
«لا تُكْرِمِ الرَّجُلَ بِما يَشُقُّ عَلَيْهِ.»:
هيچ كس را طورى اكرام مكن كه بر او سخت گذرد.

28- ارزش پند پنهان
«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَدْ شانَهُ.»:
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته.

29- تواضع و فروتنى
«أَلتَّواضُعُ نِعْمَةٌ لا يُحْسَدُ عَلَيْها.»:
تواضع و فروتنى، نعمتى است كه بر آن حسد نبرند.

30- سختى تربيت نادان
«رِياضَةُ الْجاهِلِ وَ رَدُّ المُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ كَالْمُعْجِزِ.»:
پرورش دادن نادان و ترك دادن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.

31- شادى بيجا
«لَيْسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الَْمحْزُونِ.»:
اظهار شادى نزد غمديده، از بىادبى است.

32- جمال ظاهر و باطن
«حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالُ ظاهر، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالُ باطِن.»:
صورت نيكو، زيبايى ظاهرى است،و عقل نيكو، زيبايى باطنى است.

33- كليد تمام گناهان
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَيْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْكَذِبَ.»:
تمام پليدى ها در خانه اى قرار داده شده و كليد آن دروغگويى است.

34- چشم پوشى از لغزش و يادآورى احسان
«خَيْرُ إِخْوانِكَ مَنْ نَسِىَ ذَنْبَكَ وَ ذَكَرَ إِحْسانَكَ إِلَيْهِ.»:
بهترين برادران تو كسى است كه خطايت را ناديده گيرد و احسانت را يادآور شود.

35- مدح نالايق
«مَنْ مَدَحَ غَيْرَالمُسْتَحِقِّ فَقَدْ قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ.»:
هر كه نالايقى را ثنا گويد، خود در موضعِ اتّهام قرار گيرد.

36- راه دوست يابى
«مَنْ كانَ الْورَعُ سَجِيَّتَهُ، وَ الْكَرَمُ طَبيعَتَهُ، وَ الْحِلْمُ خُلَّتَهُ كَثُرَ صَديقُهُ.»:
كسى كه پارسايى خوى او، و بخشندگى طبيعت او، و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسيار شوند.

37- انس با خدا
«مَنْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»:
كسى كه با خدا مأنوس باشد، از مردم گريزان گردد.

38- خرابى مناره ها و كاخ ها
«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصيرِ الَّتى فِى الْمَساجِدِ.»:
هنگامى كه قائم(عليه السلام) قيام كند، دستور به خرابى مناره ها و كاخ هاى مساجد دهد.

39- نماز شب، سير شبانه
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا يُدْرَكُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّيْلِ.»:
وصول به خداوند عزّوجلّ، سفرى است كه جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

40- ادبى بسنده
«كَفاكَ أَدَبًا تَجَنُّبُكَ ما تَكْرَهُ مِنْ غَيْرِكَ.»:
در مقام ادب براى تو همين بس كه آنچه براى ديگران نميپسندى، خود، از آن دورى كنى .

حدیث از امام هادی (ع)

احادیثی در باب علم، غضب، اطاعت خداوند، شب زنده داری، فروتنی، پدر و مادر، زیارت امام رضا علیه السلام و حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، حسد، خودپسندی و هدفمندی

1. الدُّنْیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ
دنیا همانند بازارى است که عدّه اى در آن (براى آخرت) سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.

أعیان الشّیعة: ج 2، ص 39

2. یَاْتى عَلماءُ شیعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ
علماء و دانشمندانى که به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و از آن ها رفع مشکل نمایند، روز قیامت در حالى محشور مى شوند که تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آن ها مى درخشد.

بحارالأنوار: ج 2، ص 6، ضمن ح 13

3. الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِکُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ
غضب و تندى در مقابل آن کسى که توان مقابله با او را ندارى، علامت عجز و ناتوانى است، ولى در مقابل کسى که توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است.

مستدرک الوسائل: ج 12، ص 11، ح 13376

4. مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقینَ

هرکس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و کارشکنى دیگران باکى نخواهد داشت.

بحارالا نوار: ج 50، ص 177، ح 56

5. السَّهَرَ اءُلَذُّالْمَنامِ، وَالْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ
شب زنده دارى ، خواب بعد از آن را لذیذ مى گرداند؛ و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزاید.

بحارالانوار: ج 84 ص 172

6. مَن کَانَ عَلی بَیِّنةٍ مِن رَبِّهِ هَانَت عَلیهِ مَصائِبُ الدُّنیا وَ لَو قرضَ و نشرَ 
هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.

تحف العقول، ص 511

7. التَّواضُعُ أَن تُعطِی النّاسَ مَا تُحِبُّ أَن تُعطاه 
فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

المحجة البیضاء ، ج 5 ، ص 225

8. العُقُوقُ یُعَقِّب القِلَّة و یُؤدِّی إِلی الذِّلَّة 
نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند.

مسند الامام الهادی ، ص 303

9. اٍنَّ اللهَ جَعَلَ اَلدُّنیا دارَ بَلوی وَالآخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدُّنیا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَباً، وَ ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَی الدُّنیا عِوَضاً

خداوند دنیا را منزل حوادث ناگوار و آفات, و آخرت را خانه ابدی قرار داده است و بلای دنیا را وسیله به دست آوردن ثواب آخرت قرار داده است و پاداش اُخروی نتیجه بلاها و حوادث ناگوار دنیاست.

اعلام الدین، ص 512

10. مَن کانَت لَهُ اِلَی اللهِ حاجَةٌ فَلیَزُر قَبرَ جَدِّیَ الرِّضا بِطوُسٍ وَ هُوَ عَلی غُسلٍ وَلیُصَلِّ عِندَ رَأسِهِ رَکعَتَینِ وَلیَسئَلِ اللهَ حاجَتَهُ فی قُنوُتِهِ فَاِنَّهُ یَستَجیبُ لَهُ ما لَم یَسئَل مَأثَماً أو قَطیعَةَ رَحِمٍ
کسی که از خدا حاجتی را می خواهد؛ قبر جدم حضرت رضا(علیه السلام) را در طوس با غسل، زیارت کند و دو رکعت نماز بالای سرش بخواند و در قنوت نماز، حاجت خویش را طلب نماید در این صورت حوائج وی مستجاب می شود، مگر آن که طلب انجام گناه و یا قطع رحم را کند.

وسائل الشیعه، ج14، ص 569

11. اَلحَسَدُ ما حِقُ الحَسَناتِ وَ الزَّهوُ جالِبُ المَقتِ
حسد، کارهای خوب را از بین می برد و دروغ، دشمنی می آورد.

بحارالانوار، ج69، ص 200

12. ألنّاسُ فِی الدُّنیا بِالأَموالِ وَ فی الآخِرَةِ بِالأَعمالِ
مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند

بحارالانوار، ج78، ص 368

13. مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّه
کسی که ارزش و شخصیت خود را پست شمارد، از شرّ او آسوده مباش

میزان الحکمة، ج3، ص 44

14. مَن تَواضَعَ فِِی الدُّنیا لِاخوانِهِ فَهُوَ عِندَ اللهِ مِنَ الصِّدّیقینَ وَ مِن شیعَةِ عَلِیِّ بنِ أَبِی طالبٍ حَقّاً
کسی که در معاشرت با برادران دینی خود، تواضع کند، به راستی چنین کسی نزد خدا از صدّیقین و از شیعیان علی بن ابی طالب(علیه السلام) خواهد بود.

احتجاج، ج1، ص 460

15. لَو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً شُعباً لَسَلَکتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبَدَاللهَ وَحَدَهُ خالِصاً
اگر مردم در راههای مختلف حرکت کنند. هر آینه من در مسیر و وادی مردی حرکت خواهم کرد که خدا را به تنهایی خالصانه عبادت می کند.

میزان الحکمة، ج3، ص 60

16.  ألعُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهلِ
خودپسندی مانع تحصیل علم است و انسان را بسوی نادانی و خواری می کشاند.

میزان الحکمة، ج6، ص 46

17.  مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیهِ
کسی که پر مدّعی و از خود راضی باشد؛ بدگویان او زیاد خواهند شد.

بحارالانوار، ج17، ص 215

18. عَلَیکُم بِالوَرَعِ فَاِنَّهُ الدّینُ الَّذی نَلازِمُهُ وَ نُدینُ اللهَ تَعالیَ بِهِ وَ نُریدُهُ مِمَّن یُوالینا لاتَتعَبُونا بِالشَّفاعَةِ
با ورع و باتقوا باشید که این ورع و تقوا همان دینی است که همواره ما ملازم آن هستیم و پایبند به آن می باشیم و از پیروان خود نیز می خواهیم که چنین باشند. از ما (با عدم رعایت تقوا) شفاعت نخواهید و ما را به زحمت نیندازید.

وسائل الشیعه، ج15، ص 248

19. مَا استَرَحَ ذُو الحِرصِ
انسان حریص، آسایش ندارد

مستدرک الوسائل، ج12، ص 62

20. اِنّ للهِ بِقاعاً یُحِبُّ أن یُدعی فیها فَیَستَجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیرُ مِنها

مکان هایی برای خداوند متعال وجود دارد که دوست دارد در آن ها به درگاهش دعا کنند تا به مرحله اجابت برسد و حائر حسین(علیه السلام) †یکی از آن مکان هاست.

تحف العقول ، ص 482

21. اِنَّ مَوضِعَ قَبرِهِ (أی الرضا) لَبُقعَةٌ مِن بُقاعِ الجَنَّةِ لایَزُورُها مُؤمِنٌ اِلّا أعتَقَهُ اللهُ تَعالی مِنَ النّارِ وَ أدَلَّهُ دارَ القَرارِ
به راستی مزار جدم، بقعه ای از بقاع بهشت است که هیچ مؤمنی آنجا را زیارت نمی کند مگر آن که خداوند او را از آتش جهنم نجات می دهد.

وسائل الشیعه، ج14، ص 569

22. وَاعلَمُوا اَنَّ النَّفسَ أقبَلُ شَیءٍ لِما أُعطِیَت وَ أمنَعُ شَیءٍ لِما مُنِعَت
بدانید که نفس آدمی آنچه را که مطابق میل اوست به آسانی می پذیرد و اما چیزهایی که مورد میل و قبول او نیست بسیار سخت می پذیرد.

بحارالانوار، ج75، ص 371

23. اُذکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَی أهلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبٌ یَنفَعُکَ
هنگامه جان دادنت در برابر خانواده را به یادآور که نه طبیبی می تواند مرگ را از تو دور بگرداند و نه دوستی می تواند تو را یاری نماید.

میزان الحکمة، ج10، ص 579

24. مَن أطاعَ الخالِقَ فَلَم یُبالِ بِسَخَطِ المَخلُوقینَ وَ مَن أسخَطَ الخالِقَ فَلیَیقَنَ أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقینَ
هر کس از خدا اطاعت کند از خشم مخلوق و مردم نمی ترسد و آنکه خدا را به خشم آورد پروردگار، وی را دچار خشم مخلوق خود می نماید.

سفینة البحار، ج2، ص 343

25. أَلشّاکِرُ أسعَدُ بِالشُّکرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ الَّتی أوجَبَتِ الشُکرَ لَأَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ و الشُکرُ نِعَمٌ وَ عُقبی
شکرگزاری از نعمت، از خود نعمت بهتر است چون نعمت متاع دنیای فانی است و لکن شکر، نعمت جاودانه آخرت است.

تحف العقول، ص 483

26. الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ
حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مى گردد و تکبّر و خودخواهى جذب کننده دشمنى و عداوت افراد مى باشد.

بحارالأنوار: ج 69، ص 199، ح 27

27. الْعُجْبُ صــارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَى الْغَمْطِ وَرالْجَهْلِ
عُجب و خودبینى مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پَستى و نادانى نگه مى دارد.

بحارالأنوار: ج 69، ص 199، ح 27


28. البُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ ، وَالطَّمَعُ سَجیَّةٌ سَیِّئَةٌ
بخیل بودن بدترین اخلاق است; و نیز طَمَع داشتن خصلتى ناپسند و زشت مى باشد.

بحارالأنوار: ج 69، ص 199، ح 27

29. تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إلَیْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ
از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى، صمیّـمیــت و محبّــت مجـوى. هم چنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى، نصیحت و موعظه طلب نکن، چون دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آنها مى باشد.

أعلام الدّین: ص 312، س 14

30.  اَلْحِکْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ
حکمت ، اثرى در دل ها و قلب هاى فاسد نمى گذارد.

نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 141، ح 23

31. الْهَزْلُ فکاهَةُ السُّفَهاءِ ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ
مسخره کردن و شوخى هاى - بى مورد - از بى خردى است و کار انسان هاى نادان مى باشد.

بحارالأنوار، ج 75، ص 369، ح 2

32. اِنَّ الحَرامَ لا ینمى وَ اِن نَمى لا یبارَک لَهُ فیهِ وَ ما اَنفَقَهُ لَم یؤجَر عَلَیهِ وَ ما خَلَّـفَهُ کانَ زادَهُ اِلَى النّارِ
به راستى که حرام، افزایش نمى‏یابد و اگر افزایش یابد ، برکتى ندارد و اگر انـفاق شود ، پاداشى ندارد و اگر بماند ، توشه‏اى به سوى آتـش خواهد بود.

کافى، ج 5، ص 125، ح 7

33. اَلنّاسُ فِى الدُّنیا بِالاَموالِ وَ فِى الآخِرَةِ بِالاَعمالِ
اعتبار مردم در دنیا به مال است و در آخرت به عمل.

بحارالأنوار، ج 78، ص 368، ح3

34. أمّا إنّک لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِ العَظیمِ عِندَکم لَکنتَ کمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیِّ (علیه السلام)
(خطاب به یکی از اهالی ری)بدان که اگر در شهر خودتان قبر عبد العظیم(علیه السلام) را زیارت کنى، همچون کسى هستی که حسین بن على (علیه السلام) را زیارت کرده باشد.

میزان الحکمه، ح 7984

35. إِنَّ اللهَ لا یُوصفُ إلا بِما وصفَ بِه نَفسهُ، و أَنی یُوصَف الَّذی تُعجِز الحَواسُ أَن تُدرِکهُ و الاَوهامُ أَن تنَالهُ و الخطراتُ أن تحُدَّه و الأَبصارُ عَن الِإحاطَة بِه. نَأی فِی قُربه و قَرُب فی نَأیه
به راستی که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورات به کنه او پی نبرد، و در دیده ها نگنجد؟ او با همه نزدیکی اش دور است و با همه دوری اش نزدیک.

تحف العقول ، ص 510

36. المَقادِیر تَریکَ مَا لا یخطِر ِببالِک
مقدرات چیزهایی را بر تو نمایان می سازد که به فکرت خطور نکرده است.

مسند الامام الهادی ، ص 303

37. العِتابُ مِفتَاحُ الِّثقالِ ، و العِتابُ خَیرٌ مِن الحِقد
گلایه کلید گرانباری است ، ولی گلایه بهتر از کینه توزی است.

مسند الامام الهادی ، ص 304

38. أُذکر حَسراتِ الَتفرِیطِ بِأخذِ تَقدِیم الحَزم
افسوس کوتاهی کارهای گذشته را با تلاش در آینده جبران کنید.تحف العقول ، ص 512

مسند الامام الهادی ، ص 304

39. الجاهِلُ أَسیرُ لِسانِه
نادان ، اسیر زبان خویش است.

مسند الامام الهادی ، ص 304

40. إِنَّ الظَالِم الحَالِم یَکادُ أَن یُعفَی عَلی ظُلمِه بِحِلمه و إِنَّ المُحِقَّ السَّفِیه یَکادُ أَن یُطفِئ نُورَ حَقِّهِ بِسَفهِه
ستمکار بردبار، چه بسا که بوسیله حلم و بردباری، از ستمش گذشت شود و چه بسا حق دار نابخرد، که با سفاهت خود ، نور حق خویش را خاموش کند .

حدیث از امام جواد (ع)

1. توسد الصبر و اعتنق الفقر و ارفض الشهوات و خالف الهوي، و اعلم أنك لن تخلو من عين الله فانظر كيف تكون

صبر را بالش كن! و فقر را در آغوش گير! و شهوات را به دور انداز! و با هواي نفس مخالفت كن! و بدان كه در برابر ديده خدايي، پس بنگر كه چگونه‏اي؟

تحف العقول، ص 478

2. ثلاث من كن فيه لم يندم: ترك العجلة، و المشورة، و التوكل علي الله عند العزم

سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشميان نگردد:

 1 - اجتناب از عجله

 2 - مشورت كردن

 3 - توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري.

مسند الامام الجواد، ص 247

3. ان أنفسنا و أموالنا من مواهب الله الهنيئة، و عواريه المستودعة، يمتع بما متع منها في سرور و غبطة، و يأخذ ما أخذ منها في أجر و حسبة، فمن غلب جزعه علي صبره حبط أجره و نعوذ بالله من ذلك

جان و دارايي ما، از بخشش‏هاي گواراي خداست و عاريه سپرده اوست، تا آنجا كه از آن بهره‏مند شويم مايه خوشي و شادي است، و آنچه از آن برگرفته شود اجر و ثواب است، پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و پناه به خدا از آن.

تحف العقول، ص 479

4. من شهد أمرا فكرهه كان كمن غاب عنه، و من غاب عن أمر فرضيه كان كمن شهده

كسي كه در امري حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، چون كسي است كه غائب بوده. و هر كه در امري حاضر نباشد ولي بدان رضايت دهد، مانند كسي است كه خود در آن بوده.

تحف العقول، ص 479

5.  ثلاث يبلغن بالعبد رضوان الله تعالي: كثرة الاستغفار، و لين الجانب، و كثرة الصدقة

سه چيز است كه بنده را به رضوان خدا مي‏رساند:

1 - زيادي استغفار

2 - نرمخويي

3 - صدقه بسيار دادن.

مسند الامام الجواد، ص 247

6.  إياك و مصاحبة الشرير، فإنه كالسيف المسلول يحسن منظره و يقبح أثره

از همراهي و رفاقت با آدم شرور و بدجنس بپرهيز! زيرا كه او مانند شمشير برهنه است كه ظاهرش نيكو و اثرش زشت است.

مسند الامام الجواد، ص 243

7. تأخير التوبة اغترار

به تأخیر انداختن توبه فريب خوردن است.

تحف العقول، ص 480

8. طول التسويف حيرة

همواره به تأخير انداختن انجام كارها، موجب سرگرداني است.

تحف العقول، ص 480

9. القصد الي الله تعالي بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال

با دل‏ها به سوي خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است.

مسند الامام الجواد، ص 244

10.الإصرار علي الذنب أمن لمكر الله " و لا يأمن مكر الله الا القوم الخاسرون "

اصرار بر گناه آسودگي از مكر خداست، " و از مكر خدا آسوده نباشد جز مردم زيانكار ".

تحف العقول، ص 480

11. لا ينقطع المزيد من الله حتي ينقطع الشكر من العباد

افزوني نعمت از طرف خدا بريده نمي‏شود، مگر شكرگزاري از سوي بندگان بريده شود.

تحف العقول، ص 480

12.إظهار الشيء قبل أن يستحكم مفسدة له

اظهار چيزي پيش از آنكه پايدار شود مايه تباهي آن است.

تحف العقول، ص 480

13. المؤمن يحتاج الي توفيق من الله، و واعظ من نفسه، و قبول ممن ينصحه

مؤمن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا، و به پندگويي از طرف خودش، و به پذيرش از كسي كه او را نصيحت كند.

تحف العقول، ص 480

14.  العلماء غرباء لكثرة الجهال

عالمان، به سبب زيادي جاهلان، غريب‏اند.

مسند الامام الجواد، ص 247

15.  علم رسول الله (ص ) عليا (ع ) ألف كلمة، كل كلمة تفتح ألف كلمة

پيامبر اكرم صلوات الله علیه و آله، هزار كلمه (از علوم را) به علي علیه‏السلام آموخت، كه از هر كلمه‏اي هزار كلمه منشعب مي‏شد.

مسند الامام الجواد، ص 97

16.  إن رسول الله (ص ) قال لفاطمة (ع ): اذا أنا مت فلا تخمشي علي وجها، و لا ترخي علي شعرا، و لا تنادي بالويل، و لا تقيمي علي نائحة، ثم قال: هذا المعروف الذي قال الله عز و جل في كتابه و لا يعصينك في معروف "

رسول خدا صلوات الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: وقتي كه من از دنيا رفتم به خاطر من صورت نخراش! و مو پريشان مکن! و واويلا نكن و بر من نوحه نخوان! سپس فرمود: اين همان معروفي است كه خداوند عز و جل در كتابش فرموده: "و تو را در معروفي نافرماني نكنند."

مسند الامام الجواد، ص 101

17.  إن القائم منا هو المهدي الذي يجب أن ينتظر في غيبته و يطاع في ظهوره، و هو الثالث من ولدي

قائم ما همان مهدي است كه در غيبتش بايد منتظرش شوند، و در ظهورش اطاعتش كنند. او سومي از پسران من است.

مسند الامام الجواد، ص 131

18.  ملاقاة الاخوان نشرة و تلقيح للعقل، و إن كان نزرا قليلا

ملاقات و زيارت برادران سبب گسترش و باروري عقل است، اگر چه كم و اندك باشد.

مسند الامام الجواد، ص 242

19.  من أطاع هواه أعطي عدوه مناه

كسي كه فرمان هواي نفس خويش برد، آرزوي دشمنش را برآورد.

مسند الامام الجواد، ص 243

20.  الثقة بالله ثمن لكل غال و سلم الي كل عال

اعتماد به خداوند بهاي هر چيز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه‏اي است.

مسند الامام الجواد، ص 244

21.  كيف يضيع من الله كافله، و كيف ينجو من الله طالبه، و من انقطع الي غير الله و َكّله الله إليه

چگونه ضايع مي‏شود كسي كه خدا عهده دار و سرپرست اوست، چگونه فرار مي‏كند كسي كه خدا جوينده اوست، و كسي كه توجهش به غير خدا جلب گردد، خداوند او را به همان شخص واگذار نمايد.

مسند الامام الجواد، ص 243

22.  من لم يعرف الموارد أعيته المصادر

كسي كه محل ورود را نشناسد، از يافتن محل خروج درمانده گردد.

مسند الامام الجواد، ص 243

23.  إتئد تصب أو تكد

اگر آرام حركت كنيد، به مقصود دست يابيد يا به آن نزديك مي‏شويد.

مسند الامام الجواد، ص 243

24.  نعمة لا تشكر كسيئة لا تغفر

نعمتي كه براي آن شكرگزاري نشود، مانند گناهي است كه آمرزيده نگردد.

مسند الامام الجواد، ص 243

25.  من هجر المداراة قاربه المكروه

كسي كه سازش و مدارا با مردم را رها كند، ناراحتي به او روي مي‏آورد.

مسند الامام الجواد، ص 243

26.  من عمل علي غير علم ما يفسد أكثر مما يصلح

كسي كه بدون علم و دانش كار كند، خراب كاري‏اش بيش از اصلاحش خواهد بود.

مسند الامام الجواد، ص 244

27.  اذا نزل القضاء ضاق الفضاء

چون قضاي الهي فرود آيد، عرصه بر آدمي تنگ آيد.

مسند الامام الجواد، ص 244

28.  الأيام تهتك لك الأمر عن الأسرار الكامنة

روزگار و گذشت زمان، پرده از رازهاي نهفته برمي‏دارد.

مسند الامام الجواد، ص 245

29.  التحفظ علي قدر الخوف

به مقدار ترس احتياط كنيد.

مسند الامام الجواد، ص 245

29.  لا هَدمَ لِلدینِ مِثْلُ البدعِ وَلا اَفْسَدَ لِلرّجُلِ مِنَ الطَّمَعِ

هیچ چیزی برای دین مخرب‏تر از بدعت و برای انسان تباه کننده‏تر از طمع نیست.

(نور الابصار، ص 332)

30.  اَرْبَعُ مَنْ کُنّ فیهِ اِستَکْمَلَ ایمانَه: مَنْ اَعْطی للّه وَمَن مَنَع فِی اللّه وَاحَبّ لِلّه وَاَبْغَضَ فیه

چهار خصلت که در هر کس باشد، ایمانش کامل است؛ کسی که برای خدا ببخشد و در راه خدا منع نماید و برای خدا دوست بدارد و برای او خشمگین شود.

 (کشف الغمه، ج 2، ص 349)

31.  عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَة

بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، زیرا فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحب و سودمند است. علم ارتباط میان دوستان و برادران، نشانه مروّت و جوانمردى، تحفه مجالس و محافل، همدم و رفيق انسان در سفر و انيس و مونس او در تنهایى است.

حلية الأبرار، جلد 4، صفحه 599.

32.  لَنْ یَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَهَ الاْیمانِ حَتّى یُؤْثِرَ دینَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ یُهْلِكَ حَتّى یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دینِهِ

بنده‏ حقیقت ایمان را در نمى‏یابد، مگر آنكه دین و احكام الهى را بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد و كسى هلاك و بدبخت نمى‏شود، مگر آنكه هواها و خواسته‏هاى نفسانى خود را بر احكام إلهى مقدّم نماید.

بحارالأنوار: ج 75، ص 80، ح 63. 

33.  إنَّ بَیْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَهٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّهِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنَ النّار.

همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه‏اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود و با معرفت زیارت كند، روز قیامت از آتش در أمان خواهد بود.

عیون اخبارالرّضا(علیه السلام) - شیخ صدوق - ج 2، ص 256، ح 6.

34.  مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.

هركس بر بالین قبر مؤمنى حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه «إنّا أنزلناه» را بخواند از شداید و سختی‏هاى صحراى محشر در أمان قرار مى‏گیرد.

اختیار معرفه الرّجال - شیخ طوسی - ص 564، ح 1066.

35.  ثَلاثُ خِصال تُجْلَبُ بِهَا المَوَدَّةُ: أَلاِْنْصافُ وَ الْمُعاشَرَةُ وَالْمُواساةُ فِى الشِّدَّةِ وَ الاِْنْطِواءُ عَلى قَلْب سَليم.

سه چيز است كه به وسيله آن دوستى حاصل گردد:انصاف، و معاشرت و هميارى در وقت سختى، و سپرى نمودن عمر با قلب پاك.

36. الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.

انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شریك خواهند بود.

كشف الغمّه: ج 2، ص 348، س 18، بحار: ج 75، ص 81، ح 69.

37.  التَّواضُعُ زینَهُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زینَهُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَهُ الاْیمانِ، وَالسَّكینَهُ زینَهُ الْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زینُهُ الرِّوایَهِ.

تواضع و فروتنى زینت بخش حسب و شرف، فصاحت زینت بخش كلام، عدالت زینت بخش ایمان و اعتقادات، وقار و ادب زینت بخش اعمال و عبادات; و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن مى‏باشد.

كشف الغمّه: ج 2، ص 347، س 19، بحار: ج 75، ص 80، ح 65.

38.  التَّوْبَةُ عَلى أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.

شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ تصمیم جدّى بر این كه دیگر مرتكب آن گناه نشود.

بحارالأنوار: ج 75، ص 81، ح 74.

39.  الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.

مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسى كه او را نصیحت نماید.

بحارالأنوار: ج 72، ص 65، ح 3، مستدرك الوسائل: ج 8، ص 329، ح 9576.

40.  یَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) وَ كَنّیهِ.

 فرمود: زمان ولادت امام عصر (علیه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است.

وسائل الشّیعه: ج 16، ص 242، ح 21466.

حدیث از امام رضا (ع)

1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نیست‌ ، مگر آن‌ که‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پیامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پیغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر کردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پریشان‌ حالى‌ است‌ .(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339) 

2. پنهان‌ کننده‌ کار نیک‌ ( پاداشش‌ ) برابر هفتاد حسنه‌ است‌ و آشکار کننده‌کار بد سرافکنده‌ است‌ ، و پنهان‌ کننده‌ کار بد آمرزیده‌ است‌ .(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 160)
 

3. از اخلاق‌ پیامبران‌ ، نظافت‌ و پاکیزگى‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
 

4. امین‌ به‌ تو خیانت‌ نکرده‌ ( و نمى‌کند ) و لیکن‌ ( تو ) خائن‌ را امین‌ تصور نمودى‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
 

5. برادر بزرگتر به‌ منزله‌ پدر است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
 

6. دوست‌ هرکس‌ عقل‌ او ، و دشمنش‌ جهل‌ اوست‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
 

7. دوستى‌ با مردم‌ ، نیمى‌ از عقل‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)

 

8. به‌ درستى‌ که‌ خداوند ، سر و صدا و تلف‌ کردن‌ مال‌ و پر خواهشى‌ را دوست‌ ندارد . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
 

9. عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نیست‌ ، مگر این‌ که‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خیر اندک‌ دیگرى‌ را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدایش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدایش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چیست‌ و چیست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چیست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز این‌ که‌ بگوید او از من‌ بهتر و پرهیزگارتر است.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
 

10. از امام‌ رضا (علیه السلام) سؤال‌ شد : سفله‌ کیست‌ ؟ فرمود : آن‌ که‌ چیزى‌ دارد که ‌از ( یاد ) خدا بازش‌ دارد.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
 

11. ایمان‌ یک‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است‌ ، و تقوا یک‌ درجه‌ بالاتر از ایمان‌است‌ ، و به‌ فرزند آدم‌ چیزى‌ بالاتر از یقین‌ داده‌ نشده‌ است‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)

 

12. اطعام‌ و میهمانى‌ کردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است‌.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
 

13. پیوند خویشاوندى‌ را برقرار کنید گرچه‌ با جرعه‌ آبى‌ باشد ، و بهترین‌ پیوند خویشاوندى‌ ، خوددارى‌ از آزار خویشاوندان‌ است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
 

14. حضرت‌ رضا (علیه السلام) همیشه‌ به‌ اصحاب‌ خود مى‌فرمود : بر شما باد به‌ اسلحه ‌پیامبران‌ ، گفته‌ شد : اسلحه‌ پیامبران‌ چیست‌ ؟ فرمود : دعا (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 214)
 

15. از نشانه‌هاى‌ دین‌ فهمى‌ ، حلم‌ و علم‌ است‌ ، و خاموشى‌ درى‌ از درهاى‌ حکمت‌است‌ . خاموشى‌ و سکوت‌ ، دوستى‌ آور و راهنماى‌ هر کار خیرى‌ است‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
 

16. زمانى‌ بر مردم‌ خواهد آمد که‌ در آن‌ عافیت‌ ده‌ جزء است‌ ، که‌ نه‌ جزء آن‌ درکناره‌گیرى‌ از مردم‌، و یک‌ جزء آن‌ در خاموشى‌ است‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
 

17. از امام‌ رضا (علیه السلام) از حقیقت‌ توکل‌ سؤال‌ شد . فرمود : این‌ که‌ جز خدا ازکسى‌ نترسى‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
 

18. به‌ راستى‌ که‌ بدترین‌ مردم‌ کسى‌ است‌ که‌ یارى‌اش‌ را ( از مردم‌ ) باز دارد وتنها بخورد و زیر دستش‌ را بزند. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472) 

 
19. بخیل‌ را آسایشى‌ نیست‌ ، و حسود را خوشى‌ و لذتى‌ نیست‌ ، و زمامدار را وفایى‌ نیست‌ ، و دروغگو را مروت‌ و مردانگى‌ نیست‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
 

20. کسى‌ دست‌ کسى‌ را نمى‌بوسد ، زیرا بوسیدن‌ دست‌ او مانند نماز خواندن‌ براى‌اوست‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)

 

21. به‌ خداوند خوشبین‌ باش‌ ، زیرا هرکه‌ به‌ خدا خوشبین‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هرکه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندک‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ کردار اندک‌ او خشنود باشد ، و هرکه‌ به‌ اندک‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبک‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنیا و دوایش‌ بینا سازد و او را از دنیا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
 

22. ایمان‌ چهار رکن‌ است‌ : توکل‌ بر خدا ، رضا به‌ قضاى‌ خدا ، تسلیم‌ به‌ امرخدا ، واگذاشتن‌ کار به‌ خدا .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
 

23. از امام‌ رضا درباره‌ بهترین‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نیکى‌کنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ کنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شکر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بینند صبر کنند ، و هرگاه‌ خشم‌ کنند . درگذرند.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
 

24. کسى‌ که‌ فقیر مسلمانى‌ را ملاقات‌ نماید و بر خلاف‌ سلام‌ کردنش‌ بر اغنیا براو سلام‌ کند ، در روز قیامت‌ در حالى‌ خدا را ملاقات‌ نماید که‌ بر او خشمگین‌ باشد . (عیون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 2 ، ص‌ 52)
 

25. از حضرت‌ امام‌ رضا (علیه السلام) درباره‌ خوشى‌ دنیا سؤال‌ شد . فرمود : وسعت‌ منزل‌و زیادى‌ دوستان‌ .(بحار الانوار ، ج‌ 76 ، ص‌ 152)
 

26. زمانى‌ که‌ حاکمان‌ دروغ‌ بگویند ، باران‌ نبارد و چون‌ زمامدار ستم‌ ورزد ،دولت‌ ، خوار گردد ، و اگر زکات‌ اموال‌ داده‌ نشود چهار پاپان‌ از بین‌ روند. (بحار الانوار ، ج‌ 73 ، ص‌ 373)
 

27. هر کس‌ اندوه‌ و مشکلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نماید ، خداوند در روز قیامت‌اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد.(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 268)

 
28. بعد از انجام‌ واجبات‌ ، کارى‌ بهتر از ایجاد خوشحالى‌ براى‌ مؤمن‌ ، نزدخداوند بزرگ‌ نیست‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
 

29. بر شما باد به‌ میانه‌روى‌ در فقر و ثروت‌ ، و نیکى‌ کردن‌ چه‌ کم‌ و چه‌ زیاد ،زیرا خداوند متعال‌ در روز قیامت‌ یک‌ نصفه‌ خرما را چنان‌ بزرگ‌ نماید که‌ مانند کوه‌ احد باشد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
 

30. به‌ دیدن‌ یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست‌ داشته‌ باشید و دست‌ یکدیگر رابفشارید و به‌ هم‌ خشم‌ نگیرید.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347) 

 
31. بر شما باد راز پوشى‌ در کارهاتان‌ در امور دین‌ و دنیا . روایت‌ شده‌ که‌" افشاگرى‌ کفر است‌ " و روایت‌ شده‌ " کسى‌ که‌ افشاى‌ اسرار مى‌کند با قاتل‌ شریک‌ است‌ " و روایت‌ شده‌ که‌ " هرچه‌ از دشمن‌ پنهان‌ مى‌دارى‌ ، دوست‌ تو هم‌ بر آن‌ آگاهى‌ نیابد " . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
 

32. آدمى‌ نمى‌تواند از گردابهاى‌ گرفتارى‌ با پیمان‌شکنى‌ رهایى‌ یابد ، و ازچنگال‌ عقوبت‌ رهایى‌ ندارد کسى‌ که‌ با حیله‌ به‌ ستمگرى‌ مى‌پردازد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)
 

33. با سلطان‌ و زمامدار با ترس‌ و احتیاط همراهى‌ کن‌ ، و با دوست‌ با تواضع‌ ،و با دشمن‌ با احتیاط ، و با مردم‌ با روى‌ خوش‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)
 

34. هر کس‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ کم‌ از خدا راضى‌ باشد ، خداوند از عمل‌ کم‌ او راضى‌باشد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)

 

35. عقل‌ ، عطیه‌ و بخششى‌ است‌ از جانب‌ خدا ، و ادب‌ داشتن‌ ، تحمل‌ یک‌ مشقت‌است‌ ، و هر کس‌ با زحمت‌ ادب‌ را نگهدارد ، قادر بر آن‌ مى‌شود ، اما هر که‌ به‌ زحمت‌ بخواهد عقل‌ را به‌ دست‌ آورد جز بر جهل‌ او افزوده‌ نمى‌شود.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 342)
 

36. به‌ راستى‌ کسى‌ که‌ در پى‌ افزایش‌ رزق‌ و روزى‌ است‌ تا با آن‌ خانواده‌ خود را اداره‌ کند ، پاداشش‌ از مجاهد در راه‌ خدا بیشتر است‌.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 339) 

 
37. پنج‌ چیز است‌ که‌ در هر کس‌ نباشد امید چیزى‌ از دنیا و آخرت‌ به‌ او نداشته‌ باش‌ : کسى‌ که‌ در نهادش‌ اعتماد نبینى‌ ، و کسى‌ که‌ در سرشتش‌ کرم‌ نیابى‌ ، و کسى‌ که‌ در خلق‌ و خوى‌اش‌ استوارى‌ نبینى‌ ، و کسى‌ که‌ در نفسش‌ نجابت‌ نیابى‌ ، و) کسى‌ که‌ از خدایش‌ ترسناک‌ نباشد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
 

38. هرگز دو گروه‌ با هم‌ روبه‌رو نمى‌شوند ، مگر این‌که‌ نصرت‌ و پیروزى‌ با گروهى‌است‌ که‌ عفو و بخشش‌ بیشترى‌ داشته‌ باشد.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
 

39. مبادا اعمال‌ نیک‌ و تلاش‌ در عبادت‌ را به‌ اتکاى‌ دوستى‌ آل‌ محمد (علیه السلام) رهاکنید ، و مبادا دوستى‌ آل‌ محمد (علیه السلام) و تسلیم‌ براى‌ آنان‌ را به‌ اتکاى‌ عبادت‌ از دست‌ بدهید ، زیرا هیچ‌ کدام‌ از این‌دو به‌ تنهایى‌ پذیرفته‌ نمى‌شود. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
 

40. عبادت‌ پر روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نیست‌ ، و همانا عبادت‌ پر اندیشه‌کردن‌ در امر خداست‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

 
41. کسى‌ که‌ نعمت‌ دارد باید که‌ بر عیالش‌ در هزینه‌ وسعت‌ بخشد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466) 

 
42. هرچه‌ زیادى‌ است‌ نیاز به‌ سخن‌ زیادى‌ هم‌ دارد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
 

43. کمک‌ تو به‌ ناتوان‌ بهتر از صدقه‌ دادن‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
 

44. به‌ آن‌ حضرت‌ گفته‌ شد : چگونه‌ صبح‌ کردى‌ ؟ فرمود : با عمر کاسته‌ ، و کردارثبت‌ شده‌ ، و مرگ‌ بر گردن‌ ما و دوزخ‌ دنبال‌ ما است‌ ، و ندانیم‌ با ما چه‌ شود. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
 

45. سخاوتمند از طعام‌ مردم‌ بخورد تا از طعامش‌ بخورند ، و بخیل‌ از طعام‌ مردم‌نخورد تا از طعامش‌ نخورند. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
 

46. ما خاندانى‌ باشیم‌ که‌ وعده‌ خود را وام‌ دانیم‌ چنانچه‌ رسول‌ خدا ( ص‌ )کرد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
 

47. هیچ‌ بنده‌ به‌ حقیقت‌ کمال‌ ایمان‌ نرسد تا سه‌ خصلتش‌ باشد : بینایى‌ در دین‌ ، و اندازه‌دارى‌ در معیشت‌ ، و صبر بر بلاها.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 471)
 

48. به‌ ابى‌ هاشم‌ داود بن‌ قاسم‌ جعفرى‌ فرمود : اى‌ داود ما را بر شما به‌ خاطر رسول‌ خدا ( ص‌ ) حقى‌ است‌ ، و شما را هم‌ بر ما حقى‌ است‌ ، هر که‌ حق‌ ما را شناخت‌ رعایت‌ او باید ، و هر که‌ حق‌ ما را نشناخت‌ حقى‌ ندارد . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 471)
 

49. با نعمتها خوش‌ همسایه‌ باشید ، که‌ گریز پایند ، و از مردمى‌ دور نشوند که‌ باز آیند.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
 

50. ابن‌ سکیت‌ به‌ آن‌ حضرت‌ گفت‌ : امروزه‌ حجت‌ بر مردم‌ چیست‌ ؟ در پاسخ‌فرمود : همان‌ عقل‌ است‌ که‌ به‌ وسیله‌ آن‌ شناخته‌ مى‌شود آن‌ که‌ راستگو است‌ از طرف‌ خدا و از او باور مى‌کند ، و آن‌ که‌ دروغگو است‌ و او را دروغ‌ مى‌شمارد ، ابن‌ سکیت‌ گفت‌ : به‌ خدا این‌ است‌ پاسخ‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
 

51. هرکس‌ آفریدگار را به‌ آفریده‌هایش‌ تشبیه‌ کند ، مشرک‌ است‌ و هرکس‌ به‌خداوند چیزى‌ نسبت‌ دهد که‌ خدا خود از آن‌ نهى‌ کرده‌ است‌ کافر است‌ .(وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 18 ، ص‌ 557) 

 
52. ایمان‌ انجام‌ واجبات‌ و دورى‌ از محرمات‌ است‌ ، ایمان‌ عقیده‌ به‌ دل‌ واقرار به‌ زبان‌ و کردار با اعضاء تن‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 444)

 

53. ریان‌ از امام‌ رضا علیه‌ السلام‌ پرسید : نظرتان‌ راجع‌ به‌ قرآن‌ چیست‌ ؟ امام‌فرمود : قرآن‌ سخن‌ خداست‌ ، فقط از قرآن‌ هدایت‌ بجویید و سراغ‌ چیز دیگر نروید که‌ گمراه‌ مى‌شوید . (بحار الانوار ، ج‌ 92 ، ص‌ 117)
 

54. امام‌ رضا (علیه السلام) در ضمن‌ تجلیل‌ از قرآن‌ و اعجاز آن‌ فرمودند : قرآن‌ ریسمان‌محکم‌ و بهترین‌ راه‌ به‌ بهشت‌ است‌ ، قرآن‌ انسان‌ را از دوزخ‌ نجات‌ مى‌دهد ، قرآن‌ به‌ مرور زمان‌ کهنه‌ نمى‌شود ، سخنى‌ همیشه‌ تازه‌ است‌ زیرا براى‌ زمان‌ خاصى‌ تنظیم‌ نشده‌ است‌ ، قرآن‌ راهنماى‌ همه‌ انسانها و حجت‌ بر آنهاست‌ ، هیچ‌ اشکال‌ و ایرادى‌ به‌ قرآن‌ راه‌ پیدا نمى‌کند ، قرآن‌ از جانب‌ خداوند حکیم‌ فرود آمده‌ است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 92 ، ص‌ 14)
 

55. سلیمان‌ جعفرى‌ از امام‌ رضا (علیه السلام) پرسید : نظرتان‌ درباره‌ کار کردن‌ براى‌دولت‌ چیست‌ ؟ امام‌ فرمود : اى‌ سلیمان‌ هرگونه‌ همکارى‌ با حکومت‌ ( ظ‌الم‌ و غاصب‌ )به‌ منزله‌ کفر به‌ خداست‌ . نگاه‌ کردن‌ به‌ چنین‌ دولتمردانى‌ گناه‌ کبیره‌ است‌ و آدمى‌ را مستحق‌ دوزخ‌ مى‌نماید . (بحار الانوار ، ج‌ 75 ، ص‌ 374)
 

56. عبدالسلام‌ هروى‌ مى‌گوید : از امام‌ رضا (علیه السلام) شنیدم‌ مى‌فرمود : خدا رحمت‌کند کسى‌ را که‌ آرمان‌ ما را زنده‌ کند . گفتم‌ : چگونه‌ این‌ کار را بکند ؟ فرمود : آموزشهاى‌ ما را یاد بگیرد و به‌ مردم‌ بیاموزد .(وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 18 ، ص‌ 102)
 

57. هرکس‌ از خود حساب‌ بکشد سود مى‌برد و هرکس‌ از خود غافل‌ شود زیان‌مى‌بیند ، و هرکس‌ ( از آینده‌اش‌ ) بیم‌ داشته‌ باشد به‌ ایمنى‌ دست‌ مى‌یابد ، و هرکس‌ از حوادث‌ دنیا عبرت‌ بگیرد بینش‌ پیدا مى‌کند ، و هرکس‌ بینش‌ پیدا کند مسائل‌ را مى‌فهمد و هرکس‌ مسائل‌ را بفهمد عالم‌ است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
 

58. عجب‌ درجاتى‌ دارد : یکى‌ این‌ که‌ کردار بد بنده‌ در نظرش‌ خوش‌ جلوه‌ کند وآن‌ را خوب‌ بداند و پندارد کار خوبى‌ کرده‌ . یکى‌ این‌ که‌ بنده‌اى‌ به‌ خدا ایمان‌ آورد و منت‌ بر خدا نهد با این‌ که‌ خدا را به‌ او منت‌ است‌ در این‌ باره‌.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 468) 

 

59. اگر بهشت‌ و جهنمى‌ هم‌ در کار نبود باز لازم‌ بود به‌ خاطر لطف‌ و احسان‌خداوند مردم‌ مظ‌یع‌ او باشند و نافرمانى‌ نکنند .(بحار الانوار ، ج‌ 71 ، ص‌ 174)
 

60. خداوند سه‌ چیز را به‌ سه‌ چیز دیگر مربوط کرده‌ است‌ و به‌ طور جداگانه‌نمى‌پذیرد . نماز را با زکات‌ ذکر کرده‌ است‌ ، هرکس‌ نماز بخواند و زکات‌ ندهد نمازش‌ پذیرفته‌ نیست‌ . نیز شکر خود و شکر از والدین‌ را با هم‌ ذکر کرده‌ است‌ . از این‌ رو هرکس‌ از والدین‌ خود قدردانى‌ نکند از خدا قدردانى‌ نکرده‌ است‌ . نیز در قرآن‌ سفارش‌ به‌ تقوا و سفارش‌ به‌ ارحام‌ در کنار هم‌ آمده‌ است‌ . بنابراین‌ اگر کسى‌ به‌ خویشاوندانش‌ رسیدگى‌ و احسان‌ ننماید ، با تقوا محسوب‌ نمى‌شود .(عیون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)
 

61. از حرص‌ و حسادت‌ بپرهیز که‌ این‌ دو ، امتهاى‌ گذشته‌ را نابود کرد ، وبخیل‌ نباش‌ که‌ هیچ‌ مؤمن‌ و آزاده‌اى‌ به‌ آفت‌ بخل‌ مبتلا نمى‌شود . بخل‌ مغایر با ایمان‌ است‌ .(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
 

62. احسان‌ و اطعام‌ به‌ مردم‌ ، و دادرسى‌ از ستمدیده‌ ، و رسیدگى‌ به‌ حاجتمندان‌از بالاترین‌ صفات‌ پسندیده‌ است‌.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)

 
63. با مشروب‌ خوار همنشینى‌ و سلام‌ و علیک‌ نکن‌. (بحار الانوار ، ج‌ 66 ، ص‌ 491)
 

64. صدقه‌ بده‌ هرچند کم‌ باشد ، زیرا هر کار کوچکى‌ که‌ صادقانه‌ براى‌ خدا انجام‌شود بزرگ‌ است‌. (وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 87) 

 
65. توبه‌ کار به‌ منزله‌ کسى‌ است‌ که‌ گناهى‌ نکرده‌ است‌. (بحار الانوار ، ج‌ 6 ، ص‌ 21) 

 
66. بهترین‌ مال‌ آن‌ است‌ که‌ صرف‌ حفظ آبرو شود. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
 

67. بهترین‌ تعقل‌ خودشناسى‌ است‌ .(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352) 

 
68. راستى‌ امامت‌ زمام‌ دین‌ و نظام‌ مسلمین‌ و صلاح‌ دنیا و عزت‌ مؤمنان‌ است‌ ،امام‌ بنیاد اسلام‌ نامى‌ ( افزون‌ شو ) و فرع‌ برازنده‌ آن‌ است‌ ، بوسیله‌ امام‌ نماز و زکات‌ و روزه‌ و حج‌ و جهاد درست‌ مى‌شوند و خراج‌ و صدقات‌ فراوان‌ مى‌گردند و حدود و احکام‌ اجراء مى‌شوند و مرز و نواحى‌ محفوظ‌ مى‌ماند . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 462)
 

69. به‌ خدا خوش‌ گمان‌ باشید ، زیرا خداى‌ عزوجل‌ مى‌فرماید : من‌ نزد گمان‌ بنده‌ مؤمن‌ خویشم‌ ، اگر گمان‌ او خوب‌ است‌ ، رفتار من‌ خوب‌ و اگر بد است‌ ، رفتار من‌ هم‌ بد باشد . (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 116) 

 

70. مرد عابد نباشد ، جز آن‌ که‌ خویشتن‌ دار باشد ، و چون‌ مردى‌ که‌ در بنى‌اسرائیل‌ خود را به‌ عبادت‌ وامى‌داشت‌ ، تا پیش‌ از آن‌ ده‌ سال‌ خاموشى‌ نمى‌گزید ، عابد محسوب‌ نمى‌شد. (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 172)

 

71. تواضع‌ این‌ است‌ که‌ به‌ مردم‌ دهى‌ آنچه‌ را مى‌خواهى‌ به‌ تو دهند .(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 189)
 

72. عیسى‌ بن‌ مریم‌ صلوات‌ الله‌ علیه‌ به‌ حواریین‌ گفت‌ : اى‌ بنى‌ اسرائیل‌ ! برآنچه‌ از دنیا از دست‌ شما رفت‌ افسوس‌ مخورید ، چنانکه‌ اهل‌ دنیا چون‌ به‌ دنیاى‌ خود رسند ، بر دین‌ از دست‌ داده‌ خود افسوس‌ نخورند . (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 205)
 

73. کسى‌ که‌ جز به‌ روزى‌ زیاد قناعت‌ نکند ، جز عمل‌ بسیار بسش‌ نباشد ، و هرکه‌روزى‌ اندک‌ کفایتش‌ کند ، عمل‌ کند هم‌ کافیش‌ باشد. (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 207)
 

74. گاهى‌ ، مردى‌ که‌ سه‌ سال‌ از عمرش‌ باقى‌ مانده‌ صله‌ رحم‌ مى‌کند و خدا عمرش‌را 30 سال‌ قرار مى‌دهد و خدا هرچه‌ خواهد مى‌کند. (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 221)
 

75. معمر بن‌ خلاد گوید : به‌ امام‌ رضا (علیه السلام) عرض‌ کردم‌ : هرگاه‌ پدر و مادرم‌مذهب‌ حق‌ را نشناسند دعایشان‌ کنم‌ ؟ فرمود : براى‌ آنها دعا کن‌ و از جانب‌ آنها صدقه‌ بده‌ ، و اگر زنده‌ باشند و مذهب‌ حق‌ را نشناسند با آنها مدارا کن‌ ، زیرا رسول‌ خدا ( ص‌ ) فرمود : خدا مرا به‌ رحمت‌ فرستاده‌ نه‌ به‌ بى‌مهرى‌ و نافرمانى‌. (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 232)

 
76. هرکس‌ به‌ مؤمنى‌ گشایشى‌ دهد ، خدا روز قیامت‌ دلش‌ را گشایش‌ دهد . (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 286) 

 

77. خداى‌ عزوجل‌ به‌ یکى‌ از پیغمبران‌ وحى‌ فرمود که‌ : هرگاه‌ اطاعت‌ شوم‌ راضى‌گردم‌ و چون‌ راضى‌ شوم‌ برکت‌ دهم‌ و برکت‌ من‌ بى‌پایان‌ است‌ ، هرگاه‌ نافرمانى‌ شوم‌ خشم‌ گیرم‌ و چون‌ خشم‌ گیرم‌ لعنت‌ کنم‌ و لعنت‌ من‌ تا هفت‌ پشت‌ برسد . (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 377)
 

78. هرگاه‌ مردم‌ به‌ گناهان‌ بى‌سابقه‌ روى‌ آورند به‌ بلاهاى‌ بى‌سابقه‌ گرفتارمى‌شوند . (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 377)
 

79. مردم‌ از کسى‌ که‌ با صراحت‌ و صادقانه‌ با آنها رفتار کند خوششان‌ نمى‌آید. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
 

80. عده‌اى‌ به‌ دنبال‌ ثروت‌ هستند ولى‌ به‌ آن‌ نمى‌رسند و عده‌اى‌ به‌ آن‌ رسیده‌اند ولى‌ قرار نمى‌گیرند و بیشتر مى‌طلبند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)
 

81. وقتى‌ آشکارا حرف‌ حق‌ مى‌شنوید خشمگین‌ نشوید. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
 

82. حریصانه‌ به‌ دنبال‌ قضاى‌ حاجت‌ حاجتمندان‌ باشید ، هیچ‌ عملى‌ بعد از واجبات‌بالاتر از شاد کردن‌ مسلمان‌ نیست‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
 

83. نادان‌ ، دوستانش‌ را به‌ زحمت‌ مى‌اندازد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
 

84. مسلمان‌ اگر شاد یا خشمگین‌ شود از مسیر حق‌ منحرف‌ نمى‌شود ، و اگر بر دشمن‌مسلط شود بیشتر از حقش‌ مطالبه‌ نمى‌کند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
 

85. فقط دو گروه‌ راه‌ قناعت‌ پیش‌ مى‌گیرند : عبادت‌ کنندگانى‌ که‌ در پى‌ پاداش‌آخرتند یا بزرگ‌ منشانى‌ که‌ تحمل‌ درخواست‌ از مردمان‌ پست‌ را ندارند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
 

86. مرگ‌ ، آفت‌ آمال‌ و آرزوهاست‌ ، و لطف‌ و احسان‌ به‌ مردم‌ تا ابد براى‌انسان‌ باقى‌ مى‌ماند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)

 
87. عاقل‌ ، احسان‌ به‌ مردم‌ را غنیمت‌ مى‌شمارد ، و شخص‌ توانا باید فرصت‌ راغنیمت‌ شمارد و الا موقعیت‌ از دست‌ مى‌رود. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357) 

 
88. خسیس‌ بودن‌ آبروى‌ انسان‌ را از بین‌ مى‌برد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
 

89. قلب‌ انسان‌ حالت‌ خستگى‌ و نشاط دارد ، وقتى‌ در حال‌ نشاط است‌ مسائل‌ راخوب‌ مى‌فهمد و وقتى‌ خسته‌ است‌ کند ذهن‌ مى‌شود ، بنابراین‌ وقتى‌ نشاط دارد آنرا به‌ کار بگیرید و وقتى‌ خسته‌ است‌ آن‌ را به‌ حال‌ خود بگذارید.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357) 

 
90. هر هدفى‌ را از راه‌ آن‌ تعقیب‌ کنید . هرکس‌ اهدافش‌ را از راه‌ طبیعى‌تعقیب‌ کند به‌ لغزش‌ دچار نمى‌شود و بر فرض‌ که‌ بلغزد چاره‌جویى‌ برایش‌ ممکن‌ است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356) 

 
91. بهترین‌ مال‌ آن‌ است‌ که‌ خرج‌ آبرو و حیثیت‌ انسان‌ شود .(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 355)
 

92. خود را با کار مداوم‌ خسته‌ نکنید و براى‌ خود تفریح‌ و تنوع‌ قرار دهید ولى‌از کارى‌ که‌ در آن‌ اسراف‌ باشد یا شما را در اجتماع‌ سبک‌ کند پرهیز کنید . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
 

93. تواضع‌ و فروتنى‌ مراتبى‌ دارد ، مرتبه‌اى‌ از آن‌ این‌ است‌ که‌ انسان‌ موقعیت‌خود را بشناسد و بیش‌ از آنچه‌ شایستگى‌ آن‌ را دارد از کسى‌ متوقع‌ نباشد و با مردم‌ به‌ گونه‌اى‌ معاشرت‌ و رفتار نماید که‌ دوست‌ دارد با او آنگونه‌ رفتار شود و اگر کسى‌ به‌ او بدى‌ نمود در مقابل‌ خوبى‌ کند ، خشم‌ خود را فرو خورد و گذشت‌ پیشه‌ کند و اهل‌ احسان‌ و نیکى‌ باشد . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 355) 

 

94. باید لطف‌ و احسان‌ قابل‌ اعتنا باشد . نباید چیز کم‌ ارزشى‌ را صدقه‌ دهیم‌ . ( در زمانى‌ که‌ عموم‌ مردم‌ تمکن‌ نسبى‌ دارند نباید به‌ خرما دادن‌ بسنده‌ کرد . ) (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 354) 

  

95. کسى‌ که‌ محاسن‌ و امتیازات‌ زیادى‌ داشته‌ باشد مردم‌ از او تعریف‌ مى‌کنند ،و به‌ تعریف‌ خود نیاز پیدا نمى‌کند.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)

 

96. هرکس‌ به‌ راهنمایى‌ تو اعتنایى‌ نکرد نگران‌ مباش‌ حوادث‌ روزگار او را ادب‌ خواهد کرد.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353) 

 
97. کسى‌ که‌ در پوشش‌ نصیحت‌ به‌ تو از دیگرى‌ بدگویى‌ مى‌کند ، به‌ عاقبت‌ بدى‌گرفتار خواهد شد.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353) 

 

98. هیچ‌ چیزى‌ زیانبارتر از خودپسندى‌ نیست‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 348) 

 
99. برنامه‌ آموزش‌ دین‌ داشته‌ باشید در غیر این‌ صورت‌ بادیه‌ نشین‌ و نادان‌محسوب‌ مى‌شوید . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346) 

 

100. از فقر اندیشه‌ مکن‌ که‌ خسیس‌ خواهى‌ شد ، و در فکر عمر دراز مباش‌ که‌ باعث‌ حرص‌ به‌ مادیات‌ است‌ .

حدیث از امام موسی کاظم (ع)

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • از واجب ترین حقوق برادرت این است که: او را به خیر وصلاحش توجه کنی و هیچ چیزی که برای امر دنیا وامر آخرتش مفید ونافع است از او پنهان نداری.

منبع : بحارالانوار٬جلد١٧.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند: ١ ـ سجاده‏اى که بر روى آن نماز خوانده شود٢ـ انگشترى که در انگشت باشد ٣ ـ مسواکى که با آن دندان‌ها را مسواک کنند ۴ ـ تسبیحى از خاک مرقد امام حسین (ع)

منبع : تهذیب الاحکام، ج 6، ص 75.

 

 

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبر مى‏داد، فرمود: چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید؛ چرا که خوردن هر خاکى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

منبع : جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص 533.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • کمترین ثوابى که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات داده مى‏شود این است که تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط این که حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

منبع : مستدرک الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص 138.

٢٩/٠٩/١٣٨٩

--------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • هرگز مومن [کامل] نخواهید بود مگر آنکه بلا (آزمایش الهی) را نعمت و رفاه را مصیبت به شمار آورید؛ چه شکیبایی بر بلا برتر است از غفلت به هنگام رفاه.

منبع :  البحار 67/237

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • ای هشام! هرکس سه چیز را بر سه چیز مسلط گرداند چنان است که در تباه کردن خرد خویش کمک کرده باشد : کسی که روشنایی اندیشه اش را با آرزوی دراز خویش تاریک گرداند٬ و تازه های حکمتش را با زیاده گویی اش از بین برد و نور عبرت و پند گیری اش را با خواهش های نفسانی اش خاموش سازد چنان است که هوس خویش را در تباه سازی خردش یاری رسانده است ٬ و هرکس خردش را تباه کند دین ودنیای خویش را تباه کرده است.

منبع : الکافی 1/71

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • مؤمن برادر حقیقی مؤمن است گرچه از یک پدر نباشند . ملعون است کسی که به برادر خود اتهام زند٬ ملعون است آن که برادرش را فریب دهد٬ ملعون است هر کس که خیرخواه برادرش نباشد٬ ملعون است کسی که از برادرش غیبت و بدگویی کند.

منبع : البحار 78/333

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • مردی از اهل قم مردم را به حق فرا می خواند٬ گروهی در صلابت بمانند پاره های آهن با او گرد می آیند که بادهای سخت آنان را نمی لرزاند و از جنگ خسته نمی شوند و ترس به خود راه نمی دهند و بر خدا توکل می کنند٬ و سر انجام نیک برای پرهیزکاران است.

منبع : البحار 60/216

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • رجب ماه بزرگی است که خداوند در آن حسنات را مضاعف می کند و گناهان را نابود می سازد٬ هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد٬ آتش به اندازه ی یکصد سال از او دور می سود.

منبع : البحار 97/37

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • هر کس که نفس خود را از خیانت به آبروی مردم باز دارد٬ خداوند در روز قیامت از لغزش و خطایش در می گذرد و هر کس غضب و خشم خود را از مردم باز دارد٬ خداوند در روز قیامت ائ را از غضب خود در امان خواهد داشت.

منبع : البحار 78/305

---------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • بی گمان پایان کارهایتان باید برآوردن نیازمندیها ی برادرانتان و احسان به آنان در حد توان باشد٬ و گرنه هیچ عملی از شما پذیرفته نیست٬ پس به برادرانتان عطوفت و مهربانی کنید تا به ما بپیوندید.

منبع : البحار75/379

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • زراعت در زمین نرم می روید وبر روی سنگ سخت نمی روید. حکمت نیز چنین است٬ در دل شخص فروتن آبادان می شود و در دل متکبر سرکش آبادان نمی شود؛ زیرا خداوند فروتنی را ابزار خرد قرار داده است.

منبع : البحار 78/312

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • علی (ع) به کارگزاران خود می نوشت : مسلمانان را به بیگاری نگیرید که آنان را خوار می سازید. اگر کسی غیر از سهم مقرر خود چیزی از شما مطالبه کند تجاوز کرده است. آن حضرت درباره ی کشاورزان سفارش [به نیک رفتاری] می کرد.

منبع : مستدرک الوسائل 13/472

---------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

  • [امام کاظم (ع) در پاسخ پرسش علی بن سوید از زندان فرمود:] ای علی! امّا اینکه نوشته ای معیارهای دینت را از که بگیری؛ معیار های دینت را هرگز از غیر شیعیان ما نگیر؛که اگر از شیعیان ما قراتر روی بی گمان دین خود را از خیانتکاران گرفته ای.

منبع : وسائل الشیعهة 18/109

------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

آغاز خلقت دنیا

  • حضرت موسی بن جعفر (ع) فرموده : از ما نیست و به ما بستگی روحانی ندارد آنکس که دنیای خود را برای دینش یا دین خود را برای دنیای خویش ترک گوید.

منبع : بحار جلد 17، ص208

------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

آئین استوار

  • حضرت موسی بن جعفر (ع) فرموده :از ما نیست و با ما بستگی روحانی ندارد آنکس که دنیای خود را برای دینش یا دین خود را برای دنیای خویش ترک گوید.

منبع : بحار ،جلد 17، ص 208

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام موسی بن جعفر (ع):

تفقه در دین

  • حضرت موسی بن جعفر (ع) فرموده :اگر یکی از جوانان شیعه را بیابم که تفقه نمی کند و درصدد دین شناسی نیست او را بیست تازیانه خواهم زد.

منبع : بحار ،جلد 17،ص208

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

حدیث از امام صادق (ع)

امام صادق (ع) : هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هیچ بنده‏اى که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى‏رود.

( بحارالأنوار، ج 93، ص 321، ح 31 )

 

امام صادق (ع) : عمل اندک و بادوام که بر پایه ی یقین باشد در نزد خداوند از عمل زیاد که بدون یقین باشد برتر است.

(جهاد با نفس، ح 74)

 

امام صادق (ع) : به راستی که خداوند بنده ای که بوسیله گناه آزموده شده و آزمایش شده، سپس توبه نموده است را دوست می دارد و بنده ای که اصلاً به گِرد گناه نگشته از بنده ای که گناه کرده و توبه نموده برتر است.

(جهاد با نفس، ح 817)

 

امام صادق (ع) : کسی که از روی اخلاص (لا اله الا الله) گوید به بهشت داخل شود و اخلاص او این است که گفتن(لا اله الا الله) او را از ارتکاب آنچه که خداوند بر او حرام نموده باز دارد.

(جهاد با نفس، ح 230)

 

امام صادق (ع) : عوامل رستگاری : اطعام کردن ، آشکارا سلام کردن ، نمازشب خواندن در حالی که مردم آرمیده اند.

(محاسن البرقی ، ص 387)

 

امام صادق (ع) : کسی که ظالمی را بر علیه مظلومی یاری کند پیوسته خداوند از او خشمگین است تا اینکه دست از یاری او بردارد.

(جهاد با نفس، ح 752 )

 

امام صادق (ع) : کسی که عاقل باشد دین دارد و کسی که دین دارد وارد بهشت خواهد شد.

 

(جهاد با نفس، ح 83)

 

امام صادق (ع) : به راستى که دل در درون سینه بى قرار است و به دنبال حق مى ‏گردد و چون به آن رسید، آرام و قرار مى ‏گیرد.

(کافى، ج 2، ص 421)

 

امام صادق (ع) : همانا دشنام دادن و هرزه گویی و زبان درازی ناشی از نفاق و دورویی است.

(جهاد بانفس، ح667 و ص 284)

 

امام صادق (ع) : همانا آزار رساندن به پدر و مادر و نا امیدی از رحمت خداوند و ایمنی از مکر خداوند از گناهان کبیره است.

(جهاد با نفس، ح 424)

 

امام صادق (ع) : کسی که نافرمانی خدا را کند، خداوند را دوست نمی دارد.

(جهاد با نفس، ح 386  )

 

امام صادق (ع) : مومن بردباری است که بردباری اش از روی نادانی نیست و اگر با او از روی نادانی و حماقت رفتار شود او بردباری به خرج می دهد و به کسی ستم نمی کند و اگر به او ستمی شد می بخشاید و بخل نمی ورزد و اگر به او بخل ورزیده شد صبر پیشه می کند.

(جهاد با نفس، ح 36  )

امام صادق (ع) : هر که خدا را بشناسد ترس او در دلش می افتد و هر که از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا طلبی باز می ماند.

(جهاد با نفس ، ح 117)

 

امام صادق (ع) : صدقه‏ اى که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه‏ شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.

(کافى، ج 2، ص 209، ح 1)

 

امام صادق (ع) : به راستى که مؤمن با برادر مؤمنش آرامش پیدا مى ‏کند، چنان که تشنه، با آب خنک آرامش مى ‏یابد.

 

(کافى، ج 2، ص 247)

 

امام صادق (ع) : نزدیکترین حالات بنده به پروردگار حالت سجده است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

 

امام صادق (ع) : براستی که خداوند عزوجل رحم می نماید مرد را، به سبب شدت محبت او به فرزندش.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

 

امام صادق (ع) : آنگاه كه روزه مى ‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند.

(یعنى از گناهان پرهیز كند.)

(الكافى ج 4 ص 87)

 

امام صادق (ع) : سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زكات و ولایت كه هیچ یك از آنها بدون دیگرى درست نمی شود .

(كافى جلد2، ص 18)

 

امام صادق (ع) : تكمیل روزه به پرداخت زكاة یعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پیامبر (ص) كمال نماز است.

(وسائل الشیعه، ج 6 ص 221)

 

امام صادق (ع) : رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب

و بدن است.

(تحف العقول، ص 358)

 

امام صادق (ع) : هر كه خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر که از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز می ماند.

(جهاد النفس، ص 83)

 

امام صادق (ع) : محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، كسـى است كه عیبهایـم را به من اهدا كنـد.

 

(تحف العقول،ص366)

 

 

امام صادق (ع) : هركس نماز را سبك بشمارد ، بشفاعت ما دست نخواهد یافت.

(فروع كافی،ج3،ص270)

 

امام صادق (ع) : عمل اندك و بادوام كه بر پایه یقین باشد ، در نزد خداوند از عمل زیاد كه بدون یقین باشد برتر است.

(جهاد النفس،‌ص62)

حدیث از امام محمد باقر (ع)

امام باقر(ع) : از رسول اکرم (ص) حدیث کرده است که فرمود : صبح کن و روزت را بگذران که یاعالم باشی یا علم آموز و بپرهیز از اینکه عمرت در لذائذ غفلت زا و کامجوئی های زیان بخش سپری گردد.  الحدیث جلد1 صفحه 54

 امام باقر(ع) : طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذت آمیخته شده است ، جز آنکه در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوی و حیاء و تنزه مهار کرده اند. موقعیکه نفس متجاوزت ، تو رابه گناه می خواند به آسمان با عظمت و کیهان حیرت زا نگاه کن و از خداوند بزرگی که جهان را آفریده و بر آن حکومت می کند بترس و از گناه خودداری کن ، اگر از خداوند توانا خوف نداری به زمین نظر افکن شاید از حکومت بشری و افکار عمومی شرم کنی و مرتکب معصیت نشوی ، اگر جرات و جسارتت به جایی رسیده که نه از حکومت الهی میترسی و نه از مردم زمین شرم داری خود را از صف انسانها خارج بدان و درعدد بهائم و حیوانات به حساب آور.  الحدیث جلد 1 صفحه 71

امام باقر (ع ) : از اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز ، کسی که با گناهکار شریک شود راه ناپاکی را از وی یاد می گیرد ، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع می شود ، کسی که در جایگاههای و مکانهای بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد ، کسی که با رفیق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمی ماند ، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت. الحدیث جلد 3 صفحه 98

حضرت باقر (ع) : خداوند از مردم خواستار دو فضيلت است: 1- به نعمت‌ها اقرار كنند تا بر آن بيفزايد، 2- به گناهان اعتراف نمايند تا آنها را ببخشد. الحديث جلد 2  صفحه 182

 امام باقر (ع) : هر بنده‌اي از بندگان خدا روش گمراه‌كننده‌اي را بين مردم بنيان نهد، براي او گناهي همانند گناه كساني است كه مرتكب آن عمل شده‌اند، بدون آن كه از گناه عاملين آن كاسته شود. الحديث جلد 2  صفحه 155

 امام باقر (ع) : از اندرزهاي لقمان حكيم به فرزندش اين بود كه فرزند عزيز، كسي كه با گناهكار شريك شود راه ناپاكي را از وي ياد مي‌گيرد، كسي كه مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع مي‌شود، كسي كه در جايگاه‌هاي بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد، كسي كه با رفيق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمي‌ماند، كسي كه مالك زبان خود نباشد سرانجام پشيمان خواهد گشت. الحديث جلد 2  صفحه 131

امام باقر (ع) : دنيا بازاري از بازارها است. گروهي از اين بازار خارج مي‌شوند، كالاي نافع و سودبخش مي‌برند و بعضي با متاع مضر و زيان‌بار از اين بازار بيرون مي‌روند. الحديث جلد 2  صفحه 39

  امام باقر (ع) : در دل هیچ انسانی کبر(تکبر) وارد نمی شود مگر آنکه عقلش به همان اندازه ناقص می شود ، خواه کم باشد یا زیاد . الحدیث جلد 2 صفحه 319

 امام باقر (ع) به جابر جعفی فرمود : ای جابر آگاه باش ، زمانی از دوستان ما به حساب می آیی که اگر تمام اهل یک شهر بگویند که تو مرد بدی هستی (یا انتقادت گویند ) سخن آنان غمگین و متاثرت نکند ، و اگر همه آنان گفتند تو مرد شایسته و خوبی هستی مسرور و خوشحالت ننماید (خوشحال نشوی ) بلکه اعمال و رفتارت را به کتاب خدا عرضه کن ، اگر دیدی کردار و گفتارت مانند قرآن است و در راه قرآن قدم بر می داری حرامهایش را ترک می کنی و خواسته های آن کتاب مقدس را با علاقه و میل انجام می دهی و از کیفر هایی که در راه آن آمده خائف و ترسانی در روش خود پابرجا و شادمان باش و بدان که گفته های مردم به تو زیانی نمی رساند ( خوشحال باش که پشت سرت حرف می زنند ، زیرا گناهان تو را به حساب آنها می نویسند و ثوابهایش را به حساب تو ) ولی اگر کارها و رفتارت مخالف قرآن بود و بر خلاف کتاب خدا قدم بر می داری ، چه چیز تو را از خودت غافل و بی خبر ساخته است .الحدیث جلد 2 صفحه 386

امام محمد باقر (ع) : پدرم فرمود : چهار صفت در هرکس باشد اسلامش کامل و گناهش آمرزیده است و هنگام مرگ خدا از او راضی خواهد بود : 1.چون با مردم پیمانی بندد برای خدا به عهدش وفا کند.2.زبانش راستگو باشد.3.از کاری که نزد خدا یا در نظر مردم زشت است شرم کند.4.اخلاقش با زن و فرزندش خوش باشد.نصایح صفحه 197 الی 198

امام باقر (ع) : بخدا که در آسمان هفتاد صف از ملائکه است اگر تمام مردم روی زمین جمع شوند که یک صف از آنها را بشمارند نتوانند و آن فرشتگان همگی ولایت ما (ائمه(ع) )را معتقدند. اصول کافی جلد 2 صفحه 320

امام باقر (ع) : حکایت شخص حریص به دنیا حکایت کرم ابریشم است که هرچه بیشتر بر خود تند راه بیرون آمدنش دورتر شود تا آنکه از غصه بمیرد. اصول کافی جلد 3 صفحه 202

امام باقر (ع) : چون دو مومن بهم بر خورند و مصافحه کنند خدا به آنها رو کند و گناهان از چهره آنها بریزد تا از یکدیگر جدا شوند. اصول کافی جلد 3 صفحه 264

 امام باقر (ع) : از وعده های حتمی خدا قیام قائم ما است . هرکس در این گفتار شک و تردید به خود راه دهد خدا را به حال کفر و انکار ملاقات میکند.   کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 140

فضیل گوید از حضرت امام باقر (ع) پرسیدم : آیا برای ظهور امام زمان (عج) وقتی تعیین شده است ؟ امام سه بار فرمودند : آنان که برای ظهور امام زمان تعیین وقت میکنند دروغ می گویند.  کتاب بحارالانوار جلد 52 صفحه 103

امام باقر (ع) : به خدا که محبوبترین اصحابم نزد من پرهیزکارتر و فقیه تر و حدیث نهان دارتر آنها است و بدترین و مبغوضترین اصحابم نزد من کسی است که هرگاه حدیثی را شنود که بما نسبت دهند و از ما روایت کنند آنرا نپذیرد و بدش آید و انکار ورزد و هرکه را به آن معتقد باشد تکفیر کند در صورتیکه که او نمی داند شاید آن حدیث از ما صادر شده و به ما منسوب باشد و او به سبب انکارش از ولایت ما خارج شود.   اصول کافی جلد 3 صفحه 317

امام باقر (ع) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125

امام باقر (ع) : خوشا به حال کسی که محضر مهدی (عج) را درک کند و در خدمت او باشد.    کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 137

امام باقر (ع) : دعایی که بیشتر امید استجابت آن میرود و زودتر به اجابت می رسد دعا برای برادر دینی است در پشت سر او ( در غیاب او ) اصول کافی جلد 4 صفحه 269

امام باقر (ع) : خوشا به حال کسی که محضر مهدی (عج) را درک کند و در خدمت او باشد.    کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 137

امام باقر (ع) : چیزی دل را بیشتر از گناه فاسد نکند دل که آلوده به گناه شد مغلوب آن گردد تا وارونه شود.  امالی شیخ صدوق مجلس شصت و دوم صفحه 397

امام باقر (ع) : خدای عزوجل برای بدی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است. اصول کافی جلد 4 صفحه 35   شرح : اگر همه بدیها را در یک جا جمع کنید (مانند اتاق) کلید آن شراب است یعنی اگر شراب بخوری همه گناهان را انجام می دهی دروغ بدتر از شراب است.

امام محمد باقر (ع) : موسیقی از جمله گناهانی است که خدا بر آن وعده آتش داده و بعد ایشان آیه زیر را خواند(سوره لقمان آیه 6 ) بعضی از مردمان کسانی هستند که می خرند سخن لهو و باطل و غافل کننده از خدا را تا گمراه سازند مردم را از راه خدا و استهزاء می کنند به راه خدا و دین حق . برای آن گروه مهیا شده است عذابی خوار کننده. عین الحیوة صفحه 228

امام محمد باقر (ع) : شخصی از امام (ع) راجب موسیقی سوال پرسید : حضرت فرمودند اگر حق و باطل جدا از هم باشند و مشخص شده باشد موسیقی در کدام طرف خواهد بود : آنشخص گفت در طرف باطل و نادرست . امام (ع) فرمودند : درست گفتی. عین الحیوة صفحه 229

امام باقر (ع) : ای جابر زکات روزی انسان را زیاد میکند.  بحارالانوار جلد 78 صفحه 183

امام باقر (ع) : دروغ گفتن باعث خرابی ایمان است. ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 236

حضرت باقر (ع) : امام باقر (ع) فرمود : که پدرم حضرت سجاد (ع) به فرزندان خود می فرمود : بپرهیزید از دروغ گفتن چه در امر کوچک چه در امر بزرگ خواه جدی و خواه به شوخی زیرا کسی که دروغ کوچک می گوید بر گفتن دروغ بزرگ جرات پیدا می کند مگر نمی دانید که حضرت رسول (ص) می فرمود : پیوسته بنده راست می گوید تا خدا او را راستگو می نویسد و بنده ای پیوسته دروغ می گوید تا خدا او را کذاب ( دروغگو ) می نویسد.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 236

امام باقر (ع) : هرچیزی بهاری دارد ، و بهار قرآن ماه رمضان است.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 70

امام باقر (ع) : از دروغ کوچک و بزرگ ، جدی و شوخی بپرهیزید ، زیرا آن کسی که در مساله ای کوچک دروغ گفت به گفتن دروغ بزرگ نیز جرات پیدا می کند ، آیا نمی دانید که رسول خدا (ص) فرمود : انسان پیوسته راست می گوید تا خدا او را صدیق و راستگو نویسد ، و پیوسته دروغ گوید تا خدا او را کذاب ( و دروغگو ) نویسد.  اصول کافی جلد 4 صفحه 35

امام باقر (ع) : دروغ ویران کننده ایمان است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 36

وليد بن عقبه هجرى گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  224

ابو حمزه گويد: شنديدم از امام باقر عليه السلام كه مى فرمود: همانا على (عليه السلام ) درى است كه خداوند (بروى مردمان ) گشود، هر كه داخل آن گردد مؤ من است ، و هر كه از آن بيرون رود كافر است . اصول كافى جلد 4 صفحه 100

حضرت باقر (عليه السلام ) فرمود: هر كه بنشيند در مجلسى كه در آن به امامى از امامان دشنام گويند و مى تواند برخيزد و نكند خداوند ذلت را در دنيا بر او بپوشاند و در آخرت او را عذاب كند، و آن چيز نيكى كه بدادن آن بر او منت نهاده (يعنى ) معرفت ما را از او بگيرد.اصول كافى جلد 4 صفحه 88

و نيز حضرت باقر عليه السلام فرمود: كه در كتاب رسولخدا يافتيم (نوشته بود): هر گاه پس از من زنا پديدار شود مرگ ناگهانى فراوان گردد، و هرگاه از پيمانه و ترازو كم شود، خداوند آنان را بقحطى و كمى (خوار و بار و ساير وسائل زندگى ) ماءخوذ دارد، و هرگاه از دادن زكاة دريغ كنند، زمين بركات خود را از زراعت و ميوه ها و معادن همه آنها (از آنان ) دريغ كند، و هرگاه در احكام بنا حق حكم كنند همكارى در ستم و عدوان كنند (و بستم همديگر دچار شوند) و چون پيمان شكنى كنند خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط كند، و چون قطع رحم كنند خداوند اموال (و ثروتها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر بمعروف و نهى از منكر نكنند و پيروى از نيكان اهل بين من ننمايند خداوند اشرار آنان را بر ايشان مسلط گرداند، پس نيكان آنها دعا كنند و مستجاب نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 81

امام باقر عليه السلام فرمود: پيوسته غم و اندوه گريبانگير مؤ من باشد تا براى او گناهى بجا نگذارند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  182

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: چه بسيار خوب است حسنات (كارهاى نيك و شايسته ) بدنبال سيئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسيار بد است سيئات در دنبال حسنات . اصول كافى جلد 4 صفحه  196

امام باقر عليه السلام فرمود: همانا خداوند بندگان خاصى دارد كه از بلا آنها را نگهدارد، پس در عافيت آنان را زنده بدارد، و در عافيت روزيشان دهد، و در عافيت بميراند و در عافيت زنده داشته ، و در عافيت در بهشت آنانرا سكونت دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه  203

حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نيست از آن اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  234

حضرت باقر عليه السلام فرمود: خداى عزوجل از ميان بندگان مؤ منش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزيها در آن تقسيم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 228

حضرت باقر عليه السلام فرمود: نه به خدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اينكه خداوند دعايش را مستجاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت باقر (ع ) فرمود: به حقيقت و راستى كه خدا مردى بيابانى را با دو كلمه كه با آنها بدرگاه خداوند دعا كرد آمرزيد (و آن دو كلمه اين بود كه ) گفت : ((اللهم ان تعذبنى فاءهل لذلك انا، و ان تغفر لى فاءهل لذلك انت )) (يعنى بار خدايا اگر مرا عذاب فرمائى پس من سزاوار آنم ، و اگر بيامرزى پس تو شايسته آنى ) پس خداوند او را آمرزيد.اصول كافى جلد 4 صفحه  371

حضرت باقر عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : اى گروه قرآن خوانان از خداى عزوجل بپرهيزيد در آنچه از كتاب خود بشما داده است زيرا كه من مسؤ لم و شما هم مسئول هستيد، من از رساندن و تبليغ رسالت مسئولم ، و شما از آنچه از قرآن و سنت من در برداريد مسئول هستيد.اصول كافى جلد 4 صفحه  408

حضرت باقر (ع ) فرمود: اى صالح (ظاهر اينست كه صالح نام ابوعديس بوده ) پيروى كن از كسيكه تو را مى گرياند و اندرزت مى دهد، و پيروى مكن از آنكه تو را بخنداند و گولت زند، و بزودى همگى بر خدا درآئيد و بدانيد. اصول كافى جلد 4 صفحه  451

امام باقر (ع ) مى فرمود: ياران خود را بزرگ شماريد و احترامشان كنيد و برخى از شما بر برخى ديگر هجوم نبريد، و بهم زيان نزنيد و بر هم حسد نورزيد و از بخل بپرهيزيد تا از بندگان با اخلاص ( و شایسته )خدا باشید. اصول كافى جلد 4 صفحه  450

حضرت باقر (ع ) مى فرمود: خداى عزوجل آنكس كه ميان جمعى شوخى و خوشمزگى كند دوستش دارد در صورتيكه فحشى نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  486

امام باقر (ع ) فرمود: هيچ بنده ئى چهل روز ايمانش را بخداى عزّوجلّ خالص نگرداند يا فرمود: هيچ بنده ئى ذكر خدا را چهل روز نيكو انجام ندهد جز آنكه خداى عزّوجلّ او را نسبت بدنيا زاهد سازد و درد و داروى دنيا را باو بنمايد، پس حكمت را دلش ثابت كند و زبانش را بآن گويا سازد سپس تلاوت فرمود: (كسانيكه گوساله پرستيدند، بزودى خشم پروردگارشان با ذلت در زندگى دنيا بآنها برسد، افترا بندانرا اينگونه جزا مى دهيم 152 سوره 7) از اينرو هيچ بدعت گزارى را نبينى ، جز اينكه ذليل است ، و هيچ افترا زننده بخدا و پيغمبر و اهل بيتش صلوات الله عليهم را نبينى جز اينكه ذليل است . اصول كافى جلد 3 صفحه27

امام باقر عليه السلام : از بلاهاى كمرشكن كه پشت انسانرا خم كند همسايه بد است ، اگر خوشرفتارى و كارى نيكى ببيند پنهان كند و اگر بدى از انسان ببيند فاش كند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  493

زراره از حضرت باقر (ع ) حديث كند كه فرمود: بگو (دعائى را كه ترجمه اش چنين است ): ((بار خدايا از تو خواهم هر خوبى را كه دانشت آن را فرا گرفته ، و به تو پناه برم از هر بدى كه دانشت آن را احاطه كرده ، بار خدايا از تو خواهم عافيت خود را در همه كارهايم ، و پناه برم به تو از خوارى و رسوائى دنيا و از عذاب آخرت )). اصول كافى جلد 4 صفحه 369

على احمسى از حضرت باقر عليه السلام حديث كند كه فرمود: به خدا سوگند از گناه نجات نيابد (و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند.
گويد: و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: در توبه پشيمانى كافى است . اصول كافى جلد 4 صفحه 157

 امام باقر (ع) : قصد مسافرت داشت پدر گرامیش حضرت سجاد (ع) در ضمن سفارشهای خود به او فرمود : فرزند عزیز از رفاقت و آمیزش با احمق بپرهیز و از او دوری کن و از بحث و مذاکره با او اجتناب نما سپس در بیان مراتب کوته بینی و نارسائی فکر احمق فرمود : اگر سخن بگوید حماقت نادانیش او را رسوا خواهد کرد اگر سکوت کند نارسائی عجزش ظاهر می گردد اگر به کاری دست بزند آنرا خراب می کند اگر رازی به وی سپرده شود افشا می نماید نه دانش خودش او را بی نیاز میکند و نه از دانش دیگران بهره مند می گردد اندرزگویی خود را اطاعت نمیکند و رفیق خود را راحت نمی گذارد مادرش مرگ او را دوست دارد تا در عزایش گریه کند و زنش آرزوی جدایی وی را در مغز می پرورد ، همسایش تمنا دارد که از منزل او دورباشد و همنشینش از ترس مجالس با او در تنهایی و سکوت به سر می برد موقعی که احمق در مجلس دیگران شرکت می کند اگر حضار محضر از او بزرگتر باشند همه آنه را عاجز می کند و اگر از وی کوچکتر باشند با رفتار و گفتار احمقانه خود آنان را گمراه می کند.              الحدیث جلد 3 صفحه 365

 امام باقر (ع) فرمودند : به حضرت سجاد (ع) گفته شد مرگ چیست؟ امام (ع) در جواب فرمود: مرگ برای افراد با ایمان مانند کندن لباس چرکین وگشودن قید و زنجیرهای سنگین است.                الحدیث جلد 3 صفحه 182

امام باقر (ع) فرموده است : از رسول اکرم (ص) سوال شد ؟ چه کسی بزرگترین حق را به آدم دارد ؟ فرمود: پدر و مادر .     الحدیث جلد 3 صفحه 339

 ابراهيم همداني مي‌گويد درباره ازدواج نامه‌اي به امام باقر (ع) نوشتم. حضرت به خط خود جواب داد كه رسول اكرم (ص) فرموده است: با كسي كه از اخلاق و دينش رضايت داريد ازدواج كنيد و خودداري شما از وصلت با او باعث فساد و فتنه بزرگ در جامعه خواهد شد. الحديث جلد 3  صفحه 392

 امام باقر (ع) : هیچ فضیلتی به قدر جهاد ارزش معنوی ندارد و هیچ جهادی مانند مجاهده در راه غلبه بر هوای نفس نیست .الحدیث جلد 3 ص 307

امام باقر (ع) فرموده است : از رسول اکرم (ص) سوال شد ؟ چه کسی بزرگترین حق را به آدم دارد ؟ فرمود : پدر و مادر . الحدیث جلد 3 صفحه 339

امام باقر (ع) : در تفسير آيه «و قولوا للناس حسنا» فرموده است: درباره مردم آنرا بگوييد كه دوست داريد مردم در حق شما بگويند.  الحديث جلد 3 صفحه 298

امام باقر (ع ) : از اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز ، کسی که با گناهکار شریک شود راه ناپاکی را از وی یاد می گیرد ، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع می شود، کسی که در جایگاه های و مکانهای بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد ، کسی که با رفیق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمی ماند ، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت. الحدیث جلد 3 صفحه 98

حدیث از امام سجاد (ع)

قالَ امام سجاد (ع):

  • آن کس که بیشتر به عیالت خود توسعه دهد بیشتر مورد خشنودی خداوند بزرگ است. 

منبع : وسائل الشیعه٬جلد١.

---------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجاد (ع):

  • تمامی خیر و سعادت را در این نکته مجتمع دیدیم٬ که انسان از آنچه در دست مردم است قطع امید کند و به آنان طمع نداشته باشد.

منبع : اصول کافی ٬ ج٢ /ص١۴٨ ٬ حدیث٣.

 

 

قالَ امام سجاد (ع):

  • زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

منبع : ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص 268.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجاد (ع):

  • بار خدایا! تو را سپاس بر تندرستی ام که پیوسته در آن به سر می برم. و تو را سپاس بر بیماریی که در بدنم پدید آورده ای؛ زیرا نمی دانم٬ ای خدای من٬ کدام یک از این دو حالت (تندرستی یا بیماری ) به سپاسگزاری تو شایسته تر و کدام یک از این دو برای ستایش تو شزاوار تر است. آیا زمان تندزستی ... یا زمان بیداری که مرا به وسیله ی آن از گناهان پاک کردی؟

منبع : الصیفه السجادیه - الدعاء 15

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجاد (ع):

  • آیه های قرآن گنجینه هستند. پس٬ هر گاه گنجینه ای را گشودی٬ شایسته است که در آن نظر افکنی.

منبع : البحار 92/216

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجاد (ع):

  • مردی نزد علی بن الحسین (ع)د آمد و مسائلی از آن پرسید ایشان جواب دادند. مرد خواست دوباره نظیر همان را سوال را بپرسد که علی بن الحسین فرمود: در انجیل نوشته است : تا زمانی که آنچه را آموخته اید به کار نبسته اید در طلب دانستن چیزهای دیگری که نمی دانید بر نیایید؛ زیرا علم هرگاهبدان عمل نشود بر صاحبش جز کفرا نیفزاید٬ و جز بر دوری او از خدا افزوده نگردد.

منبع : الکافی 1/44

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجاد (ع):

  • مجالس شایستگان٬ آدمی را به شایستگی فرا می خواند و رفتار دانشمندان٬ بر خرد می افزاید و فرمانبرداری از فرمانروایان عادل٬ کمال عزت است.

منبع : تحف العقول 283

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجاد (ع):

  • مردم زمان غیبت حضرت مهدی (ع) که به امامت او ایمان داشته باشند و ظهورش را انتظار کشند٬ بر مردم همه ی زمانها برتری دارند.

منبع : منتخب الأثر244

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجاد (ع):

  • سه خصلت است که در هر مومنی باشد٬ در پناه خدا قرار گیرد و خداوند در روز قیامت او را در سایه ی عرش خود درآورد و از وحشت آن بزرگترین روز در امانش دارد :[١]کسی که با مردم آن گونه رفتار کند که از آنان می خواهد با او چنان رفتار کنند.[٢] و مردی که هیچ دستی و پایی پیش ننهد مگر آنکه بداند در طاعت خدا پیش می نهد یا در مصیبت او.[٣] و مردی که از برادرش عیبی نگیرد تا آنکه خودش آن عیب را واگذارد.

منبع : تحف العقول 204

----------------------------------------------------------------------------------------

 

قالَ امام سجّاد (ع):

  • با خدایا!این روزی است مبارک و فرخنده٬ مسلمانان در جای جای زمینت در این روز گرد هم آمده اند٬ آن که خواهانِ [حاجت] و طالبِ [رحمت] و مشتاقِ [عنایت] و آن که ترسان [ازخشمت] می باشد همگی در پیشگاهت حضور دارند و تنها تو به نیازهایشان نظر داری [و آنها را بر می آوری].

منبع : الصحیفه السجّادیّه الدعا 48

--------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

  • با قرآن باش؛ زیرا خداوند بهشت را آفرید ... و درجات آن را به اندازه ی آیات قرآن قرار داد٬ پس هر که قرآن بخواند٬ و بالا رو٬ و هرکس از این افراد وارد بهشت شود در آنجا بلند مرتبه تر از او نخواهد بود مگر پیامبران و صدّیقان.

منبع : البحار 8/133

--------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

  • حق کودک خردسال این است که بر او رحمت آری٬ در پرورش فکری و آموزش وی بکوشی٬ از خطایش بگذری و پرده پوشی کنی٬ با او بسازی و کمکش کنی٬ لغزش های کودکانه اش را بپوشی٬ که این خود سبب توبه [و اصلاح حال] اوست . باید با کودک مدارا کرد و با او در نیفتاد که این روش٬ برای رشد کودک مناسب تر است.

منبع : تحف العقول 270

--------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

  • پروردگارا! تو در هر زمان از دین خود به وسیله ی امامی پشتیبانی کردی که او را نشانه ی راه برای بندگانت و چراغ راهنما برای سرزمینهایت قرار دادی و این پس از آن بود که ریسمان او را به ریسمان خودت پیوند زدی واو را وسیله ی رسیدن به رضوان و خشنودی ات قرار دادی.

منبع : الصحیفة السجّادیّة، الدعاء47

 

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

رشد علمی

  • از حضرت امام سجّاد (ع) درباره ی توحید سؤال شد در جواب فرمود : خدا میدانست که در آخر زمان افراد عالم و مردان دقیق و کنجکاو خواهند آمد . خداوند ((قُل هوَ الله اَحَدٌ )) و چند آیه از سوره ی حدید را تا ((وَ هُوَ علیمٌ بِذاتِ الصُّدور )) نازل فرمود.

جمله ی ((وَ ما یَنزِلُ مِنَ السَّماءِ و ما یَعرُجُ فیها)) از سوره ی حدید و جزءِ آیات پیش از ((علیمٌ بِذاتِ الصُّدور)) است که در حدیث حضرت علی بن الحسین (ع) آمده است . اینکه امام سجّاد (ع) در فهم این آیه ، به عمق دانش مردمی در آخر زمان اشاره می کند شاید ناظر به مطلبی باشد که دنیای امروز بدان متوجه شده است .

منبع : تفسیر برهان ، ص 1228

------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

امانتهای الهی

  • حضرت علی بن الحسین (ع) ضمن دعا به این مطلب اشاره نموده است : بارالها ، عمرم را ادامه بده ، مادامی که هر روزش در طاعت تو مصروف گردد. امّا اگر موقعی فرا رسد که عمرم چراگاه شیطان باشد ،جانم را بگیر و به حیاتم پایان بخش پیش از آنکه بغض تو متوجه من شود یل خشمت درباره ام استقرار یابد.

منبع : صحیفه ی سجّادیه ،دعای 20(مکارم الاخلاق)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

عجز انسان

  • امام سجاد (ع) درباره ی عظمت و رفعت باریتعالی می گوید : زبانهاغ از بیان صفات کمالش و عقلها از شناخت حقیقت ذاتش عاجز و ناتوان است.

منبع : صحیفه ی سجّادیه ،دعای یوم الدین

  • و نیز در دعای عرفه به پیشگاه الهی عرض می کند : بارالها توئی که ادراکات از شناخت ذاتیّتت نارسا و کوتاه است و فهم ها در شنالخت چگونگیت عاجز و ناتوان.

منبع : صحیفه ی سجّادیه ،دعای روز عرفه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

آغاز خلقت دنیا

  • حضرت سجاد (ع) می فرمود : کسی که به کرامت نفس و شخصیت روحانی نائل آمده است مادیات پست، نزد او حقیر و ناچیز است.

منیع :  تحف العقول ص 278

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------

 

قالَ امام سجّاد (ع):

دنیا پرستها

  • محمّد بن مسلم زهری از مردان فهمیده و تحصیل کرده ای بود که تمایل مال و مقام ، از مسیر پاکی و فضیلت منحرفش ساخت و در کبر سن دچار تیره روزی و بدبختی شد . حضرت علی بن الحسین (ع) به منظور راهنمایی و نصیحت ، نامه ای به وی نوشته و در ضمن یک جمله ی کوتاه، نارسائی فکر جوانان و خطرات بیشتری را که بر سر راه آنان وجود دارد خاطر نشان فرموده است:وقتی که دنیا پرستی می تواند مانند تو کسی را تا این درجه به انحطاط و پستی برساند با آنکه عمر بسیار کرده ای و از تحصیلات عمیق علمی بهره مند شده ای و با مرگ فاصله ی زیادی نداری پس یک نفر جوان در برابر تمایلات نفسانی خود چگونه سالم می ماند ، جوانی که نوخاسته و از دانش بی بهره است ، جوانی که رأیش ضعیف و عقلش نارسا و منحرف است؟

منبع : تحف العقول ،ص277

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

تفقه در دین

  • ابی مالک از حضرت سجاد (ع) درخواست کرد که او را از جمیع طرق و مناهج دین آگاه سازد . حضرت در پاسخ او به عنوان قدر جامع تمام روش های اسلامی سه مسئله انسانی و اخلاقی نام برد : سخن حق ، حکم بعدل ،و وفاءِ به عهد.

منبع : مستدرک ،جلد 2 ،ص309

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

دین وفقر

  • محمد بن مسلم زهری ، سالیان دراز با حکومت بنی امیه همکاری داشت و در راه اجراءِ سیاست ظالمانه و مقاصد سوءِ آنان فعالیت می کرد. حضرت سجّاد (ع) نامه ی مفصلی به وی نوشت، او را موعظه کرد ، کارهای خطرناکش را خاطر نشان فرمود و از وی خواست که روش نادرست خویش را ترک گوید و گذشته ی خود را با رفتار صحیح جبران نماید. زین العابدین (ع) به زهری نوشت : بنی امیه تو را چون میله ی آهنی ساختند تا به وسیله ی تو آسیاب ستم خود را به گردش در آورند و منویات ظالمانه ی خویش را بر مردم تحمیل نمایند ، تو را چون پلی قرار دادند تا از پشتت گذر کنند و به هدف هایی که برای مردم ،مصیبت بار و رنج آور است برسند ، تو را نردبانی ساختند تا از آن بالا بروند و به مراهیهای خویش دست یابند.  گمان مدار که می خواهم تو را توبیخ کنم و به کارهایی که مرتکب شده ای ملامت و سرزنشت نمایم . بلکه مقصودم اینست که خداوند آراءِ ناصوابت را جبران نماید و چیزهایی که از دینت دور شده به تو باز گرداند ... بعد از این از کارهای  ناروایی که بدانها آلوده هستی روی گردان تا مگر به گروه نیکوکاران بهپیوندی و به آنان ماحق شوی.

منبع : تحف العقول ،ص275

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):

پرهیز از ذلّت

  • حضرت سجاد (ع) می فرماید :دوست ندارم که با ذلت نفس به ار زنده ترین سرمایه ها و ثروتها دست یابم.

منبع : مستدرک 2، ص364

------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

اسلام و رویا

  • مردی به حضرت سجّاد (ع) عرض کرد خواب دیدم مثل اینکه در دست خود ادرار می کنم . حضرت فرمود : زنی که در خانه داری و با او هم بستر می شوی با تو محرم است. تحقیق کردند معلوم شد زن، خواهر رضاعی شوهر است. در این خواب دست که عضو بدن است کنایه از خواهر که عضو خانواده است آمده و ادرار به جای منی. امام (ع) در مقام تفسیرخواب ، ادرار در دست را با آمیزش با محرم تفسیرکرده است. اگر مرد می دانست که زنش خواهر او است و خائنانه با او ازدواج کرده است تعبیر خواب روانکاری و آشکار کردن ضمیر پنهان است و اگر نمی دانست این رویا الهام است.

منبع : المستطرف جلد 2 ص89

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

رفیق

  • حضرت سجاد (ع) به فرزندش امام باقر(ع) فرموده است : از رفاقت با احمق پرهیز کن، چه او اراده می کند به نفع تو قدمی بر دارد ولی بر اثر حمق و نافهمی مایه ی زیان و ضررت می شود.

منبع : وسائل 3 ،ص205

------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

سخنان زائد

  • از حضرت سجاد (ع) حدیث شده که رسول اکرم در آخر خطبه ی خود فرمودند : خیر و سعادت برای کسی است که اخلاقش پسندیده و خُویَش پاک باشد، باطنش نیکو و ظاهرش خوب باشد ، مازاد اموال خود را انفاق کند و از اداء سخنان زائد امساک نماید و با همه ی مردم به عدل و انصاف رفتار کند.

منبع : کافی 2 ،ص144

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

سخن حق و باطل

  • ابی مالک از حضرت سجاد (ع) درخواست کرد که او را از جمیع طرق و مناهج دین آگاه سازد . حضرت در پاسخ او به عنوان قدر جامع تمام روش های اسلامی از سه مسئله انسانی و اخلاقی نام برد : سخن حق ، حکم به عدل ، وفای به عهد .

منبع : مستدرک ،جلد 2  ، ص309

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

عوارض مشروبات

  • حضرت سجاد (ع) فرموده اند : شرابخواری و قماربازی از گناهانی است که پرده ها را پاره می کند و شرم و حیا را از میان بر می دارد.

منبع : بحار 16، ص162

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

بدی و پلیدی

  • حضرت سجاد (ع) در ضمن حدیث حقوق فرموده اند : حق مردم این است که از ایذائشان خودداری کنی و چیزی را برای آنان دوست بداری که برای خود دوست داری و نخواهی دربارهی آن ها چیرزی را که برای خود نمی خواهی.

منبع : مکارم الاخلاق ،ص234

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

پاداش شهدا

  • حضرت سجاد (ع) فرموده اند : روز عاشورا موقعیکه آتش جنگ زبانه کشید و کار زد و خورد شدت یافت آنانکه با حسین (ع) بودند متوجه شدند که امام و بعضی از خواص آن حضرت رخساری فروزان، بدنی آرام و روحی مطمئن دارند ، به یکدیگر گفتند ببینید که چگونه حضرت حسین (ع) در مقابل مرگ ، بی باک است. در این موقع حسین (ع) یاران خود را مخاطب ساخت و فرمودند : ای شریف زادگان ، صابر و مقاوم باشید چه مرگ چیزی جز پل ارتباط نیست که شما را از محیط  شدائد و ملالت بار دنیا به بهشت پهناور و نعمت های ابدی منتقل می کند.

منبع : بحار ، جلد 3، ص134

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قالَ امام سجّاد (ع):  

قطع رحم و صله

  • حضرت علی بن الحسین (ع) بعضی از فرزندان خود را مخاطب ساخت و فرمودند : فرزند عزیز متوجه پنج گروه باش که با آنان مجالست نکنی، هم کلام نشوی ، و در مسافرت با آنها رفاقت ننمایی. عرض کرد پدر جان آنان کیانند؟ حضرت سجاد (ع) فرمودند : از مجالست دروغ ساز پرهیز کن چه او مانند سرابی است که مطالب را برخلاف واقع نشان می دهد . دور را در نظرت نزدیک و نزدیک را دور جلوه می دهد، از رفاقت با گناهکار و لاابالی اجتناب کن زیرا او تو را به بهای یک لقمه یا کمتر از آن می فروشد، از رفاقت بخیل پرهیز نما که او در ضروری ترین مواقع احتیاج، تو را یاری نخواهد کرد ، از رفاقت با احمق اجتناب کن که او نفعت را اراده می کند و از نادانی به تو ضرر می زند ، از مصاحبت کسیکه قطع رحم کرده است بپرهیز که در کتاب آسمانی مورد لعن و نفرین قرار گرفته است.

منبع : تحف العقول ، ص 279

  • حضرت سجاد (ع) فرموده اند : کسیکه برای خدا و به قصد صله ی رحم ازدواج نماید پروردگار جهان او را به تاج بزرگی و عظمت، مفتخر و سرافراز خواهد ساخت.

منبع : وسائل،کتاب نکاح، باب استحباب تزویج المراة لدینها و صلاحها...، ص5

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

حدیث از امام حسین (ع)

امام حسین (ع) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ، هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی از عمرت کاسته و کم میگردد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 98

امام حسین (ع) : هرکس زبانش راستگو باشد کردارش پاکیزه باشد و هرکس نیت خیر داشته باشد روزیش فراوان گردد و هرکس با زن و بچه اش خوشرفتار باشد عمرش طولانی شود.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 323

امام حسین (ع) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (ع) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 370

امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری.  تحف العقول صفحه 176

امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمود : این دنیا تغییر کرده و منفور شده است ، خوبیهایش رفته ، و باقی نمانده از دنیا مگر ته مانده ای همچون کاسه ای که در ته آن مختصری بماند.مختصر زندگی بی ارزشی همچون چراگاه خطرناک ، مگر شما مشاهده نمی کنید که به حق عمل نمی کنند و از باطل گریزان نیستند ، باید مومن دل به دیدار پروردگار خود ببندد در حالی که طالب حق است.من مرگ را جز حیات و زندگی نمی بینم و زنده ماندن با ستمگران را جز بدبختی ، مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است  آن را می چرخانند بر محور زندگی خود ، وقتی به وسیله بلا آزمایش شدند دین داران کم خواهند بود ( دین لقلقه زبانشان است و در مواقع آزمایش الهی دین ندارند ).  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (ع) : امام (ع) به مردی که غیبت شخصی را در نزد آنجناب می کرد فرمود : از این کار خودداری کن ، غیبت و بدگویی پشت سر دیگران ، خوراک سگهای جهنم است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (ع) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 110 )

امام حسین (ع) : عقل کامل نمی شود ، مگر به پیروی حق.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )

امام حسین (ع) : درس دادن علم موجب پیدا شدن معرفت میشود و طول تجربه عقل را افزایش می دهد ، شرافت تقوی است ، و قناعت آسایش بدنهاست ، هرکه تو را دوست داشته باشد ( از کار ناپسند ) تو را باز میدارد ، و هرکه با تو دشمن باشد فریبت می دهد ( و به گناه تشویقت میکند ) بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 117 )

امام حسین (ع) : به ابن عباس فرمود : درباره چیزی که به تو مربوط نیست سخن مگو ، زیرا می ترسم به گناه دچار شوی ، درباره چیزی که مربوط به تو است نیز صحبت مکن ، مگر بدانی جای صحبت کردن است ، بسا از گویندگان که به حق سخن گفته اند ولی سرزنش شده اند. با دو کس بحث و جدال مکن ، شخص حلیم ، و شخص نادان . حلیم تو را عصبانی میکند و نادان اذیتت میکند ، در پشت سر برادر مومن خود همان چیزی بگو که دوست داری او پشت سر تو بگوید. چنان عمل کن همانند کسی که میداند از جرائمش بازخواستش میکنند و پاداش کارهای نیکش را میدهند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )

امام حسین (ع) : مردی از اهالی کوفه در ضمن نامه ای به حضرت امام حسین (ع) نوشت : مولای من بفرمایید خیر دنیا و آخرت چیست ؟ حضرت حسین (ع) در جواب او نوشت : بسم الله الرحمن الرحیم ، هرکس جویای رضای خدا باشد ( مردم با او خشمگین میشوند ) و خداوند به جای مردم کارهای او را اصلاح میکند ، و هرکه جویای رضای مردم باشد و ( با به خشم آوردن خدا ) خداوند او را به مردم واگذار میکند. ( و مردم او را وا می گذارند ).   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )

امام حسین (ع) : مردی به خدمت امام حسین (ع) رسید و گفت : من شخصی گناهکار هستم که نمی توانم خود را از معصیت نگه دارم ، مرا پند و اندرزی بده ، حضرت حسین (ع) فرمود : پنج کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن : 1.از رزق و روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن . 2. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می خواهی بکن . 3. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می خواهی بکن . 4 . وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت ( قبض روحت ) آمد جلوگیری از او بکن . 5 . وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )

امام حسین (ع) : بپرهیز از اینکه کاری انجام دهی که مجبور شوی عذر خواهی کنی از آن ، زیرا مومن خطا نمی کند تا معذرت بخواهد ، امام منافق پیوسته هر روز خطا میکند و معذرت میخواهد.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )

امام حسین (ع) : سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثواب آن متعلق به کسی است که سلام میکند و یک ثواب متعلق به کسی است که جواب سلام را میدهد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )

امام حسین (ع) : بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.  تحف العقول صفحه 253

امام حسين (ع) : در ضمن دعاي عرفه عرض مي‌كند : خدايا ، مرا از تمام اعضا و جوارحم بهره ‌مند فرما و چشم و گوش مرا وارث من قرار ده ، يعني تا موقع مرگ مرا از كوري و كري و نقص عضو محفوظ بدار. الحديث جلد 2  صفحه 26

مردي به حضرت امام حسين (ع) گفت : بنشينيد تا با هم در موضوع دين مناظره و بحث كنيم، حضرت فرمود: من به دين خود بينا هستم و هدايت الهي بر من آشكار است، اگر شما از دين بي‌اطلاعيد، خود در طلب آن برويد و بياموزيد. سپس فرمود: مرا با  مراء و خصومت چكار؟ اين شيطان است كه در ضمير آدمي وسوسه مي‌كند و مي‌گويد با مردم در امر دين مناظره كن و بحث نما تا درباره‌ات گمان ناتواني و ناداني نبرند. الحديث جلد 2  صفحه 52

عیاشی و دیگران روایت کرده اند که روزی امام حسین (ع) به جمعی از فقرا گذشت که عباهای خود را روی زمین انداخته بودند و نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون حضرت را دیدند او را دعوت کردند به سر سفره ، حضرت از اسب خویش فرود آمد و فرمود خداوند متکبران را دوست نمی دارد و نزد ایشان نشست و با ایشان غذا تناول فرمود ، به فقرا گفت من چون دعوت شما را اجابت کردم شما نیز دعوت مرا اجابت کنید و ایشان را به خانه برد و به جاریه خویش فرمود که هرچه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز و ایشان را ضیافت کرد و انعامات و نوازش کرده.  منتهی الآمال جلد 1 صفحه 342

در مقتل خوارزمی و جامع الاخبار روایت شده است که مردی اعرابی به خدمت امام حسین (ع) آمد و گفت یابن رسول الله (ص) ضامن شده ام ادای دیت کامله را و ادای آنرا قادر نیستم ، لاجرم با خود گفتم که باید سوال کرد از کریمترین مردم و کسی کریمتر از اهل بیت رسالت (ص) گمان ندارم ، حضرت فرمود ای برادر عرب من سه مسئله از تو می پرسم اگر یکی را جواب گفتی ثلث آن مال را به تو عطا میکنم و اگر دو سوال را جواب دادی دو ثلث مال خواهی گرفت و اگر هر سه را جواب دادی تمام آن مال را عطا خواهم کرد ، مرد اعرابی گفت یا بن رسول الله چگونه روا باشد که مثل تو کسی که از اهل علم و شرفی از این فدوی که یک عرب بدوی بیش نیستم سوال کند ، حضرت فرمود که از جدم رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود : المعروف بقدر المعرفته ، باب معروف و موهبت به اندازه معرفت به روی مردم گشاده باید داشت ، مرد اعرابی عرض کرد هرچه خواهی سوال کن اگر دانم جواب می گویم و اگر نه از شما فرا می گیریم (( ولا قوة الا الله )) حضرت فرمود که افضل اعمال چیست ؟ گفت ایمان به خدای تعالی.حضرت فرمود : چه چیز مردم را از مهالک نجات می دهد ؟ مرد اعرابی گفت توکل و اعتماد بر حق تعالی.امام فرمود : زینت آدمی در چه چیز است ؟ مرد اعرابی گفت علمی که به آن عمل شود.حضرت فرمود : اگر به دین شرف دست نیابد ؟ عرض کرد مالی که با مروت و جوانمردی باشد.حضرت فرمود که اگر این را نداشته باشد ؟ گفت فقر و پریشانی که با آن صبر و شکیبایی باشد.حضرت فرمود اگر این را نداشته باشد ؟ مرد عرض کرد صاعقه ای از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند که او لیاقت غیر این را ندارد.پس حضرت خندید و کیسه ای که هزار دینار طلای سرخ داشت نزد او گذاشت و انگشتری عطا کرد او را که نگین آن دویست درهم قیمت داشت و فرمود که با این طلاها دِین خود را بده و این خاتم را در نفقه خود صرف کن. مرد اعرابی آن طلاها را برداشت و آیه مبارکه را تلاوت کرد : (( الله اعلم حيث يجعل رسالته )) {خداوند داناتر است به اينكه رسالتش را در كدام خانواده قرار دهد}.  منتهی الآمال جلد 1 صفحه 344

 حضرت امام حسين (ع) : عبادت ‌كنندگان سه گروهند: 1- گروهي خداوند را به انگيزه رسيدن به پاداش و دست‌يافتن به نعمتهاي نامحدودش عبادت مي‌كنند، اين دسته از عبادت‌كنندگان مانند سوداگران سودجو است. 2- بعضي خداوند را از ترس عذاب مي‌پرستند و عبادت مي‌كنند كه اين دسته از عبادت‌كنندگان در خور بردگان زرخريد است. 3- و كساني هستند كه خداوند را به منظور شكرگزاري و انجام يك وظيفه انساني پرستش مي‌نمايند ( خداوندا من تو را عبادت مي‌كنم چون لايق پرستش و عبادت هستي ) اين دسته از عبادت‌كنندگان عبادت انسان‌هاي احرار و آزادگان است و چنين عبادتي افضل و برتر از تمام عبادات است. الحديث جلد 3 صفحه 276

 از حضرت ابى عبد اللَّه روايت شده خدا بحضرت عيسى وحى فرستاد كه اى عيسى از ترس من گريه كن دل خود را خاشع ، بدنت را خاضع گردان و ديدگانت را سرمه حزن و اندوه بكش در آن هنگام كه مردمان بيخبر خنده ميكنند بر فراز قبرستان بايست و مردگان را با صداى بلند بگو كه منهم بشما ملحق ميشوم شايد از آنان پند بگيرى‏.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 231

از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت شده كه هر گاه يكى از شما اراده كند هر آنچه را كه از خدا بخواهد باو داده شود اميدش را بايد از مردم قطع كند تا بآن برسد هر گاه اين مطلب را فهميد از خدا هم چيزى طلب نمی ‏كند مگر اينكه به او داده شود.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 258

حضرت ابى عبداللَّه عليه السّلام فرمود : هر كس زبانش راستگو باشد كردارش پاكيزه باشد و هر كس نيت خير داشته باشد روزيش فراوان گردد و هر كس با زن و بچه ‏اش خوشرفتار باشد عمرش دراز شود.   ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 323

حضرت ابى عبد اللَّه فرموده كه خوبيهاى دنيا و آخرت اين است پيوند خويشاوندى كنى با كسى كه از تو قطع رابطه كرده و به بخشى بكسى كه ترا نااميد نموده و درگذرى از كسى كه بتو ستم كرده.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 327

  حضرت ابى عبد اللَّه فرمود آيا ميدانيد شحيح كيست؟ عرضكردم بخيل است.
فرمود شحيح از بخيل سخت‏ تر است زيرا بخيل از مال خودش بخل می ‏ورزد ولى شحيح بر مال مردم هم بخل می‏كند ، بالاتر از اينكه هر چه در دست مردم مي بيند آرزو ميكند كه خدا به او بدهد از حلال و حرام هيچ گاه سير نميشود و به آنچه خدا روزيش داده قناعت نمی ‏كند.
و از براى بخيل سه نشانه است از گرسنگى هراس دارد و از فقيرى كه رو به او می ‏آورد بيم دارد و با زبان به برادرانى كه چيزى انفاق ميكنند مرحبا ميگويد ،
و براى سخى ( سخاوتمند ) نيز سه نشانه است ، بخشش بعد از اينكه قدرت جبران دارد، خارج كردن زكاة مال، دوست داشتن انفاق‏.

 ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 334 ) .

حدیث از امام حسن مجتبی (ع)

امام حسن (ع) : هیچ مردمی با هم مشورت نکنند جز اینکه به درستی رهبری شوند.

امام حسن (ع) : به یکی از فرزندانش فرمود : ای پسر جانم با احدی برادری مکن تا بدانی کجاها می رود و کجاها می آید ، و چه ریشه ای دارد ، و چون خوب از حالش آگاه شدی و معاشرتش را پسندیدی با او برادری کن به شرط اینکه از لغزش گذشت باشد و در تنگی مواسات باشد.

امام حسن (ع) : خویش ( فامیل ) کسی است که دوستیش نزدیک کرده و گرچه نژادش دور باشد ( غریبه باشد ) ، و بیگانه کسی است که از دوستی به دور است و گرچه نژادش نزدیک باشد ( فامیل باشد ) ، ( نگویید از نزدیکان است و بخاطر آنها گناه نکنید ) چیزی از دست به تن نزدیکتر نیست ، و راستی که دست بشکند و معیوب گردد ( سیاه شود و گند گیرد ) ( پس پول می دهید ) که دستتان را ببرند و دور اندازند.

امام حسن (ع) : به امام (ع) گفته شد : آیا شما در بزرگی و عزت قرار دارید ؟ در پاسخ فرمود : بله من در عزت هستم ، خداوند میفرماید : ( سوره منافقون آیه 8 ) عزت از آن خدا است و از آن رسولش و از آن مومنان.

امام حسن (ع) : راستی پردیدترین دیده ها آن است که در خیر نفوذ کند ، و شنواترین گوشها آن است که یادآوری ( و نصیحت ) را بشنود و از آن سود برد ، سالمترین دلها آن است که از شبهه ها پاک باشد.

امام حسن (ع) : راستی هرکه عبادت خواهد ، برای آن خود را پاک و آماده کند ، هرگاه مستحب به واجب زیان رساند آنها را ترک کنید ، یقین پناهگاه سلامتی است ، خردمند به کسی که از او اندرز خواهد ، دغلی نکند ، میان شما و موعظه پرده عزت طلبی است ، دانش عذر دانشجویان را از میان برده.

امام حسن (ع) : ای بنده های خدا از خدا بپرهیزید ، و در طلب بکوشیده و در برابر گریز باشید ، و به عمل شتابید پیش از نقمتهای عمر برانداز و مرگ لذت ویران کن . زیرا نعمت دنیا پایدار نیست و از آسیبش آسودگی نه و از بدیهایش جلوگیری نیست ، فریبی است حایل سعادت ، و تکیه گاهی است خمیده . ای بنده های خدا از عبرتها پند گیرید ، و از اثر گذشته ها متوجه شوید . از نعمت خوارگی باز ایستید و به پندها سود برید. خدا بس است که نگه دار باشد و یاور ، و قرآن بس است که حجت باشد و خصم در محشر ، و بهشت برای ثواب بس است ، و دوزخ برای کیفر و شکنجه.  تحف العقول صفحه 236 الی 239


امام حسن (ع) : ( سوالهایی که از آن حضرت (ع) شده و پاسخ فرموده اند ) : 1. زهد چیست ؟ رغبت به تقوی و بی رغبتی در دنیا ، 2.حلم چیست ؟ خشم فرو خوردن و اختیار خود داشتن ، 3.سداد چیست ؟ دفع از زشتی به خوبی ، 4. شرف چیست ؟ احسان به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها ، 5. نیرومندی چیست ؟ دفاع از پناهنده و صبر در نبردها و اقدام هنگام سختی ، 6. بزرگواری چیست ؟ این است که در غرامت عطا بخشی و از جرم بگذری ، 7. مروت چیست ؟ حفظ دین ، عزت نفس ، نرمش ، وارسی کرد و کار ، پرداخت حقوق و دوست یابی ، 8. کرم چیست ؟ بخشش پیش از خواهش ، اطعام در قحطی ، 9. دناءت چیست ؟ خردبینی و دریغ از اندک ، 10. ناکسی چیست ؟ کم بخشیدن و گفتار ناهنجار ، 11.جوانمردی چیست ؟ بخشش در خوشی و سختی ، 12.بخل چیست ؟ آنچه در کف داری شرف بدانی و آنچه انفاق کنی تلف شماری ، 13.برادری چیست ؟ همراهی در سختی و خوشی ، 14.ترس چیست ؟ دلیری بر دوست و گریز از دشمن ، 15. ثروتمندی چیست؟ رضای به قسمت  (الهی ) هرچه کم هم باشد ، 16.فقر چیست ! آزمندی به هرچیز ، 17.جود چیست ؟ بخشش دسترنج ، 18.بزرگی چیست ؟ آوردن خوب و ترک زشتی ، 19.سفاهت چیست ؟ به پستی گرائیدن و با گمراهان نشستن ، 20.سفاه چیست ؟ نابخردی در مال و زبون کردن آبرو.   تحف العقول صفحه 227 الی 228

امام حسن (ع) : ای بنده های خدا بدانید براستی که خدا شما را بیهوده نیافریده ، و سرخود رها نکرده است ، عمر شما را نوشته و روزی شما را میانتان قسمت کرده تا هر خردمندی اندازه خود را بداند ، و بفهمد که هرچه برایش مقدر است به او میرسد ، و هرچه از آنش نیست به او نخواهد رسید ، خدا خرج دنیای شما را کفایت کرده ، و شماها را برای پرستش فراغت بخشیده ، و به شکرگزاری تشویق کرده ، و ذکر و نماز را بر شما واجب کرده ، و تقوی را به شما سفارش کرده ، و آنرا نهایت رضایتمندی خود مقرر ساخته ، تقوی باب هر توبه و سر هر حکمت و شرف هر کردار است.هرکه از متقیان کامیاب شد به سبب تقوی کامیاب گشته ، و خداوند تبارک و تعالی فرماید : ( سوره نبا آیه 32 ) راستی برای متقین مقام شایانی است ، و نیز فرموده ( سوره زمر آیه 61 ) و خدا پرهیزکارانرا در مقام شایان خود نجات بخشد ، نه بدی به دانها رسد و نه غمی دارند. ای بنده های خدا از خدا بپرهیزید و بدانید که هرکه از خدا بپرهیزد خدایش از فتنها و آزمایشها نیکو برآورد ، و در کارش موفق سازد ، و راه حق را برایش آماده کند ، و حجت او را پیروز گرداند ، و رویش را سفید کند ، و دلخواهش را به او عطا کند ، به همراه آنانکه خدا بر آنها نعمت داده از پیمبران و صدیقان و شهیدان و نیکان و چه خوب رفیقانی باشند.  تحف العقول صفحه 234

سخنان مختصر و زیبایی که از امام حسن (ع) روایت شده است :  1- هيچ مردمى با هم مشورت نكنند جز اينكه به درستى رهبرى شوند.  2- پستى و ناكسى اينست كه شكر نعمت نكنى.  3- به يكى از فرزندانش فرمود اى پسر جانم با احدى برادرى مكن تا بدانى كجاها ميرود و كجاها می ‏آيد، و چه ريشه‏ اى دارد، و چون خوب از حالش آگاه شدى و معاشرتش را پسنديدى با او برادرى كن به شرط اينكه از لغزش گذشت باشد و در تنگى مواسات باشد.  4- چون پيروز در طلب مكوش و چون تسليم شده بقدر اعتماد مكن، براستى طلب فزونى روزى از سنت است، و آرامى در طلب روزى از عفت است، عفت مانع روزى نيست. و حرص جالب زيادى نيست، روزى به قسمت است، و بكار بردن حرص بكار بردن گناه است.  5- خويش كسى است كه دوستيش نزديك كرده و گر چه نژادش دور است، و بيگانه كسي است كه از دوستى بدور است و گر چه نژادش نزديك باشد، چيزى از دست به تن نزديكتر نيست، و راستى كه دست بشكند و معيوب شود پس آن را ببرند و جدا كنند.  6- هر كه اعتماد دارد كه هر چه خدا برايش پيش آورد خوبست آرزو نميكند در غير حالى باشد كه خدا برايش اختيار كرده.  7- خيرى كه شر ندارد شكر با نعمت است و صبر بر ناگوار.  8- بمردى كه از بيمارى به شده بود فرمود: خدا يادت كرد يادش كن، و از تو گذشت شكرش كن.  9- ننگ كشيدن آسانتر از دوزخ رفتن است.  10- هنگام صلح با معاويه فرمود: به خدا ما از اهل شام برنگشتيم با سلامت دلها، و صبر در برابر دشمن، پس سلامت ما بدشمنى مبدل شده بود و صبر ببيتابى. شما مردم اهل كوفه جنك صفين را كه آغاز كرديد. در حالى كه دين خود را بر دنياى خود مقدم ميدانستيد، و اكنون دنياتان را بر دينتان مقدم ميداريد.  11- من كسى را نديدم جز اينكه ميان خود و پروردگارش خردمندى ندارد.  12- به او گفته شد شما در بزرگى قرار داريد؟ در پاسخ فرمود بلكه در من عزت است. خدا فرمايد (8- المنافقون) عزت از آن خدا است و از آن رسولش و از آن مؤمنان.  13- در وصف يك برادر خوب خود فرموده است: از همه مردم بچشمم بزرگتر بود و سره بزرگوارى او در چشم من كوچكى دنيا بود در چشم او، از تحكم نادانى بدر بود، دست دراز نميكرد مگر در مورد اعتماد براى يك سودى، نه شكايتى داشت و نه خشم و نه دلتنگى، بيشتر عمرش خموش‏ بود، و چون لب بسخن ميگشود بر همه گوينده ‏ها چيره بود، نزار و لاغراندام بود و به هنگام نبرد شيرى درنده مينمود، چون با دانشمندان انجمن داشت بشنيدن شيفته ‏تر بود تا گفتن، به هنگام ضرورت سخن سكوت خود را ميشكست، شيوه داشت كه نگويد آنچه را نميكند و بكند آنچه را نگويد، چون در برابر دو كار قرار ميگرفت كه نميدانست كدام خدا پسندتر است آن را در نظر ميگرفت كه پسند نفسش نبود ، هيچ كس را بكارى كه ميتوان از آن عذرى آورد سرزنش نميكرد.  14- هر كه پيوسته بمسجد رود يكى از هشت فائده برد- آيه محكمه، دوستى دريافته، دانشى تازه، رحمتى مورد انتظار، سخنى كه راه راستش كشد يا از هلاكتش رهاند، ترك گناهان از شرم مردم، و ترس خدا.  15- پسرى او را روزى شد و قريش به مبارك بادش آمدند و گفتند: اين پهلوان بر تو مبارك باد.
فرمود: اين چه گفتاريست شايد پهلوان نباشد، جابر گفت يا بن رسول اللَّه چه بگوئيم ؟ فرمود: چون خداوند به شما پسرى داد و براى مبارك‏باد او رفتيد بگوئيد: شكر بخشنده را باش، آنچه بتو بخشيده شده مبارك است خدايش بدوران جوانى رساند، و نيكى كردنش را بتو روزى كند.  16- از مروتش پرسيدند در پاسخ فرمود: دريغ بر دين، و اصلاح مال، و قيام بحقوق است.  17- راستى پرديدترين ديده‏ ها آنست كه در خير نفوذ كند، و شنواترين گوشها آنكه يادآورى را بشنود و از آن سود برد، سالمترين دلها آنست كه از شبهه‏ ها پاك باشد. 18- مردى از او خواست كه در او تفرسى كند يا پندش دهد فرمود: مبادا مرا مدح كنى زيرا من خود را بهتر ميشناسم، يا مرا دروغگو شمارى زيرا دروغگو رأى و عقيده ندارد، يا كسى را در بر من غيبت كنى، آن مرد گفت اجازه بده بر گردم، فرمود: آرى هر گاه بخواهى.  19- راستى هر كه عبادت خواهد براى آن خود را پاك و آماده كند، هر گاه مستحب به واجب زيان رساند آنها را ترك كنيد، يقين پناهگاه سلامتى است، هر كه دورى سفر را بياد آرد آماده گردد، خردمند بكسى كه از او اندرز خواهد دغلى نكند، ميان شما موعظه پرده عزت ‏طلبى است، دانش عذر دانشجويان را از ميان برده، هر كه در شتاب گرفتار است مهلت خواهد، و هر كه مهلت دارد بتأخير و تعلل گذراند.  20- اى بنده ‏هاى خدا از خدا بپرهيزيد، و در طلب بكوشيده و در برابر گريز باشيد، و بعمل شتابيد پيش از نقمتهاى عمر برانداز و مرگ لذت ويران كن. زيرا نعمت دنيا پايدار نيست و از آسيبش آسودگى نه و از بديهايش جلوگيرى نيست، فريبى است حايل سعادت، و تكيه ‏گاهى است خميده. اى بنده‏ هاى خدا از عبرتها پند گيريد، و از اثر گذشته‏ ها متوجه شويد. از نعمتخوارگى بازايستيد و بپندها سود بريد. خدا بس است كه نگهدار باشد و ياور، و قرآن بس است كه حجت باشد و خصم در محشر، و بهشت براى ثواب بس است، و دوزخ براى كيفر و شكنجه.  21- هر گاه يكى از شماها ببرادر خود برخورد بايد محل نور از پيشانى او را ببوسد (يعنى محل سجده).  22- روز عيد فطر به مردمى گذر كرد كه بازى ميكردند و ميخنديدند بالاى سرشان ايستاد و فرمود: راستى خدا ماه رمضان را ميدان مسابقه خلق خود ساخته است تا بوسيله طاعتش برضاى او سبقت گيرند.
مردمى پيش رفتند و كامياب شدند، و ديگران كوتاهى كردند و نوميد شدند، بسيار بسيار عجب است از خندان و بازيگر در امروز كه بنيكوكاران در آن ثواب دهند و بيهودگان در آن زيان برند. بخدا سوگند اگر پرده برگيرند بدانند كه نيكوكار اندر كار نيك خود است، و بدكار گرفتار بدكردارى خود است. سپس گذر كرد. تحف العقول  صفحه 236

حضرت امام حسن (ع) : هرکس دنیا را دوست بدارد بیم آخرت از دل او برود و آن که حرص و آزش در دنیا زیاد باشد بهره ای جز دوری از دنیا ندارد و نیز خشم خدا بر او زیاد گردد ، انسان آزمند نادان است ، ولی انسان پارسا قانع است ، هر دوی اینها خوردنشان ، یکسان است چیزی از روزی آن دو کاسته نمی شود ، پس برای چه شتاب در آتش کنید ، خیر و خوبی تمامش در یک ساعت شکیبایی و صبر است که موجب و سبب آسایش دراز و خوشبختی فراوانی میشود ، مردم دو گروهند ، گروهی دنیا را میخواهند و طلب میکنند تا به او برسند ؛ نابود میشوند و گروهی طالب آخرتند تا به او برسند نجات پیدا میکنند ، بدان ای مرد هرگاه به آخرت رسیدی آنچه که در دنیا از دست تو رفته و آن چه را که از سختیها به تو رسیده زیانی تو را نرساند و نیز سودی ندارد آنچه که از دنیا به تو رسیده زمانی که از آخرت محروم باشی.  ارشاد القلوب جلد1 صفحه 58

امام حسن (ع) : میان حق و باطل چهارانگشت فاصله است ، آنچه به چشم خود دیدی راست و حق است ، و با گوش خود بیهوده و ناحق بسیار بشنوی. تحف العقول صفحه 231

امام حسن (ع) : امام (ع) پیوسته میفرمود : پسر آدم تو از وقتی از مادر متولد شدی عمر خویش را نابود میکنی ( هر لحظه که از عمرت میگذرد به آخرت نزدیکتر میشوی و از عمرت کم میشود ) آنچه در اختیارت هست برای آینده ات ذخیره کن ، (اگر در پست و مقامی هستی یا انسانی معمولی هستی ، کار درست و نیکی که از دستت بر می آید انجام بده ) ، مومن از دنیا برای آخرت خود توشه ( کار نیک ) برمیدارد ، و کافر از دنیا بهره مند میشود ( پی لذتهای حرام دنیا میرود و برای آخرت خویش توشه نیک جمع نمی کند.)  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 108 )

امام حسن (ع) : با مردم چنان رفتار و معاشرت کن که مایلی با تو رفتار و معاشرت نمایند.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 108 )

امام حسن (ع) : یقین پناهگاه سلامت است ، هرکه متوجه دوری راه باشد خود را آماده میکند ( برای سفر آخرت کار خیر انجام می دهد ) ، انسان دانا غش و نامردی در نصیحت کردن به کسی که از او مشورت و نصحیت میخواهد ، نخواهد کرد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 102 )

امام حسن (ع) در ستایش برادر دینی صالحی که داشت و درگذشت چنین فرمود : او از همه مردم در نظر من بزرگتر بود به واسطه آنکه دنیا در نظرش خوار و بی ارزش بود.هرگز اسیر نادانی نمی شد ، و دست به چیزی که دراز میکرد اعتماد داشت که سودمند است ( کاری را انجام میداد که درست باشد ) ، هرگز شکایت نمی نمود و نه خشمگین میشد و نه افسرده و ملول ، بیشتر اوقات ساکت بود ، اما وقتی سخن میگفت ( سخن درست میگفت ) و بر سخن گویان پیروز بود و پیشتاز ، ناتوان بود و ناتوان شمرده میشد ( یعنی متواضع بود ) ، وقتی با دانشمندان می نشست علاقه اش به گوش دادن بیشتر از حرف زدن بود ، اگر در سخن گفتن مغلوب میشد ولی از سکوت مغلوب نبود ( یعنی کسی نمی توانست آنقدر به سکوت بگذراند ) آنچه را عمل نمی کرد حرفش را نمی زد ، انجام می داد آنچه را که میگفت ، هر وقت بین دو عمل ( کار ) قرار میگرفت و نمی دانست کدام در نزد خدا بهتر است دقت میکرد کدام عمل ( کار ) به هوای نفس و میل شخصی او نزدیکتر است و بر خلاف آن رفتار میکرد ، بر کاری که گاهی امکان داشت پیش آید و عذر فاعل آن پذیرفته است کسی را سرزنش نمی کرد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 101 )

امام حسن (ع) : پستی این است که انسان سپاسگذار نعمت نباشد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 99 )

حضرت امام حسن مجتبي (ع) : بهترين لباسهاي خود را در موقع نماز در تن مي‌كرد، كساني از آن حضرت سبب اين كار را پرسش كردند، حضرت در جواب فرمود: خداوند جميل است و جمال و زيبايي را دوست دارد. به اين جهت خود را در پيشگاه الهي زينت مي‌كنم، خداوند امر فرموده كه با زينت‌هاي خود در مساجد حاضر شويد. الحديث جلد 2  صفحه 125

  امام حسن (ع) : ای فرزند آدم تو از آن زمان که از شکم مادر به زمین فرو افتادی پیوسته از عمر خود کاسته ای ، پس فرصت را غنیمت شمار و آنچه هم اکنون در اختیار تو است برای منازل و مراحلی که در پیش داری ذخیره ای بردار که مومن از دنیا توشه می گیرد و کافر تنها به تمتع و کامکاری توجه دارد .  الحدیث جلد 3 صفحه 31

حضرت امام حسن (ع) : هرکس دنیا را دوست بدارد بیم آخرت از دل او برود و آن که حرص و آزش در دنیا زیاد باشد بهره ای جز دوری از دنیا ندارد و نیز خشم خدا بر او زیاد گردد ، انسان آزمند نادان است ، ولی انسان پارسا قانع است ، هر دوی اینها خوردنشان ، یکسان است چیزی از روزی آن دو کاسته نمی شود ، پس برای چه شتاب در آتش کنید ، خیر و خوبی تمامش در یک ساعت شکیبایی و صبر است که موجب و سبب آسایش دراز و خوشبختی فراوانی میشود ، مردم دو گروهند ، گروهی دنیا را میخواهند و طلب میکنند تا به او برسند ؛ نابود میشوند و گروهی طالب آخرتند تا به او برسند نجات پیدا میکنند ، بدان ای مرد هرگاه به آخرت رسیدی آنچه که در دنیا از دست تو رفته و آن چه را که از سختیها به تو رسیده زیانی تو را نرساند و نیز سودی ندارد آنچه که از دنیا به تو رسیده زمانی که از آخرت محروم باشی.  ارشاد القلوب جلد1 صفحه 58

حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود: كه گروهى شب را بروز آوردند بهشت و نعمتهايش و جهنم و عذابش را ميديدند ، نادانان خيال ميكردند كه آنان مريضند و حال اينكه ايشان را مرضى نبود و مضطرب بودند همانا آنان را كارى بزرگ كه ترس و بيم از خدا باشد مضطرب كرده بود و مهابت خدا در دلهاى ايشان بود چنين ميگفتند كه ما را بدنيا نيازى نيست نه براى دنيا آفريده شديم و نه براى سعى و كوشش دنيا مامور شديم مالهايشان را در راه خدا انفاق كردند خونهايشان را در راه خدا ريختند با شهادت رضا و خوشنودى خدا را خريدند ، دانستند كه خدا مالها و نفسهايشان را با بهشت معامله ميكند پس بخدا فروختند آنچه را كه داشتند تجارتشان سودمند بود و خوشبختى بزرگى نصيب آنان شد و رستگار شدند. پس اى مردم از آنان پيروى كنيد و دنبال آنان را بگيريد خداى شما را رحمت كند اقتداى بآنان كنيد كه خداوند براى پيغمبرش تعريف كرده صفت پدرانش ابراهيم و اسماعيل و فرزندان آن دو را كه فرمود: «فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ» « سوره انعام آیه 90» سپس بارشاد آنان اقتدا كن، بدانيد اى بندگان خدا كه شما در اقتداى بآنان پاداش داده خواهيد شد.   ارشاد القلوب  جلد 1 صفحه 186

حضرت امام حسن (ع) : پس كوشش و جديت كنيد و بترسيد كه مبادا از كمك ‏كنندگان ستمگران باشيد زيرا كه رسول خدا فرمود: هر كس با ظالم و ستمگرى راه رود و در اين راه رفتن كمكى به ستم‏گر كند پس از روش اسلام بيرون شده و كسى كه شفاعت او سواى شفاعت خدا و رسولش باشد مسلم خدا و رسولش را به خشم در آورده. و هر كس ستمگرى را كمك كند براى اينكه حق مسلمانى را پامال كند از ذمه‏ ى اسلام و خدا و رسولش بدور است و هر كس بقا و دوام ستمگرى را بخواهد نافرمانى خدا را دوست داشته است و پيش او هر گاه كه به مؤمنى ستم شود يا غيبت آن مؤمن شود و او قدرت بر يارى آن مؤمن داشته باشد و او را يارى نكند پس برگشت او به خشمى از خدا و رسولش باشد و هر كه آن مؤمن را يارى كند پس سزاوار بهشت است از طرف خدا. و همانا خداى تعالى وحى فرستاد بسوى داود كه بفلان ستمگر بگو كه من ترا نفرستادم تا دنيا را جمع كنى و رويهم بگذارى و بلكه ترا فرستادم كه ستمديدگان را يارى كنى زيرا من سوگند ياد كرده‏ ام بخودم كه يارى كنم ستمديده را و انتقام او را بگيرم از كسانى كه در مقابل آنها باو ستم شده و او را يارى نكرده ‏اند.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 187

 امام حسن (ع) : ساكنان مسجد زائرين خدايند و بر خداست كه زيارت‏ كنندگانش را هديه ‏اى بدهد.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 190

حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود: كه در اين دنيا چيزى جز قرآن باقى نماند پس قرآن را امام و پيشواى خويش قرار دهيد شما را براستى رهنمائى ميكند و همانا سزاوارترين مردم كسى است كه بقرآن عمل كند و گرچه آياتش را حفظ نكند، و از قرآن دور باشند كسانى كه بقرآن عمل نكنند و اگر چه آن را بخوانند.   ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 193

امام حسن (ع)  فرمود : كه اين قرآن روز قيامت می ‏آيد گروهى را بسوى بهشت ميكشاند كه حلال قرآن را حلال و حرامش را حرام دانسته ‏اند و ايمان بآيات متشابه قرآن آورده ‏اند و نيز گروهى را بسوى دوزخ ميكشاند كه حدود و احكام قرآن را ضايع كرده ‏اند و حلال شمردند محرماتش را. ارشاد القلوب ج‏لد1 صفحه 193

 مردى از حضرت حسن بن على عليه السّلام چيزى خواست حضرت پنجاه هزار درهم به او بخشيد و عباى خود را براى كرايه و حمالى پولها به او داد و فرمود جوانمردى اين است كه پول كرايه هم داده شود.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 330

 امام حسن (ع) فرمودند : دو مرد با هم يك نماز ميخوانند ولى فاصله بين آن دو از زمين تا آسمانست از نظر ثواب (زيرا كه يكى توجهش بيشتر است ( در نماز و حضور قلب دارد ) از ديگرى ( ولی دیگری در نماز حضور قلب ندارد). ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 190) .

حدیث از مولا علی (ع)

 

1-بزرگترين گناه نا اميدي وترس است.

2-

بيچاره آدمي‌زاده شكمي دارد كه مي‌گويد:« مرا پر كن و گرنه رسوايت مي‌كنم.» چون پر شد, مي‌گويد:« خالي كن وگرنه آبريت را بر باد دهم.» بينوا هميشه ميان دو خطر رسوائي, به سر مي‌برد.

3-

بلندي همت آن است كه از هر چه در دست مردم است, نظر برگيري.

4-

بكوش براي دنياي خود, به قدري كه گويي هميشه زنده خواهي ماند و بكوش براي آخرت خود, به طوري كه گويي فردا خواهي مرد.

5-

بسي بينا كه به چاه افتد و نابينا به راه افتد.

6-

عجب دارم از كسي كه سيم و زر مي‌دهد و بنده مي‌خرد, ولي با حسن اخلاق و نيكوكاري, مردان آزاد را مطيع و گرويده خود نمي‌سازد!

7-

شرافت به خرد و ادب است نه به ثروت و مال.

8-

اگر دستم را در دهان اژدها فرو برم, خوشتر دارم از اين كه از ناكسي كه به مقامي رسيده است, چيزي بخواهم.

9-

اگر خواهي از برادري ببري, راهي براي برگشتن باز گذار! شايد لازم شود.

10-

زبان درنده‌اي است كه اگر رها كني, گوينده و شنونده را بدرد آنکه غالب بر زبان است, در امان است.

11-

دانشمند, در شمار زندگان است اگر چه مرده باشد و نادان, در شمار مردگان است اگر چه زنده باشد.

12-

آن كه راز خود را پنهان مي‌كند, كليد موفقيت را در دست دارد

13-

آنكه انتقام مي‌گيرد يك روز خوشحال است و ان كه مي‌بخشد يك عمر.

14-

اسرار خود را به ديگري مگوي! زيرا سينه‌اي كه در حفظ راز خود به ستوه ايد, نبايد از حوصله بيگانگان انتظار امانت داشته باشد.

15-

دوستي با دوستان خود چنان كن كه اگر روزي دشمن تو شوند تو را زيان نرسانند و دشمني با دشمنان چنان كن كه اگر روزي دوست تو شوند از تو كينه نداشته باشند.

16-

رستگار كسي است كه چنگالش به خون مظلوم و زبانش به مال و آبروي مردم آلوده نباشد.

17-

راضي هستم كه مرا با زنجير اهنين سخت ببنديد. در ميان كوه و دشت, بر سنگ و خاشاك بكشانند. ولي هرگز رضا نيستم كه دلي, از كردار من آزرده و خاطري, پريشان گردد.

18-

شکم هاي خود را مقبره حيوانات مسازيد.

19-

فراواني گفتار بيهوده, نشانه قطعي از ضعف شخصيت گوينده است.

20-

عمل دوگونه است: يكي آنكه لذت آن مي‌گذرد و رنج آن مي‌ماند, ديگر آنكه رنج آن مي‌گذرد و پاداش آن مي‌ماند.

21-

برخيزيد و دامن همت به كمر زنيد. بكوشيد و بجوشيد. غوغاي زندگي برپا بداريد. تا زنده‌ايد, زندگي كنيد و مانند زنده به گوران خود را در كنج عزلت دفن نكنيد.

22-

گرانبهاترين متاع‌ها, عقل است و بدانيد كه آرزو عقل را به غفلت مي‌افكند

23-

بزرگترين فقرها, احمقي, موحشترين وحشت‌ها, عجب و گرامي‌ترين پيشه‌ها, حسن خلق است.

24-

پرهيز باد تو را از غضب كه آغازش سفاهت و انجامش ندامت است.

25-

بيدادي كه بر تو وارد مي‌شود, در عفو آن مختار هستي. اما بيدادي كه به ديگران وارد مي‌شود, ابدا نمي‌تواني آن را ببخشي و تا شرف آدميت در وجود تو باقي است, بايد در رفع ظلم با تمام توانايي خود بكوشي.

26-

خشم را چون شربتي گوارا بنوش كه من در مدت عمر شربتي به اين شيريني از گلو فرو نبرده‌ام.

27-

خردمند به كار خويش تكيه كند و نادان به آرزوي خويش.

28-

تا تو سخن نگفته‌اي, اختيار آن را در دست داري ولي وقتي كه گفتي, تو در اختيار آن هستي.

29-

خداوند به وسيله نيكي به پدر و مادر عمر انسان را افزون مي‌كند.

30-

بهترين چيزي كه پدران براي فرزندان به ميراث گذارندتربيت صحیح است.

31-

همانا عاقل كسي است كه تجربه‌ها به او پند دهد.

32-

جهل و ناداني بدترين دردهاست.

33-

دوستيها و محبتها را از دلها بپرسيد كه دلها گواهاني رشوه ناپذيرند.

34-

به آخرت چنگ بزن دنيا خود با خواري پيش تو خواهد آمد.

35-

خداوند زيباست و زيباييها را دوست دارد.

36-

روزي تو به سراغت مي‌آيد پس زياد خود را به زحمت ميانداز.

37-

كفران نعمت موجب زوال نعمت مي‌شود.

38-

بزرگترین سرمایه فرزند نیک است.

39-

زبان خردمند قلبش است و قلب احمق پشت زبانش.

40-

دور انديش کسي است که فريبندگي دنيا او را از کار براي آخرتش باز ندارد.

41-

چگونه از عذاب خدا در امان ماند كسي كه بي‌محابا سوگند دروغ مي‌خورد؟

42-

بي‌خرد در شهر خود غريب است و در ميان عزيزان خود خوار.

43-

بحث و جدال در دين يقين را تباه مي‌كند.

44-

دروغ آنقدر زياد گرديده است كه فرد مورد اطمينان بسيار كم شده است.

45-

با هوي و هوس خود بجنگيد همانطوريكه با دشمن خود مي‌جنگيد.

46-

با جميع مردمان با انصاف و برابري رفتار كن ولكن با اهل ايمان وخداپرستان با بخشش رفتار كن.

47-

ناتوان‌ترين مردم كسي است كه از اصلاح خود ناتوان باشد.

48-

همه محبتت را نثار دوستت نكن اما همه اعتمادت را به پاي او مريز.

49-

جلب محبت مردم يك نيمه عقل است و بدانيد كه آرزوی دراز عقل را به غفلت مي‌افكند.

50-

غيبت كردن آخرين تلاش درماندگان است.

51-

جهل و ناداني بدترين دردهاست.

52-

كسي كه خويش را بزرگ ببيند در پيشگاه خداوند حقير است..كسي كه از خود راضي باشد عيب‌ها در وي پديد آيد.

53-

اداي امانت كليدرزق است و كسي كه در ميان مردم به امانت‌داري معروف شود هميشه زنده است.

54-

با هوي و هوس خود بجنگيد همانطوريكه با دشمن مي‌جنگيد.

55-

ابراز فقر و نداري از كمي همت آدمي سرچشمه مي‌گيرد.

56-

اساس حكمت آن است كه شخص خود را در برابر حق موظف بداند.

57-

حكومتها ميدانهاي آزمايش مردان است.گمراهي و زور گويي آخرين مرحله حكومت پادشاهان مي‌باشد.

58-

ترك گناه آسان‌تر از توبه كردن است.

59-

قناعت ثروتي است كه تمامي ندارد.

60-

با صبر خواسته‌هاي بزرگ بدست مي‌آيدوصبر در كارها كليد فرج و گشايش مي‌باشد.

61-

فرصت چون ابرها مي‌گذرد پس فرصت‌هاي اعمال خير را غنيمت بشماريد.

62-

حب رياست آدمي را از حب خداوند سبحان باز مي‌دارد.

63-

كسي كه خويشتن را بشناسد خدايش را شناخته است.

64-

هر كس فتنه را بيدار كند خودش گرفتار آن خواهد شد.

65-

گناهان را قبل از اينكه آنها تو را ترك كنند ترك كن.

66-

دلها مانند ظرف است و بهتر از همه دلي است كه ظرفيت آن بيشتر است.

67-

از سه خصلت دور باش حسد و حرص و تكبر.

68-

چه بسا روزه داري كه بهره‌اش از روزه جز گرسنگي و تشنگي نباشد.

69-

نيكي با پدر و مادر جاي جهاد را مي‌گيرد.

70-

نخستين مرحله عبادت خاموشي است.

71-

دو گرسنه است كه سيري نپذيرد: طالب علم و طالب مال.

72-

هوي و هوس را بوسيله اطاعت از عقل از خود برانيد.

73-

بهترين فخرها و مباهات اين است كه به ديگران فخر نفروشي.

74-

دشمني و خصومت تقواي ديني آدمي را از بين مي‌برد.

75-

منفورترين مردان پيش خدا مرد لجوج و ستيزه‌جو است.

76-

از نفرين مظلوم بترسيد كه چون شعله آتش بر آسمان مي‌رود.

77-

بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است.

78-

خوارترين مردم كسي است كه مردم را خوار شمارد.

79-

مهربان باشيد تا شما را ستايش كنند و پاداش يابيد.

80-

عافيت را براي ديگران بخواه تا نصيب تو شود.

81-

پر اجرترين عبادتها آن است كه نهاني باشد.

82-

عاقلتر از همه مردم كسي است كه با مردم بيشتر مدارا كند.

83-

بر تو باد به امانت‌داري زيرا آن بالاترين نشانه دين‌داري است.

84-

چه بسا يك ساعت لذت مايه اندوه و غصه در روزگار درازي شود.

85-

هر كه خشم خود را فرو خورد بر شيطان پيروزي يافت.

86-

اي گروه جوانان! شرف و شخصيت خويش با هنر و ادب و دين خود را با تحصيل علم و دانش حفظ نماييد.

87-

اي مردم پيش از آنكه مرا از دست دهيد از من سؤال كنيد. زيرا دانش اولين و آخرين نزد من است.

88-

سخاوت ان است که تو آغاز کني.زيرا آن چه با درخواست داده شود يا از روي شرم و يا از بيم شنيدن سخن ناپسند است.

89-

چه قدر فاصله دو عمل دور است: عملي که لذتش ميرود و کيفرش ميماند و عملي که رنج آن ميگذرد و پاداش آن ميماند.

90-

گناهي که تو را پشيمان کند بهتر از کار نيکي است که تو را به خودپسندي وادارد.

91-

شما را چه شده است که با بدست آوردن متاعي اندک از دنيا شادمان ميشويد, و از متاع بسيار آخرت که از دست ميدهيد اندوهناک نميشويد.

92-

اين شيطان است که راه هايش را هموار ميکند تا قدم بر جاي قدمهايش نهيد و راهش را پي گيريد.

93-

اگر به جايي رسيدي فراموش نکن از کجا شروع کردي

94-

دو چيز قدر و ارزشش براي انسان شناخته نگردد مگر كسي كه آن دو را از دست داده باشد. پس چنين كسي ارزش آن دو چيز را بداند: يكي جواني و ديگري تندرستي و عافيت.

95-

هر كس از شما اخلاقش نيكتر باشد ايمانش بهتر است.

96-

هر كس عزت از غير خداوند بخواهد خوار مي‌گردد.

97-

هر كه پيش خود افتاده نباشد نزد ديگران بلند نيست.

98-

به ياد بياوريد هنگام گناه كردن به گذشتن لذتهايش و مانده عقوباتش.

99-

سلام را آشكارا كنيد تا رشته شما استوار شود.

100-

طمعكار از همه مردم فقيرتر است و كسي كه به خاطر مال دنيا تلاش كند هيچگاه راضي نخواهد شد.

101-

هر كس آبروي مؤمني را حفظ كند بدون ترديد بهشت بر او واجب شود.

102-

سخن مرد ميزان سنجش عقل اوست وجلب محبت مردم يك نيمه عقل است.

103-

هر كه به عيب خود بنگرد از عيبجويي ديگران باز ماند.

104-

رضايت به مقدرات الهي اندوه را از بين مي‌برد.

105-

هيچ چيز بدتر از ترسو شدن نيست.

106-

نادان هرچه نعمتش نيكو شود زشتيش نيز در آن نعمت افزون مي‌گردد.

107-

از غير خداوند چيزي نخواه زيرا تنها خداست كه اگر بخواهد ترا بي‌نياز مي‌كند.

108-

برتري مردم به يكديگر به دانشها و خردهاست نه به ثروتها و تبارها.

109-

كسي كه خويش را بزرگ ببيند در پيشگاه خداوند حقير است.

110-

اول خشم ديوانگي و آخرش پشيماني است.

چهل حدیث از حضرت زهرا (سلام الله علیها)

1. مَن أصعَدَ إلی الله خَالَص عِبادَتِهِ أهبَطَ الله عزوجل إلیهِ أفضَلَ مَصلَحَتِه
 کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

بحار الانوار، ج 70، ص 249

2. إنَّ السَّعِید، کُلّ السَّعِید، حَقّ السَّعید مَن أحَبَّ عَلِیّاً فِی حَیاتِه و بَعد مَوتِه
همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى، ج‌ 9، ص‌ 132

3. نَحنُ وَسِیلَتُهُ فِی خَلقِه و نَحنُ خاصَّتُهُ و مَحلُّ قُدسِهِ و نَحنُ حُجَّتُهُ فِی غَیبِهِ و نَحنُ وَرثَةُ أنبِیائِه
ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خدا و وارث پیامبران الهی هستیم.

شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ابن‌ ابی‌ الحدید، ج‌ 16، ص‌ 211

4. قاریُ الحَدِید، و أذا وَقَعَت، و الرَّحمن، یُدعَی فِی السَّمواتِ و الأرضِ، سَاکِن الفِردَوسِ
تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرّحمن در آسمان ها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند. 

کنزالعمال، ج‌ 1، ص582

5. خِیارُکم اَلیَنُکُم مَناکِبَهً وَ اَکرَمُهُم لِنِسائِهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225

6. اَشَدُّ النّاسِ اِجتهاداً مَن تَرکَ الذُّنوب
کوشاترین مردم تارک گناهان است.

تحف العقول،ص519

7. فَجَعَل الله...إطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّة و إمامَتَنا أمانَاً لِلفُرقَةِ
خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

نهج الحیاة، ص 36

8. جَعَلَ الله ... بِرِّ الوالِدَینِ وِقَایَةً مِنَ السَّخَطِ، و صِلَةَ الأرحَامِ مِنسَاةً فِی العَمرِ و مِنماةً للعَدَدِ
خدای تعالی نیکی به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند، و دستگیری از خویشان را موجب افزایش عمر و سبب فزونی جمعیت و قدرت قرار داد .

نهج الحیاة، ص 102

9. جَعَل الله... العَدلَ تَنسِیقَاً لِلقُلُوب
خدای تعالی عدالت را مایه وحدت و هماهنگی دل ها قرار داد .

نهج الحیاة، ص 102

10. جَعَل الله ... الأمر بِالمَعرُوف مَصلَحَةً لِلعامَّة
خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود .

نهج الحیاة، ص 102

11. جَعَل الله ... الزَّکاَة تَزکِیةً لِلنَّفس و نَماءً فِی الرِّزق، و الصِّیام تَثبِیتاً لِلإخلاص
خدای تعالی زکات را مایه پاکی جان و فزونی روزی، و روزه را برای پابرجایی اخلاص قرار داد.

نهج الحیاة، ص 102

12. فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ ، وَ الصَّلاةَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ
خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی .

نهج الحیاة، ص 102

13. جَعل الله ... الجِهادَ عِزّا ًللإسلام، و الصَّبرَ مَعُونَة عَلَی استِیجابِ الأجر
خداوند جهاد را موجب عزت و هیبت اسلام، و صبر را وسیله استحقاق و شایستگی پاداش حق تعالی قرار داد.

نهج الحیاة، ص 102

14. فَجَعَل اللّهُ‏ُ الإیمانَ تَطهِیراًُ مِنَ الشِّرک... وَ العَدلَ تَسکینا لِلقُلوبِ
خداوند ایمان را براى پاکى از شرک... و عدل و داد را براى آرامش دل‏ها واجب نمود.

نهج الحیاة، ص 102

15. إستَأذَنَ أعمَی عَلَی فَاطِمة (علیها السلام) فَحَجَبتِه، فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله) لها: لِمَ حَجَبتِیه و هُولا یَراکَ؟ فقالت (علیها السلام): "إن لَم یَکُن یَرانِی فإنِّی أراهُ و هُو یَشُمُّ الرِّیح" . فَقال رسول الله (صلی الله علیه و آله)" أشهَد أنَّکَ بضعَة مِنِّی "
مردی نابینا از حضرت فاطمه (علیها السلام) اذن خواست که داخل خانه شود. فاطمه )سلام الله علیها) خود را از او پوشاند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به فاطمه فرمود: به چه سبب خود را مستور کردی و حال این که این مرد نابینا تو را نمی بیند. حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد، "اگر او مرا نمی بیند، من او را می نگرم، و اگرچه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می کند." رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: "شهادت می دهم که تو پاره تن منی ".

بحار الانوار، ج 43، ص 91

16. نِعمَ تُحفَة المُؤمِن التَمر
برای مؤمن، خرما هدیه خوبی است .

کنز العمال، ج 12، ص 339

17. بشرٌ فی وَجهِ المُؤمِن یُوجِبُ لِصاحِبِه الجَنّة
پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است.

بحار الانوار، ج 75، ص401

18. قَالَت فاطمة (علیها السلام): قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): "مَثَل الإمامِ مَثَل الکَعبَةِ إذ تُؤتی و لا تَأتی"
از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) روایت شده که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرمودند: مثل امام همچون مثل کعبه است که باید به سویش روند، نه آن که (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید .

بحار الانوار، ج 36، ص 353

19. أزهَدُ النُاسِ مَن تَرَکَ الحَرام
زاهد ترین مردم کسی است که حرام را وانهد.

تحف العقول،ص519

20. ما یَصنَعُ الصّائِمُ بِصیامِه اِذا لَم یَصُن لِسانَه وَ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَه
روزه‏ دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده، روزه ‏اش به چه کارش خواهد آمد.

بحار الانوار، ج 93 ص 295

21. جَعَل الله ... إجتِنابَ القَذفِ حِجاباَ عَنِ اللَّعنَة، و تَرکُ السِّرقَةِ إیجَاباً لِلعِفًّة
خدای تعالی پرهیز از افترا و دشنام را برای دور شدن از لعنت واجب فرمود و دزدی را منع کرد تا راه عفت پویند.

نهج الحیاة، ص 102

22. أبوا هَذِه الأمَّه مُحمَّدٌ و عَلِىٌّ (علیهم السلام) یُقِیمان أوَدَهُم و یُنقِذانِهِم مِن العَذابِ الدّائِم أن أطاعُوهُمَا و یُبِیحانِهِم النَّعِیمَ الدّائِم إن وافَقُوهُما
محمد و على (علیهما السلام) دو پدر امت اسلام مى باشند، كجى ها را راست و انحرافات را اصلاح مى نمایند، اگر مردم ایشان را اطاعت كنند، این دو آنها را از عذاب جاویدان نجات مى دهند. و اگر مردم با ایشان موافق و همراه باشند، این دو، نعمت هاى پایدار خداوندى را ارزانیشان دارند.

نهج الحیاة، ص37

23. فَما جَعَلَ الله لأحَدٍ بَعدَ غَدِیرِ خُمٍّ مِن حُجَّةٍ و لاعُذرٍ
پس از غدیر خم، خداوند براى هیچ كس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است.

نهج الحیاة، ص42

24. و هُو الإمام الرَّبانِى و الهَیكَلُ النُّورانِى، قُطبُ الاقطابِ و سُلالَةُ الأطیابِ النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقطَةُ دائِرةِ الإمامَةِ و ابُو بُنیهِ الحَسن و الحُسین الَّذِین هُما رِیحانَتَى رسول الله سَیَّدى شَبابِ أهلِ الجنَّة
على امامى ربانى و الهى، و هیكلى نورانى و مركز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندى از خاندان پاكان، گوینده بحق و روا، جایگاه اصلى و محور امامت، و پدر حسن و حسین دو دسته گل پیامبر صلى الله علیه و آله و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است .

نهج الحیاة، ص44

25. إنِّى قَد استَقبَحتُ ما یُصنَع بِالنِّساء، أنَّه یُطرَحُ عَلى المَرأةِ الثَّوبُ فَیَصِفُها لِمَن رأى، فلا تَحمِلینِى عَلى سَرِیرٍ ظاهرٍ، أُستُرِینِى سَتَرَك الله مِنَ النّار
من بسیار زشت مى دانم كه (جنازه) زنان را پس از مرگ بر روى تابوت سرباز گذاشته و بر روى آن پارچه اى مى افكنند، كه حجم بدن را براى بینندگان نمایش مى دهد. مرا بر روى تابوت آن چنانى نگذار و بدن مرا بپوشان كه خدا تو را از آتش جهنم باز دارد.

نهج الحیاة، ص 89

26. و أنّى تُؤفَكُونَ؟ و كِتابَ الله بَینَ أظهُرِكُم، أمورُهُ ظاهِرةٌ و أحكامُهُ زاهِرَةٌ و أعلامُهُ باهِرَةٌ و زَواجِرُهُ و أوامِرهُ واضِحَه و قَد خَلَّفتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُم، أرَغبَةً عَنهُ تُریدُون أم بِغَیرِه تَحكُمُون؟
چرا بیراهه مى روید؟ در حالى كتاب خدا در میان شماست، مطالبش روشن است، و احكام آن درخشان، و نشانه هاى هدایت آن آشكار، و نهى و هشدارهاى آن روشن، و اوامرش واضح است، اما شما به قرآن پشت كردید، و از آن روى گردان شدید، آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟ یا داورى جز قرآن مى گیرید؟

نهج الحیاة، ص 106

27. رُوحِى، لِرُوحِكَ الفَداء و نَفسِى لِنَفسِكَ الوَقاء یا اباالحسن! إن كُنتَ فِى خَیرٍ كُنتُ مَعكَ و إن كُنتَ فِى شَرٍّ كَنتُ مَعكَ
على جان، جانم فداى جان تو، و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو، یا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیكى بسر مى برى با تو خواهم زیست و یا اگر در سختى و بلاها گرفتار شدى، باز هم با تو خواهم بود.

نهج الحیاة، ص147

28. الهِى و سَیِّدى أسئَلُكَ بِالَّذِین اصطَفَیتَهُم و بِبُكاءِ وَلَدَىَّ فّى مُفارِقَتِى، أن تَغفِرَ لِعُصَاةِ شِیعَتِى و شِیعَةِ ذُرِّیَتِى
پروردگارا! بزرگا! به حق پیامبرانى كه آنها را برگزیدى و به گریه هاى حسن و حسین در فراق من، از تو مى خواهم از گناهكاران شیعیان من و شیعیان فرزندان من درگذرى.

نهج الحیاة، ص148

29. الجَار ثُمَّ الدّار
اول همسایه، سپس خانه خود.

نهج الحیاة، ص149

30. إنِّى لاأُحِبُّ الدُّنیا
من دنیاى دنیاپرستان را دوست ندارم.

نهج الحیاة، ص153

31. خَیرٌ لِلنِّساءِ أن لایَرَینَ الرِّجال و لایَراهُنَّ الرِّجالُ
آن چه براى زنان نیكو است، اینكه بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند.

نهج الحیاة، ص160

32. إذا حُشِرتُ یَومَ القِیامَةِ أشفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النَّبِى (صلى الله علیه و آله)
آنگاه كه در روز قیامت برانگیخته شوم، از گنهكاران امت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) شفاعت خواهم كرد.

نهج الحیاة، ص205

33. إن كُنتُ تَعمَُل بِما أمرناكَ و تَنتَهِى عَمَّا زَجَرناكَ عَنهُ فَأنتَ مِن شِیعتِنا و إلّا فَلا
اگر به آن چه به شما امر مى كنیم، عمل مى كنى و از آن چه شما را برحذر مى داریم، دورى مى كنى از شیعیان مایى والا هرگز!

نهج الحیاة، ص206

34. حُبِّبَ إلىَّ مِن دُنیاكُم ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللهِ و النَّظَرُ فِى وَجهِ رسول الله و الإنفاقَُ فِى سَبِیل الله
از دنیاى شما سه چیز محبوب من است:1. تلاوت قرآن، 2. نگاه به چهره رسول خدا (صلى الله علیه و آله، 3. انفاق در راه خدا.

نهج الحیاة، ص271

35. یَا رَسُول الله، إنَّ بَناتَ النَّاسِ یَتَزَوَّجنَ بِالدَّراهِم فَما الفَرقُ بَینِى و بَینَهُنَّ؟ أسألُكَ أن تَرُدَّها و تَدعُوا اللهَ أن یَجعَلَ مَهرِى الشَّفاعَةَ فِى عُصاةِ أُمَّتِكَ
اى پیامبر خدا! همانا دختران مردم در ازدواج خود درهم ها را مهریه خود قرار مى دهند. پس فرق من با آنها چیست ؟! از تو مى خواهم، درهم و دینار را مهریه من قرار ندهى، بلكه از خدا بخواهى تا مهریه من، شفاعت كردن از گنهكاران امت تو باشد.

نهج الحیاة، ص328

36. إنَّ أبِى (صلى الله علیه و آله) نَظَر إلى عَلىٍّ و قَال: هَذا و شِیعتُهُ فِى الجَنَّه
روزى پدرم رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) به على (علیه السلام) نگاه كرد و (با اشاره با او) فرمود: این مرد و پیروان او در بهشتند.

نهج الحیاة، ص326

37. شِیعَتُنا مِن خِیار أهلِ الجنَّه، و كُلُّ مُحِبِّینا و مَوالِى أولِیائِنا و مُعادِى أعدائِنا
شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود.

نهج الحیاة، ص206

38. والمُسلِمُ بِقَلبِه و لِسانِه لَنا لَیسُوا مِن شِیعَتِنا إذا خَالَفُوا أوامِرنَا و نَواهِینَا فِى سَائِر المُوبِقاتِ
كسى كه با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده، اما از اوامر ما سرپیچى كند و نواهى و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعى ما نخواهد بود.

نهج الحیاة، ص207

39. اللّهُمَّ إلیكَ نَشكُو فَقدَ نَبِیِّكَ و رَسُولِكَ و صَفِیِّكَ و إرتِدادِ أُمَّتِه
پروردگارا! بسوى تو شكایت مى كنم، اندوه از دست دادن پیامبر و فرستاده و برگزیده ات را و به تو شكایت مى كنم از ارتداد امت پیامبر (صلى الله علیه و آله)

نهج الحیاة، ص202

40. إنَّ فِى الجُمعُة لَساعَةً لایُوافِقُها رَجُلٌ مُسلِمٌ یَسألُ الله عزوجل فِیها خیراً إلا أعطاهُ إیّاه، فَقُلتُ یا رسول الله أىَّ سَاعَةٍ هِىَ؟ قال إذا تَوَلّى نِصفُ عَینِ الشَّمس لِلغُروبِ
حضرت درباره دعای روز جمعه از رسول الله (صلوات الله علیه و آله) نقل می کنند که حضرت فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه هر خواسته خیر و نیكوئى در آن ساعت به اجابت مى رسد. پرسیدم یا رسول الله! كدام ساعت است. فرمود: آنگاه كه نصف قرص خورشید در افق پنهان شود.

نهج الحیاة، ص152

حدیث از حضرت محمد (ص)

1) مسلمان آیینه مسلمان است، وقتی چیزی در او دید باید برطرف نماید.

2) خداوند در روز رستاخیز می گوید : ای فرزند آدم ! بیمار شدم و مرا عیادت نکردی ، گوید : خدایا چگونه تو که پروردگار جهانیانی عیادت کنم ، گوید: مگر نمی دانی که فلان بنده ی من بیمار بود و او را عیادت نکردی مگر نمی دانی که اگر او را عیادت می کردی مرا پیش او می یافتی ؟

ای فرزند آدم ! من از تو غذا خواستم و تو به من غذا ندادی. گوید : پروردگارا ! چگونه تو را که پروردگار جهانیانی غذا دهم ؟ گوید : مگر نمی دانی که فلان بنده من از تو غذا خواست و او را غذا ندادی ! مگر نمی دانی که اگر او را غذا می دادی اکنون پاداش آن را پیش من می یافتی.
ای فرزند آدم ! از تو آب خواستم به من آب ندادی . گوید : پروردگارا ! چگونه تو را که پروردگار جهانیانی آب دهم ؟ گوید فلان بنده ی من از توآب خواست به او آب ندادی اگر به او آب می دادی اکنون پاداش آن را نزد من می یافتی.

3) آبرویتان را به وسیله اموالتان حفظ کنید. .

4) هر کس از آبروی برادر خویش دفاع کند خدا آتش را از چهره ی وی باز دارد.

5) هر که در غیاب برادرش از آبروی وی دفاع کند ، بر خدا واجب است که او را از جهنم مصون دارد.

6) بهترین شما کسی نیست که دنیا ی خود را برای آخرت خود واگذارد و نه آخرت خویش را برای دنیا واگذارد باید از هر دو بهره بگیرد که دنیا وسیله رسیدن به آخرت است و سربار مردم نباشید.

7) دنیای خویش را اصلاح کنید و برای آخرت خویش بکوشید چنانچه که فردا خواهید مرد.

8) پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت کسی است که آخرت خود را به دنیا ی دیگری فروخته باست.

9) بهترین شما کسی است که آخرت خود را برای دنیا از دست ندهد و دنیای خود را برای آخرت از دست ندهد و سربار مردم نباشد.

10) ای مردم خدای شما یکی و پدر شما یکی است همه فرزندان آدمید وئ آدم از خاک است هر کس از شما پرهیزکارتر است پیش خدا بزرگوارتراست. عربی برعجمی جز پرهیزکاری امتیاز ندارد.

11)اگر به اندازه کوه احد طلا داشتم دوست داشتم پس از سه روز چیزی از آن نزد من نباشد مگر چیزی که برای قرض ذخیره کرده باشم.

12) نیکی به خوبی لباس و ظاهر نیست بلکه نیکی به آرامش و وقار است .

13) زیان کار ترین مردم آن کسی است که عمری را به آرزو گذراند و روزگار، وی را به منظورش نرسانده باشد و از دنیا بی توشه بیرون رود و در پیشگاه خداوند دلیل نداشته باشد .

14) برامت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوی دراز بپرهیزید که موجب هلاکت امتها است.

15) ان که در دنیا مردم را بیشتر آزار دهد، در روز رستاخیز پیش خدا از همه ی مردم عذاب وی سخت تر است.

16) کسی که از گناه توبه کند چنان است که گناه نکرده باشد و کسی که از گناه آمرزش طلبد و باز مرتکب آن شود چنان است که پروردگار خویش را به مسخره کند و هر که مسلمانی را آزار رساند گناهش به اندازه نخلستانها ست .

17) هر که مسلمانی را آزار کند مرا آزرده و هر که مرا آزار کند خدا را آزار داده است .

18) روا نست که مومنی به برادر خویش به تندی نظر کند که مایه ی آزار او شود.

19) خداوند بنده ای را که هنگام خرید و فروش و هنگام پردات و دریافت آسان گیر است را دوست دارد.

20) خداوند شخص آسان گیر آزاده را دوست دارد.

21) تعلیم دهید و سهل گیری و سخت مگیرید. گشاده رویی کنید و خشونت مکنید و چون یکی از شما خشمگین شود خاموش ماند.

22) هر که آسان گیر و نرم خو باشد خدا او را به جهنم حرام کند.

23) با کسان سهل انگاری کن تا با تو سهل انگاری کنند.

24) خداوند به حکمت و فضل خویش، آسایش و شادی را در یقیین و رضا قرار داده و غم و اندوه را در تردید و غضب ودیعه نهاده است.

25) در موقع آسایش خدا را بشناس تا در موقع سختی تو را بشناسد.

26) سرکشی، آفت شجاعت است--- تفاخر، آفت شرافت است --- منّت ، آفت بخشش است --- خود پسندی، آفت زیبایی است --- دروغ ، آفت سخن گفتن است --- فراموشی، آفت دانش است --- سفاهت ، آفت بردباری است --- اسراف آفت بخشش است --- هوس آفت دین است.

27) در باره مخلوقات خدا تفکر کنید و ردباره ذات خدا تفکر نکنید که هلاک خواهید شد.

28) از جمله لوازم آمرزش، ادای سلام و نیکی کلام است.

29) از جمله لوازم آمرزش این است که برادر مومن خود را خرسند سازی.

30 ) چه خوب است که آدم گاهی خلوت کند و گناهان خود را به یاد آورد و از خدا آمرزش خواهد.

31) چون خدا پشیمانی بنده ای را از گناهی بداند پیش از آنکه آمرزش بخواهد وی را بیامرزد.

32) هر که گناهش او را دلتنگ کند، آمرزیده شود اگر چه آمرزش نخواهد.

33) دانش بیاموزید و با دانش، وقار و آرامش آموزید و نسبت به آموزگار خویش فروتن باشید.

34) دانشمندی که از علم او استفاده شود از هزار عابد بهتر است.

35) وقتی خداوند بنده ای را دوست دارد، وی را مبتلا سازد تا تضرع او را بشنود.

36) وقتی بنده ای در عمل کوتاهی کند، خداوند او را به غم مبتلا سازد.

37) خداوند بنده ی مومن خود را به معرض مبتلا می کند تا گناهان او را بریزد.

38) خدا آنسانی را که چیزی از ما بشنود و همانطور که شنیده به دیگران برساند، یاری کند.

39) چه نیکو عطایی است سخن حقّی که بشنوی و به برادر مومن خویش برسانی.

40) خداوند کمک را به قدر احتیاج نازل می سازد و صبر را به اندازه بلا می دهد.

41) هر که میان روی کند فقیر نشود.

42) وقتی حکم می کنید به عدل رفتار کنید و وقتی سخن می گویید نیک گویید زیرا خداوند نیک است و نیکو کاران را دوست دارد.

43) نیکی آن است که خدا را چنان پرستش کنی که گویی او را می بینی اگر تو او را نمی بینی ، او تو را می بیند.

44) خداوند نیکو کار است شما نیز نیکویی کنید.

45) احمق به واسطه حماقت ، بیشتر از بدکار گناه می کند.

46) ایمان خویش را خالص کن تا اندک عبادت تو را کفایت کند.

47) خداوند از عبادات جز آنچه که خاصّ او با شد و به خاطر او انجام گیرد نمیپذیرد.

48) هر کس از شما اخلاقش نیک تر ، ایمانش بهتر.

49) مال شما به همه نمی رسد پس با اخلاق خود همه را خرسند کنید.

50) خوش اخلاقی گناه را محو می کند چنانچه که آفتاب یخ را ذوب می کند.

51)از همه مردم ایمان آن کس کامل تر است که اخلاقش نیک تر است و با کسان خود بهتر رفتار می کند.

52) بد گویی و بدزبانی از صفات اسلام نیست و از همه مردم، اسلام آن کس بهتر است که اخلاقش نیکو تر است.

53) هر کس از شما خوش خلق تر است پیش من محبوب تر است.

54) هر کجا هستی از خدا بترس, به دنبال گناه ،کار نیک انجام بده ، تا آن را محو کند و با مردم خوش اخلاق و نیکو رفتار باش.

55) اخلاق خوب در ده چیز است: راستی گفتار، پای مردی در جنگ، عطای سائل، نیکی در عوض نیکی، حفظ امانت، پیوند خویشان، حمایت همسایه، حمایت دوست، مهمانداری و سرسلسله آن حیا است.

56) خداوند این دین را خاصّ خود کرده است، با دین شما جز بخشش و خوش خلقی سازگار نیست؛ دین خود را به این دو صفت آرایش دهید.

57) بنده به وسیله خوش خلقی به مقام روزه دار و نمازگزار می رسد.

58) میانه روی یک نیمه معیشت است و خوش خلقی یک نیمه دین است.

59) فقری سخت تر از نادانی نیست. مالی سودمندتر از خرد نیست. تنهایی موحش تر از خودپسندی نیست. شرفی چون نیک خویی نیست. عبادتی چون تفکر نیست.

60) اساس عقل بعد از ایمان به خدا، حیا و نیک خویی است.

61) کرامت انسان به دین اوست و مروت وی به عقل اوست و شرف وی به اخلاق اوست.

62) هر گناه نزد خدا توبه ای دارد مگر بدخویی که بدخوی از گناهی باز نگردد مگر به بدتر از آن رو کند.

63) هیچ پدری مالی بهتر از ادب نیک، به فرزند خود نداده است.

64) شش صفت را برای من تعهد کنید تا بهشت را برای شما تعهد کنم: هنگام تقسیم ارث به یکدیگر ستم مکنید، با مردم به انصاف رفتار کنید، هنگام جنگ با دشمن ترسان مباشید، در غنائم خیانت مکنید،و ظالم را از مظلوم دفع کنید.

65) هر که به دانش از دیگران پیش تر است، قیمتش بیشتر است.

66) استغفار وسیله ی محو گناهان است.

67) با استغفار هیچ گناهی کبیره نیست، و با اصرار هیچ گناهی، صغیره نیست.

68) هر که استغفار کند، خدا برای او از هر غمی گشایشی و از هر تنگنایی مفّری پدید آرد. و او را از جایی که انتظار ندارد روزی دهد.

69) هر دردی را دوایی استو دوای گناهان آمرزش خواستن است.

70) یکی از اقسام اسراف یان است که هرچه می خواهی بخوری.

71) هرکه میانه روی کند خدا بی نیازش کند و هر که اسراف کند خدا فقیرش کند و هرکه فروتنی کند خدایش بالا برد و هرکه بزرگی فروشد خدایش در هم شکند.

72) هر که یک وجب از جماعت دور شود خدا طوق مسلمانی از گردن وی بردارد.

73)محکمترین دستاویزهای اسلام این است که کسی را برای خدا دوست داری و کسی را برای خدا دشمن داری.

74) بهترین ایمان آن است مردم از تو در امان باشند و بهترین اسلام آن است که مردم از دست و زبان تو به سلامت باشند.

75)بهترین اقسام صدقه آن است که میان دو کس را اصلاح کنی.

76)می خواهید شما را از چیزی که بهتر از روزه و نماز و صدقه است خبر دهم؟ اصلاح میان افراد، زیرا فساد میان مردم مایه هلاکت است.

77) هر که روابط خویش را با خدا نیکو نماید، خداوند روابط او را با مردم به اصلاح دارد، و هر که پنهان خویش را اصلاح کند خدا ظاهرش(عیان) او را به صلاح آورد و هر که برای آخرت خویش کار کند، خدا دنیای وی را کفایت کند.

78) اطاعت هیچ کس در معصیت خدا روا نیست، اطاعت فقط در کار نیک است.
79) بهترین کارها در پیش خدا آن است که بینوایی را سیر کنند، یا قرض او را بپردازند یا زحمتی را از او دفع نمایند.

80) هر که مسلمان گرسنه ای را غذا دهد، خدا از میوه های بهشت به او بخوراند.

81) نام نیک و ملایمت و اعتدال یک جزء از بیست و چهار جزء پیغمبری است.

82) میانه روی در خرج یک نیمه معیشت است و دوستی با مردم یک نیمه عقل است و خوب پرسیدن یک نیمه دانش است.
83) هرکه مشورت کند پشیمان نشود و هر که میانه روی کند فقیر نگردد.

84) چه نیک است اعتدال هنگام بی نیازی، چه نیک است اعتدال هنگام نداری، و چه نیک است اعتدال در عبادت.

85) از افراط در کار دین بپرهیزید که پیشینیان شما از افراط در کار دین هلاک شدند.

86) هیچ کس نزد خدا از پیشوایانی که چون گوید راست گوید و چون حکم کند عدالت کند برتر نیست.

87) با کسی که تو را امین می داند به امانت رفتار کن و با کسی که به تو خیانت کرده است خیانت مکن.

88)وقتی در برادر خود سه صفت دیدی به او امیدوار باش : حیا و امانت و راستی و اگر این صفات را ندارد از او امیدی نمی توان داشت.

89) شش چیز را از طرف خود برای من تعهد کنید تا من بهشت را برای شما ها تعهد کنم : وقتی سخنی می گوئید ، راست گوئید. وقتی وعده می کنید، وفا کنید. وقتی امانت به شما سپردند، ردّ کنید (به صاحبش برگردانید) خویشتن را از آمیزشهای نا پاک حفظ کنید. چشم های خود را ] از نگاه های نا روا[ ببندید و دست خویش را ] از اعمال ناپسند[ نگه دارید.

90) به تو سفارش می کنم که در نهان و عیان پرهیزکار باشی وقتی بدی کردی نیکی کن و از کسی چیزی مخواه، امانت مگیر و میان دو کس قضاوت مکن.

91)هر که امانت ندارد ایمان ندارد و هر که پیمان نگه ندارد دین ندارد.

92)سه چیز است که هیچ کس به ترک آن مجاز نیست: نیکی با پدر و مادر مسلمان باشند یا کافر، وفای به عهد برای مسلمان یا کافر، و رد امانت مسلمان یا کافر.

93) اگر می خواهید که خدا و پیغمبر او شما را دوست بدارند وقتی امانتی به شما سپردند ردّ کنید و همین که سخن می گوئید راست گوئید و با همسایگان خود به نیکی رفتار کنید.

94) امانت موجب رزق است و خیانت باعث فقر.

95) خداوند برای این امت آسانی را پسندیده و سختی را نپسندیده است.

96) بهترین امت من دانشمندان هستند، و بهترین دانشمندان امت من دانشمندان بردبار هستند.

97) آن که به کار نیک فرمان می دهد مانند کسی است که آن را انجام می دهد.

98) لبخند زدن تو روی برادر خویش برای تو صدقه است و ترغیب به نیکی و جلوگیری از بدی صدقه است و راهنمایی کسی که راه را گم کردهاست صدقه است و دور کردن سنگ و خار و استخوان از راه برای تو صدقه است.

99) جهاد چهار قسم است: امر به معروف و نهی از منکر و راستی در موقع صبر و تنفر از فاسق.

100) امر به معروف کنید و گرچه خودتان نکنید و نهی از منکر کنید گر چه از همه آن اجتناب نکنید.

101) بهترین مردم کسانی هستند که قرآن بهتر بخوانند ودرکار دین داناتر باشند واز خدا بیشترترسند وبه نیکی بیشتر امر کنند واز بدی بیشتر جلوگیری کنند وبا خویشاوندان بیشتر نزدیک شوند.

102) هرکس از شما نا شایسته ای بیندبه دست خویش مانع آن شودواگرنتواندبه زبان مانع شود واگر نتواند به دل مانع شود که حدّاقل ایمان همین است.

103) وقتی دیدید نمی توانید چیزی را تغییر دهید صبرکنیدتا خدا آنرا تغییر دهد.

104) دومستی شما را خواهد گرفت : مستی عیش دوستی وعلاقه به نادانی درآن هنگام امر به معروف ونهی از منکر نکنید.

105) امنیت وسلامت دو نعمت است که بسیاری ازمردم درآن مغبونند.

106)هر کسی خشمی را که تواند آشکار کند ؛فروبرد، خدا وی را از امنیت وایمان سر شار کند.

107)هر که تنش سالم است ودر جماعت خویش ایمن است قوت روز خویش داردجهان سراسر مال ا
اوست.

108)کسی به بهشت می رود که امید آن دارد وکسی از جهنم دور می ماند که از آن بیمناک باشد ،خداوند فقط به کسی رحم میکند که رحم کند.

109)هر که خاص خدا شود خدا همهء حاجات او را کفایت کند واز جایی که انتظار ندارد روزیش دهدوهر که خاص دنیا شود خدا او را به دنیا واگذارد.

110)انتظار گشایش از جانب خداوند عبادت است وهرکه به روزی اندک راضی باشد خداوند از او به عبادت اندک راضی می شود.

111)وقتی گناهان بنده فزونی گیرد وکار نیک آن قدر نداشته باشد که گناهان را جبران کند خداوند او را به غم مبتلا سازد تا گناهانش را جبران کند.

112)به زیارت قبرها برو تا آخرت را به یاد آری و مردگان را غسل بده زیرا زیرورو کردن جسد موعظه ای کامل است . بر مردگان نماز گزار،شاید بدین وسیله غمگین شوی زیرا شخص غمگین روز رستاخیز در سایه خدا در معرض همه نیکی هاست.

منبغ:نسیم رضوان

مجموعه شعر خوانی تصویری از زنده یاد آقاسی

مجموعه شعر خوانی تصویری از زنده یاد آقاسی

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

 

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش

اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما

با همه لحن خوش آواییم در به در کوچه تنهاییم

هر کسی کسی دارد

روز و شب گویم به آوای جلی

خبر آمد خبری در راه است

از ذکر علی مدد گرفتیم

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت WMV

برنامه شبستان (بخش اول)

برنامه شبستان (بخش دوم)

باز کنم راز سه مظلومه را ، فاطمه و زینب و معصومه (س) را (دانلود این فایل با پسوند 3gp ویژه موبایل)

 

مشاهده آنلاین این مجموعه

نوحه آذری ای قلم سوزلرینده اثر یخ

نوحه آذری ای قلم سوزلرینده اثر یخ از ابراهیم رهبر

 

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

نوحه آذری ای قلم سوزلرینده اثر یخ - ابراهیم رهبر

 

مشاهده آنلاین این فیلم

صحبت های کودک با امام زمان (عج)

کلیپ تصویری صحبت های کودک با امام زمان (عج)

  

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

کلیپ تصویری صحبت های کودک با امام زمان (عج)

 

مشاهده آنلاین این فیلم

فیلم در این قطعه از بهشت

مستند در این قطعه از بهشت (راهنمای زائرین امام رضا (ع))

 

لینک مستقیم - فرمت MP4

دانلود مستند در این قطعه از بهشت - (حجم: 84 مگابایت)

 

مشاهده آنلاین این فیلم

 

دانلود مستند " در این قطعه از بهشت " با کیفیت بالا - حجم 272 مگابایت

 

بخش اول | بخش دوم | بخش سوم | بخش چهارم | بخش پنجم | بخش ششم

 

- رمز فایل :   www.yasinmedia.com


- توجه: جهت مشاهد در دستگاهای وی سی دی پلیر می بایست فایل دانلود شده را پس از خارج نمودن از حالت فشرده با نرم افزار Nero به صورت VCD رایت نمایید .

 

* ماجرای ساخت فیلم مستند " در این قطعه از بهشت " (وبلاگ پنجره بهشتی)

فیلم زیبا و تاثیر گذار ساحل نجات - شفای سرطان پسربچه سنی

فیلم مستند شفای سرطان پسربچه سنی در مسجد جمکران، کاری از موسسه آینده روشن .

لینک مستقیم - فرمت MP4

 

دانلود مستند شفای سرطان پسربچه سنی در مسجد جمکران - (حجم: 105 مگابایت)

 

مشاهده آنلاین این فیلم

 

دانلود با کیفیت بالا - فرمت AVI

حجم: 200 مگابایت

قسمت اول قسمت دوم

 

رمز فایل : www.yasinmedia.com

 

- راهنما:
1. بعد از دانلود کامل هفت قسمت، فیلم را از حالت فشرده خارج کنید
2. هم اکنون می توانید توسط برنامه های مانند Power Iso برنامه را رایت یا در داخل درایو مجازی، فیلم را اجرا نمایید .

 

 

مستند شعبده شیطان

مستندی درباره مدعیان دروغین مهدویت و پیامبری که با ادعاهای خرافی،مردم ناآگاه زیادی را فریفته بودند.این مستند همچنین به واکاوی و بررسی افکار و عقاید خرافی مثل "تکریم گوساله ی نظر کرده و چند عقیده تأسف بار و خرافی دیگر می پردازد . 

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

 

شعبده شیطان (قسمت اول)

شعبده شیطان (قسمت دوم)

شعبده شیطان (قسمت سوم)

شعبده شیطان (قسمت چهارم)

شعبده شیطان (قسمت پنجم)

شعبده شیطان (قسمت ششم)

شعبده شیطان (قسمت هفتم)

 

مشاهده آنلاین این مجموعه

 

رمز فایل : www.yasinmedia.com

فیلم نشست درباره شیطان پرستی - اسماعیل شفیعی سروستانی

فیلم نشست درباره شیطان پرستی با سخنرانی اسماعیل شفیعی سروستانی

  

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

 

شیطان پرستی و شیطان پرستان مدرن (قسمت اول) - (حجم: 148 مگابایت)

شیطان پرستی و شیطان پرستان مدرن (قسمت دوم) - (حجم: 140 مگابایت)

 

مشاهده آنلاین این مجموعه

فیلم توصیه هایی به زائرین خانه خدا - استاد قرائتی

فیلم توصیه هایی به زائرین خانه خدا از استاد قرائتی

 

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

فیلم توصیه هایی به زائرین خانه خدا از استاد قرائتی - (حجم: 137 مگابایت)

 

مشاهده آنلاین این فیلم

نور الاحکام (1) - آموزش احکام به زبان عربی

مجموعه تصویری آموزش احکام (1) به زیان عربی

 

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

نور الاحکام (1)

التقلید

المطهرات

النجاسات

تطهیر الثوب

تطهیر البدن

تطهیر الارض

الوضو

غسل الوجه

غسل الیدین

المسح

شروط الوضو

الوضو الارتماسی

الوضو الجبیری

مبطلات الوضو

الغسل

الغسل الترتیبی

غسل الراس

غسل الجانبین

غسل الارتماسی

شکوک الغسل

الاحکام المحتضر

احکام المیت

التیمم

احکام التیمم

 

مشاهده آنلاین این مجموعه

اس ام اس های جدید ویژه عید قربان 1390

 

همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن . 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

۱۱. عید سعید قربان لغو شد !

( ستاد روحیه دهی به گوسفندان )

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بهت تبریک میگم ، کاری که تو کردی واقعا شاهکار بود .خیلی حرفه ای هستی، هیچکی فکرشو نمیکرد بتونی دیروز از زیر تیغ فرار کنی تو باعث افتخار بقیه گوسفندایی!

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

همیشه آرزو داشتم جگرتو بخورم و الان خیلی خوشحالم. چون فردا دیگه به آرزوم میرسم.

این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 

عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم! 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

از امروز ۳ روز بیشتر زنده نیستی… از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند عزیز!
پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم!
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

این روزا خیلی مواظب خودت باش… جونت در خطره… ممکنه سرتو ببرن…
این اس ام اس رو برای گوسفند های دیگه هم بفرست.
پیشاپیش عید قربان مبارک
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

عید قربان نزدیک است تا می تونی علف بخور قیمتت بره بالا 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

عید قربون پارسال که در رفتی امسال چیکار می خوای بکنی؟ 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

تا حالا فکرکردی اگرخدابه حضرت ابراهیم امرمی کرد به جای پسرش زنشو قربانی کنه این مراسم هرسال باچه شکوهی تکرار می شد؟ 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از امروز ، ۲ روز دیگه بیشتر زنده نیستی ، از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند جون ، پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم .
عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست
بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است
عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو را اینجاست اسماعیل در جان
که خواهد کردش ابراهیم قربان . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همچو ابراهیم دیدم شکل قربانی به خواب شکر الله بی عوض مقبول شد قربان من


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 

و آنگاه که ابراهیم با غالب آمدن بر وسوسه های شیطانی، کارد را بر گلوی اسماعیل نهاد تا او را قربانی کند…


* * * * * * * * * * * * * * * * *

عید قربان گشته با یلدای طولانی به یک شب
این عید مبارک بُد و آن شب به سلامت

آموزش تصحیح قرائت نماز

مجموعه تصویری تصحیح قرائت نماز توسط استاد حیدر کسمایی

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

دانلود آموزش تصحیح قرائت نماز - حیدر کسمایی (حجم 157 مگابایت)

 

مشاهده آنلاین این فیلم

آموزش تصویری مناسک حج

مجموعه ارزشمند آموزش تصویری مناسک حج توسط استاد فلاح زاده (تهیه شده توسط موسسه مشعر) تقدیم به کاربران عزیز.

 

قبل از سفر

در شهر پیامبر (ص)

احرام عمره

محرمات احرام

طواف

طواف و نماز طواف

سعی بین صفا و مروه

احرام حج

وقوف در عرفات

وقوف در مشعر

اعمال روز عید قربان

اعمال منا

اعمال مکه

مجموعه کامل نور احکام - آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

مجموعه ارزشمند آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

 

تهیه شده توسط: حوزه علمیه قم مدرسه شهیدین و مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی زیر نظر استاد فلاح زاده

 

دانلود با لینک مستقیم - فرمت MP4

 

نور احکام (1) - از تقلید تا پایان احکام طهارت:

 

ضرورت و مفهوم تقلید - تقسیم بندی احکام

مطهرات و انواع و احکام آبها

نجاسات، چگونگی نجس شدن اشیا پاک و تقسیم مفیدی از حیوانات حلال گوشت و حرام گوشت

تطهیر لباس، فرش و پارچه با آب کر یا قلیل

چگونگی تطهیر بدن و ظروف با آب کر یا قلیل

تطهیر زمین و اشیا دیگر با آب کر یا قلیل

کلیات وضو و اعمال آن

نیت وضو، شستن صورت و احکام آنها

مسایل مربوط به شستن دستها

مسح سر و پاها

شرایط وضو

وضوی ارتماسی و مسایل آن

وضوی جبیره،انواع زخم و شکستگی و احکام آنها

مبطلات وضو

غسل و انواع آن

کلیات مربوط به غسل ترتیبی

نیت و شستن سر و گردن در غسل

شستن طرف راست و طرف چپ بدن

غسل ارتماسی و احکام آن

شکیات غسل

احکام و آداب محتضر

احکام غسل، کفن، حنوط،نماز و دفن میت

تیمم صحیح و موارد جواز آن

برخی مسایل مورد ابتلا در تیمم

 

نوراحکام (2) - از ابتدای نماز تا آخر شکیات

 

نماز،تقسیمات و مقدمات آن

طهارت ظاهری(پاکی بدن و لباس از نجاست)

پوشش نمازگزار و احکام آن

احکام لباس و حجاب و نگاه

تقسیم بندی افراد محرم و نامحرم

احکام وقت نماز

قبله و احکام مربوط به آن

مکان نمازگزار و مسایل آن

احکام مسجد

اذان و اقامه

واجبات نماز و تقسیم ارکان و غیر ارکان

نیت،تکبیرة الاحرام و قیام

قرائت و مسایل مربوط به آن

احکام رکوع

مباحث مربوط به سجده

تشهد و سلام

ترتیب و موالات

قنوت و تعقیبات

سجده سهو و موارد آن

مبطلات نماز

شکیات نماز

 

نوراحکام (3) -از نماز قضا تا روزه:

نماز قضا

نماز جماعت

شرایط نماز جماعت

پیوستن به جماعت

نماز جمعه

نماز عید

نماز آیات

نماز مسافر

احکام قرآن

آداب مقدمات نماز

آداب اذان تا قیام

آداب قرائت و رکوع

آداب سجده

آداب قنوت و تعقیبات

مکروهات نماز

آداب جماعت

 

نوراحکام (4) - از روزه تا معاملات:

 

نمازهای مستحب

روزه

نیت روزه

مبطلات روزه

قضا و کفاره

زکات فطره

اعتکاف

اهمیت زکات

موارد زکات

مصارف زکات

اهمیت خمس

موارد خمس

مصارف خمس

انفال

امر به معروف و نهی از منکر

جهاد و دفاع

 

نوراحکام (5) - از معاملات تا آخر رساله:

 

خرید و فروش

احکام خرید و فروش

ربا

شفعه

اجاره

قرض

مضاربه

صدقه و هدیه

وقف

نذر، قسم

اشیا پیدا شده

اهمیت ازدواج

خواستگاری، مهریه

احکام عقد

احکام ازدواج

وصیت

ارث

حدود و تعزیرات

برخی از گناهان

خاتمه

 

مشاهده آنلاین این مجموعه

دانلود کتاب نهج البلاغه

 

نهج‌البلاغه، مجموعه‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و اندرزهای (حکمت‌ها)ی علی ابن ابی‌طالب، امام اول شیعیان است.
گردآورندهٔ نهج‌البلاغه، ابوالحسن محمد بن حسین موسوی معروف به سید رضی و شریف رضی است. نهج‌البلاغه عنوانی است که سید رضی برای منتخبی از خطبه‌ها و مواعظ، نامه‌ها و عهدنامه‌ها، و کلمات کوتاه و قصار علی بن ابی‌طالب برگزیده‌است. مطالب این کتاب از جمله شیواترین متون عربی محسوب می‌شود.

این کتاب بر در سه باب آمده است:
- باب اول: خطبه‌ها
- باب دوم: نامه‌ها
- باب سوم: کلمات قصار

----------------------------------------------------------------------------------------

مشخصات

فرمت کتاب: HTML
زبان: Persian
حجم فایل: 15.1 مگابایت
تاریخ انتشار: 13:40 - 90/5/31

دانلود

نهج البلاغه - امام علی (ع) - ترجمه صوتی فارسی

نهج البلاغه

امام علی (ع)

ترجمه: علامه محمد تقی جعفری

مسئولین محترم موسسه علامه محمد تقی جعفری و شرکت آویژه سیستم لطف کردند و اجازه دادند بخش صوتی فارسی از نرم افزار چند رسانه ای نهج البلاغه گویا در این سایت برای دانلود به صورت رایگان قرار بگیرد. ضمن قدردانی و سپاسگذاری از این اقدام با ارزش ایشان به اطلاع دوستان می رسانیم که در صورت تمایل به دسترسی به کتاب صوتی نهج البلاغه با کیفیت بالا به هر دو زبان فارسی و عربی همچنین بخش های نرم افزاری نرم افزار نهج البلاغه گویا می توانند وارد سایت موسسه علامه محمد تقی جعفری شده و نرم افزار نهج البلاغه گویا را به صورت پستی خریداری کنند.

قسمت اول - خطبه ها

دانلود بخش اول (حجم: 17.6MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 24.6MB)

دانلود بخش سوم (حجم: 23.3MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: 27.6MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 

 

قسمت دوم - نامه ها

دانلود بخش اول (حجم: 13MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 14.3MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 

 

قسمت سوم - کلمات قصار

دانلود بخش اول (حجم: 14.3MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 16MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 

 

دوستانی که به اینترنت پر سرعت دسترسی ندارند می توانند از این مرکز دانشنامه ی جامع نهج البلاغه را به صورت پستی تهیه کنند. 

فهرست کتاب های موجود

فهرست نویسندگان 

کتاب های صوتی انگلیسی 

راهنمای دانلود

راهنمای ساخت کتاب های صوتی

یا مهدی

کشف دست خط امام علی (ع)

اخیرا مسجدی در نزدیکی شهر مکه مکرمه کشف شد که در آن سنگ بزرگی وجود دارد و جملاتی از دست نوشته های مولای متقیان، حضرت علی (ع) بر روی آن نوشته شده است.

 

کارشناسان مسائل آثار تخمین زده اند که عمر این مسجد که توسط کارگرانی که در حال حفاری کوه «جمرات» بودند کشف شد، به بیش از هزار و دویست سال باز می‌گردد.

در همین راستا دو روز پیش نیز خبری تحت عنوان «کشف جدید قبرستان “بنی هاشم” نزدیک مسجدالحرام» از کشف قبرستان خانوادگی در اطراف مکه مکرمه که به فرزندان «بنی هاشم بن عبد مناف» و «بنی عبدالمطلب بن عبدمناف» تعلق داشته، خبری رسید .

مهربانی با یتیمان امام علی (ع)

منابع مقاله:

سیمای حکومتی امام علی (ع)، بابازاده، علی اکبر؛

حکومت علی علیه السلام که حکومت «عدل» بود، وی در عمل برای جهان و اندیشمندان روشن ساخت که در زعامت آن حضرت حتی یک نفر یتیم، خود را بی پناه ندانسته، و با درگذشت پدر مستقیما تحت نظارت و جانشین به حق انبیاء و اولیاء قرار گرفته، و آن چنان مورد لطف و عنایت مولایش قرار می گیرد، که دیگران در آن عصر آرزوی یتیمی می کردند! !

«ابوالطفیل» می گوید: علی علیه السلام در دوران حکومت خویش افراد مستمند و بی نوا را مورد عنایت قرار می داد، روزی او را مشاهده کردم که بچه های یتیم و بی سرپرست را به دور خود فراخوانده، ناگاه تمام یتیمان را جمع کرده، و سفره مناسبی بازکرد، و «عسل» و سایر نیازمندی ها را دور هم چید، و لقمه های لذیذ و عسلی بر دهان آنان گذاشت، و این منظره آن چنان مؤثر و جالب بود که بعض اصحابش گفتند:

«لوددت انی کنت یتیما» .

: ای کاش من هم یتیم بوده، و این چنین مورد الطاف علی قرار می گرفتم. (1)

و در این مورد علی علیه السلام می فرمایند:

«انا الهادی، انا المهدی، انا ابوالیتامی و المساکین، و زوج الارامل، و انا ملجأ کل ضعیف، و مأمن کل خائف» . (2)

: من هادی مردم و هدایت یافته خدایم، من پدر یتیمان و بی چارگانم، من سرپرست زنان بیوه و پناهگاه ضعفاء و امید و پشتوانه ستمدیدگانم.

و در مورد یتیمان به پیروان امت اسلامی سفارش می کنند:

«بروا ایتامکم، و واسوا فقرائکم، و ازافوا بضعفائکم.» (3)

: به یتیمان اجتماع نیکی، و به فقراء خود مواسات، و به گروه ناتوان محبت نمائید.

و در آخرین وصیت هایش که پس از ضربت مسموم «ابن ملجم مرادی» لعنة الله علیه صورت می گرفت فرمودند:

«الله الله فی الایتام، فلا تغبوا افواههم و لا یضیعوا بحضرتکم» (4)

: شما را به خدا یتیمان خود را فراموش نکنید، دهن های آنان را در انتظار غذا قرار ندهید، مواظب باشید که آنان گرسنه نمانند و حقوقشان با وجود شما تباه نگردد.

این احادیث حاکی است که امیرالمؤمنین در قول و عمل به فکر یتیمان بود، و جای خالی پدران را بر آنان پر می کرد، و نمی گذاشت هیچ فرزند یتیمی با فقدان والدین خود احساس نیاز و سرپرست نماید! ! بلکه وضع این گروهها بهتر از دیگران می گردید! تا جایی که مقام و موقعیت اجتماعی آنان در حکومت علوی مورد غبطه و آرزوی سایر مردم قرار می گرفت.

از سوی دیگر علی علیه السلام به سایر مردم نیز سفارش آنان را می فرمود، و یک موقعیت بی نظیر در اجتماع برایشان فراهم می ساخت، و هنگام شهادت نیز این مسئولیت الهی را فراموش ننموده، و نیکی به آنان را برای پیروان خود توصیه فرمودند.

یا مهدی ادرکنی

یا مهدی ادرکنی

آب هنوز از تو شرمگین است

آب هنوز از تو شرمگین است

 

یا حضرت ابولفضل العباس