دعا بعد از نمازهای واجب
دعای حضرت داود (ع) در تمحید خداوند
دعای حضرت داود علیه السلام در تمحید خداوند
مروى است كه داود عليه السلام چون اين تحميد را خواندند به او خداى عزّ و جلّ وحى فرستاد : به تعب انداختى فرشتگانى را كه موكّل بر تو هستند جهت محافظت كردن تو و نوشتن نامه اعمال تو. زيرا كه ثواب اين دعا بسيار است و بايد كه همه ايشان آن را بنويسند و دعا اين است:
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ دَائِماً مَعَ دَوَامِكَ وَ لَكَ الْحَمْدُ بَاقِياً مَعَ بَقَائِكَ وَ لَكَ الْحَمْدُ خَالِداً مَعَ خُلُودِكَ وَ لَكَ الْحَمْدُ كَمَا يَنْبَغِي لِكَرَمِ وَجْهِكَ وَ عِزِّ جَلَالِكَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ.
منبع :
بحارالانوار ج 92 ص175
مصباح کفعمی ص 298
بیتوته
دعاهایی برای پرداخت قرض و بدهکاری
دعایی سریع الاجابه برای برآورده شدن حاجات
دعا برای سلامتی و تعجیل فرج امام زمان (عج) چه فایدهای دارد؟
سریع الاستجابة ترین دعاها جهت رسیدن به حاجت
دعاهای وقت بیرون آمدن از منزل
دعا برای زیاد شدن خواستگار
دعای امام رضا برای امام زمان علیه السلام
دعا برای بدست آوردن آنچه که گمانش را نمی کنید
جهت بزرگی و عزت و طلب جاه و الفت دل ها و فراخی روزی و هر آرزویی که دارید هر روز 1001 بگویید :
آیه 19 سوره شوری :
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ
آنچه مقصودتان باشد زودتر از آنکه گمان کنید بشما عنایت می گردد.
منبع:منبع : هزار و یک ختم
دعایی که رسول خدا به فاطمه زهرا آموخت
دانلود کتاب صحیفه سجادیه + کتاب صوتی
دانلود مجموعه دعاها و زیارت ها (فایل متنی + ترجمه + فایل صوتی)
دعا برای سلامتی از همه دردهای جسمی
دعا برای سلامتی از همه دردهای جسمی

به تجربه اثبات شده است برای درد چشم و همه دردها توسل جستن به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و هفت سکه پول زیر سر بیمار گذاردن، و سپس به سادات موسوی (از نسب امام حسن مجتبی (ع)) پرداختن، و خواندن دعای زیر بسیار موثر است.
«اللهم انی اسالک بحق ولیک موسی بن جعفر (علیهم السلام) الا عافیتنی فی جوارحی ما ظهر منها و مابطن، و رفعت عنی جمیع الالام و الاسقام یا جواد یا کریم یا رحیم و یا ارحم الراحمین»
«خدایا از تو مسئلت دارم به حق ولیت امام موسی بن جعفر (ع) (مگر این که ) درد ظاهری و باطنی اعضا و جوارح مرا عافیت بخشی، و همه دردها و ناخوشیها را از آن برطرف سازی، ای بخشنده، ای بزرگوار، ای رحیم، ای مهربانترین مهربانان.»
دعا به هنگام شروع تلاش روزانه

«لا اله الاالله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر»
«معبودی جز خدا نیست، تنهاست. شریکی ندارد. مالکیت و ستایش از آن اوست. زنده می کند و می میراند. می میراند و دوباره زنده می کند. زنده ای است که نمی میرد. تمام نیکیها به دست اوست و بر هر چیزی تواناست.
«اعوذ بالله السمیع العلیم»
«به خداوند شنوای دانا پناهنده می شوم.»
خاصیت سوره حمد در شفای بیمار (مشکل گشا )
امام جعفر صادق(ع): در جواهر القرآن مسطور است که هر سوره (فاتحه) را میان نافله صبح و نماز صبح بخواند به نیت صحت از آن بیماری شفا یابد.
دعا برای تقویت اراده
امام زین العابدین (ع) هرگاه آیه « یا ایها الذین امنوا اتقوالله و کونوا مع الصادقین (سوره توبه، آیه 119) را تلاوت می کرد. این دعا را می خواند: «اللهم ارفعنی فی اعلی درجات هذه الندبه و اعنی بعزم الاراده».
«خدایا مرا به بالاترین درجات این دعوت بالا ببر، و با عطا کردن اراده ای استوار کمکم کن.»
دعاهای مشکل گشا که سریع تر اجابت می شوند

دعا
به هر حال چون ذکر متن دعاها در این خلاصه مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره میشود:
دعا در شب عـــروســی

از امام باقر(ع) نقل شده است كه در شب عروسی زن و مرد وضو بگیرند و دو ركعت نماز بخوانند. بعد از آن مرد دعا كند و خواسته های خود را بگوید و زنانی كه همراه همسر او هستند «آمین» بگویند. سپس زن و مرد با هم این دعاها را بخوانند .(( اللهم ارزقنی الفها وودها و ارضنی بها و اجمع بیننا باحسن اجتماع و انس ایتلاف فانک تحب احلال و تکره الحرام)) .از امام صادق (ع) نقل شده است كه در شب عروسی مرد موی پیشانی زن را بگیرد و به سوی قبله برگرداند و مرد دعای زیر را بخواند.
(( اللهم بامانتک اخذتهما و بکلماتک استحللتها فان قضیت لی منها ولداٌ فاجعله مبارکاٌ نقیاٌ من شیعه ال محمد ولا تجعل للشیطان فیه شرکاٌ لا نصیباٌ ))
برگرفته از کتاب اگر فرزند باهوش می خواهید -محسن احمدی
دعا هنگام روبرو شدن با مشکل

هر کس که اندوه یا غم یا سختی یا بلاء به او رسیده، دعای زیر را بخواند:
«الله ربی، لا اشرک به شیئا، توکلت علی الحی الذی لا یموت»
«خدا پروردگار من است. چیزی را شریک او قرار نمی دهم. توکل می کنم بر زنده ای که نمی میرد.»
دعا برای رسیدن به هر مقصود
از حضرت علی (ع) منقول است که فرمود: هر کس که صد آیه از هر جای قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه «یا الله» بگوید، اگر بر صخره هم دعا کند، خداوند متعال آن را می شکافد.
دعا برای ناامید شدن از عرض حاجت به دیگران (چه به صورت کتبی و چه شفاهی)
امام صادق (ع) با یارانش دستور داد، درخواست خود را به صورت نامه به من بنویسید. آنها درخواست خود را نوشتند و به آن حضرت عرضه داشتند، ولی در پایان درخواست کلمه «ان شاءالله» نبود، حضرت فرمود:
چگونه امیدوارید که در خواستتان عملی شود، در حالی که در این نوشته کلمه «ان شاء الله» نیست. بنگرید هر جا کلمه «ان شاءالله» می خواهد در آن بنویسید.
دعا برای جا کردن خود در دل دیگران

«بسم الله الرحمن الرحیم ان لا تعلوا علی و اتونی مسلمین»
«به نام خداوند بخشنده مهربان، توصیه من این است که نسبت به من برتری جویی نکنید و به سوی من در آیید در حالی که تسلیم حق هستید.» (سوره نمل، آیه 30 و 31)
«لو لا ان ربطنا علی قلبها لتکون من المومنین»
«اگر دل او را به وسیله ایمان محکم نکرده بودیم، تا در زمره اهل ایمان در آید.» (سوره قصص، ایه 10)
دعایی برای یافتن همسر باتقوا و مناسب

خداوند متعال برای هر کاری اسبابی قرار داده است که برای به نتیجه رسیدن آن، باید از طریق اسباب آن عمل کرد. راه پیدا کردن همسر مناسب، تحقیق و شناسایی دقیق است، البته در این راه باید از خداوند هم کمک خواست تا ما را در شناخت صحیح هدایت کند و تلاشهای ما به نتیجه ی مطلوب برسد.
دعاهایی که در روایات و از زبان ائمه(ع) بیان شده است همگی باید به همراه تلاش و کوشش و تحقیق همه جانبه برای انتخاب همسر باشد. یکی از دعاهایی که در این زمینه از ائمه(ع) نقل شده، دعایی است که از حضرت علی(ع) نقل شده است، ایشان فرمودند: «هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سوره ی فاتحةالکتاب و سوره ی یس را بخواند، وقتی که ازنماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار این گونه بگوید:
پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و باغیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر بر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریءالذمّه کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواستهام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی.»
دعایی برای اجابت سریع در كارها

برای گرفتن حاجت و اجابت سریع در امور زندگی، می توانید دعای سریع الاستجابة امیر المؤمنین را بخوانید که در مفاتیح موجود است. مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) شکایت کرد از دیرشدن جواب دعایش ... حضرت فرمود چرا این دعا را نمیخوانی که سریع الاستجابة است:
اللهم انی اسئلک باسمک العظیم الاعظم الاجل الاکرم المحزون المکنون النور الحق البرهان المبین الذی هو نور مع نور و نور من نور و نور فی نور و نور علی کل نور و نور تضیئی به کل ظلمة و یکسر به کل شدة و کل شیطان مرید و کل جبار عنید لا تقر به ارض و لا یقوم به سماء و یأمن به کل خائف و یبطل به سحر کل ساحر و بغی کل باغ و حسد کل حاسد و یتصدع لعظمته البر و البحر و یستقل به الفلک حین یتکلم به الملک فلا یکون للموج علیه سبیل و هو اسمک الاعظم الاعظم الاجل و الاجل النور الاکبر الذی سمیت به نفسک و استویت به علی عرشک و اتوجه الیک بمحمد و اهل بیته و اسئلک بک و بهم ان تصلی علی محمد و ان تفعل بی کذا و کذا. که در آخر به جای عبارت کذا و کذا حاجت خود را بخواهد.
همچنین خواندن نماز جعفر طیار بسیار نافع می باشد
چه کاری انجام دهم تا حاجتم برآورده شود؟
چه کاری انجام دهم تا حاجتم برآورده شود؟

استجابت دعا دارای شرایط و نیز موانعى است. پیش از بیان آن، مفهوم دعا و مقدمهاى را متذکر مىشویم:
مفهوم دعا: دعا به معنى «خواندن» است، خواندنى که به صورت نیایش و سرود و ستایش، یا خواستن و طلب و درخواست مَدَد و نصرت و یاورى.
دعا برای رفع بد اخلاقی

دعا برای دفع فال بد
رسول اکرم (ص) فال خوب زدن را دوست می داشت، و فال بد زدن را خوش نداشت و می فرمود: هر کس چیز ناخوشایندی دید که به نظرش بد جلوه می آید این دعا را بخواند.
«اللهم لا یوتی الخیر الا انت، و لا یدفع السیئات اانت و لا حول و لا قوه الا بک»
«خدایا! خوبی را کسی جز تو نمی دهد، و بدیها را کسی جز تو دفع نمی کند، و هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به کمک تو.»
دعا برای جلب محبت

«بسم الله الرحمن الرحیم سخرلی فلان ابن فلان الحمدلله رب العالمین یا رقیب سخرلی قلبه الرحمان الرحیم یا ودود سخرلی فلان ابن فلان مالک یوم الدین یا رقیب سخرلی قلبه ایاک نعبد و ایاک نستعین یا ودود سخرلی فلان بن فلان اهدنا الصراط المستقیم یا رقیب سخرلی فلان بن فلان صراط الذین انعمت علیهم یا ودود سخرلی فلان بن فلان غیرالمغضوب علیهم یا رقیب سخرلی فلان بن فلان و لاالضالین یا ودود سخرلی فلان بن فلان».
دعای های عاقبت بخیری
دعاى بعد از هر نماز جهت خیر دنیا و آخرت
اگر مى خواهید خیر دنیا و آخرت را جمع كنید بعد از هر نماز بخوان :
اعوذ بوجهك الكریم و عزتك التى لا ترام و قدرتك التى لایمنع منها شى ء من شر الدنیا و الاخره و من شر الاوجاع كلها.

دعاى بعد از هر نماز كه انسان را وارد بهشت مى كند
شیبه هذیل خدمت رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله آمد و گفت : مرا كلامى تعلیم فرمایید كه خدا مرا به آن سود دهد و آسان باشد. فرمود: در پس هر نماز بگوى :
اللهم اهدنى من عندك و افض على من فضلك و انشر على من رحمتك و انزل على من بركاتك .
بعد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمودند: آگاه باش اگر با آن روز قیامت آید و آن را عمدا ترك نكرده باشد خدا برایش هشت در بهشت را باز نماید از هر یك كه خواهد داخل شود.
دعاى هر روز جهت بهشتى شدن و رفع گرفتارى
امام باقر علیه السلام : هر كس در عرض سال هر روز یك بار این دعا را بخواند نمیرد تا جاى خود را در بهشت ببیند.
سبحان القائم الدائم سبحان الواحد الاحد سبحان الفرد الصمد سبحان الحى القیوم سبحان اللّه و بحمده سبحان الحى الذى لا یموت سبحان الملك القدوس سبحان رب الملائكه و الروحضرت سبحان العلى الاعلى سبحانه و تعالى .
و مداومت بر این ذكر براى فرج و رفع گرفتارى و غم نافع است .
دعاى هر روز جهت محو گناه و ترقىدر معنویات
امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس هر روز این دعا را بخواند خداوند برایش چهل و پنجهزار هزار حسنه نویسد و از او چهل و پنج هزار هزار بدى محو كند و برایش در بهشت چهل و پنج هزار هزار درجه بلند كند و مثل كسى كه دوازده بار قرآن را خوانده است خانه اى برایش در بهشت بنا كند.
اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شریك له الها واحدا احدا صمدا لم یتخذ صاحبه و لا ولدا .
سلام دوستان عزیز
یادتون نره ها که برای منم دعا کنید وگرنه ...
.
التماس دعا
یاعلی
دعای نجات از تنگناها

رسول اکرم (ص) فرموده است: «هر کس زیاد ذکر «استغفرالله ربی و اتوب الیه» گوید، خداوند گره غمهای او را بگشاید، و از هر تنگنایی بیرونش برد، و از آن جا که گمانش را هم نمی برد، روزیش رساند.
التماس دعا عزیزان
یا علی
دعای جامع خیر دنیا و آخرت
«محمد بن ابراهیم» به امام کاظم (ع) نوشت:
سرورم! اگر صلاح می دانید به من دعایی بیاموزید که در تعقیب نمازهایم بخوانم و خداوند با آن دعا خیر دنیا و آخرت را به من عطا فرماید. حضرت در پاسخ او نوشت: این دعا را بخوان.
«اعوذ بوجهک الکریم و عزتک التی لا ترام، و قدرتک التی لا یمتنع منها شیء من شر الدنیا و الاخره و من شر الاوجاع کلها»
«پناه می برم به بزرگواری و عزتت که خستگی ناپذیر است و نیز قدرت بیکرانت که هیچ چیز جلوی آن را نگیرد، از شر دنیا و آخرت و از شر همه دردها»
دعا برای طلب عافیت
امام کاظم (ع) در دعای خویش جهت طلب عافیت از خداوند این دعا را می خواند:
«اللهم عافنی من شر ما ینزل من السماء الی الارض و من شر ما یعرج فیها، و من شر ما ذرا فی الارض و ما یخرج منها»
«خدایا من از تو عافیت مسئلت دارم. عافیت نیکو عطایم کن و شکر بر عافیت و شکر بر شکر عافیت ارزانیم فرما.»
رسول اکرم (ص) در دعای خویش برای درخواست عافیت این دعا را می خواند:
«اسالک تمام العافیه»
«عافیت کامل عطایم فرما.»
سپس می فرمود:
عافیت کامل، همان رسیدن به بهشت است، و نجات از آتش.
دعا برای تهی نبودن زندگی از نان و مواد غذایی
رسول اکرم (ص) در مقام دعا، عرض می کرد:
«اللهم بارک لنا فی الخبر، و لا تفرق بیننا و بینه فلولا الخبز ما صمنا، و لا صلینا و لا ادینا ربنا، عزو جل»
« خدایا به نام ما برکت بده، و میان ما و آن جدایی میفکن زیرا اگر نان (ماده غذایی) نباشد، نه می توانیم روزه بگیریم، و نه نماز بخوانیم، و نه دیگر واجبات را انجام دهیم.
دعایی برای فراموش نکردن قرآن
بهترین ذکرها چیست؟
هدف این است كه خدا در تمام زندگى انسان حضور داشته باشد و نور پروردگار تمام زندگى او را فرا گیرد، همواره به او بیندیشد و فرمان او را نصب العین سازد.
مجالس ذكر مجالسى نیست كه گروهى بى خبر گرد هم آیند و به عیش و نوش پردازند و در ضمن مشتى اذكار اختراعى عنوان كنند و بدعتهایى را رواج دهند و اگر در حدیثى میخوانیم كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «بادِرُوا اِلى ریاضِ الْجَنَّةِ؟; به سوى باغهاى بهشت بشتابید» یاران عرض كردند: وَ ما رِیاضُ الْجَنَّةِ؟; باغهاى بهشت چیست؟ فرمود: «حَلْقُ الذِّكْرِ; مجالس ذكر است».1
منظور جلساتى است كه در آن علوم اسلامى احیاء شود و بحثهاى آموزنده و تربیت كننده مطرح گردد، انسانها در آن ساخته شوند و گنهكاران پاك گردند و به راه خدا آیند.2
بهترین اذكار:
1 - اذكارى در صبح و شام:
در تفسیر قرطبى،3 و تفسیر ابوالفتوح رازى،4 در ذیل آیه 64 سوره زمر، حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) آمده است كه از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) تفسیر «مقالید» را پرسیدم، فرمود: «یا على! لَقَدْ سَئَلْتَ عَنْ عَظیمِ الْمَقالیدِ، هُوَ اَنْ تَقُولَ عَشْراً اِذا اَصْبَحْتَ، وَ عَشراً اِذا اَمْسَیتَ، لاْ اِلهَ اِلاَّ اللّه وَ اللّه اَكْبَر، وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ، وَ اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَلا قُوةَ اِلاّ بِاللّهِ (هُوَ) اَلاْوَّلُ وَ الاْخَرَ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ لَهُ اَلْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ (یُحْیى وَ یُمیتُ) بِیَدِهِ الْخَیْرِ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْء قَدیر; از كلیدهاى بزرگى سؤال كردى آن این است كه هر صبح و شام ده بار این جمله ها را تكرار كنى لا اله الا الله... تا آخر حدیث.
سپس افزود «كسى كه هر صبح و شام ده بار این كلمات را تكرار كند خداوند شش پاداش به او مى دهد كه یكى از آن ها را این مى شمارد كه خداوند او را از شیطان و لشكر شیطان حفظش مى كند تا سلطه اى بر او نداشته باشند».
ناگفته روشن است كه گفتن این كلمات به صورت لقلقه لسان براى این همه پاداش نیست بلكه ایمان به محتوى و تخلّق به آن نیز لازم است.
این حدیث ممكن است اشاره لطیفى به اسماء حسناى خداوند بوده باشد كه مبدأ حاكمیت و مالكیت او بر عالم هستى است. (دقت كنید)5
كسى كه هر صبح و شام ده بار این كلمات را تكرار كند خداوند شش پاداش به او مى دهد كه یكى از آنها را این مى شمارد كه خداوند او را از شیطان و لشكر شیطان حفظش مى كند تا سلطه اى بر او نداشته باشند.2ـ ذكر یا فتّاح:
در بعضى از روایات روى ذكر (یا فتّاح) براى حل مشكلات تكیه شده است، چرا كه این صفت بزرگ الهى كه به صورت صیغه مبالغه از «فتح» آمده بیانگر قدرت پروردگار بر گشودن هر مشكل و از میان بردن هر اندوه و غم، و فراهم ساختن اسباب هر فتح و پیروزى است در واقع جز او فتاح نیست و «مفتاح» و كلید همه درهاى بسته در دست قدرت او است».
واژه «فتح» به طورى كه «راغب» در «مفردات» مى گوید: در اصل به معنى از بین بردن پیچیدگى و اشكال است، و آن بر دو گونه است: گاهى با چشم دیده مى شود، مانند گشودن قفل، و گاه با اندیشه درك مى شود مانند گشودن پیچیدگى اندوه ها و غصه ها، و یا گشودن رازهاى علوم و همچنین داورى كردن میان دو كس و گشودن مشكل نزاع و مخاصمه آن ها.6
3ـ ذكر یونسیّه:
وقتى حضرت یونس(علیه السلام) خیلى زود متوجه ماجرا شد، و با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد، و از ترك اولى خویش استغفار كرد و در پیشگاه مقدسش تقاضاى عفو نمود.
در اینجا ذكر معروف و پر محتوایى از قول یونس(علیه السلام) نقل شده كه در آیه87 سوره انبیاء آمده، و در میان اهل عرفان به ذكر «یونسیّه» معروف است: «فَنادى فِى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ; او در میان ظلمت هاى متراكم فریاد زد كه معبودى جز تو نیست، منزهى تو، من از ظالمان و ستمكاران بودم بر خویشتن ستم كردم و از درگاهت دور افتادم، و به عتاب و سرزنش تو كه جهنم آتش سوزانى براى من است گرفتار شدم.
این اعتراف خالصانه و این تسبیح توأم با ندامت كار خود را كرد و همان گونه كه در آیه88 سوره انبیاء آمده «فَاسْتَجَبْنالَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنینَ; ما دعاهاى او را اجابت كردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه مؤمنان را نجات مى دهیم»7
4 - ذكر لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ:
در تفسیر مجمع البیان،8 آمده است كه: یكى از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله)بنام «عوف بن مالك» بود، دشمنان اسلام فرزندش را اسیر كردند او به محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد و از این ماجرا و فقر و تنگدستى شكایت كرد، فرمود: تقوا را پیشه كن و شكیبا باش و بسیار ذكر لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ، را بگو، او این كار را انجام داد، ناگهان در حالى كه در خانه اش نشسته بوده فرزندش از در، درآمد، معلوم شد كه از یك لحظه غفلت دشمن استفاده كرده و فرار نموده، و حتى شترى از دشمن را نیز با خود آورده بود.9
و حقیقت ذكر:
در یاد خدا بودن و پیوسته در قدم ها و حركات و اعمال خود خدا را فراموش نكردن است، و اثر این گونه ذكر، اطاعت پروردگار و از صراط عقل و دین بیرون نرفتن و از تكالیف الهى و از اوامر و نواهى پیروى كردن و وعد و وعید و ثواب و عقاب را در نظر گرفتن و از معاصى و راههاى خلاف دورى كردن است.
آرى وظیفه سالك این است كه: همیشه خطاها و معاصى و بدی ها و جهات ضعف و عیوب و نواقص خود را ببیند، و این دیدن از دو راه حاصل مى شود:
اول - به واسطه توجه به جزئیات و خصوصیات اعمال و كارهاى خود در مقابل عظمت و جلال حق و هم نسبت به حقیقت وظائف خود به آن طورى كه لازم است، كه در این صورت همه را ناقص و معیوب خواهد دید
دوم - از لحاظ توجه به لطف و احسان و كرم و مهربانى و فضل و نعمتهاى فعلى و گذشته حق تعالى است كه; در قابل این الطاف نامتناهى، آنچه به جا آورده و یا انجام داده شود، همه ناقص و كم و بى ارزش خواهد بود.
و اندرین صورت شمارى بس حقیر
طاعت خــود گــر چه بنمایــد كثیــر
كى بود لایـق زما كار حســن
در بر الطاف وفضل ذو المنن
این است كه چون به این دو قسمت توجه بیشتر شود; بر خضوع و محبت و خشوع و بندگى و معرفت و حیاء و تواضع و انكسار انسان افزوده مى شود.
ثنا گفتن پروردگار متعال خود را تكوینى است، و ذكر هم أعم از تكوینى و لفظى و ثنا و غیر آنها مى باشد. پس أثناء پروردگار عبارت از خلق و تدبیر و نظم و تقدیر و رحمت و سایر صفات فعلیه او است كه هر یك دلالت كامل بر مقام عظمت او دارد، و أثناء لفظى بندگان هرگز به كمترین حدّ آن نرسد.
پس در این جمله شریفه: رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) ذكر خود را (لا احصى ثناء) كه ذكر خالص است نفى فرموده، و تنها ارزش و واقعیت را به ذكر پروردگار (أثنیت على نفسك) قائل شده است. آرى این ذكر اگر چه در مرتبه اول به طور تكوین و به حدّ تمام از جانب پروردگار متعال است كه خود را با آن صفات فعلى معرفى فرموده است، ولى در مرتبه دوم كه بندگان خدا به آن مقامات متوجه شده و اطلاع پیدا مى كنند، از جانب آنان صورت گرفته، و عنوان ذكر قلبى و توجه باطنى و یا ذكر لفظى دارد.10
تخلیص: گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی
برگرفته از بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
دعای پولدار شدن و کسب و کار
حضرت سه بار تکرار کردند که برای دیگران، پشت سرشان دعا کن تا روزی برایتان سرازیر شود!
مقدمه:
از ماندگارترین و مفیدترین و هدایتگرترین گنجینههای معنوی تشیّع، وصیّت ها و نصیحت هایی است که از امامان معصوم علیهالسلام به یادگار مانده است، این وصیّت ها، وصیّت های اصطلاحی که درباره مال و اموال باشد، نیست، بلکه وصیّت های معنوی و اخلاقی است که جنبه موعظه و هدایتگری دارد، و این هدایتگری میتواند در طول تاریخ ادامه داشته باشد.
این وصیّت ها از تک تک معصومان و امامان، از پیامبر گرفته تا علی و امامان به دست ما رسیده است آنچه در این مقال به دنبال ارائه آن هستیم، گوشههایی از وصیّت های حضرت باقر علیهالسلام است که نسبت به برخی افراد داشته. امید که بتواند مفید و راهنما و راهگشا باشد.
یکی از ارزشمندترین سفارشاتی که از امام محمد باقر علیه السلام رسیده است وصیّتی است که به درخواست یکی از دوستان ایشان ارائه شده است. امام در پاسخ آن مرد فهیم تنها به گفتن سه جلمه اکتفا کرده است. اما سه جملهای که یک دریا سخن در آن و یک زندگی سعادت در آن نهفته است.
1ـ «اوصیک بتقوی اللّه؛ تو را به تقوای الهی در خودنگهداری توصیه میکنم».
این جمله هر چند کوتاه است ولی اگر نگاه و نظری به قرآن داشته باشیم به خوبی میفهمیم که از جایگاه با عظمت و با اهمیّت برخوردار است. در یک نگاه اجمالی به قرآن به این نکات درباره تقوا برمی خوریم:
تقوا، ملاک برتری فرد بر انسانهای دیگر: «انّ اکرمکم عند اللّه اتقیکم»(1)
تقوا، زمینه پذیرش هدایت الهی را فراهم میکند: «هدی للمتّقین»(2)
تقوا، وسیله برای دریافت علم الهی و ویژه است: «اتقواللّه و یعلّمکم اللّه»(3)
تقوا، وسیله دریافت رحمت الهی است: «اتقوا لعلّکم ترحمون»(4)
تقوا، معیار قبولی اعمال و طاعات: «انّما یتقبل اللّه من المتّقین»(5)
تقوا، وسیله دریافت رزق از طرق غیر منتظره: «و یرزقه من حیث لا یحتسب»(6)
تقوا، وسیله برای در بن بست قرار نگرفتن: «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»(7)
تقوا، عامل توجه و حمایت و همراهی خاص خداوند: «ان اللّه مع المتّقین»(8)
تقوا، عامل عاقبت به خیری است: «والعاقبة للمتّقین»(9)
تقوا، فلسفه عبادت(10) و بسیاری از دستورات اسلامی چون روزه(11) و... میباشد.
2ـ «وَ اِیّاکَ وَ المِزاح فَاِنَّه یُذهِب هَیبةَ الرّجُل وَ ماءَ وَجهِه؛ از شوخی بپرهیز، زیرا شوخی هیبت مرد و آبروی او را میبرد.»
البته باید به نکاتی درباره "شوخی" توجّه داشت:
یک: شوخی اگر از دائره حق خارج نشود ممدوح است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیه وآله فرمود: «انّی امزح ولا اقول الّا حقّاً؛ من مزاح میکنم ولی جز حق نمیگویم»(12). باید توجه داشت که در شوخی دروغ گفته نشود، غیبت کسی نشده و موجب آزار و تمسخر کسی نگردد و...
دو: اصل شوخی و مزاح نمودن ممدوح است حضرت صادق علیهالسلام فرمود: هیچ مؤمنی نیست مگر این که در او از "دَعابه" وجود دارد، عرض کردم: دعابة چیست؟ فرمود: «المزاح».(13) این مطلب بیانگر این است که مومن باید در روابط اجتماعی خود بشاش و اهل بگو و بخند باشد.
سه: مزاح ممدوح نیز نبای از حَد و مرز عبور کند و زیاد شود و گرنه مذموم میشود، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «کَثرَةُ المِزاح یُذهب بماءِ الوجه؛ زیاد مزاح کردن آبروی انسان را میبرد.»(14)
با این نکات روشن شد که در کلام حضرت باقر علیهالسلام نیز مقصود زیاد شوخی کردن و از حق و اندازه خارج شدن است.
3ـ «و علیک بالدّعاء لاخوانک بظهر الغیب فانّه یهیل الرّزق، بقولها ثلاثاً؛(15) بر تو باد به دعا کردن برای برادرانت (از اهل ایمان) در غیاب آنها، زیرا که این کار روزی را سرازیر میکند، حضرت این جمله را سه بار فرمود».
دعا گاه برای مسائل دنیوی است و گاه مسائل معنوی و آخرتی، دعا برای دنیا گاه برای خود انسان است و گاه برای دیگران، و همین طور دعا در مسائل معنوی یا برای خود شخص است و یا دیگران.
از بین اقسام دعا، بهترین دعا آن است که در حق برادران دینی و دیگران باشد. در این باره زیاد شنیدهاید. یکی از معروف ترین آنها ماجرایی است که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از حضرت زهرا سلام الله علیها نقل میکنند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «اذا دعا احدٌ فلیعمّ فانّه اوجب للدّعاء و من قدّم اربعین رجلاً من اخوانه قبل ان یدعوا لنفسه استجیب له فیهم و فی نفسه؛(16) هرگاه کسی خواست دعا کند دعای خود را عمومیّت دهد (و برای دیگران نیز دعا کند) زیرا فراگیری لازمتر است برای دعا نمودن، و کسی که جلو اندازد چهل نفر نفر از برادران (مؤمن) خود را قبل از دعا کردن برای خودش، دعایش در حق آنان و خودش مستجاب میشود.»
گروه دین و اندیشه
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. سوره حجرات، آیه 13.
2. سوره بقره، آیه 2.
3. سوره بقره، آیه 282.
4. سوره انعام، آیه 155.
5. سوره مائده، آیه 27.
6. سوره طلاق، آیه 3.
7. سوره طلاق، آیه 2.
8. سوره توبه، آیه 36.
9. سوره اعراف، آیه 128.
10. سوره بقره، آیه 21.
11. سوره بقره، آیه 183.
12. منتخب میزان الحکمه، ص 464، ش 5797.
13. همان، ش 5801.
14. همان، ش 5804.
15. میزان الحکمه محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، دارالحدیث، اوّل، 1377، ج 14، ص 6820.
16. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، داراحیاء التراث، ج 93، ص 313، ح 17، منتخب میزان الحکمه، همان، ص 184، ج 1، حدیث 2143.
دعا برای دیدن فرد مورد نظر در خواب
تاثیر دعای امام زمان (عج)
مطلب مهمی که در مورد دعا کردن باید بدان اشاره شود این است که استجابت دعا نیاز به واسطه دارد. فیض و رحمت الهی بدون واسطه به بندگان نمیرسد. در مورد نزول قرآن کریم هم خداوند به واسط? حضرت جبرائیل کلام نورانی خودش را بر قلب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) القا کرد.
البته جبرئیل به اذن حضرت حق و به فرمان باری تعالی قرآن را نازل کرد. قدرت و علم لازم جهت انجام این مأموریت نیز از جانب خداوند متعال به وی عطا شد و پس از آن قرآن کریم را با یک تشریفات خاصی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آورد.
دعا و راز و نیاز هم وسیله میخواهد. یعنی باید یک بزرگی این دعا را به محضر خدا ببرد و خداوند به واسطه رحمت خودش و با واسطه، استجابت دعا را به ما برساند.
«یا ایّها الّذینَ امنو اتَّقُوا الله و ابتَغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لَعلَّکُم تُفلِحون»1
این آیه دو معنا دارد. معنای ظاهری آن این است که ای انسان تقوا داشته باش تا آن تقوا وسیلهای شود برای این که پروردگار عالم به تو رحم کند. اما امام صادق (سلام الله علیه) معنای دقیقتری برای این آیه بیان فرمودهاند. آن حضرت در ذیل این آیه میفرمایند: «نحن الوسیلة فی القرآن»؛ یعنی ما وسیلههایی هستیم از طرف خداوند برای مردم. در واقع این وسیله که مورد نظر قرآن مجید است و بندگان باید از آن استفاده کنند، همان توسل به حضرات معصومین(علیهمالسلام) است.
بهترین زیارتی که برای واسطه قرار دادن آن ذوات مقدس بسیار مفید و مؤثر است، زیارت جامعه است. نقل شده است که علامه مجلسی (پدر)، خدمت امام زمان (ارواحنافداه) رسیدند و مداحگونه زیارت جامعه را خطاب به آن حضرت خواندند. حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) میفرمایند بیا جلو.
در جای دیگری از قرآن چنین آمده است:
ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها.2 معنای ظاهری این آیه نیز یعنی این که اسماء حسنای خداوند زیاد است و هنگام دعا با توسل به اسماء خداوند، او را بخوانید. اما معنای زیباتر این است که مظهر اسماء حسنی، همان اهل بیت(علیهمالسلام) هستند. لذا امام صادق (سلام الله علیه) در ذیل این آیه نیز بیان زیبایی دارند و میفرمایند: «و الله نحن اسماء الحسنی فی القرآن»، بنابراین واسطه فیض برای استجابت دعا، حضرات معصومین(علیهمالسلام) هستند.
بهترین زیارتی که برای واسطه قرار دادن آن ذوات مقدس بسیار مفید و مؤثر است، زیارت جامعه است. نقل شده است که علامه مجلسی (پدر)، خدمت امام زمان (ارواحنافداه) رسیدند و مداحگونه زیارت جامعه را خطاب به آن حضرت خواندند. حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) میفرمایند بیا جلو.
مرحوم مجلسی (ره) ضمن این که متأثر از ابهت آن حضرت بوده، جلو میرود و امام عصر(ارواحنا فداه) دست عنایتی روی شانه وی میگذارند و میفرمایند: «نعم الزّیاره هذه»؛ یعنی این زیارت، خوب زیارتی است. آقای مجلسی میگوید: از جدتان امام هادی(سلام الله علیه) است؟ حضرت میفرمایند: بله.
در حقیقت این زیارت، زیارت بسیار زیبا و عجیبی است و توسّل به ائمه طاهرین(علیهمالسلام) در آن بسیار است. خصوصاً در آخر که میفرماید: «بِكُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِكُمْ یَخْتِمُ، وَ بِكُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِكُمْ یُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ وَ بِكُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَكْشِفُ الضُّرَّ»؛ عبارات دقیق و پر محتوایی به کار گرفته شده است.
خطاب به ائمه طاهرین (علیهمالسلام) میفرماید: عالم وجود وابسته به شما است. اگر زمین و آسمان پا برجاست به واسطهی وجود شما است، اگر حاجتی از کسی برداشته میشود و یا مهمی از کسی رفع میشود، به برکت وجود شما بزرگواران است.
این زیارت یکی از افتخارات شیعه است. انشاءالله که همه بتوانند تحت لوای ائمه هدی (علیهمالسلام) به منزل سعادت راه پیدا کنند.
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- مائده/ 35 .
2- اعراف/180 .
برگرفته از درس اخلاق آیة الله مظاهری
مناجات
*خدایا چطور بخوانم تو را و من منم و چطور قطع امید کنم از تو و تو تویی .
*معبودا اگر از تو نخواهم که به من عطا کنی پس از که چه کسی
خواهم که به من عطا کند.
*خدایا اگر تو را نخوانم تا اجابتم کنی پس کیست؟ که بخوانمش و اجابتم کند .
*معبودا اگر زاری نکنم بسوی تو تا به من رحم کنی به که زاری نمایم
تا به من رحم کند .
*خدایا دریا را برای حضرت موسی شکافتی و نجاتش دادی از تو می خواهم
اینکه رحمت فرستی بر محمد و آل محمد و اینکه نجات دهی مرا از
آنچه گرفتارم در او گشایش فوری به من عطا کنی بدون مدت
به فضل و رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان
مفاتیح الجنان دعای امام سجاد(ع) در بلد الامین شیخ کفعمی
دعاهای ماه رمضان
اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ
خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران وبیدارم نما در آن از خواب بى خبران وببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان ودر گذر از من اى بخشنده جنایات کاران
دوم
اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین
خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت وبرکنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان.
سوم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ واجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ
خدایا روزى کن مرا در آنروز هوش وخودآگاهى را ودور بدار در آن روز از نادانى وگمراهى وقرار بده مرا بهره وفایده از هر چیزى که فرود آوردى در آن به بخشش خودت اى بخشنده ترین بخشندگان
چهارم
اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین
خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت وبچشان در آن شیرینى یادت را ومهیا کن مرا در آنروز راى انجام سپاس گذاریت به کـرم خودت نگهدار مرا در این روز به نگاه داریت وپرده پوشى خودت اى بیناترین بینایان
پنجم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین
خدایا قرار بده در این روز از آمرزش جویان وقرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته وفرمانبردارت وقرار بده مرا در این روز ازدوستان نزدیکت به مهربانى خودت اى مهربان ترین مهربانان
ششم
اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِکَ ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِکَ بِمَنّکَ وأیادیکَ یا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبینَ
خدایا وا مگذار مرا در این روز در پى نافرمانیت روم ومزن مرا با تازیانه کیفر ودور وبرکنارم بدار از موجبات خشمت بحق احسان ونعمتهاى بى شمار تو اى حد نهایى علاقه واشتیاق مشتاقان
هفتم
اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین
خدایا یارى کن مرا در این روز بر روزه گرفتن وعبـادت وبرکنارم دار در آن از بیهودگى وگناهان وروزیم کن در آن یادت را براى همیشه به توفیق خودت اى راهنماى گمراهان
هشتم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین
خدایا روزیم کن در آن ترحم بر یتیمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت کریمان به فضل خودت اى پناه آرزومندان
نهم
اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین
خدایا قرار بده برایم در آن بهره اى از رحمت فراوانـت وراهنمائیم کن در آن به برهان وراههاى درخشانت وبگیر عنانم به سوى رضایت همه جانبه ات بدوستى خود اى آرزوى مشتاقان
دهم
اللهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوکّلین علیکَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْکَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیکَ بإحْسانِکَ یاغایَةَ الطّالِبین
خدایا قرار بده مرا در این روز از متوکلان بدرگاهت ومقرر کن در آن از کامروایان حضرتت ومقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت اى نهایت همت جویندگان
یازدهم
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین
خدایا دوست گردان بمن در این روز نیکى را و نـاپسند بدار در این روز فسق ونافرمانى را وحرام کن بر من در آن خشم وسوزندگى را به یاریت اى دادرس داد خواهان
دوازدهم
اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین
خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش وپاکدامنى وبپوشانم در آن جامه قناعت وخوددارى ووادارم نما در آن بر عدل وانصاف وآسوده ام دار در آن از هر چیز که مىترسم به نگاهدارى خودت اى نگه دار ترسناکان
سیزدهم
اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ على کائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِکَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساکین
خدایا پاکیزه ام کن در این روز از چرک وکثافت وشکیبائیم ده در آن به آنچه مقدر است شدنى ها وتوفیقم ده در آن براى تقوى وهم نشینى با نیکان به یاریت اى روشنى چشم مستمندان
چهاردهم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین
خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان
پانزدهم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین
خدایا روزى کن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان وبگشا سینه ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اى امان ترسناکان
دعای سحر
خدايا از تو خواهم به درخشنده ترين مراتب
بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِيُّ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي
درخشندگيت با اينكه تمام مراتب آن درخشنده است خدايا درخواست كنم به همه مراتب درخشندگيت خدايا از
اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ
تو خواهم به زيباترين مراتب جمالت با اينكه تمام مراتب جمالت زيبا است خدايا از تو خواهم
بِجَمالِكَ كُلِّهِاَ اللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ
به همه مراتب جمالت خدايا از تو خواهم به باشكوهترين مراتب جلالت با اينكه تمام مراتب جلال تو
جَليلٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ
باشكوه است خدايا از تو خواهم به همه مراتب جلالت خدايا از تو خواهم به
عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ
بزرگترين مرتبه عظمتت با اينكه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدايا از تو خواهم
بِعَظَمَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّي اَسَئَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ
به همه مراتب عظمتت خدايا از تو خواهم به نوراني ترين مراتب روشنيت با اينكه تمام مراتب روشنيت نوراني است
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ
خدايا از تو خواهم به همه مراتب نورت خدايا از تو خواهم به وسيعترين مراتب رحمتت با اينكه تمام مراتب رحمتت
بِاَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها
وسيع است خدايا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو خواهم به تمامترين كلمات (و سخنانت ) با اينكه همه سخنانت تمام است خدايا
اِنّي اَسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ
از تو خواهم به همه سخنانت خدايا از تو خواهم به كاملترين مرتبه كمالت با اينكه
وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي
تمام مراتب كمالت كامل است خدايا از تو خواهم به همه مراتب كمالت خدايا از تو
اَسْئَلُكَ مِنْ اَسماَّئِكَ بِاَكْبَرِها وَكُلُّ اَسْماَّئِكَ كَبيرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ
خواهم به بزرگترين نامهايت با اينكه تمام نامهايت بزرگ است خدايا از تو خواهم به همه
بِاَسْماَّئِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ
نامهايت خدايا از تو خواهم به عزيزترين مقام عزتت گرچه همه مراتب عزتت
عَزيزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ
عزيز است خدايا از تو خواهم به همه مراتب عزتت خدايا از تو خواهم به حق گذراترين
مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ
مشيتت گرچه تمام مراتب مشيتت گذرا است خدايا از تو خواهم
كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتي اسْتَطَلْتَ بِها عَلي
تمام مراتب مشيتت خدايا از تو خواهم به حق آن قدرتت كه احاطه پيدا كردي بدان بر
كُلِّشَيْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها
هر چيز گرچه تمام مراتب قدرتت چنين است خدايا از تو خواهم به همه مراتب قدرتت
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ اَللّهُمَّ اِنّي
خدايا از تو خواهم به حق نافذترين مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ است خدايا از تو
اَسْئَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ وَكُلُّ قَوْلِكَ
خواهم به تمام مراتب دانشت خدايا از تو خواهم به حق پسنديده ترين سخنانت با اينكه همه سخنانت
رَضِيُّ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ
پسنديده است خدايا از تو خواهم به حق همه سخنانت خدايا از تو خواهم به حق
مَساَّئِلِكَ بِاَحَبِّها اِلَيْكَ وَكُلُّ مَساَّئِلِكَ اِلَيْكَ حَبيبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ
محبوبترين خواسته هايت پيش تو گرچه همه خواسته هايت پيش تو محبوب است خدايا از تو خواهم به حق
بِمَساَّئِلِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ
همه خواسته هايت خدايا از تو خواهم به حق شريفترين مراتب شرفت با اينكه تمام مراتب آن
شَريفٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ
شريف است خدايا از تو خواهم به همه مراتب شرفت خدايا از تو خواهم به حق
سُلْطانِكَ بِاَدْوَمِهِ وَكُلُّ سُلطانِكَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ
ابدي ترين مراتب سلطنت گرچه تمام مراتب سلطنتت جاويدان است خدايا از تو خواهم به حق تمام مراتب سلطنتت
كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو خواهم به حق گرانمايه ترين مراتب فرمانرواييت گرچه تمام مراتب فرمانرواييت گرانمايه است خدايا
اِنّي اَسْئَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِاَعْلاهُ وَكُلُّ
از تو خواهم به همه مراتب فرمانرواييت خدايا از تو خواهم به والاترين مقام بلندت گرچه همه
عُلُوِّكَ عالٍ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ
مراتب آن والاست خدايا از تو خواهم به همه مراتب بلنديت خدايا از تو خواهم به حق
مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ
قديمترين نعمتت گرچه همه نعمتهايت قديم است خدايا از تو خواهم به حق نعمتهايت خدايا
اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ آياتِكَ بِاَكْرَمِها وَكُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّي
از تو خواهم به حق گرامي ترين آياتت گرچه همه آيات تو گرامي است خدايا از تو
اَسْئَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشَّاْنِ
خواهم به حق همه آياتت خدايا از تو خواهم بدانچه در آني از شاءن
وَالْجَبَرُوتِ وَاَسْئَلُكَ بِكُلِّ شَاْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَها اَللّهُمَّ اِنّي
و مقام و بزرگي واز تو خواهم به هر شاءن و مقامي جدا و بهر بزرگي جداگانه خدايا از تو
اَسْئَلُكَ بِما تُجيبُني [بِهِ] حينَ اَسْئَلُكَ فَاَجِبْني يا اَللّهُ
خواهم به آنچه اجابت كني دعايم را هنگامي كه از تو خواهم كه اجابت كني اي خدا
درجات دعا و شرایط استجابت آن
درجات دعا
دعا سه درجه دارد: ۱/ دعا به زبان استعداد؛ اینگونه دعا قطعاً اثر میکند، چون اگر موجودی استعداد دریافت کمال و فیض را داشت و نقص در قبول قابل نبود در فاعل، یعنی خداوند سبحان، بخل و امساک نیست و او هر موجودی را که به استعدادی مجهز شود، به مقصد میرساند: ﴿قالَ رَبُّنَا الَّذی اَعطی کُلَّ شیءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدی﴾.[۱] درباره این قسم از دعا چنین آمده است که همه آنچه در آسمانها و زمیناند، خدا را میخوانند: ﴿یَسَلُهُ مَن فِی السَّموتِ والاَرضِ﴾ ؛[۲] نیز چنین آمده است که هرچه خواستید گرفتید: ﴿وءاتکُم مِن کُلِّ ما سَاَلتُموه﴾ ؛[۳] یعنی هر چه را به لسان استعداد خواستید به شما داد، وگرنه خداوند بسیاری از ادعیه به لسان مقال را که با استعداد همراه نیست رد میکند.
تذکّر: اگر سؤال به زبان استعداد تام باشد حرف «مِن» در ﴿وءاتکُم مِن کُلِّ ما سَاَلتُموه﴾ برای تبعیض نیست وگرنه میتواند معنای تبعیض را دربرداشته باشد.
۲/ دعا به زبان حال که نازلتر از لسان استعداد است. نزد بعضی حال ، همان استعداد است، گاهی انسان حال و استعداد مقطعی و گذرا پیدا میکند و قلبش با خلوص متوجه خدا میشود که در این حال دعایش مستجاب است.
در این قسم نیز همچون قسم اول، یعنی زبان استعداد، دعای لفظی مطرح نیست، فقط حالت خضوع، درخواست، التجا و مانند آن پدید میآید که شخص چیزی را طبق حالت ویژهای که دارد از خداوند درخواست میکند، هرچند استعداد آن به نصاب تام نرسیده باشد.
۳/ دعا به زبان مقال؛ اینگونه دعا کردن در تأثیر مانند دو قسم سابق نیست، هرچند صبغه عبادی آن محفوظ است: «الدعاء مخّ العبادة».[۴]
لازم است عنایت شود که دعا نسبت به داعیان یکسان نیست، چنان که رسول اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) به ابوذر فرمود: اگر انسان جزو ابرار شد، دعای به زبان مقال، به اندازه نمک طعام کافی است: «یا أباذر! یکفی من الدّعاء مع البرّ ما یکفی الطعام من الملح» ؛[۵] یعنی بکوش زبان استعداد یا حال پیدا کنی، به گونهای که اگر آه کشیدی اثر کند و کوشش کن که بر رَقَم استعداد و بر نصاب حال بیفزایی که در اینحال کمی دعا به زبان مقال با افزونی استعداد یا حال جبران میشود، بر خلاف عکس آن که شاید کمی استعداد یا قصور حال با زیادی سؤال ترمیم نشود.
دعا به هر یک از سه زبان یاد شده، زمانی نفسی و گاهی مقدمی است؛ یعنی بین خواندن و خواستن فرق است، هرچند در دعا و خواندن؛ خواستن نهفته است.
توضیح اینکه گاهی خواسته، صرف شهود مدعوّ است که در این حال داعی مدعو را میخواند تا او را مشاهده کند، و زمانی خواسته چیز دیگر است که در این حال داعی مدعوّ را برای اعطای شفا یا مطلبی دیگر میخواند، بنابراین در دعا که به معنای خواندن و برای جلب توجه مدعوّ (خوانده شده) است، گاه خود جلب توجه مطلوب است و انسان لقای مدعو را میطلبد، گاهی نیز جلب توجه مدعوّ مقدمه بیان خواسته اوست و خدا را میخواند تا به سائل توجه کند و به او بگوید چه میخواهی، آنگاه وی خواسته خود را مطرح کند. چنین دعا و خواندنی مقدمه سؤال و خواستن بوده و مفاد این آیه است: ﴿یَدعونَ رَبَّهُم خَوفًا وطَمَعًا﴾.[۶]
مصداق بارز آن قسم خواندن را که سؤال ویژه است و در آن خواسته، صرف شهود مدعو است میتوان در نیایش حضرت موسای کلیم(علیهالسلام) یافت که گفت: ﴿رَبِّ اَرِنی اَنظُر اِلَیک﴾[۷] و شاید دعای «اللّهمّ إنّی أسئلک من جمالک بأجمله و کلّ جمالک جمیل» ناظر به این قسم باشد، هرچند محتمل است خواسته این نیایش، پیدا کردن جمال مطلوب باشد؛ نظیر آنچه درباره جمالِ ردان وارد شد که: «جمال الرجال فی عقولهم».[۹]
شرایط استجابت دعا
وعده الهی تخلّفپذیر نیست؛ لیکن احراز تمام شرایط و فقدان همه موانع در برخی از ادعیه آسان نیست؛ ولی در بعضی از ادعیه احراز آن قطعی و اجابت آنها نیز حتمی است و آن دعای خالص بنده مخلَصی است که به قرب نوافل باریافته و با زبان بیزبانی خدای سبحان در مقام فعل، ندا یا نجوا دارد. دعای چنین داعی که به لسان خداوند نیایش دارد: «کنتُ… و لسانه الّذی یَنْطِق به»[۱۰] حتماً اجابت میشود، زیرا چنین دعایی واجد همه شرایط اجابت و فاقد همه موانع آن است، زیرا خداوند هرگز دعای خود را ردّ نخواهد فرمود.
خدای سبحان در آیه مورد بحث، استجابت دعا را با رعایت دو شرط از ناحیه دعاکننده، تضمین کرده است. البته اینگونه از شرایط برای تحقق اصل موضوع است؛ نه چیزی زاید بر آن، از اینرو با آنچه قبلاً گذشت که مفاد آیه استجابت دعا به طور مطلق است منافات ندارد. برخی از امور دیگر نیز به عنوان شرط کمال دعا، نه شرط صحت آن، مطرحاند که سبب سرعت اجابت یا تمامیّت استجابت میشوند؛ مانند دعا به چهل مؤمن، خواستن اجابت ادعیه و رفع حوایج آنان، ذکر نعمتهای قبلی و شکر درباره آنها، ذکر گناه و استغفار از آنها.[۱۱] این امور اگر از شرایط صحت دعا نباشند از شرایط کمال آن محسوباند؛ امّا آن دو شرط:
۱/ دعا حقیقی باشد و حقیقت دعا وقتی محقق میشود که نیایش کننده مصلحت خود را طلب کند. دعایی که در آن نیایشگر مایه هلاکت خود را بخواهد، ظاهری است؛ نه حقیقی؛ مانند کسی که در حال غضب از خدا مرگ طلب میکند. طبق آیه ﴿ویَدعُ الاِنسنُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالخَیرِ﴾[۱۲] گاهی انسان همانطور که از خدا خیر میخواهد، شر هم طلب میکند.
دعا وقتی مستجاب است که حقیقی باشد؛ یعنی انسان واقعاً آن را طلب کند و انسان جز مصلحت واقعی خود چیزی نمیطلبد، از اینرو اگر به او بگویند که خواستهات به صلاح تو نیست و مثلاً فرزندی که از خدا طلب میکنی، کافر میشود و تو را نیز با خود به جهنّم میکشاند یا مالی که میخواهی مایه عذاب تو میشود ،[۱۳] هرگز چنین خواستهای نخواهد داشت.
کسی که با تضرع و زاری چیزی را میطلبد که به سودش نیست، ظاهراً اشک میریزد، نه باطناً، زیرا بر فرض روشن شدن باطن آن خواسته، هرگز اشک نمیریزد و هیچگاه آن را نمیخواهد؛ مانند کودکی که از بیماری مزمن خود بیاطلاع است و با اشک و ناله غذای زیانبار میخواهد و اگر خردمند بود و از باطن خواسته خود آگاه میبود هیچگاه آن را نمیخواست و برای آن اشک نمیریخت، از این رو شایسته است انسان در دعا چیزی را به خدا پیشنهاد ندهد و تعیین تکلیف نکند، و اگر در برخی روایات آمده که هر چه لازم است از خداوند درخواست کنید ،[۱۴] مقصودْ خواسته همراه با عنوان «خیر» است، زیرا چه بسا خواستهای که به صلاح نباشد: ﴿وعَسی اَن تَکرَهُوا شَیئاً وهُوَ خَیرٌ لَکُم وعَسی اَن تُحِبّوا شَیئاً وهُو شَرٌّ لَکُم واللّهُ یَعلَمُ واَنتُم لاتَعلَمُون ﴾ ،[۱۵] بنابراین، روایاتی که میفرماید: هر حاجتی حتی نمک طعامتان را از خدا بخواهید ،[۱۶] برای بیان روح عبودیت و بندگی است و با پیشنهاددادن به خدا و اصرار بر خواسته خود که خلاف ادب دعاست، فرق دارد، برهمین اساس، اولیای خاصّ الهی که تسلیم محض خدایند و میگویند: «حسبی من سؤالی علمه بحالی»[۱۷] دعاهایشان برخاسته از تأدّب و تعبّد است و هرگز گله و شکایت نمیکنند و مقصود مهمّ آنان از دعا عبادت و با خدا سخن گفتن است.
همواره از خدا باید خیر و سعادت و روزی حلال طلبید، چنانکه نوع ادعیه مأثور چنین است. رزق نیز در نان و گوشت حلال منحصر نیست، بلکه علم، ادب، فهم، تقوا، معرفت و نبوت نیز روزی است، چنانکه در قرآن از نبوت به رزق نیکو تعبیر شده است[۱۵].
بعضی از افاضات خدای سبحان همه را (بخواهند یا نخواهند) فرامیگیرد؛ مانند رزق عمومی که حیوانات نیز از آن بهرهمندند: ﴿وما مِن دابَّةٍ فِی الاَرضِ اِلاّعَلَی اللّهِ رِزقُها﴾[۱۹] و بر همین اساس امیرمؤمنان(علیهالسلام) فرمود: هر جانداری غذایی دارد و هر دانهای خورندهای: «و لکلّ ذی رمقٍ قوت و لکلّ حبّةٍ آکل»[۲۰] ؛ ولی بعضی امور را تا انسان از خدا با عجز و لابه و الحاح نطلبد، به او نمیدهد؛ مانند روزیهای حلال، مقامات معنوی و تفضّلهای الهی.
انسان همواره باید از خداوند از فزونی و بخشش الهی طلب کند: ﴿وَسَلُوا اللّهَ مِن فَضلِهِ﴾[۲۱] و هرگز به آنچه از فضل الهی دارد بسنده نکند. خدای سبحان دعای مؤمنان را که از سر اخلاص و صفاست مستجاب میکند و از فضل خویش نیز بر آن میافزاید: ﴿ویَستَجیبُ الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّلِحتِ ویَزیدُهُم مِن فَضلِهِ﴾[۲۲] ، زیرا مؤمن خواستهاش براساس مصلحت است و خداوند هم طبق مصلحت به او عطا میکند.
۲/ از شرایط استجابت دعا اخلاص در آن و فقط خدا را خواندن است، چنانکه خداوند به حضرت عیسی(علیهالسلام) فرمود: تنها از من طلب کن و از دیگری مخواه: «سلْنی ولاتسْأل غیری».[۲۳] و در آیه مورد بحث فرمود: ﴿اِذا دَعان﴾؛ یعنی مرا بخواند، نه غیر مرا، و نه مرا و غیر مرا؛ یعنی فقط اجابت قسم اول را وعده داده است و قسم دوم و سوم از حوزه وعده خدا خارج است، گرچه داخل در قلمرو وعید نیز نیست، بنابراین فقط قسم اول حتماً اجابت میشود و دو قسم دیگر چنین نیست؛ نه اینکه حتماً اجابت نمیشوند.
آن کس که از لحاظ اعتقاد و باور درونی، هم خدا را منشأ اثر و قدرت بداند و هم کار، قبیله، مزرعه و قدرت خویش را، دعای او خالص نیست و وعده اجابت به چنین دعایی هم داده نشده و ممکن است مستجاب نشود، چنانکه دلیلی بر ضرورت عدم اجابت آن وجود ندارد، زیرا خدای سبحان همگان را از فضل خود بهرهمند میکند: «یا من یُعطی من سئله و یا مَن یُعطی مَن لم یسئله و من لم یعرفه تحنّناً منه و رحمةً».[۲۴]
از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) نقل شده است: اگر بدهکار دعای «اللّهمّ أغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمّن سواک» را بخواند، دَیْن او ادا خواهد شد.[۲۵] شیخ بهائی(قدسسرّه) میگوید: «من این دعا را تجربه کردم، اثر خود را بخشید و در مدتی کوتاه دیونم از راههایی که هرگز فکر نمیکردم پرداخت شد».[۲۶] همین دعا را اگر بدهکار بخواند ولی به درآمد خود نیز اطمینان داشته باشد، به طوری که تکیهگاه او خدا و بهره کار وی باشد، ممکن است اجابت نشود، زیرا دعای او خالصانه نیست.
جمله ﴿اِذا دَعان﴾ در آیه مورد بحث قید توضیحی است که مقیدش، یعنی ﴿دَعوَةَ الدّاع﴾ را شرح میدهد و چیزی اضافه بر آن ندارد و تنها این نکته را بیان میکند که دعای داعی مخلص به اجابت میرسد ؛[۲۷] به سخن دیگر جمله «اِذا دَعان» برای بیان موضوع آمده است و شرطی که برای بیان تحقق موضوع بیاید مفهوم ندارد، بنابراین، آیه مورد بحث مفهوم ندارد و نمیگوید که اگر کسی مرا نخواند، جواب او را نمیدهم، چون بدیهی است که اگر شخص غیر خدا را بخواند، لزومی ندارد خدا جواب او را بدهد، چنان که دلیلی بر ضرورت عدم اجابت وجود ندارد.
نیز باید توجه داشت که این جمله با توسل به اهل بیت نبوت(علیهمالسلام) و درخواست حل مشکل از آن ذوات نورانی در برخی ادعیه[۲۸] منافات ندارد، زیرا توسل به ایشان، درخواست از غیر خدا نیست و با اخلاص تنافی ندارد، زیرا دعاکننده به دستور خداوند سبحان آنان را در این ادعیه وسیله قرار میدهد.
توضیح اینکه خدای متعالی دارای ذات و اسما و صفات است. اسما و صفات خداوند دارای مظاهرند و مظهر هر اسمی هیچ اثری خارج از اسم ظاهر در او ندارد. خداوند مظاهر اسما و صفات خود را وسیله قرارداد؛ مانند آنکه عبادت خود را وسیله مناسبی اعلام کرد، از اینرو توسل به آن مظاهر اسما و صفات الهی در حدّ وسیله دانستن محذوری ندارد و با توحید هماهنگ است. اسمای فعلی از موجودات امکانی انتزاع میشود و ائمه(علیهمالسلام) همان موجودات امکانی هستند که اسم «کافی»، «ناصر»، «شافی» و… از آنان انتزاع میشود. همان گونه که خواندن اسمای فعلی ذات الهی خواندن غیر خدا نیست، خواندن ائمه اطهار(علیهمالسلام) نیز که مظهر همه اسمای فعلی الهی هستند، خواندن غیر خدا نیست. تفصیل این مطلب به مبحث توسل موکول است.
شرط دوم استجابت، یعنی اخلاص دعا کننده، در آیاتی از قرآن و با بیانهای گونهگون آمده است:
یکم. برخی آیات جنبه ایجابی دارد؛ مانند: ۱/ آیاتی که بیان میکند خدا «مجیب» است و جواب دعا کننده را میدهد؛ مانند آیه مورد بحث و آیه ﴿ادعونی اَستَجِب لَکُم﴾.[۲۹]
۲/ آیاتی که به دعا کردن تشویق میکند؛ مانند: ﴿اُدعوا رَبّکُم تَضَرُّعًا وخُفیَةً اِنَّهُ لایُحِبُّ المُعتَدین﴾[۳۰] و ﴿وادعوهُ خَوفًا وطَمَعًا اِنَّ رَحمَتَ اللّهِ قَریبٌ مِنَ المُحسِنین﴾.[۳۱] در این آیات صریحاً بیان نشده است که خداوند جواب میدهد؛ ولی از آنها وعده اجابت استفاده میشود، زیرا معنا ندارد خدای حکیم به دعا تشویق کند ولی جواب آن را ندهد؛ این عمل لغو است و از حکیم مطلق روا نیست آیه دوم، مانند آیه ﴿ادعونی اَستَجِب لَکُم﴾ است و فقط جزا بیان نشده و در اینجا همچون موارد ذکر سبب به جای مسبب محذوف، بهجای آن جزا و معلول، علت به صورت جمله اسمیه آمده است؛ یعنی جمله اسمی ﴿اِنَّ رَحمَتَ اللّهِ قَریبٌ مِنَ المُحسِنین﴾ پیامِ ﴿اَستَجِب لَکُم﴾ را بیان میکند.
دوم. بعضی از آیات جنبه سلبی دارد، با این محتوا که غیر خدا ناکارآمد است و جوابگوی دعای شما نیست؛ مانند ﴿ومَن اَضَلُّ مِمَّن یَدعوا مِن دونِ اللّهِ مَن لایَستَجیبُ لَهُ اِلی یَومِ القِیمَةِ وهُم عَن دُعائِهِم غفِلون﴾.[۳۲] جمله ﴿اِلی یَومِ القِیمَة﴾ کنایه از تأبید است، چون با برپا شدن قیامت بساط بت و بتپرستی نیز برچیده میشود. سرّ ناکارآمدی بتان این است که اگر چیزی ذاتاً فاقد قدرت بود و از ناحیه قادر بالذات هم مأذون نبود نه تنها مستقلاً کاری از او ساخته نیست، بلکه وسیله انجام کاری هم نخواهد بود.
سوم. برخی آیات تلفیقی از جنبه سلبی و ایجابی است. این آیات، بهصورت حصر تنها خدا را جوابگوی دعا میداند و از غیر او تأثیر را نفی میکند؛ مانند:
۱/ ﴿لَهُ دَعوَةُ الحَقِّ والَّذینَ یَدعونَ مِن دونِهِ لایَستَجیبونَ لَهُم بِشیءٍ اِلاّکَبسِطِ کَفَّیهِ اِلَی الماءِ لِیَبلُغَ فاهُ وما هُوَ بِبلِغِهِ﴾.[۳۳] طبق این آیه، دعوت حق و صحیح و صدق و مفید از آن خداست و تنها او جواب میدهد. دعوت حق، دعوتی است که مدعوّ آن را میشنود و جواب میدهد و دعای باطل، مانند هر کار عاطلی، بیاثر است. کسانی که غیر خدا را میخوانند، هرگز مدعوّ آنان مشکلی از مشکلاتشان را حل نمیکند، چون کاری از آنها ساخته نیست.
خدای سبحان در این آیه بتپرستان را به تشنهای تشبیه میکند که از دور دستی بر آب دارند؛ نه نزدیک میشوند تا آب برگیرند و نه وسیلهای دارند تا با آن آب چشمه یا چاه را نزدیک کنند. به غیر خدا سرسپردن و از بتها چیزیطلبیدن، کاری عاطل و همچون گشودن دستها به قصد برگرفتن آب و سیراب شدن از آبی است که دست بدان نمیرسد، و مانند گذاشتن دستها به دو طرف چاه و سر را خم کردن و دهان را گشودن و زبان را به قصد برگرفتنِ آبْ بیرون آوردن است که بدون حبل متین مشکل تشنگی را برطرف نمیکند.
خدای سبحان پس از بیان مَثَل به اصل مُمَثّل میپردازد: ﴿وما دُعاءُ الکفِرینَ اِلاّفی ضَلل﴾[۳۴] ؛ دعای کافران جز در گمراهی و بر هدر نیست؛ مانند کسی که هدف را گم کرده و در تاریکی تیر میافکند که قطعاً تیر او به خطا میرود.
۲/ ﴿اَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ ویَکشِفُ السّوءَ ویَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرضِ اَءِلهٌ مَعَ اللّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرون﴾.[۳۵] ﴿أمّنْ﴾ از «أم» و «من» تشکیل شده است. «أم» منقطعه و به معنای «بل» است؛ یعنی بتها اله نیستند، بلکه اله کسی است که بتواند جواب مضطر را بدهد و شما را خلفای زمین قرار دهد. آیا معبودی شریک خداست؟ کمی از شماها پند میپذیرید!
شیوه استدلال در این آیه مانند آیات قبل و بعد آن، به صورت شکل اول یا دوم منطقی است؛ به این بیان: بتها مشکلگشا نیستند و هر موجودی که مشکلگشا نباشد خدا نیست، پس بتها خدا نیستند. خدا آن است که مشکلگشا باشد و بتها مشکلگشا نیستند، پس اینها خدا نیستند.
این آیه به منزله شرحِ ﴿اِذا دَعان﴾ است؛ یعنی اگر کسی حقیقتاً خدا را بخواند، مانند غریق که تکیه گاهی جز خدا ندارد، یقیناً دعای او را مستجاب میکند. این آیه کریمه در مقام استدلال است؛ نه در مقام تقسیم داعیان به مضطر و غیر مضطر، تا پیام آن این باشد که مضطر را خدا جواب میدهد و غیر مضطر را دیگری، زیرا هر دو را خدا جواب میدهد. البته مضطر میفهمد و تصدیق میکند که فقط خدا جواب میدهد؛ ولی غیر مضطر یا هرگز نمیفهمد یا فهمی شرکآلود دارد و برای غیر خدا هم سهمی قائل است.
انسان موحد، واسطه را فقط مجرای فیض خدا میداند و میگوید: ﴿اَلَّذی خَلَقَنی فَهُوَ یَهدین ٭ والَّذی هُوَ یُطعِمُنی ویَسقین٭ واِذا مَرِضتُ فَهُوَ یَشفینِ﴾[۳۶] و اگر نعمتی به او رسید فقط از خدا میداند، همانگونه که اگر از لغزشی نجات یافت میگوید: «وکم من عثارٍ وقیته»[۳۷] ، و اگر کسی به اقتضای بینش توحیدی خود، مانند امام سجاد(علیهالسلام) بگوید: «یا نعیمی و جنّتی و یا دنیای و آخرتی یا أرحم الراحمین»[۳۸] ، تمام هستی او را ایمان به خدا فرا گرفته است، ازاینرو با تمام وجود و از سر اخلاص خدا را میخواند و قطعاً خدا هم به سرعت دعای وی را اجابت میکند.
همگان مضطر واقعیاند؛ ولی کسی که به اضطرار خود عارف نیست، اعتماد و امیدش به امور دیگر، مانند مزرعه، درآمد کسب و اعتبار بانکی است و هنگام نیاز در حقیقت آنها را میخواند؛ امّا کسی که فهمیده واقعاً مضطرّ است یا در وضع ویژهای قرار گرفته که همه درها را به روی خود بسته میبیند، تنها خدا را میخواند و فقط از او استعانت میجوید، از این رو امام محمد باقر(علیهالسلام) فرمود: پدرم امام سجّاد(علیهالسلام) هنگام مرگ، مرا به سینه چسباند و فرمود: پسرم! سفارش میکنم تو را به آنچه پدرم امام حسین(علیهالسلام) روز عاشورا هنگام وداع به من سفارش فرمود و گفت که پدرش امیرمؤمنان(علیهالسلام) به او سفارش کرده است: پسرم! بپرهیز از ستم به کسی که هیچ یاوری جز خدا ندارد: «یا بنیّ إیّاک وظلم من لا یجد علیک ناصراً إلاّ الله».[۳۹] هر ظلمی مذموم است و کیفری تلخ در پی دارد؛ ولی زنهار از ستم به مظلومی که پناهگاهی جز خدا ندارد، زیرا چنین مظلومی یقیناً با اخلاص توحیدی دعا میکند و اینگونه دعاها حتماً اجابت میشود: «دعوة المظلوم مستجابة».[۴۰]
تذکّر: از تبیان شیخ محمد حسن طوسی بر میآید که تقیید اجابتِ دعا به مشیئت روا نیست، زیرا وعده را بیفایده میکند.[۴۱]
لازم است عنایت شود که مشیئت الهی بر مدار حکمت است و هرگز خارج از مدار حکمت نخواهد بود، از اینرو در آیه ﴿… فَیَکشِفُ ما تَدعونَ اِلَیهِ اِن شاء﴾[۴۲] اجابت به مشیئت خدا مقیّد شده و بازگشت چنین تقییدی به این است که اگر مطابق حکمت بود حتماً انجام میشود، زیرا حکیم محض هرگز کاری بر خلاف حکمت نمیکند .
دعا و حکمت آن
دعا نیز دارای احکام، آداب و اسراری است. احکام دعا عبارت از آناست که انسان چه چیزی از خدا بخواهد. موظف است که حرام از خدا طلب نکند، چیزی که آسیب به غیر میرساند از خدا نخواهد و … .
آداب دع آن است که دعا را آهسته مطرح کند، صدای بلند را بر خلاف تأدب بداند. قآن هم در خصوص ادب ذکر، یا دعا، چنین فرمود است: ﴿وَاذْکُر رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الجَهْرِ مِنَ القَوْلِ بِالغُدُوِّ والآصَالِ وَلاَ تَکُن مِنَ الغَافِلِینَ﴾[۱] همواره به یاد خدا باش، یاد خدا را در دل و نام او را بر لب آرام و آهسته، در هر بامداد و شامگاه جاری کن ـ این جمله کنایه از استمرار است ـ به یاد خدا باشید و نه از غفلت کنندگان.
باز درباره بعضی از خصوصیات دعا میفرماید: ﴿ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَةً إِنَّهُ لاَیُحِبُّ المُعْتَدین﴾[۲] بعضی مفسران میگویند: «خفیة» خواندن به صورت آهسته و آرام و در پنهانی است و چنانچه کسی هنگام دعا فریاد کشید معتدی[۳] است و از حد دعا تجاوز کرده؛ زیرا خداوند موجود دوری نیست.
قرب الهی
آیات قرآن در زمینه نزدیک بودن خدا به ما به چهار دسته تقسیم میشود: دستهای از آیات، دلالت بر اصل قرب میکند که خدای سبحان به ما نزدیک است، مانند آیهٴ ﴿فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ﴾[۴] .
دستهٴ دیگر، آیاتی که دلالت میکند بر اینکه، خدای سبحان با اقرب بودنی نسبی، به انسان از دیگران نزدیکتر است مثل ﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنکُمْ وَلکِن لاَ تُبْصِرُونَ﴾ [۵].
دستهٴ سوم، آیاتی که دلالت دارد خدای سبحان به انسان، از رگ حیات او نیز نزدیکتر است. همانند ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الوَرِیدِ﴾ [۶].
دستهٴ چهارم، آیاتی است که میگوید: خدای سبحان به انسان از خود انسان هم نزدیکتر است از قبیل﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ المَرْءِ وَقَلْبِهِ﴾ .[۷]
بحث دربارهٴ سه دسته اول، چندان مشکل نیست، امّا دسته چهارم به آسانی حل نمیشود؛ که چگونه خدای سبحان به انسان، از خود انسان نزدیکتر است؟ از این رو برخی تفسیرها این مطلب را به پیروی از ظاهر برخی نصوص به همان «حیلولهٴ قدرت» معنی می کنند و میگویند: منظور از ﴿یَحُولُ بَیْنَ المَرْءِ وَقَلْبِهِ﴾ آن است که گاهی انسان تصمیم را ادامه دهد و یا آن را عملی سازد .[۸] این معنایی تقریباً متوسط است؛ ولی اگر ما دلیل عقلی که مطابق با آیه بود داشتیم و ادلهٴ نقلی دیگر هم آن را تأیید کرد، داعی نیست که ازظاهر آیه که میگوید: خدا بین انسان و خودش فاصله میاندازد، دست برداریم. چون انسان که موجود صمدی و درون پر نیست؛ بلکه او مانند سایر موجودات امکانی اجوف است، چنانکه مرحوم کلینی (قده) این مطلب را ضمن روایتی نقل کرده است ،[۹] حال کهانسان اجوف و میانتهی است، پس بین انسان و خود انسان، احاطهٴ هستی حق فاصله است. بنابراین، خدا به همه کس نزدیک است. و آن کس که از خدا چیزی مسئلت میکند باید بداند که خدا دور نیست.
دوست نزدیکتر از من به من است ٭ وین عجبتر که من از وی دورم
چکنـم با که بگویـم کایـن او ٭ در کنـار من ومـن مهجـورم
اگر کسی دریافت که خدا نزدیک است، روش دعا کردن برای او روشن میشود؛ که آهسته خدا را بخواند و هم اطمینان دارد که خدا به همهٴ نیازهای او آشناست. چون اوصاف ذاتی حق عین ذات اوست. اگر خدا نزدیک است، با جمیع اوصافش نزدیک است قدرت و سایر اوصاف، ذاتی اوست و اگر اوصاف ذاتی حضور داشت، اوصاف فعلی هم به تبع اوصاف ذاتی ، فعال و مؤثر خواهد بود.
ادب داعی همان تضرع و ناله کردن است؛ چون اگر همراه با ناله نباشد معلوم میشود که به وسایل خود متکی است.
ندا یا نجوا؟
در آیهٴ ﴿ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَةً﴾[۱۰] «تضرّع» به معنای ناله کردن و «خفیه» مخفی و دور از حضور دیگران بودن است. حضور ذهنی در دعای علنی که همه حضور دارند، برای همگان میسّر نیست. در جمع دیگران لازم نیست که انسان ندا کند. مناجات اولی از منادات است. نجوا فضیلت دیگری دارد.
در سورهٴ بقره بعضی از آداب دعا مطرح شده است. وقتی انسان خود را دور احساس میکند با ندا خدا را میخواند که گاهی با صراحت حرف ندا آورده میشود؛ «یاربّ». و گاهی حرف ندا محذوف است؛ مانند «رب». اما وقتی انسان نزدیک شد، ندا را کم یا آن را تبدیل به نجوا میکند.
در باب آداب دعا مرحوم کلینی (رض) و دیگران نقل کردهاند، ابتدا ده بار بگویید: «یاربّ» آنگاه بگویید: «ربّ» .[۱۱]
لازم نیست «یا» را ذکر کنید تا حذف حرف ندا، سرپُلی باشد که منادات را به مناجات تبدیل کند.
پیامبر اکرم در خطبه شعبانیه فرمود: «وارفعوا إلیه أیدیکم بالدعاء فی أوقات صلواتکم، فإنها أفضل الساعات ینظر الله تعالی فیها بالرحمة إلی عباده» هنگام نماز دستها را به دعا بلند کنید که بهترین لحظاتی که خدا با رحمت به بندگانش مینگرد این لحظات است «یجیبهم إذا ناجوه» اگر کسی خدا را مناجات کرد او هم جوابش را میدهد «ویلبیهم إذا نادوه» و اگر بندهای احساس دوری کرد و ندا داد، خداوند او را لبیک میگوید. گاهی بنده احساس دوری میکند، نظیر آنچه درباره حضرت یونس آمده است که: ﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِی الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ …﴾[۱۲] .
وقتی انسان دست به دعا برداشت، طبق روایات و سنت معصومین (علیهمالسلام) مستحب است آن را بر سر و صورت خود بکشد؛ برای اینکه لطف خدا به این دست پاسخ داده است. دستی که به سوی خدا دراز شود، یقیناً خالی بر نمیگردد و دستی که عطای الهی را دریافت کرد، گرامی است. لذا خوب است آن را به صورت یا به سر بکشد .[۱۳]
گاهی امام سجاد (سلاماللهعلیه) چیزی که به سائل مرحمت میفرمودند، دست مبارک را میبویید و میگفت: این دست به دست الهی رسیده؛ چون خدا فرمود: ﴿هُوَ یَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ﴾[۱۴] آنان که این شامه را دارند، میتوانند با بو کردن دست، نشانهٴ دست الهی را استشمام کنند. و جزء همین حکمتهاست آنچه گفته میشود: بوی بهشت از فاصلهٴ هزار سال استشمام میشود، گروهی آن را حس میکنند و عدهای محرومند .[۱۵]
دعا و قضا و قدر
یکی از شبهاتی که مربوط به دعاست، این است که: چون قضا و قدر الهی حق است و خدای سبحان هم از ازل به جمیع امور آگاهی دارد، مطلب مورد در خواست، یا در قضای ازل مقرر شده که عملی شود یا نه. اگر بنا شد عملی گردد دعا تأثیری ندارد؛ چون همان یافت خواهد شد. و اگر در قضای ازل گذشت که فلان امر حاصل نشود، دعا سودی ندارد؛ چون چیزی که حتمی العدم است با دعا یافت نمیشود.
جواب: این اشکال چون ایرادی مشترک بین دعا، صدقه، صله رحم و امثال آن است، جواب آن هم باید مشترک باشد.
در عالم حرکت که عالم دگرگونی، تغییر و تبدیل است، «بداء» راه دارد. بداء در تکوینیات همانند نسخ در تشریعیات است.
در محدودهٴ عالم طبیعت، تحول و دگرگونی راه دارد و خدای سبحان اینچنین مقدار کرده که صدقه یا صلهٴ رحم یا دعا انجام گیرد تا فلان کار عملی گردد و اگر چنانچه این امور صورت نگرفت فلانامر هم حاصل نشود. و از سوی دیگر خدای سبحان هم میداند، که فلان شخص دعا میکند و بهره میگیرد و دیگری دعا نمیکند و بهره نمیبرد. پس در علم خدا جهلی نبوده و در جهان هستی ابهامی نیست. به ما راهنمایی کردند که اگر خواستیم از خیر بیشتری برخوردار باشیم دعا، صدقه، صلهٴ رحم و مانند آن راهگشاست؛ وگرنه محروم خواهیم شد.
پس دو مطلب، مورد نظر است: یکی اینکه گرچه در ازل همٴ امور تنظیم شده، ولی هر امری با علل و اسباب آن تنظیم شده است و یکی از علل و اسباب در محدودهٴ حرکت و عالم تحول، همان صدقه وصلهٴ رحم و دعا و مانند آن است. وقتی از محدودهٴ تحول و لوح محو و اثبات گذشتیم و به عالم قضای محض رسیدیم، آنجا دیگر صدقه و صله رحم و دعا و … معنا ندارد. گرچه عبادی بودن دعا مسئله جداگانهای است؛ اما دعا برای تغییر و تبدیل، لزوماً در قلمرو لوح محو و اثبات به پایین است نه در محدودهٴ لوح محفوظ.
مطلب دیگر آن است که خدای سبحان میداند که فلان سخص صلهٴ رحم میکند در نتیجه از عمر طولانی برخوردار میشود و دیگری قطع رحم میکند و از عمر طولانی محروم میگردد. پس نه در علم خدا تردید و ابهام است، نه در واقع امر؛ و نباید گفت: قضا و قدر حق است، چرا دعا کنیم؟ زیرا که خود دعا جزء قدر است. یعنی خدا مقدر کرده که در صورت دعا فلان حادثه که حادثهٴ خیر است واقع شود؛ و فلان حادث شرّ پیش نیاید. از این جهت دعا اثر دارد و جزء قضا و قدر عالم است.
فرمود: ﴿وَسْأَلُوا اللّهَ مِن فَضْلِهِ﴾[۱۶] از خداوند فضل او را طلب کنید. همان که قضا و قدر را مشخص کرد و فرمود: ﴿وَکُلُّ شَیءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ﴾[۱۷] یا: ﴿إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ﴾[۱۸] همان فرمود: ﴿ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم﴾ .[۱۹]
تسلیم و اخلاص در دعا
به استناد آیات و روایات، دعا خود امری عبادی است، از این رو بعضی میگویند: خدایا تو دستور دادی دعا کنید، ما هم اطاعت میکنیم؛ چه درخواست، عملی شود و به ما بدهی چه ندهی. اینان اولیای خاص الهی هستند که میگویند: «حسبی من سؤالی علمه بحالی»[۲۰] تسلیم محض هستیم.
آنان که تسلیم محض هستند، به عنوان تأدّب دعا میکنند و میگویند تو دستور دادی، ما هم اطاعت میکنیم و تسلیم صرف هستیم. دادی راضی هستیم، ندادی هم راضی هستیم و طلبی نداریم. دعا چون عبادت است اطاعت میکنیم. راضی به رضای تو هستیم. بدیهی است اینان دعا را به خاطر عبادت بودن آن انجام میدهند.
در خصوص دعا، در سورهٴ «غافر» فرمود: ﴿قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم﴾ هم اجابت را به عنوان وعده ذکر میکند، هم به دعا امر میکند که دعا کنید. معلوم میشود که تشویق به دعا است. ولی ذیل آن کسانی را که اهل دعا نیستند، مذمت میکند: ﴿إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ﴾[۲۱] و در آیهٴ دیگر میفرماید: ﴿قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلاَ دُعَاؤُکُم﴾[۲۲] ای پیامبر! به امت بگو که اگر دعا و زاری شما نبود خدا به شما چه اعتنایی داشت؟
هر عبادتی دعا و هر دعایی هم عبادت است. لذا گذشته ازاینکه مورد جعا تنها در صورت مصلحت اعطا میشود، خود دعا نیز چون عبادت است، برای داعی فضیلتی خواهد بود. و درجهای از درجات بهشت را تثبیت میکند.
برای اینکه عبادت بودن دعا و مطلوب بودن آن مشخص شود، مسئلهٴ اخلاص را در دعا اخذ کرده است؛ میفرماید: ﴿فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ﴾[۲۳] دعا را که از شعب و شئون دین است، با اخلاص بخوانید. مرا با اخلاص بخوانید و چیزی را ضمیمهٴ ای دعا نکیند؛ زیرا آنچه در دست ماست ممکن است زود از بین برود و آنچه در دست خداست از بین رفتنی نیست.
نشانهٴ زهد آن است که انسان به آنچه نزد خداست از آنچه در دست اوست مطمئنتر باشد: «أن لاتکون بما فی یدک أوثق منک بما فی ید الل عزّوجلّ»[۲۴] وثوق انسان به آنچه در خزانه الهی است، باید بیش از مقداری باشد که در خزانهٴ خود اوست؛ زیرا دعای کسی که به مخزن خود تکیه کرده مخلصانه نیست.
دعای مخلصانه، به عنوان عبادتی کریم مورد تشویق قرار گرفته است چنانکه در موارد دیگر باز وقتی از دعا سخن به میان میآید، میفرماید: خدای سبحان دعای مؤمنان را چون با اخلاص بوده جواب میدهد. ﴿وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ﴾ آنچه میخواهند خدا میدهد و اضافه هم میدهد چون آنچه که خواستهاند مصلحت است، برابر مصلحت نیز اعطا میکند. خود دعا هم که عبادت است، برای این عبادت هم پاداشی هست که : ﴿وَیَزِیدُهُم مِن فَضْلِهِ﴾[۲۵] .
نمونهای از دعاهای اولیای خدا
روش دعا را باید از ابراهیم خلیل (علیهالسلام) بیاموزیم. او به خدای سبحان عرض میکند: ﴿فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِم﴾[۲۶] پروردگارا دلهای گروهی از مردم را متوجه ذریّه و خانودهٴ من کن، که آنان را دوست داشته باشند و بطلبند و محبوب بین مؤمنان گردند.
قرآن کریم راه محبوب شدن بین مؤمنان را بیان کرده فرمود: ﴿إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً﴾[۲۷] . آنان که از نظر عقیده مؤمن و از نظر اعمال صالحاند، خدا برای آنهامحبت قرار داده و آنان را محبوب دلهای دیگران میکند.
چه ذخیرهای بالاتر از این که انسان محبوب دلهای مؤمنان گردد؟ این راه گرچه سخت و دشوار است؛ ولی کور و مبهم نیست؛ راه بسیار روشنی است.
صراط مستقیم به معنای راه آسان نیست، راهی را مستقیم گویند که استقامت میطلبد؛ که اگر طی شود ضرورتاً پایانش سعادت بخش خواهد بود.
امام صادق (سلاماللهعلیه) نیز فرمودند: اگر مؤمن با قلبش متوجه خدای سبحان شود، خدا هم وجه خود را متوجه اوخواهد کرد و دلهای مؤمنان را نسبت به او دوست میکند[۲۸] و چه چیز بهتر از اینکه انسان محبوب خدا شود. و بندگان مؤمن او را دوست داشته باشند.
در دعای ابوحمزه ثمالی آمد است که خدای بین من و تو هیچ کس فاصله نیست. هرگاه که بخواهم، رازم را با تو در یان میگذارم و تو اگر بخواهی، به من لطف میکنی. بین من و تو هیچ حجاب و شفیعی نیست، فقط یک حجاب وجود دارد و آن خود من هستم .[۲۹]
و نیزاز بیانات بلند امام کاظم (سلاماللهعلیه) است: « احتَجبَ بغیر حجابٍ محجوبٍ وأستتر بغیر سترٍ مستور»[۳۰] خدای سبحان بیپرده پوشیده است و او را چیزی نپوشانده است، گرچه او پوشیده است. و امیر مؤمنان فرمود: «لاحجاب بینه وبین خلقه»[۳۱] هیچ حجابی بینخدا و خلق خدا نیست، ازاین رو گفتهاند: « وجودک ذنب لا یقاس به ذنب».
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست ٭
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز[۳۲]
خوشا کسی که در این راه بیجاب رود.
خوی بزرگ منشی در ادعیه
دعاهای علیبنابیطالب (سلاماللهعلیه) نشانهٴ روح بزرگ آن حضرت و برای آن است که آن حضرت حضرت خدا را به خوبی شناخت. از این رو آثار و اوصاف خدایی و بینیازی را از خدا طلب میکند. به خدای سبحان عرض میکند: «اللّهم اجعل نفسی أوّل کریمةٍ تنتزعها من کرائمی وأوّل ودیعةٍ ترتجعها من ودائع نِعَمِک»[۳۳] خدایا همهٴ نعمتهایی را که دادی ازما میگیری، ولی اولیننعمتی که از من میگیری جانم باشد. نه اینکه ابتدا، اعضا و جوارح ما را بگیری به طوری که محتاج فرزندانمان باشیم، آنگاه جان ما را بگیری که آن، زندگی حیاتی ذلیلانه است. مشابه این روح بزرگمنشی در دیگر دعاهای ائمه (علیهالسلام) به چشم میخورد.
حضرت علی (علیهالسلام) و نیز امام سجاد (علیهالسلام) عرض میکنند: «اللّهم صُن وجهی بالیسار، ولا تبتذل جاهی بالإقتار، فأسترزِقُ طالبی رزقک، وأستعطف شِرار خلقک وأبتلی بحمد من أعطانی وأفتتن بذمّ من مَنَعنی. وأنت من وراء ذلک کُلّه ولیّ الإعطاء والمنع»[۳۴] یعنی: خدایا تمام روزیها از دست تو و به دست تو است. مرا بدون واسطه این و آن، از روزی خود برخوردار کن. نه چنان که روزی من به دست این و آن باشد؛ که از غیر به من چیزی برسد و من ناچار شوم غیر را مدح کنم؛ در حالی که همهٴ نعمتها از تو است. و مسئول دادن و ندادن تویی.
ائمه (علیهالسلام) در دعا خوی بزرگمنشی را به ما آموختهاند که سعی کنید این چنین دعا کنید. هرگز از خدا مال زیاد نخواهید؛ بلکه بخواهید آبرویتان محفوظ باشد چون مال بیش از نیاز، وبال است.
انسان کریم، بزرگوار و بزرگمنشی است که طبع و روانش، به طبیعت آلوده نیست و هر کسی را کریم نمیگویند .
آثار ذکر خدا
ذکرخدا آثارمُثبَتِ فراوانی داردکه به گوشه ای ازآ ن اشاره می شود.
ذکرازآن جهت که با ذاکر, اتحّادوجودی می یابدوذکرخداباحضوراو همراه است ، پس ذاکرخودرا درمَشهد خدا حاضرمی بیندوازکمال قرب وحضورطَرفِ وافری می بنددلذابرمحورحیا ازبسیاری ازافکارپلید ، اخلاق رذایل واعمال نکوهیده احترازمی کند: ( ألم یعلم بأن الله یری) ودرمصاف با اهرمن درون وبیرون که اورابه هوی فرا می خواند وبساط هوس رافراسوی او می گشاید برآنها پیروزمی شود به طوری که برای دفع هر خطرآلودگی به گناه ؛ عادلانه محفوظ می ماند یابرای رفع محذورپدیدآمده وگناه مرتکب شده تائبانه ومُنیبانه کوشش می کند : ( قدأفلح من تزکی – وذکراسم ربّه فصلی ) ( والذین إذافعلوافاحشةً أوظلموا أنفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفرالذنوب إلّا الله ولم یُصرّوا علی ما فعلوا وهم یعلمون ) که آیه اول می تواند مسئله دفع گناه را تبیین کند چنانکه آیه دوم برای تحلیل رفع گناه ازراه توبه وانا به درظلّ یادخدا کافی است.
شیطان که عامل نسیان وسبب سهو ازحق و ذهول ازصدق است چون با ذکرخدا رَجم می شود ، لذایاد خدای سبحان یکی ازدواثرمُثبَت راخواهد داشت : یکی آنکه مانع پدیدۀ سهو و غفلت است وبه اصطلاح جنبه دَفع خطرداردودیگرآنکه نسیان پدیدآمده را به توجّه والتفات تبدیل می کند وبه اصطلاح، جنبه رفع خطررابه همراه دارد : ( وما أنسانیُه إلا الشیطان أن أذکره) ، ( وامّا یُنسینّکالشیطان فلاتقعد بعدالذکری مع القوم الظالمین )
( إنّما یریدالشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمروالمیسر ویصدّکم عن ذکرالله وعن الصلوة فهل أنتم منتهون) ( استهوذعلیهم الشیطان فأنسیهم ذکرالله ) که دراین گونه آیات ، عامل پدیدۀ نسیان ، شیطان معرّفی شده است و درآیه ( واذکرربّک إذا نسیت ) یادخدا سبب برطرف شدن نسیان می شود وخطرآمده را رفع می کند .شیطان هرگز ازتعدّی تسبت به انسان نظر نمی کند ، چون عدوّمبین است واز عدوّ ِ مبین جزتعدّی وتجاوز مستمر چیزدیگری متوقّع نیست لذا باید عامل دفع یا رفع آن نیز استمرار داشته باشد ، ازاین رو به ذکرکثیر امرشده است خواه به طورعموم ، مانند : ( یاأیها الذین امنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً ) وخواه به طور خصوص ، نظیر : ( واذکر ربّک کثیراً ) ، که به نحو خاص به حضرت زکریّا (علیه السلام ) کثرت یادخدا امرشده ، وهرگونه هدایتی که بهرۀ انبیا و اولیای الهی شده ، دیگران نیزمأموربه تأسّی واقتدا هستند ، جزآنکه دلیلی براختصاصی بودن آن حکم اقامه شده باشد ودرمسئله ذکرکثیرنه تنها دلیلی براختصاص ارائه نشده ، بلکه دلیل برتعمیم یافت می شود .
اثراخلاص ناب
البته استمرار ذکرالهی وتداوم یادخدا تأثیربسزایی دارد ، لیکن اثراخلاص ناب بیش ازاثرکثرت ذکراست، بلکه در حقیقت ذکرخالصانه همان ذکرکثیراست وذکربی اخلاص هرچندازلحاظ کمیّت وافرباشدذکراندک است ، حدیثی درذیل آیه : ( إنّ المنافقین یخادعون الله وهوخادعهم وإذا قاموا إلی الصلوة قاموا کُسالی یراءُون الناس ولایذکرون الله إلّا قلیلاً ) به این صورت آمده که : قال أمیرالمومنین (علیه السلام) : <من ذَکَرالله عزّوجلّ فی السرّ فقدذکرالله کثیراً ، إنّ المنافقین کانوا یذکرون الله علانیة ً ولایذکرونه فی السرّ > .
عصارۀ آن حدیث نورانی این است که چون دنیا متاع قلیل است واهل نفاق برای دنیا ذکرمی گویند نه برای رهایی ازآن ، که ریشه هرخطیئه است لذا ذکرآنها هرچندازلحاظ کمیت فراوان باشد ازجهت واقعیت اندک است چون هرذکری به مثابه تیری به قلب سیاه سپاه اهریمن است لازم است هنگام تهاجم دشمن ازبیرون وتحامل اهریمن وتطالُب نفس اماره وتواثب مُسَوّله ازدرون ، ازکثرت یادخدا استنطار ، وبدان استغاثه شود ، چنانکه دربارۀ جهاداصغرچنین آمده است : ( یاأیّهاالذین امنوا إذا لقیتم فئةً فاثبتوا واذکروا الله کثیراً لعلّکم تفلحون ) ازآن جهت که کثرت ذکر مورد فرمان خداست وتنها امتثال همان فرمان سودمند است ، لذاخدای سبحان در معرّفی نجات یافتگان و وصف پارسایان فرهیخته وازخطررهایی یافته ، کثرت یادرامطرح می کندوآنان رابه ذکرکثیرمی ستاید : (إلّا الذین امنوا وعملوا الصالحات وذکروا الله کثیراً ) ، ( إن المسلمین والمسلمات . . . والذاکرین الله کثیراً والذاکرات أعدالله لهم مغفرةً وأجراً عظیماً )
اثریادمظاهر وآیات خدا
به منظورپیروزی برخصم درون یادشمن بیرون یادمظاهر الهی وذکرآیات ویژه خدا نیز سهم خاص خود رادارد لذا خداوند به رسول اکرم (ص) دستور می دهد که به یادرهبران گذشته باش که هرکدام درحدّ خودمظهر اسمی ازاسمای حسنای الهی بوده اند وسنّت وسیرت وسریرت آنان رابه خاطر بیاور تا همچنان کامیاب شوِی : ( واذکرفی الکتاب إبراهیم إنّه کان صدّیقاً نبیّاً ) ، ( واذکرفی الکتاب موسی إنه کان مخلَصاً وکان رسولاً نبیّا ً ) ، واذکرفی الکتاب إسماعیل إنّه کان صادق الوعد ) ، ( واذکرفی الکتاب إدریس إنّه کان صدّیقاً نبیّاً ) دراین آیات ومانند آن که درقرآن کریم فراوان یافت می شود ، خداوند پیامبرگرامی اسلام را به یاد انبیا و اولیای پیشین متذکّرمی کند و یادآنان راسبب تقویت آن حضرت در ایفای عهد رسالت می داند ، چنانکه اصل یاد خدا و اخلاص و استمرار آن درظفرمندی برطاغیان مؤثّر است ، لذا خدای سبحان به موسی و هارون ( علیهما السلام ) هنگام اعزام برای دعوت فرعون ودرباریان اوچنین فرموده است : ( إذهب أنت وأخوک بایاتی ولاتنیافی ذکری ) یعنی تو ( موسی ) وبرادرت ( هارون ) با داشتن معجزات ونشانه هایی که ازطرف من به شما داده شد به سوی فرعون بروید ودراحیای یادونام من هیچ گونه وَنی ، وَهن ، هَون وسستی به خودراه ندهید . موسای کلیم ( علیه السلام ) یکی ازاهداف مهمّ درخواست مشارکت و وزارت برادر خود هارون ( علیه السلام ) را انجام ذکرکثیردانسته است : ( وأشرِکهُ فی أمری کی نُسبّحک کثیراً * ونذکرک کثیراً ) تاًثیرمهم یادخدا ایجاب کرده تا خداوند گاهی به حفظ قدرت ، قوّت وتوانممندی امرکند ، مانند : ( خذواما اتینا کم بقوة ٍ) وزمانی ازوَنی و سستی نهی فرماید مانند آیه مزبور ( ولا تنیا فی ذکری ) برای استمداد ازچنین نیروی غیبی یعنی کمک گرفتن ازیادخدا وتوجّه به مظاهرظهور قدرت وبرای حضور قوت الهی ، به موسای کلیم ( علیه السلام ) دستور داده شد که امّت خودرا به ایام تجلّی قدرت آشنا ومتذکرنما : ( ولقد أرسلنا موسی بایاتنا أن آخرِج قومَک من الظلمات إلی النور وذکّربأیام الله إن فی ذلک لایاتٍ لکلّ صبّارٍشکور ) درهرمرحله که فیض غیرعادی خداوند تجلی کند وگوشه ای ازاسرارنهفته جهان ، آشکارگردد وشمّه ای ازحقایق مستور ، مشهود شود همان مرحله ، به فراخور خود روزی ازروزهای ویژه الهی است ؛ واگرآیه مزبوربرمسئله ظهور حضرت بقیّة الله ( أرواح من سواه فداه ) ورَجعَت وقیامت تطبیق شده ازقبیل تمثال و بیان مثال است نه تبیین و حصر درمصادیق یاد شده .
خطرفراموشی خدا
با بیان گذشته معلوم می شود که خطرنسیان خدا وسهو از یاد او شکست ازتسویل دشمن درون و بیرون است من أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنکاً ونحشره یوم القیامة أعمی ) ( فأعرض عن مَن تولّی عن ذکرنا ولم یردإلّا الحیاة الدنیا )
تحلیل عقلی آثارمَنفی نسیان خدا و فراموشی نام و یاد او این است که خدای سبحان نه تنها خالق و فاعل است بلکه مقوّم هویت ربطی و قیّوم شخصیّتِ حرفی او است ، به طوری که شناخت او بدون معرفت قیّم وی یعنی خداوندممکن نیست ؛ زیرا شناخت معنای ربطی و حرفی بدون معرفت معنای نفسی و مستقل ، که همان خداوند است ، میسّر نخواهد بود و با فراموشی هویّتِ خویش هیچ گونه احساسی ازتطاول غارتگران هویّت وجود نخواهد داشت و با عدم احساس خطر ، هیچ گونه قیام و اقدامی علیه دشمنِ مهاجم صورت نمی پذیرد ، درنتیجه تمام شئون ادراکی و تحریکی انسان به اسارت اهریمن درآمده و برابر خواسته ازخوی خون آشام آن امیر شریر و فرمانروای خودکام ، اشیا را می فهمد و به آن عمل می کند و هرگونه منکری نزد او معروف به حساب می آید ( ولا تکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم أُولئک هم الفاسقون )
برخی چنین گفته اند که نسبت حدیث معروفِ ( من عرف نفسه عرف ربّه ) با آیه مزبور ، نسبت اصل قضیه و عکس نقیض قضیه است ، یعنی اگر معرفت خدا ازمعرفت نفس پدید می آید معلوم می شود فراموشی خدا و عدم معرفت او ناشی از فراموشی نفس وعدم معرفت آن است .
به هرتقدیر ؛ ذکر خدا سبب تذکّر هویت خویش و رسیدگی به تعالی او خواهد بود ، وفراموشی خدا سبب فراموشی هویّت و رها کردن آن در دسترس هر مهاجم و مجحِف و مُتَجانِب است ، که در این وضع ، چیزی به نام هویّت انسانی باقی نخواهد ماند ، آنگاه دیگری به جای وی قرار می گیرد و تمام امانی و اغراض و غرایز نفسانی و اهریمنی خود را به عنوان تمدّن ، سعادت و تکامل بر او تحمیل می کند.
پاورقی:ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- کتاب حکمت عبادات، حضرت آیت الله جوادی آملی، ص ۲۹۰
الهي ... .
الهي ...
الهي ، ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اي ، و ما همه هيچ كاره ايم و تنها تو كاره اي .
الهي ، رجب و شعبان بگذشت و ما از خود نگذشتيم ، تو از ما بگذر .
الهي ، آن خواهم كه هيچ نخواهم .
الهي ، اگر چه درويشم ، ولي داراتر از من كيست ، كه تو دارايي مني .
الهي ، روزم را چون شبم روحاني گردان و شبم را چون روزم نوراني .
الهي ، اگر تو ستار العيوب نبودي ، ما از رسوايي چه مي كرديم .
الهي ، خفتگانرا نعمت بيداري ده وبيداران را توفيق شب زنده داري و گريه و زاري به درگاهت .
الهي ، واي بر من اگر دلي از من برنجد .
الهي ، اگر گُلم يا خارم از آنِ بوستان يارم .
الهي ، شكرت كه فهميدم كه نفهميدم .
الهي ، خوشا آنان كه در جواني شكسته شدند ، كه پيري خود شكستگي است .
الهي ، آن كه تو را دوست دارد ، چگونه با خَلقت مهربان نيست .
و در آخر ...
الهي ، عمري آه در بساط نداشتم و اينكه جز آه در بساط ندارم .
پس الهي ...
الهي ، به سوي تو آمدم به حق خودت مرا به من بر مگردان .
يا ذالجود والاكرام
















سلام.به وبلاگ من خوش آمديد .